ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 11 دي 1404
پنجشنبه 11 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 26 فروردين 1392     |     کد : 52294

تلقی جامع و كامل از تفسير مأثور با رعايت سه شرط ممكن است

با رعايت سه شرط می‌توان گفت تفسير ماثور كامل است؛ شرط نخست بازنگری در محدوده و گستره منابع ماثور و روايی است و شرط دوم تصرف در اصطلاح و بازتعريف آن و شرط سوم تغيير نگاه مفسر است.



 با رعايت سه شرط می‌توان گفت تفسير ماثور كامل است؛ شرط نخست بازنگری در محدوده و گستره منابع ماثور و روايی است و شرط دوم تصرف در اصطلاح و بازتعريف آن و شرط سوم تغيير نگاه مفسر است.

حجت الاسلام والمسلمين حسن حكيم‌باشی، عضو هيئت علمی پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به بيان مطالبی در خصوص ويژگی‌های تفسير روايی و به ويژه ميزان جامعيت و كمال تفاسير روايی و شرايط حصول جامعيت در اين روش تفسيری پرداخت.

وی با بيان اين‌كه تفاسير روايی با رعايت سه شرط، تفسير كاملی به شمار می‌آيند، افزود: ابتدا بايد تفاوتی را بين تفاسير روايی و ماثور قائل شد؛ تفسير ماثور امروزه بنا بر نظر علمای علوم قرآن، وسيع‌تر از تفسير روايی است؛ يعنی تفسير روايی به تفاسيری گفته می‌شود كه در ذيل آيات قرآن، روايتی از پيامبر يا اهل‌بيت(ع) يا صحابه را به عنوان تفسير نقل كنند، اما تفسير ماثور را به عنوان همه منقولات در نظر می‌گيرند.

اين پژوهشگر علوم قرآنی در ادامه گفت: بر اين اساس، تفسير قرآن به قرآن را می‌توان در شمار تفاسير ماثور دانست، زيرا در اين گونه تفسير، آيه قرآن را به كمك آيات ديگر تفسير می‌كنيم و پس از آن بايد بررسی شود كه آن آيه معقول است يا ماثور؛ يعنی نظر افراد است يا مطلبی است كه نقل شده است. زيرا متن قرآن برای ما به واسطه پيامبر روايت شده، پس می‌توان گفت تفسير قرآن به قرآن هم تفسير ماثور است. بنابراين بايد گفت كه تفاسير ماثور با داشتن شرايطی می‌توانند تفسير كاملی برای قرآن باشند. طبق نظر اصحاب علوم قرآن و تفسير، تفاسير ماثور اشكالات و كمبودها و آفت‌های زيادی دارد كه از جمله اين كمبودها كامل نبودن اين تفاسير است؛ يعنی برای تمام آيات قرآن روايت تفسيری وارد نشده است.

وی افزود: اشكال ديگری كه به اين گونه تفسيری وارد است، آن است كه اسناد روايات تفسيری گاهی فاقد سند است و اشكال بعدی اين است كه روايات جعلی زيادی در اين تفسير وارد شده است. آسيب ديگر نيز وجود اسرائيليات در اين تفاسير است كه اين سه پديده يعنی ضعف سند، روايات جعلی و اسرائيليات در تفسير، آسيب‌هايی جدی به حساب می‌‌آيند. كمبودی هم كه در اين نوع تفاسير با آن موجه هستيم، محدود بودن روايات تفسيری است؛ به‌طوری‌كه در مقابل 6236 آيه شريفه قرآن كريم، تنها 200 يا 300 روايت را شمرده‌اند، بنابراين اين موضوع معروف است كه تفسير ماثور ناكارآمد است، زيرا پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) فرصت نكردند كه همه آيات را برای ما تفسير كنند.

حكيم‌باشی چنين ادامه داد: بحث ديگری كه در اين زمينه شايان توجه است، آن است كه آيا قرآن نيازمند تفسير هست يا نه؟ و اگر آيات بينات است، اساسا چه نيازی به روايت در حوزه تفسير داريم؛ به عبارت ديگر، جايگاه روايات در باب تفسير قرآن چه جايگاهی است؟ در مورد اين مسئله هم اختلاف وجود دارد. نكته‌ای را كه بايد به عنوان جمع‌بندی بگوييم، اين است كه كاركرد و نقش روايات تفسيری اين نيست كه تمامی آيات قرآن را تفسير كنند، بلكه متدولوژی و روش و اصول كلی تفسير را ائمه معصومين(ع) به ما ياد داده‌‌اند و در حقيقت نقش و كاركرد روايات تفسيری آن‌ است كه با تامل و تفكر در اين روايات بتوانيم ياد بگيريم كه چگونه بايد آيات را معنی كرد و روايات هم همين هدف را دنبال می‌كنند؛ حال اگر در برخی روايات به حل چند مسئله هم پرداخته شده باشد، استثناء به حساب می‌آيد.

وی ابراز كرد: بنابراين روايات حجيت دارند و ما به معصومين(ع) در باب تفسير نياز داريم و نيز بسندگی قرآن را نمی‌پذيريم و جدايی قرآن از عترت را نفی می‌كنيم. از سوی ديگر مانند اخبارگرايان نيستيم كه بگوييم هيچ آيه‌ای حجت نيست، مگر اين‌كه روايتی در كنار آن آمده باشد و آن را معنی كرده باشد. به هرحال پرسش اينجاست كه آيا آنچه كه در خصوص روش تفسير ماثور كه از منابع تفسيری روايی بيان شده، برای تفسير كفايت می‌كند يا نه؟

پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به عنوان جمع‌بندی مباحث خود در اين موضوع اظهار كرد: به سه شرط می‌توان گفت تفسير ماثور كامل است؛ نخست اين‌كه در محدوده تفسير مأثور يعنی در گستره منابع ماثور و روايی بازنگری كنيم؛ دوم اين‌كه در اصطلاح تصرف كنيم، يعنی اصطلاح تفسير ماثور را بازتعريف كنيم و سوم اين‌كه مفسر نوع نگاه خود را تغيير دهد.

وی افزود: برای مثال در خصوص محدوده بايد بگوييم كه اگر مجموعا ده‌ها هزار روايت از اهل بيت(ع) به ما رسيده است، ما می‌توانيم با بازنگری در خصوص تفسير روايی، همه منقولات را تفسير قرآن به حساب بياوريم؛ زيرا اولا تمامی اين منقولات حاوی مطالب بنيادی در اين عرصه هستند و طبق فرمايش اهل‌بيت(ع) ردپای همه آنچه كه فرموده‌اند، در قرآن هويدا است و همچنين فرموده‌اند سخنان ما هيچ‌گاه مخالف قرآن نيست و نيز فرموده‌اند هرچه از منقولات ما را كه خلاف قرآن بود، كنار بگذاريد.

پژوشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه گفت: در نتيجه ما بايد همه روايات معصومين(ع) را تفسير قرآن تلقی كنيم و اگر تا به حال چنين نگاهی را نداشتيم، بايد اين نگاه جديد را داشته باشيم. بنابراين برطبق اين گفتار، تعداد روايات تفسيری معصومين(ع) به گستره تمامی روايات منقول از آنها افزايش پيدا می‌كند، لذا در اين نگاه و روش، نياز به فراست و هوش فراوان در عرصه تشخيص احاديث صحيح احساس می‌شود.

وی در خصوص شرط بعدی جامعيت تفسير ماثور، خاطرنشان كرد: همان‌طور كه برخی از مفسران معاصر نظير مرحوم آيت‌الله معرفت، تفسير قرآن به قرآن را جزء تفاسير مأثور می‌دانند، می‌توان تفسير قرآن به قرآن را نيز جزء تفسير ماثور به‌ حساب آورد و با تغيير اصطلاح، اين تفاسير را هم در تفاسير ماثور جای داد.

حكيم باشی در انتها يادآور شد: در تغيير نوع نگاه بايد گفت اين‌گونه نيست كه ما فكر كنيم در تفسير ماثور حتما بايد در ذيل يك آيه روايتی از ائمه معصومين(ع) نقل شود يا معنای لغت را برای ما بگويند، بلكه اگر يك روايت را در كنار آيه بگذاريم، ولو اين‌كه هيچ اشاره‌ای در آن آيه نباشد، می‌تواند روشن‌كننده آيه باشد. در اين مقوله مفسر می‌تواند بر اساس ميزان فراست خود، در روشن كردن معنای آيات، از روايات مختلف استفاده كند و به اين ترتيب می‌توانيم به بازسازی روايات بپردازيم. اگر اين شرايط انجام شود، می‌توان تفسير ماثور را تفسير كامل دانست، اما در شرايط كنونی نمی‌توان آن را تفسيری كامل به حساب آورد.


نوشته شده در   دوشنبه 26 فروردين 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode