ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : دوشنبه 7 خرداد 1403
دوشنبه 7 خرداد 1403
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 23 تير 1390     |     کد : 22399

حکومت امام مهدي در آينه قرآن

جابر بن عبدالله انصاري گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: فرزندم نامش، نام من است و کنيه اش کنيه من، اشبه الناس است به من در خلقت و اخلاق، يک غيبتي دارد...

جابر بن عبدالله انصاري گويد: رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمودند: فرزندم نامش، نام من است و کنيه اش کنيه من، اشبه الناس است به من در خلقت و اخلاق، يک غيبتي دارد و يک سرگرداني درباره اش پيش آيد که امتها در آن گمراه شوند، سپس چون شهاب ثاقب پيش آيد و زمين را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده است.1
حکومت حضرت مهدي عليه السلام حکومت جهاني است، حکومتي نيست که در يک گوشه اي از زمين برقرار شود، اين مسئله از روايات فراوان به دست مي آيد.
آيه «ان الارض يرثها عبادي الصالحون» و آيات ديگر دلالت مي کند که يک زماني صالحان حاکم زمين مي شوند و حکومت واحد جهاني را برقرار مي کنند که ديگر در کنار آن حکومهاي متعدد نيست حکومتي که اسلام را در همه جهان گسترش مي دهد به گونه اي که هيچ ده، قريه يا جايي نيست مگر صداي اذان در آنجا به گوش مي رسد و ظلم و ستم ريشه کن مي شود و عدالت در سراسر جهان گسترش مي يابد و اسلام در همه ابعاد مختلف زندگي مردم وارد مي شود؛ يعني اجراي احکام اسلامي در ابعاد مختلف زندگي و آن هم در تمام جهان يعني اداره جهان به وسيله احکام اسلامي.2

تسخير جهان با ياران محدود:

امام صادق عليه السلام فرمودند: امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به همراه سيصد و سيزده نفر که شمار اصحاب بدر است خروج مي کند و فرمودند او به همراه اصحابي نيرومند خروج مي کند و آن کمتر از ده هزار تن نيست.3
بر حسب روايات و احاديث شريفه وقتي حضرت ظاهر مي شوند نخست 313 نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مکه معظمه حاضر به خدمتش مي گردند و وقتي عده اصحاب و اجتماع کنندگان به ده هزار نفر رسيد از مکه خارج مي شوند اما غلبه آن حضرت و حکومت جهاني اسلام ممکن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام شود و ممکن است با فراهم شدن اسباب و علل ظاهري باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود چنانکه پيشرفت و غلبه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و قواي اسلام به هر دو نوع بود.
اما به طور اعجاز و خرق عادت محتاج به توضيح نيست که حصول چنين غلبه مطلق براي آن حضرت به خواست خداوند امري است ممکن و معقول و با وعده هاي صريح و بشارتهاي حتمي که در قرآن مجيد و احاديث متواتر داده شده، بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند مصداق آيه «کم من فئه قليله غلبت فئه کثيره باذن الله» آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شايسته خدا را بر تمام ملل غالب و حاکم و وارث و مالک ارض قرار مي دهد.
از لحاظ اسباب و علل ظاهري هم اگر موضوع را بررسي کنيم حصول چنين فتح و غلبه تشکيل آن حکومت الهي ممکن و عملي خواهد بود، زيرا آن حضرت در موقعي ظهور مي کند که اوضاع و احوال اجتماعي و اخلاقي و سياسي کامل مساعد باشد.
در آن موقع همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم و دشمني و کينه و ظلم و تجاوز همه را نسبت به هم بدبين مي کند و اتحاد و همدلي به کلي از بين بشر رخت بربسته و از اينکه کسي بتواند بدون مدد غيبي جامعه را رهبري کند همه مأيوس مي گردند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستيز هستند و همه از وضع خود ناراضي و از مکتبهاي مختلف که عرضه مي شوند نااميد بوده و منتظر تغيير رژيم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و کنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته شدن مرزها و الغاي تجزيه ها و تقسيم ها مي باشند در يک چنين موقعيتي حضرت و اصحابش با نيروي ايمان و اخلاق حسنه با نجات بخش ترين برنامه هاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام قدم به ميدان مي گذارند.
معلوم است اين جمعيت با آن برنامه ها و وضع کار در آن دنياي پر آشوب و غرق در طوفان گرفتاريها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پيروز و موفق مي شوند و هيچ نيروئي نمي تواند در برابر آنها مقاومت کند.4

چگونگي شکل گيري حكومت حضرت مهدي عليه السلام:

ابوبصير و محمد بن مسلم گويند: از امام صادق عليه السلام شنيديم مي فرمودند: در اين امر (امر ظهور) واقع نشود تا آنکه دو ثلث مردم از بين بروند گفته شد چون دو ثلث مردم از بين بروند پس چه کسي باقي مي ماند؟ فرمودند: آيا دوست نمي داريد که شما از آن ثلث باقي باشيد؟ 5
از روايت بالا مي توان استنباط کرد که در هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به مبارزه و از بين بردن کفار و مشرکين و کساني که توبه نکرده و به اسلام نگرويدند مي پردازند و زمين را از وجود آنها پاک مي گردانند اما اين سؤال پيش مي آيد که چگونه حضرت مي توانند جهان را با وسعت و پهناوريش فتح نمايند و آيا برقراري حکومت جهاني به وسيله اسباب و علل عادي صورت مي گيرد يا نه ايشان از طريق معجزه بر همه دشمنان غلبه مي فرمايند؟ و آيا حضرت از تجهيزات نظامي پيشرفته و استراتژيک بهره مي برند يا به وسيله شمشير و اسب به جنگ دشمنان مي روند؟
امام محمد باقر عليه السلام به اين سؤالها اين گونه پاسخ مي دهند؟
اگر قرار بود به وسيله کارسازي و معجزه اوضاع براي او (امام زمان عليه السلام) درست شود براي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم مي شد و در زمان ايشان انجام مي گرفت در حالي که پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم خودش در جنگ دندانش شکست، پيشاني اش خون آلود شد در جنگهاي مختلف شرکت کرد و خودش وارد ميدان مي شد پس معلوم است پيروزي بايد به وسيله جنگ باشد اين طور نيست که بگوييم براي پيغمبر صلي الله عليه و آله وسلم امکان داشت به وسيله معجزه اين کار محقق شود اما تحقق پيدا نکرد و آن را گذاشتند براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و بعد فرمودند: «... حتي نمسح نحن و اتم العرق و العلق»
ظهور آن حضرت آن چنان با رنج و تعب همراه خواهد بود که ما و شما عرق را همراه لخته هاي خون از پيشاني خود پاک مي کنيم.
نه اين طور نمي شود، مگر اينکه ما و شما در ميدان جنگ، جنگ کنيم و خوني ريخته شود و عرقي بريزيم در راه جهاد.6
طبق نظر مبارک امام محمد باقر عليه السلام کارهاي امام زمان عليه السلام به وسيله اسباب و علل عادي پيش مي رود ولي اين مسئله در مجله موعود به گونه اي ديگر بيان شده است که آن را نيز نوشته بررسي مي نماييم. نويسنده اين مقاله بيان کرده است که «با توجه به ذهنيت مشهور و غالب در مورد تمدن جديد پاسخ سؤال فوق مثبت است و به اين روايت استدلال مي شود- ابي الله ان يجري الاشياء الا باسبابها ؛ خداوند از اين که کارها و رخدادها را جز با اسباب و علل عادي آن محقق نمايد امتناع مي ورزد.»
اما با مراجعه به احاديث و روايات مربوط خلاف اين ذهنيت آشکار خواهد شد و درخواهيم يافت که حادثه ظهور و دوران پس از آن بيش از آن که متکي بر علل و اسباب عادي باشد با پشتوانه آيات و معجزات الهي و علل و اسباب غيبي و ملکوتي صورت خواهد گرفت اگرچه مشيت غالب خداوند بر جريان امور از راه علل واسباب عادي است اما در مقاطعي اين مشيت به گونه اي غير متعارف و اعجاز گونه محقق مي شود و ما در تاريخ متعدد از اين دست سراغ داريم مانند حکومت حضرت سليمان عليه السلام و پادشاهي ذوالقرنين و يکي از القاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مبدآلايات است اين بدان دليل است که بيشتر معجزات به دست مبارک ايشان از آغاز تا پايان دوران حکومت محقق خواهد شد و خداوند براي هيچ يک از انبيا و رسل خود اين مقدار معجزه آسماني قرار نداده است.7
در تأييد گفته ايشان روايتي از امام صادق عليه السلام نقل مي کنيم که فرمودند، نيست از معجزات انبياء و اوصياء و معجزه اي مگر اينکه خداوند تبارک و تعالي مثل آنها را در دست قائم ما براي اتمام حجت بر دشمنان قرار دهد.8
طبق اين روايت به وضوح روشن مي شود که خداوند متعال مقام معجزات انبياء و اوصياء پيشين خود را در دست امام عصر حضرت مهدي عليه السلام قرار مي دهد تا با دشمنان اتمام حجت نمايد ولي اين مسئله که آيا حضرت واقعاً با کمک گرفتن از معجزات الهي بر دشمنان پيروز مي شود و حکومت شان را تشکيل مي دهند به بررسي و تأمل بيشتري نياز دارد لذا به بررسي و مطالعه سخنان آيت الله صافي گلپايگاني در اين مورد مي پردازيم.
مقصود از خروج با شمشير مأموريت به جهاد و توسل به اسلحه براي اعلاء کلمه حق است بنابراين قيام با شمشير کنايه از قيام با اسلحه است و تعيين نوع مأموريت، پيکار و جهاد آن حضرت مي باشد و اينکه آن حضرت مأمور به مقابله با کفار است، بديهي است با هر اسلحه اي که لازم باشد آن حضرت و اصحابش با کفار و ستمگران جهاد مي نمايد و از هر گونه اسلحه اي که در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد و به استعمال آن حاجت داشته باشند استفاده مي نمايند.
از کجا که در زمان ظهور آن حضرت اين اسلحه ها در اختيار بشر باقي باشد، زيرا ممکن است در اثر حوادث و آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانمان سوز جهاني که پيش مي آيد (قبل از ظهور) دو ثلث بشر نابود شود و اين اسلحه هاي جهنمي معدوم گردد و شايد کسي باقي نماند که بتواند از اين اسلحه ها استفاده کند يا آنها را تهيه نمايد و اين احتمال هم بجا و قابل توجه است.
يکي از اموري که در احاديث از آن خبر داده شده و اوضاع کنوني آن را ممکن الوقوع نشان مي دهد جنگهاي جهانگيري است که در اثر آن بيشتر نقاط زمين از سکنه خالي مي گردد و شهرها ويران مي شود و صدها ميليون بشر را رهسپار ديار عدم مي سازد.
تا يک قرن پيش وقوع چنين جنگهايي بسيار بعيد به نظر مي رسيد، زيرا با آن اسلحه هاي سابق و يا نبودن وسائل ارتباط جمعي بين شهرها و کشورها اگر جنگي واقع مي شد، اولاً : پيش از آنکه خبرش به کشورهاي همسايه يا دورتر برسد ودامنه جنگ گسترش يابد آن جنگ به پايان مي رسيد و ثانياً : در آن زمانها تعيين غالب از مغلوب، خاتمه يافتن جنگ، تسلط يکي از دو طرف يا از بين رفتن طرفين متوقف بر کشتارهاي عمومي و... نبود.
اما در عصر حاضر به طوري که همه پيش بيني مي نمايند با وسايل ارتباط جمعي که همه عالم را به منزله يک شهر و يک محله نموده است و با اسلحه ها و تجهيزاتي که در دست زمامداران بي ايمان است و هيچ وسيله اي براي کنترل خشم و جاه پرستي آنها نيست اگر جنگ شروع شود علاوه بر آنکه غالب از مغلوب تشخيص داده نمي شود و طرفين از بين مي روند، اکثر ملل و سکنه کره زمين ممکن است در ظرف چند ساعت فاني و نابود شوند.
پس اگر در حديث شريفه فرموده اند: ظاهر نمي شود حضرت مهدي عليه السلام مگر آنکه ثلث مردم کشته شوند و ثلث آنها باقي بمانند. نبايد تعجب کرد بلکه بايد آن را نشانه علوم بي پايان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و ائمه طاهرين عليهم السلام و آگاهي آنها از آينده و اطلاعشان بر مغيبات به اذن و تعليم خداوند دانست.9
آقاي نجم الدين در اين باره مي گويد: «به طور قطع نوع سلاحي که حضرت مهدي عليه السلام در نبرد به کار مي گيرد با ديگر سلاح هاي آن روزگار تفاوت اساسي دارد.»
واژه سيف که در روايات آمده است شايد کنايه از اسلحه است نه اين که مراد خصوص شمشير باشد زيرا آن گونه که از روايات برداشت مي شود اسلحه امام به گونه اي است که با به کارگيري آن ديوارهاي شهر فرو مي ريزد و يا شهر پودر شده و تبديل به دود و خاکستر مي گردد و دشمن با يک ضربه همانند نمک آب شده و چون سرب ذوب مي شود.
و طبق رواياتي ديگر سلاح سربازان ايشان از آهن است ولي آنچنان که اگر بر کوه فرود آيد آن را به دو نيم مي کند شايد دشمن نيز از اسلحه آتش زا استفاده کند، زيرا همان طور که از روايات به ما رسيده است که جبرئيل آن را از آسمان براي حضرت ابراهيم عليه السلام آورد تا از آتش نمرود رهايي يابد و آن لباس در اختيار حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است و اگر چنين نبود- اسلحه و صنعت پيشرفته در اختيار دشمن نبود- شايد ضروري براي پوشيدن آن لباس وجود نمي داشت هر چند که شايد جنبه اعجاز آن منظور باشد.10

سرنوشت کفار و مشرکين در عصر دولت حضرت مهدي عليه السلام:

طبق آيات و روايات استفاده مي شود که در عصر حضرت مهدي عليه السلام حکومت و قدرت زمين از کفار غير کتابي و ماديين گرفته مي شود و در دست مسلمين و رجال شايسته جهان واقع مي شود، که به تفسير و تأويل بعضي از اين آيات در فصل اول پرداختيم و از اين قبيل آيات که به عباد الصالح بشارت مي دهد که روزي در سلطه آنان قرار مي گيرد در قرآن مجيد بسيار يافت مي شود که به بعضي از آنها اشاره مي کنيم.
الف) آيه 105 سوره انبياء: «ولقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»
ب) آيه 55 سوره نور: «وعد الله الذين امنوا منکم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض کما استخلف الذين من قبلهم»
ج) آيه 5 سوره قصص: «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين»
د) آيه 9 سوره صف: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الذين کله و لو کره المشرکون
او کسي است که رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»
در روايات بسياري نيز اشاره شده به مبارزه حضرت مهدي عليه السلام با کفار و مشرکان و ظالمان و از بين بردن تمام آنها و پاک کردن زمين از وجود آنها که به يک نمونه از روايات و احاديث اشاره مي کنيم.
امام باقر عليه السلام مي فرمايند: حضرت قائم عليه السلام و اصحابش آن قدر جنگ مي کنند تا ديگر مشرکي باقي نماند.11
پس مي توانيم به وضوح متوجه شويم که در دولت حضرت مهدي عليه السلام هيچ مشرک و کافري وجود ندارد مگر آنکه توبه کرده و به اسلام پناه آورد و مسلمان شود.

**************** سرنوشت يهود و نصاري در عصر دولت حضرت مهدي عليه السلام:
و من الذين قالوا انا نصاري اخذنا ميثاقهم فنسو حظا مما ذکروا به فاغرينا بينهم العداوه و البغضاء الي يوم القيامه و سوف ينبئهم الله بما کانوا يصنعون12
و از کساني که ادعاي نصرانيت (ياري مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولي آنها قسمت قابل ملاحظه اي از آنچه به آنان تذکر داده شده بود به دست فراموشي سپرده اند لذا در ميان آنها تا دامنه قيامت عداوت و دشمني افکنديم و...
اذ قال الله يا عيسي اني متوفيک و رافعک الي و مطهرک من الذين کفروا و جاعل الذين اتبعوک فوق الذين کفروا الي يوم القيامه...13
به ياد آور هنگامي که خدا به عيسي فرمود: من تو را برمي گيرم و به سوي خود مي برم و از کساني که کافر شدند پاک مي سازم و کساني را که از تو پيروي کردند تا روز رستاخيز برتر از کساني که کافر شدند قرار مي دهم...
خداوند متعال در آيه اول مي فرمايد: «دشمني و کينه توزي را تا قيامت در بين نصاري خواهم انداخت و در آيه دوم وعده داده است که نصاري تا قيامت برتر از کفار باشند.»
مقتضاي ظاهر دو آيه اين است که کيش نصاري تا قيامت و در عصر دولت حضرت مهدي عليه السلام نيز باقي مي ماند.
و طبق بعضي از احاديث هم همين برداشت مشهور است:
ابوبصير مي گويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم صاحب الامر با اهل ذمه- يهود و نصاري- چه مي کنند فرمودند: مانند پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم با آنان مصالحه مي کند آنها هم با کمال ذلت جزيه مي دهند.
حضرت ابوجعفر عليه السلام فرمودند: «حضرت صاحب الامر عليه السلام مهدي ناميده شده براي اينکه تورات و ساير کتابهاي آسماني را از غاري که در انطاکيه واقع شده استخراج مي نمايد و بين اهل تورات با تورات و بين اهل انجيل با انجيل و بين اهل زبور با زبور و بين اهل قرآن با قرآن قضاوت مي کند.»
در مقابل اين آيات، آياتي است که مي فرمايد در عصر ظهور امام مهدي عليه السلام ديني به جز اسلام نمي ماند و آن حضرت دين اسلام را بر يهود و نصاري عرضه مي دارد هر کس پذيرفت از کشته شدن نجات مي يابد و هر کس امتناع ورزيد کشته مي شود من باب نمونه:
حضرت ابوجعفر عليه السلام مي فرمايند: خداوند متعال شرق و غرب جهان را براي صاحب الامر عليه السلام مفتوح مي کند آن قدر مي جنگد تا اينکه جز دين محمد صلي الله عليه و آله وسلم ديني باقي نماند.
و در حالي ديگر مي فرمايند: «وقتي قائم قيام کرد، دولت باطل براي هميشه سقوط مي کند.»
چنانچه ملاحظه مي کنيد احاديث دو دسته اند يک دسته مخالف هستنتد با باقي ماندن يهود و نصاري و دسته اي ديگر موافق اين امر هستند بر دانشمندان پوشيده نيست که احاديث موافق قرآن بر احاديث مخالف مقدمند و آنها را از اعتبار ساقط مي سازند.
بنابراين يهود و نصاري در دولت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف باقي مي ماند ولي از عقيده تثليث و شرک دست بر مي دارند و خداپرست مي شوند و تحت الحمايه حکومت اسلامي به زندگي ادامه مي دهند.
درعين حال دولتهاي باطل سقوط مي کند و قدرت در دست مسلمانان صلاحيت دار واقع مي شود و دين اسلام بر همه اديان غالب مي شود و بانگ توحيد از همه جا بر مي خيزد.14
در بين احاديث و روايات موجود و در تفسير آيه از قرآن به مطلبي جالب رسيدم که ترجيح دادم آن را در اين قسمت بيان کنم:
امام جعفر صادق عليه السلم فرمودند: که خدا را مؤمنيني است که در صلب هاي اقوامي کافر و منافق وديعه نهاده است و هرگز قائم ما ظهور نخواهد کد تا ودايع خدا بيرون آيند پس هنگامي که بيرون شدند آشکار شود و کفار و منافقين را بکشد.15
چنانچه در اخبار و احاديث هست خداوند نطفه هاي بسياري از مؤمنان را در اصلاب کفار به وديعه گذارده است و اين ودياع بايد ظاهر شود و پيش از ظهور اين ودايع قيام امام با شمشير و قتل کفار عملي نخواهد شد زيرا مانع از خروج اين ودايع مي شوند.
آيا کسي پيش بيني مي کرد که از صلب حجاج خونخوار ستمکار که در بين دشمنان نظير او کم يافت شده مردي چون حسين بن احمد بن حجاج معروف به ابن الحجاج شاعر و سخنور معروف شيعه و دوستدار خاندان رسالت پيدا شد که قصائد شيوا را در مدح و مناقب حضرت عليه السلام و اهل بيت و در نکوهش دشمنان آنها بگويد و مذهب شيعه را رواج دهد.
پس اين موضوع خروج نطفه هاي مؤمنان از اصلاب کفار، موضوع مهمي است که ظهور نبايد مانع آن شود.
و ظهور بايد زماني واقع شود که در اصلاب کفار وديعه اي باقي نمانده باشد چنانچه در سرگذشت حضرت نوح عليه السلام قرآن مجيد از سخن او در مقام دعا خبر داده است:
و لا يلدوا الا فاجراً کفارا
و فرزندي هم جز بدکار و کافر از آنان به ظهور نمي رسد.
و ظهور حضرت مهدي عليه السلام در چنين زماني واقع مي شود و قائم عليه السلام هرگز ظاهر نمي شود تا ودايع خداوند خارج شد پس وقتي خارج شدند دشمنان خدا بر همه کس آشکار و ظاهر مي شود و حضرت آنها را به قتل مي رساند.16
از اين مطلب مي توانيم استنباط کنيم که قيام حضرت مهدي عليه السلام با نهايت عدالت و انصاف همراه است و اين همه از احاديث که از کشته شدن و ريختن خون به وسيله ايشان در عصر ظهور به ميان آمده است تنها در مورد ظالمان و کفار است و خداوند قيام را آن قدر به تأخير مي اندازند که حتي آن ودايعي که در صلب کفار هستند به جزاي اعمال و کردار خود مي رسند و اين عين عدالت است و اراد خداوند در آخر الزمان بر اين امر محقق مي شود که زمين از وجود ظالمان به وسيله حجت خدا خالي مي گردد و حضرت مهدي عليه السلام به نحو احسن اين وظيفه را به اجرا درمي آورند.
پي نوشتها:
1- ر.ک: شيخ صدوق، کمال الدين و اتمام النعمه، کتب الاسلاميه، ذيقعده الحرام 1378ق، ص 403.
2- ر.ک: ابراهيم اميني، حکومت امام مهدي عليه السلام، گفتمان مهدويت سخنراني گفتمان سوم،مؤسسه بوستان قم، 1381، ص193.
3- ر.ک: شيخ صدوق، کمال الدين و اتمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، ج2، ص564.
4- ر.ک: آقاي صافي گلپايگاني، امامت و مهدويت، ج1و2، صص 445-444.
5- رک: شيخ صدوق، کمال الدين و اتمام النعمه، منصور پهلواني، مسجد جمکران، چاپ دوم، ج2، ص 564.
6- رک: جليل بن ابراهيم نعماني، الغيبه، سيد احمد فهري زنجاني، دار الکتب الاسلاميه، چاپ پنجم، زمستان 1363، ص 333.
6- ر.ک: مهدي نصيري، امام مهدي عليه السلام و تمدن جديد، موعود، شماره 28، مهر و آبان 1380، ص 16.
7- ر.ک: محمد بن حسن حر عاملي، اثباه الهداه به اخبار و معجزات، احمد جنتي، دار الکتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1366، ج7، ص 357.
8- رک: آيت الله صافي گلپايگاني، امامت و مهدويت، ص 448.
9- رک نجم الدين طبسي، چشم اندازي به حکومت امام مهدي، بوستان قم، ص 118.
10- ابراهيم اميني، دادگستر جهان، انتشارات شفق، چاپ دهم، بهار 1367، ص 301.
11- سوره مائده، آيه 14.
12- سوره آل عمران ، آيه 55.
13- ر.ک: سيد صادق حسيني شيرازي، موعود قرآن.
14- ر.ک: همان
15- ر.ک: آيت الله صافي گلپايگاني، امامت و مهدويت، ص 356.


نوشته شده در   پنجشنبه 23 تير 1390  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode