ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 24 بهمن 1404
جمعه 24 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 23 بهمن 1404     |     کد : 208433

ذهن و روح فرزندان در هیاهوی رسانه های آلوده

در دنیای پرالتهاب امروز که اخبار سیاسی و اجتماعی جهان با سرعتی باورنکردنی از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و بدون وقفه به درون خانه‌ها و زندگی خصوصی خانواده‌ها رخنه می‌کنند، مسئولیت والدین در صیانت از کانون خانواده دوچندان شده است.

 در دنیای پرالتهاب امروز که اخبار سیاسی و اجتماعی جهان با سرعتی باورنکردنی از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و بدون وقفه به درون خانه‌ها و زندگی خصوصی خانواده‌ها رخنه می‌کنند، مسئولیت والدین در صیانت از کانون خانواده دوچندان شده است.

در دنیای پرالتهاب امروز که اخبار سیاسی و اجتماعی جهان با سرعتی باورنکردنی از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و بدون وقفه به درون خانه‌ها و زندگی خصوصی خانواده‌ها رخنه می‌کنند، مسئولیت والدین در صیانت از کانون خانواده دوچندان شده است. ما در مقطع حساسی از تاریخ زندگی‌مان قرار داریم که در آن، موج‌های اخبار نگران ‌کننده جنگ، ناامنی و عملیات‌های تروریستی دیماه گذشته، فضای روانی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است اما در کنار این هجمه آشکار اخبار جنگ و خشونت، گاهی اوقات تهدیدهایی از نوع دیگر و با ظاهری متفاوت اما با عمق فاجعه‌بارتر، راه خود را به محافل خانوادگی و گفتگوهای بزرگسالان باز می‌کنند.
 
موضوعی که این روزها به سوژه اصلی بسیاری از گفتگوها تبدیل شده و در اکثر خانه‌ها دست‌به‌دست می‌شود، پرونده «جفری اپستین» است. شاید بسیاری از والدین گمان کنند که این موضوع صرفاً یک خبر سیاسی یا جنایی معمولی است که بحث درباره آن در حضور فرزندان مشکلی ایجاد نمی‌کند اما غافل از اینکه این اخبار دارای ابعاد پنهانی است که می‌تواند امنیت روانی و اخلاقی کودکان و نوجوانان را به شدت تهدید کند.
 
واقعیت تلخ این است که بزرگترها ممکن است با یک اشاره کوتاه یا بیان یک جمله از این ماجرا در حضور کودکان، جرقه‌ای را روشن کنند که خاموش کردن آن غیرممکن شود. کودکان و نوجوانان دارای ذهنی کنجکاو و پویا هستند و با توجه به دسترسی گسترده و بی‌رویه‌ای که متأسفانه به گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و دنیای نامحدود اینترنت دارند، آن یک خط خبری ساده را در ذهن خود پرورش داده و آن را به ده‌ها صفحه و صدها تصویر و مطلب نامناسب تبدیل می‌کنند. این فرآیند، آن‌ها را وارد مسیری می‌کند که نه برای سنشان مناسب است و نه توانایی پردازش اخلاقی و روانی آن را دارند. امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: حق کودک تو بر تو، این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می‌کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.(مکارم الاخلاق،۲۳۳)
 
خطرات نهفته در کنجکاوی بی‌مهار و دسترسی نامحدود
نکته‌ای که در این میان باید با دقت و تأمل مورد بررسی قرار گیرد، خودِ ماهیت روان‌شناختی این نوع اخبار و واکنش ما به آن‌هاست. اینکه چرا ما بزرگسالان این چنین مشتاقانه دنبال جزئیات این حوادث هستیم و چرا اینقدر می‌خواهیم بدانیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده است، خودش یک معضل بزرگ است که ریشه در لایه‌های عمیق روان انسان دارد.
 
این اشتیاق افراطی، گاهی نشانه‌ای از خلأهای روحی یا نوعی فرار از واقعیت‌های زندگی شخصی است که در غالب دغدغه‌های اجتماعی بروز می‌کند اما وقتی این رفتار از بزرگسالان به کودکان منتقل می‌شود یا آن‌ها شاهد این اشتیاق در والدین خود هستند، پیامی نادرست دریافت می‌کنند. آن‌ها یاد می‌گیرند که هر مطلبی، هرچند زشت و غیراخلاقی، ارزش دانستن و جستجو دارد. کودکان با قوه تخیل قدرتمند خود، آن یک خط خبری را که شنیده‌اند، در ذهنشان بسط می‌دهند و برای پر کردن شکاف‌های اطلاعاتی خود، به جستجو در اینترنت می‌پردازند.
 
متأسفانه فضای مجازی پر از محتواهایی است که ادعای اطلاع‌رسانی دارند اما در واقع حاوی تصاویر و توضیحات بسیار غیراخلاقی و نامناسب برای سن کودکان هستند. این جستجوهای کنجکاوانه، کودک را با مفاهیمی روبرو می‌کند که درک درستی از آن‌ها ندارند و می‌تواند منجر به آلودگی ذهن، اضطراب و حتی تغییر در نگرش آن‌ها نسبت به روابط انسانی و اخلاقی شود. بنابراین، وظیفه والدین تنها محدود کردن دسترسی فیزیکی نیست، بلکه باید بر مدیریت ذهن و کنترل اشتیاق‌های کاذب نیز نظارت داشته باشند. ما باید به خودمان بیاموزیم که دانستنِ همه چیز، همیشه ارزشمند نیست و گاهی «نادانستن» نوعی حفاظت از سلامت روح و روان ما و فرزندانمان است.
 
آسیب‌های روانی و تهدید امنیت خاطر کودکان
ورود اینگونه اخبار وحشتناک و دارای بار جنایی و اخلاقی سنگین به دنیای کودکان، می‌تواند اثرات مخرب و جبران‌ناپذیری بر روان آن‌ها داشته باشد. یکی از مهم‌ترین این آسیب‌ها، ایجاد وحشت و اضطراب عمیق در کودکان است. وقتی کودک با خبرهایی از نوع فساد، تجاوز و یا جنایت روبرو می‌شود، تصویر امنیتی که از دنیا و بزرگسالان داشته، می‌شکند.
 
این اخبار می‌تواند در برخی کودکان ایجاد ترس از کوچک بودن کند؛ یعنی احساس کنند که در برابر دنیایی پر از خطر و آدم‌های خطرناک، کاملاً بی‌دفاع و آسیب‌پذیر هستند. این حس ناامنی می‌تواند منجر به ترس از بزرگ شدن شود زیرا آن‌ها بزرگسالان را با این اعمال زشت مرتبط می‌بینند و می‌ترسند که در آینده جزئی از این سیستم فاسد شوند. این تنگنای روحی و روانی، مانع از رشد طبیعی و شادابانه کودک می‌شود و می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات اضطرابی، افسردگی و مشکلات رفتاری در سنین نوجوانی و جوانی گردد.
 
از منظر روانشناسی، ذهن کودک مانند یک اسفنج است که هر چیزی را جذب می‌کند و توانایی تفکیک واقعیت از خیال، یا درست از نادرست را به شکل کامل پیدا نکرده است. بنابراین، مواجهه با مفاهیم پیچیده و تاریک اخبار روز، آن‌ها را در گیجی و حیرت فرو می‌برد. کودک نیاز دارد تا در فضایی امن و پر از محبت رشد کند و تصویری زیبا از دنیا و انسان‌ها داشته باشد تا بتواند اعتماد به نفس و امید به آینده را در خود شکل دهد. پر کردن ذهن لطیف آن‌ها با اخبار سیاه و جنایی، مانند کاشتن بذرهای خار در باغچه‌ای است که قرار است گل‌های امید و شادی بدهد.
 
پیوند میان تربیت دینی و صیانت از نسل آینده
در این میان، آموزه‌های دینی و اسلامی راهگشا و چراغ راه ما هستند. دین مبین اسلام، به عنوان دینی که بر پاکیزگی و عفت تأکید دارد، توصیه‌های بسیار روشنی در خصوص محافظت از چشم و گوش و دل فرزندان دارد. آنچه که دستورات دینی به ما اکیداً تأکید دارند، این است که نباید اجازه دهیم فرزندانمان در سن پایین با مشاهداتی فراتر از سن و شعورشان مواجه شوند یا در مسیری قدم بگذارند که مناسب شرایط روحی و جسمی آن‌ها نیست.
 
اسلام، عفت و پاکدامنی را اساس سلامت جامعه می‌داند و والدین را مسئول حفظ این عفت در خانواده می‌داند. وقتی ما اجازه می‌دهیم اخباری مانند ماجرای اپستین که سراسر فساد و بی‌عفتی است، به گوش فرزندانمان برسد، عملاً در برابر این مسئولیت کوتاه آمده‌ایم. روایات متعددی وجود دارد که بزرگتران را از صحبت کردن از مسائل جنایی و نامشروع در حضور کودکان منع می‌کند زیرا این کار باعث آلودگی قلب و ذهن آن‌ها می‌شود. دین به ما می‌آموزد که انسان باید همواره در حال پالایش روح خود باشد و این پالایش باید از کودکی آغاز شود.
 
بنابراین، رعایت حریم خصوصی اخلاقی در خانواده و پرهیز از بیان جزئیات جرائم و فسادها در حضور کودکان، نه تنها یک توصیه روانشناسی، بلکه یک وظیفه شرعی و دینی است. ما باید الگوی عملی عفت و پاکدامنی برای فرزندانمان باشیم و فضای خانه را به گونه‌ای مدیریت کنیم که مطابق با شئونات اسلامی باشد و از ورود هرگونه آلودگی اخلاقی و روانی جلوگیری شود.
 
ضرورت تربیت ذهنی و ورزیده کردن روح فرزندان
اخبار چند روز اخیر راجع به جزیره اپستین و حواشی آن، باید برای ما یک هشدار جدی و یک بهانه برای تفکر عمیق باشد، نه برای سرگرمی و وقت‌گذرانی. این موضوع باید ما را به این نکته مهم برساند که مراقبت ما از ذهن و روح فرزندانمان باید به مراتب بیشتر و دقیق‌تر از مراقبت از جسم و تغذیه آن‌ها باشد. ما والدین، اغلب نگران سلامت جسمی فرزندان هستیم؛ اینکه آیا لباس گرم پوشیده‌اند؟ آیا غذای مغذی خورده‌اند؟ آیا به موقع واکسن زده‌اند؟ اما آیا به همان اندازه نگران سلامت روان و روح آن‌ها هستیم؟ همانطور که می‌خواهیم فرزندانمان با ورود به یک کلاس درس زبان، یا یک باشگاه ورزشی، زبانشان تقویت شود و جسم‌شان ورزیده و قوی گردد، باید ذهن و روح آن‌ها را هم ورزیده کنیم.
 
این امر نیازمند یک سیر تربیتی درست و مدون است. ما باید برنامه‌ریزی کنیم که ذهن فرزندمان با چه مطالبی تغذیه شود. آیا با اخبار جنگ و فساد تغذیه می‌شود یا با قرآن، داستان‌های صحیح تاریخی، مفاهیم اخلاقی و علمی مفید؟ تربیت ذهنی به معنای پر کردن ذهن کودک با دانش و معرفت است که او را در برابر آسیب‌های اجتماعی مصون می‌دارد. وقتی ذهن کودک با مفاهیم صحیح و ارزشی پر شود، جایگزینی برای مفاهیم زشت و نامناسب نخواهد داشت. بنابراین، باید بنا بر یک سیر تربیتی درست رفتار کنیم و محیط خانه را به یک دانشگاه کوچک برای تربیت روح و روان فرزندانمان تبدیل نماییم تا در آینده، افرادی سالم، باانگیزه و مؤثر برای جامعه و خودشان باشند.
 
مرزها در خانواده؛ ضامن سلامت روان و کرامت انسانی
یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در روانشناسی خانواده و تربیت فرزند، موضوع «مرزها» است. مرز در خانواده به معنای دیوار کشیدن یا ایجاد فاصله سرد و بی‌رحم نیست، بلکه به معنای تعریف یک فاصله روانشناختی سالم و منطقی میان اعضاست که به هر فرد اجازه می‌دهد تا «من» مستقل و جداگانه‌ای داشته باشد. این مرزها مانند خطکشی‌های مشخص در یک زمین بازی عمل می‌کنند؛ هر کس می‌داند کجای زمین باید بایستد و حرکت در چه محدوده‌ای مجاز است. درک و اجرای صحیح این مرزها، کلید اصلی برای جلوگیری از بسیاری از تعارضات، سردی روابط و آسیب‌های روانی در آینده است.
 
اولین و مهم‌ترین نوع این مرزها، حریم میان زن و شوهر است. در نظام خانواده، پدر و مادر علاوه بر نقش والدینی، نقش همسری را نیز ایفا می‌کنند که دارای حریم خصوصی و ویژه خود است. هیچ‌کس، حتی فرزندان عزیز خانواده، حق ورود به این مرز را ندارند. از منظر روانشناسی، وقتی فرزندان وارد مسائل زناشویی، دعواهای زناشویی یا تصمیم‌گیری‌های خصوصی والدین می‌شوند، در واقع از «کودکی» خود خارج شده و بار سنگین احساسات بزرگسالان را به دوش می‌کشند که به آن «سهیم‌سازی فرزند» می‌گویند. این اتفاق باعث می‌شود کودک احساس ناامنی کند و در آینده در تشکیل خانواده خود دچار مشکل شود. دین مبین اسلام نیز با تأکید فراوان بر عفت و حیا، این مرز را به شدت پاس داشته است. آیات قرآن در سوره نور صراحتاً دستور می‌دهند که فرزندان قبل از ورود به اتاق والدین باید اجازه بگیرند تا حریم عفت و خصوصیت زناشویی حفظ شود. روایات اهل‌بیت نیز تأکید دارند که پدر و مادر باید در رفتار و سخن، حریمی برای خود داشته باشند تا فرزندان با مفاهیم فراتر از سن خود مواجه نشوند.
 
دومین نوع مرز، مربوط به خود فرزندان است. بسیاری از والدین تصور می‌کنند چون فرزند متعلق به آن‌هاست، پس حق دارند به تمام وجود او دسترسی داشته باشند؛ در حالی که فرزندان نیز برای خود مرزی دارند که هیچ‌یک از والدین و حتی سایر خواهر و برادرها حق ورود به آن را ندارند. این مرز شامل وسایل شخصی، دفترچه خاطرات، گوشی تلفن همراه، دوستان و حتی افکار و احساسات درونی کودک است. احترام به این حریم، آموزشی عملی برای کرامت انسانی است. وقتی والدین بدون اجازه به حریم خصوصی کودک تجاوز می‌کنند، ناخواسته به او این پیام را می‌دهند که تو موجودی مستقل و محترم نیستی. این کار باعث می‌شود کودک «خود واقعی‌اش» را پنهان کند و در پوسته‌ای فریبنده فرو برود. از دیدگاه اخلاقی، رعایت این مرز نوعی احترام به آزادی و شخصیت انسان است و از نظر دینی، فرزندان امانت الهی هستند، نه مالکیت مطلق پدر و مادر؛ بنابراین حفظ حریم و آبروی آن‌ها واجب است.
 
سومین نوع مرز، مرز کل سیستم خانواده در برابر بیرون است. خانواده یک واحد اجتماعی است که باید هویت و استقلال خود را داشته باشد. این مرز یعنی اینکه افراد غریبه، دوستان ناباب، رسانه‌های بی‌گانه و فرهنگ‌های مخرب، حق ورود بی‌رویه به حریم تفکرات، ارزش‌ها و سبک زندگی خانواده را ندارند. امروزه با نفوذ فضای مجازی، این مرز بیش از پیش تهدید می‌شود. خانواده‌ای که مرزهای محکمی در برابر بیرون ندارد، ارزش‌های خود را از دست می‌دهد و تحت تأثیر جریانات سیل‌آسای اجتماعی قرار می‌گیرد. اسلام نیز با تأکید بر مفهوم «غیرت» و حفظ حریم، خانواده را یک قلعه امن می‌داند که باید از ورود مفسده‌ها و افراد ناسالم به آن جلوگیری شود.
 
در نهایت، رعایت این سه‌گانه مرزها (مرز زناشویی، مرز فرزندان و مرز خانواده در برابر بیرون)، ضامن تعادل، آرامش و سلامت روان همه اعضاست. وقتی هر کس در جای خود ایستاده و به حریم دیگری احترام می‌گذارد، عشق و محبت در کالبد صحیحی رشد می‌کند. بی‌توجهی به این مرزها، باعث درهم‌ریختگی نقش‌ها، سردی روابط و بروز بحران‌های رفتاری در فرزندان می‌شود. بنابراین، والدین هوشمند کسانی هستند که با آگاهی از قوانین روانشناسی و دستورات دینی، این خطوط قرمز را برای خود و خانواده‌شان ترسیم می‌کنند تا قایقی خانواده در طوفان‌های زندگی، به سمت ساحل نجات هدایت شود. 

راسخون


نوشته شده در   پنجشنبه 23 بهمن 1404  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode