ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 14 بهمن 1404
سه شنبه 14 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 4 ارديبهشت 1400     |     کد : 195666

چرا همه‌چیزدان و خودداناپندار هستیم؟

«سکوت دانایان و سخنوری نادانان، به زوال فرهنگ و شکل‌گیری نوع جدیدی از عوام‌زدگی و توده‌گرایی در ایران منجر شده است.»

«سکوت دانایان و سخنوری نادانان، به زوال فرهنگ و شکل‌گیری نوع جدیدی از عوام‌زدگی و توده‌گرایی در ایران منجر شده است.»

به گزارش ایسنا، رحیم محمدی، جامعه‌شناس، در یادداشتی در روزنامه ایران نوشت: «مسلماً امروزه جامعه ما متحول شده و انواع آموزش‌های مدرسه‌ای و دانشگاهی و حرفه‌ای عمومیت یافته است، شهرها و کلانشهرها امکان‌های جدیدی آفریده‌اند، اطلاعات و دانش عمومی افراد و شهروندان افزایش یافته و احساس شهروندی تقویت شده است. بنابراین شرایط کنونی موجب شده تا گفت‌وگو و بیان عقیده و اظهار نظر و اظهار علایق نسبت به‌ گذشته به‌ شکل گسترده‌ای اهمیت یابد و هر روزه گفت‌وگوهای مستمری در خانه و محل کار و کافه و تاکسی و رسانه و فضای مجازی در جریان است. خیلی از گروه‌ها و افراد حاشیه‌ای نیز جایگاه‌شان بهتر شده و در بسیاری از امور اظهار نظر می‌کنند، حتی کودکان و نوجوانان و کم‌سوادان نیز شانس اظهار نظر پیدا کرده‌اند. اما در این میان کسانی نیز به‌درستی می‌گویند در جامعه ما نوعی تهور و گستاخی در اظهار نظر و بیان عقیده هم پیدا شده است و در اغلب موارد در بیان عقیده و اظهار نظر زیاده‌روی می‌شود و نوعی توهم «همه‌چیزدانی» و «خودداناپنداری» در بخش قابل توجهی از اشخاص و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی پدید آمده است؛ به طوری که اولاً همه می‌خواهند حرف بزنند و کمتر کسی حوصله گوش کردن دارد، ثانیاً متخصصان و تحصیلکردگان و افراد دانا و شایسته، به سکوت و حاشیه رانده شده‌اند و افراد پُرگو و غیر شایسته خودنمایی بیشتری می‌کنند و تسلط بیشتری در کارها پیدا کرده‌اند. بنابراین سکوت دانایان و سخنوری نادانان، به زوال فرهنگ و شکل‌گیری نوع جدیدی از عوام‌زدگی و توده‌گرایی در ایران منجر شده است.

پس حالا چگونه می‌توان راه‌ حلی به این مسأله پیدا کرد؟

در واقع در عصر تخصص و شایسته‌سالاری و در زمانه تقسیم کار و بوروکراسی و پژوهش، همه‌چیزدانی و دانای کل بودن و توسل به این که «همه چیز را همگان می‌دانند» مشکل درست کرده است و باید کوشید این فرصت‌های جدیدی را که برای بیان عقیده و اظهار نظر و گفت‌وگو و مباحثه پیدا شده است، قاعده‌مند و مفید و اخلاقی کرد و این بی‌قاعدگی‌ها و مشکلات را حل کرد، تا هم این فرصت‌های جدید گفت‌وگو و حرف‌زدن به شکل صحیح توسعه یابد و هم نهادها و جامعه از نتایج این فرصت‌ها بهره ببرند. پس مسلماً قوی‌شدن احساس شهروندی و توانایی اظهار نظر و بیان عقیده و مشارکت در گفت‌وگو، حتی اگر مشکلاتی هم داشته باشد، یک نقطه قوت مهم برای افراد و جامعه ما به حساب می‌آید. بنابراین نباید این نقطه قوت را نادیده گرفت یا آن را به‌ عنوان یک مشکل اساسی به حساب آورد اما باید مشکلات آن را شناخت و در حل آنها کوشید.

برای حل مشکلات، ما دست‌ کم با دو حوزه اصلی مواجه هستیم و باید در مورد این دو حوزه جداگانه فکر کنیم:

عرصه خصوصی و عرصه عمومی

عرصه خصوصی شامل خانواده و روابط خویشاوندی و جمع‌های دوستانه و اَشکال گذران اوقات فراغت است. عرصه عمومی هم شامل حوزه شهروندی و نهادهای مدنی و جنبش‌های اجتماعی و مشارکت در امور سیاسی و تعیین نوع حکومت و شیوه اداره کشور و انتخابات‌ها و نحوه اداره شهر و ساماندهی محله و خیابان و پاساژ است.

در این دو عرصه بهتر است امکان‌ها و روش‌های معقول و قاعده‌مند اظهار نظر و اظهار علایق و بیان عقیده و گفت‌وگو تقویت و گسترش یابد، زیرا این دو عرصه، عرصه‌های زندگی افراد و عموم است و همگان باید در زندگی خود راحت و آزاد باشند و احساس امنیت و احساس عدم تبعیض داشته باشند تا زندگی بهتر و معناداری داشته و خود را شکوفا کنند. اما لازم است سیستم‌های آموزشی و تربیتی جامعه مثل خانواده و رسانه و مدرسه و دانشگاه به شهروندان و افراد، روش‌ها و قواعد و مهارت‌های اظهار نظر و اظهار علاقه و بیان عقیده و گفت‌وگو را به‌درستی بیاموزند. متأسفانه مشکل امروز ما این است که سیستم‌های آموزشی و تربیتی ما در ایفای نقش‌ها و کارویژه‌های خود عملاً شکست خورده‌اند و غالباً دچار دُژکارکردی هستند و افراد و شهروند را یا بد تربیت می‌کنند یا آموزش‌های غیر لازم می‌دهند. بنابراین امروزه بازبینی و نقد سیستم‌های آموزشی و تربیتی جامعه ما ضروری است تا آنها خود را تغییر دهند و اصلاح کنند تا بتوانند استعدادهای شناختی و عاطفی و کنشی (رفتاری) افراد و شهروندان را به‌درستی و مطابق اقتضائات و نیازهای زمانه تربیت کنند و شهروند یادگیرنده و ماهر تربیت کنند و ارزش‌های گفت‌وگو و دیالوگ و مشارکت و یادگیری و حقوق فردی و عمومی را به‌درستی تعلیم کنند.

عرصه‌های تخصصی و فنی مثل قلمروهای دانشگاهی و مدیریت و بوروکراسی و کارشناسی و امور حقوقی و برنامه‌ریزی سیستم‌های مختلف، وظایف اداری، سلامت و درمان و پزشکی، قلمروهای مهندسی و تکنولوژی و امثال اینها؛ در این عرصه‌ها جامعه ما مشکل کم ندارد، در حالی که اظهار نظر و مداخله یا قبول کار و قبول مسئولیت افراد غیر متخصص و غیر شایسته در این عرصه‌ها کاملاً غلط است و باید به شکل قانونی و برحسب شاخص‌ها و سنجه‌های عینی منع شود. مثلاً امروزه در قلمرو امور دانشگاهی کارها و حرف‌ها مغایر با ماهیت دانشگاه و علم است یا در امور سلامت و درمان و پزشکی اغلب افراد، اظهار نظر و مداخله می‌کنند و متأسفانه پدیده طب سنتی و گیاهی هم بر مشکلات این قلمرو افزوده است و سلامت افراد و جامعه به خطر افتاده، یا بسیاری از امور و وظایف تخصصی و فنی به افراد به ظاهر متعهد و غیر متخصص سپرده می‌شود یا می‌توان گفت اظهار نظر و مداخله‌های غیر ضروری در کارهای فنی و تخصصی کشور بیشتر شده است.»


نوشته شده در   شنبه 4 ارديبهشت 1400  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode