برخی افراد داشتن موبایل، ماشین، لباس و لوازم خانگی با برندهای غربی را نشانهای از تجدد میدانند و از آنها برای فخرفروشی به دیگر افراد استفاده میکنند. گسترش این تفکر که استفاده از کالای خارجی، شخصیت میآورد به آفتی در جامعه تبدیل شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، برخی افراد داشتن موبایل، ماشین، لباس و لوازم خانگی با برندهای غربی را نشانهای از تجدد میدانند و از آنها برای فخرفروشی به دیگر افراد استفاده میکنند.
گسترش این تفکر که استفاده از کالای خارجی، شخصیت میآورد به آفتی در جامعه تبدیل شده است، آفتی که باعث شده درب کارخانههای کشور یکی یکی بسته شود و به دنبال آن به تعداد افراد بیکار اضافه شود که به تبع آن آسیبهای اجتماعی و اعتیاد در جامعه افزایش مییابد.
حالا که آغازین روزهای سال نو میلادی طی میشود و به ماههای پایانی سالجاری رسیدهایم به ارزیابی میزان استفاده مردم از تولیدات ملی میپردازیم، البته از یک منظر، آن هم جولان خودروهای ارس پلاک و مدل بالا در بین افراد تجددگرا.
این روزها شاهد جولان خودروهای ارس پلاک در خیابانهای تبریز و خودنمایی مارکها و برندهای خارجی در دست برخی جوانان تبریزی هستیم.
املی، توریست آمریکایی که چندی پیش به تبریز سفر کرده بود در این خصوص میگوید: وقتی به تبریز سفر کردم، خودروها و گوشی و لپتاپ برخی جوانان تبریزی از مارکهای اپل و شورلت، تسلا، جی ام سی بود.
به اعتقاد او: خرید این مارکها برای یک شهروند معمولی آمریکایی سخت است و فقط افراد مرفه میتوانند چنین وسایلی داشته باشند.
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نیز اخیراً زندگی برخی بچه پولدارهای ایرانی را مورد توجه قرار داده و گزارش مفصلی از آنها تهیه کرده است.
واشنگتن پُست در این خصوص مینویسد: جوانانی هستند که با رانت و ارتباطات در اینستاگرام و در خیابانها زندگی متفاوتی را با لباسها، تیپها و خودروهایشان تجربه میکنند.
"دیدی فلانی را که چطور در فروغی با پورشه دور دور میزد؟ آن که چیزی نیست لامبورگینی فلان آقا را دیدی؟ خوش به حالشان از این نعمات فقط" آه" گفتنش به ما رسیده است". اینها بخشی از صحبتهای بیشتر جوانان تبریزی در مواجه با تجددگرایان است.
با همه این اوصاف گفتوگویی با برخی از جوانان و مردم به اصطلاح لاکچری و یا تجددطلب انجام دادیم تا بدانیم اصلا آیا آنها خبری از اینکه تولید ملی چیست و یا سوار شدن به پورشه چه شخصیتی به آنها داده است؟ میدانند.
اولین گفتوگو را با آقای ش. محمودی که در شغل تجارت(بیزینس) مشغول است انجام دادیم و آخرش هم متوجه نشدیم دقیقا چه کاره هستند!
آقای محمودی دارای یک دختر سه ساله است و هفت سال نیز از ازدواجشان میگذرد ولی هنوز صاحبخانه نشدهاند درحالیکه خودروی سواری آنها مازراتی است!
وقتی از او میپرسم که با پول این خودرو میتوانستید یک آپارتمان بخرید و حتی یک خودروی شیک دیگر هم داشته باشید، در جوابم میگوید: حرفتان کاملا درست است ولی آرمانهای من خرید یک آپارتمان نقلی در یک منطقه معمولی تبریز نیست بلکه اگر روزی خانهای هم بخرم از جاهای باکلاس خریداری میکنم و حتی بچه من باید در خانه بزرگ ویلایی بزرگ شود.
به گفته او، اجارهنشینی در مناطق بالاشهر خود حس خوبی دارد و منجر میشود تا مدام با افراد مرفه جامعه در ارتباط باشند.
آنچه در گفتههای آقای محمودی عجیب به نظر میرسد این بود که او معتقد است: کلاس بالای خودروشان منجر شده تا کارهایش در ادارهها سریع راه بیافتد، چراکه وقتی از درب ادارهای با خودروی مدل بالا وارد میشود تاثیر روانی روی مسوولان آن اداره میگذارد و حتی بدون شناخت از مدرک تحصیلیاش، او را مهندس یا دکتر خطاب میکنند.
البته این شهروند تبریزی یارانه نیز دریافت میکند که میزان آن را کم برای هر نفر میداند.
سوژه بعدی این نگاره، سونیا. ن، ۲۰ ساله، دانشجوی معماری که خودروی زیر پایش پورشه ارس پلاک سفید رنگ است.
وقتی از او میپرسم که این خودرو را چه کسی برایت خریده، میگوید: پدرم برای قبولی در دانشگاه برایم خریده است، زیرا قول داده بود که اگر در دانشگاه قبول شوم برایم یک خودروی مدل بالا خواهد خرید و به علت علاقه من به پورشه، این خودرو را برایم خرید.
سونیا میزان دریافتی حقوق ماهانه از پدرش را ماهی 2 میلیون اعلام کرده و میگوید: این میزان صرفا برای جزوه و کتاب و ناهار و قهوه با دوستانش است وگرنه لباسهایم را بیشتر از خارج خریداری میکنم که هزینه آن را پدر و مادرم میپردازد.
وقتی از او در باره اینکه شعار سال چیست و اصلا به گوشش رسیده است یا نه میپرسم، با اندکی تفکر میگوید: نه نمیدانم ولی تا جایی که یادم میآید در مورد اقتصاد است.
سونیا به گفته خودش برای فقرا احترام قائل است و حتی دلش برای آنها میسوزد و خیلی هم به آنها کمک میکند.
نکته قابل توجه در حرفهای این دانشجوی جوان تبریزی عدم اطلاع از یارانه بود به طوریکه وقتی شنید که ماهانه برای هر نفر از سوی دولت مبلغ ۴۵ هزار تومان پرداخت میشود تعجب کرده و میگوید: ۴۵ هزار تومان پول یک بار کافیشاپ رفتن من نمیشود.
نفر بعدی سوژهمان را از فضای مجازی پیدا کردم که با عکس سِت کردن خودروهایش با کمربند و عینک و کفش، فالورهای زیادی جمع کرده است.
با کلی صحبت مبنی بر اینکه آقای محترم ما چشمی به مال و اموال شما نداریم و فقط یک خبرنگار سادهایم که به دنبال تهیه یک گزارش از تفریحات بچه پولدارهای تبریزی هستیم، راضی شد تا پاسخ دهد.
نام او متین و ۲۲ ساله است و علایقاش کلکسیون خودروهای مشکی براق با مارکهای متفاوت آمریکایی، ایتالیایی و آلمانی است.
به گفته متین، او هیچ هنر و کاری از خود نداشته و همه این رفاه زیر سایه پدر پولدارشان است، البته بین خودروی ارس پلاک و معمولی پلاک هیچ فرقی نمیگذارد و کافی است از یک خودرو فقط خوشش بیاید.
متین میگوید: ماهیانه نزدیک به ۲ و یا ۳ میلیون تومان از پدرش دریافت میکند و کلا برندپوش است.
از او میخواهم تا معنای فقر را برایم توضیح دهد، جواب میدهد: فقر یعنی ماشین مدل بالا و خونه شیک نداشته باشی، فقط همینها به ذهنام میرسد.
وقتی میزان یارانه در کشور را از او پرسیدم اظهار بیاطلاعی کرد.
متین معتقد است: به نظرم یک تا ۲ میلیون به خانوادهها بدهند و الان شاید من هم تحت نظر پدرم یارانه دریافت میکنم.
سعید بیات، جامعه شناس به خبرنگار فارس در رابطه با تاثیرات شکاف طبقاتی میگوید: رژه برخی اتومبیلهای بسیار گرانقیمت در خیابانهای شهر، واردات خودروهای میلیاردی به کشور و هزاران موارد دیگر از قبیل برجهای آسمان خراش با نماهای عجیب و غریب از جمله مواردی هستند که شکاف طبقاتی در جامعه را نشان میدهند و نابرابری در جامعه را بر سر افراد ضعیف و به اصلاح طبقه پایین میکوبد.
اینجامعهشناس معتقد است: زمانی که فردی با اتومبیل بسیار گرانقیمت و خاصی در خیابانها دیده میشود به نوعی این کار را برای رو کمکردن و کور کردن چشم جامعه و افراد فقیر انجام میدهد.
او اصطلاح نوکیسهگان و یا تازه به دوران رسیدهها را برای افراد تجددگرا مناسب میداند و میگوید: در واقع شرایط اقتصادی و مسائلی مانند تحریمها، رانت و یا توزیع نامناسب پول سبب میشود که عدهای یک شبه ثروت بادآوردهای را به دست آورند، در حالی که این افراد فاقد منزلت اجتماعی هستند و پیش از این نیز افراد ممتازی در جامعه نبودهاند، بنابراین سعی میکنند این کمبود را با پول معاوضه کنند.
بیات در توضیح بیشتر میگوید: در حال حاضر از طریق فضای مجازی با عروس، دختر، پسر و همسر برخی تازه به دوران رسیدهها آشنا میشویم که از روی عقده و کمبودهای گذشته خود در حال نمایش زندگی لاکچری خود هستند و با استفاده از رژه ثروت، کمبود منزلت اجتماعی خود را جبران میکنند.
او اضافه میکند: رژه ثروت در یک جامعهای نشان از وخامت اوضاع نابرابری و شکافهای اجتماعی دارد.
کارشناسان معتقدند رفتارهای فخرفروشانه و تجددگرایانه برای افراد مرفه امری طبیعی است و شاید هر یک از افراد جامعه هم در آن موقعیت قرار بگیرند چنین رفتار خواهند کرد، اما افراط بیش از حد در این مسائل به دلیل ناهنجاریهای اقتصادی چون یک شبه پولدار شدن در یک اقتصاد رانتی ـ نفتی بیشتر اتفاق میافتد.
به اعتقاد آنها تحریککنندگی و عقدهزایی، اولین اثر آن در خیل افراد جامعه است. راه آن نیز فقط و فقط آموزش و اصلاح سبک زندگی و ضمنا اصلاحات اقتصادی برای کاهش رانت و فاصله طبقاتی است.
گزارش از کتایون حمیدی