براساس آخرین آماری که کارگروه طلاق اعلام کرده، در حال حاضر استانهای تهران، گیلان، قم و کرمانشاه و البرز در رتبههای اول تا پنجم کشور در طلاق قرار دارند. این آمار نگران کنندهای است که هر روز بر آن افزوده میشود. روندی که میتواند نهاد خانواده را به نابودی کشانده و همچنین آسیبهای اجتماعی دیگری را رقم بزند.
به گزارش سلامت نیوز، صبح نو نوشت: طلاق موضوعی نیست که کسی با آن غریبه باشد و درباره تبعات و آسیبهای اجتماعی آن نداند. این اتفاق شوم که در سالهای اخیر با تغییر فرهنگ اصیل ایرانی، شدت و سرعت بیشتر پیدا کرده باعث شده تا بنیان خانواده در زوجهای جوان به شدت متزلزل شود. براساس آمارها، میزان طلاق به ویژه در جوانان 20 تا 30ساله به شدت در حال افزایش است، این سیر صعودی از آنجایی نگران کنندهتر میشود که بدانیم این اتفاق در حال رکورد زنی است.
این رکورد زنی و از بین رفتن قبح طلاق، باعث شکلگیری برخی از جشنهای طلاق نیز شده است که سابق بر این در فرهنگ کشورمان وجود نداشت. در گذشته هم مشکلات وجود داشته است اما آن چیزی که امروز کمر به قتل زندگی زوجهای جوان بسته، ریشه در مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد.
دولت چه کرده است؟
شاید یکی از مهمترین مسائلی که در بالاترین سطح دلایل جدایی قرار گرفته، مشکلات اقتصادی و معیشتی است. مشکلاتی که به دلیل نداشتن شغل مناسب یا درآمد کافی برای زوجین، زمینه جدایی آنها را بیآنکه بخواهند میچیند. دولت وظیفه دارد برای توسعه رفاه عمومی درهمه اقشار جامعه، به ویژه جوانان، فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کند تا جوانان بتوانند اداره زندگی خود را بهتر انجام دهند. شعارهای دولت در دوره گذشته چندان موفق عمل نشد و در این دوره هم با توجه به اظهارات صورت گرفته و هزینههایی که برای ایجاد یک شغل مطرح شده، آینده ایجاد شغل را در هالهای از ابهام قرار داده است اگر چه انتظارها برای تحقق این شعار ادامه دارد.
آقای «روحالله بابایی صالح» دبیر کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درباره آمار طلاق در کشور میگوید: «طلاق مسألهای عادی شده است؛ طلاق توافقی به قدری زیاد شده که برخی حتی در دوران نامزدی طلاق میگیرند که یکی از دلایل مهم آن، اقتصادی است و شاید دلیل مهم دیگر عدم شناخت کافی زوجین باشد.» او ادامه میدهد: «برخی از فیلمها و رسانههای مجازی نیز در بروز این اتفاق بیتأثیر نیستند و خیلی از موارد جدایی را که میبینیم، بر اساس سناریویی بوده که این فیلمها و در تهاجم فرهنگی به آنها ارائه کرده است. در مناطق کوچک، سن پایین ازدواج هم دلیلی برای طلاق شده است، این رفتار غلط در برخی از شهرستانها معضل بزرگی برای کشور است.»
او درباره اینکه چه راهکارهای عملی برای مقابله با این موضوع وجود دارند، میگوید: «باید قبل از ازدواج کلاس مشاوره کاربردی برگزار شود و افرادی را که قصد ازدواج دارند، درباره ازدواج اغنا کند. دولت وظیفه دارد تا با ایجاد اشتغال وضعیت معیشتی مردم را بهبود ببخشد.»
از شعار تا عمل
صحبت از بحث طلاق مربوط به امروز و دیروز نیست؛ در هر فرصتی که پیش بیاید کارشناسان در رسانهها درباره تبعات منفی این اتفاق شوم اطلاع رسانی میکنند و هشدارهای زیادی در این زمینه داده شده است. خانوادهها به عنوان نخستین و مهمترین جامعهای که نقش کلی افراد آن جامعه را شکل میدهند، زمانیکه خودشان دچار مشکل باشند یقیناً نمیتواند منتظر نسلی پایبند به خانواده بود.
ریشههای طلاق در کشور مشخص شده و کارشناسان زیادی هم روی این موضوع مطالعه کرده و راه کارهایی عملیاتی را هم به مسوولان کشور پیشنهاد دادهاند اما اتفاق قابل تأملی در کشور رخ نداده است. در دورههای مختلف، خیلی از مسوولان امر آمارهای نگران کنندهای را از وضعیت طلاق در کشور اعلام و همگی برای اقدام علیه طلاق شعار دادند اما دریغ از اجرایی شدن یکی از آن شعارها.
به اعتقاد خیلی از کارشناسان اجتماعی، نبود امنیت شغلی و همچنین شغل مناسب از دلایل اصلی به طلاق کشیده شدن زوجهای جوان بوده و هست. در این راستا دولت هم قولهایی را برای ایجاد اشتغال برای جوانان داده بود که پس از گذشت چهار سال و نیم از عمر آن، اتفاقی که باید، در این حوزه رخ نداده است.
بابایی صالح در پاسخ به این سؤال که دولت چه کاری برای ایجاد اشتغال کرده است، ادامه میدهد:« خیلی از دلایل طلاقها نبود شغل مناسب و درآمد است؛ دولت هم با توجه به این موضوع توان خود را برای ایجاد اشتغال به کار بست تا بتواند طبق وعدههای داده شده 900 هزار شغل ایجاد کند اما نتوانست به خوبی در این بخش اتفاقی را رقم بزند، درست است که دولت نتوانسته به تعهدات خود کاملاً عمل کند اما باید تلاش خود را انجام دهیم.»
خط پایان
با رشد روز افزون دنیای اطلاعات و دسترسی هرچه بیشترجوانان و نوجوان به اطلاعات، در این فضا که معلوم هم نیست با چه اهدافی منتشر میشوند، دور شدن خانوادهها از هم بیشتر قابل مشاهده است. زمانی که این موضوع با طلاق همراه باشد، پدیده میسازد که میتواند اثرات سوء و طولانی مدتی بر روان کودکان داشته باشد و آنها را به تجربه این اتفاق تلخ تشویق کند.
اعلام هر روزه آمار طلاق مشکلی را در کشور برطرف نمیسازد، ما نیاز به اقدامات عملی داریم که بتواند پرونده طلاق را در کشور حتی اگر نمیتواند کاملاً ببندد، آن را به حداقل برساند. اینکه امروز پنج شهر کشور در زمینه طلاق رکورددار شدهاند، اتفاق قشنگی نیست و باید نگران زندگیهایی بود که بعد از طلاق نابود میشوند. باید نگران بچههایی بود که در هجمه آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند و آیندهشان ممکن است تحت تأثیر این اتفاق دچار چالش شود. امروز نیازمند پایان دادن به شعار و آغاز عمل گرایی برای رکوردزنی درکاهش میزان طلاق هستیم.