دولت اسلامی برای عمل به تعهدات خود، طبعا به منابع مالی كافی نیازمند است. اصل مورد پذیرش تمامی فقها این است كه دولت حق ندارد منابع مورد نیاز خود را از طریق مصادره اموالی به دست آورده كه به طور مشروع توسط افراد یا گروه ها كسب شده است.
شبكه اجتهاد؛ یكی از وظایف دولت اسلامی، تضمین سطح زندگی آبرومندانه ای برای تمامی افرادی است كه توانایی تامین نیازهای خود را نداشته و از این رو نیازمند به كمك هستند.
دولت اسلامی برای عمل به تعهدات خود، طبعا به منابع مالی كافی نیازمند است. اصل مورد پذیرش تمامی فقها این است كه دولت حق ندارد منابع مورد نیاز خود را از طریق مصادره اموالی به دست آورده كه به طور مشروع توسط افراد یا گروه ها كسب شده است. اگر به دست آوردن منابع مالی از طریق مصادره یا ملی كردن بدون جبران مناسب را كنار بگذاریم، پس منابع مالی اولیه دولت اسلامی با احتساب فروش خدمات دولتی، شامل این موارد خواهد بود:1- زكات 2- درآمد حاصل از منابع طبیعی 3- مالیات گیری 4- استقراض
1- زكات
برای تحقق جامعه اسلامی، شبیه یك خانواده هسته ای واحد، كه در آن ثروت به طور عادلانه توزیع شده و نیازهای اساسی تمامی افراد مستحق، از طریق كمك های برنامه ریزی شده و سازمان یافته دولت، برآورده شود، اسلام یك سیستم امنیت اجتماعی توانمندی ایجاد كرده و به گونه ای به آن تقدس مذهبی بخشیده است. پرداخت زكات، به میزان معینی از ارزش خالص درآمد كه به صندوق زكات واریز می شود، فریضه مذهبی هر مسلمانی است. زكات از چنان اهمیتی در اسلام برخوردار است كه هر جایی كه قرآن از فریضه نماز سخن می گوید، همزمان بر الزام مسلمانان به پرداخت زكات نیز تاكید می كند. در این باره پیامبر گرامی اسلامی (ص) فرموده است: «هر كسی كه نماز را به جای می آورد ولی زكات پرداخت نكند، نماز او هیچ ثمره ای ندارد».
2- درآمد حاصل از منابع طبیعی
این مسئله كه خداوند منابع طبیعی را برای رفاه تمامی مردم اختصاص داده، مسئله پذیرفته شده ای در دین اسلام است. سود مالی حاصل از این منابع باید به تمامی مردم اختصاص داده شود و تحت هیچ شرایطی، نباید در اختیار افراد یا گروه های خاصی قرار گیرد. پذیرش این اصل، ضرورتا به معنی انحصار دولت بر این منابع نیست. خواه دولت یا موسسات خصوصی، بهره برداری از این منابع را اداره كنند، بهره برداری از منابع طبیعی باید تحت ضابطه بازدهی انجام شود.
3- مالیات گیری
در صورتی كه مالیات به شیوه ای عادلانه و به میزان قابل تحملی گردآوری شود، حق دولت اسلامی برای جمع آوری مالیات، قابل چون و چرا نیست. بر اساس این فرموده پیامبر (ص) كه «در اموال شما تعهداتی فراتر از زكات وجود دارد» و همچنین باتوجه به یكی از اصول فقه اسلامی به این مضمون كه «سود اندك باید فدای به دست آوردن سود بیشتر شود و نیز دفع افسد به فاسد واجب است»، می توان از حق مالیات گیری دولت دفاع كرد.
اغلب فقها، بر حق دولت برای مالیات گرفتن، صحه می گذارند. با این وجود، تنها یك سیستم مالیات گیری عادلانه با روح اسلام سازگاری دارد. سیستم مالیات گیری كه بسیار سنگین و یا از حد توان مردم خارج باشد، در اسلام بالاجماع رد شده است. به نظر می رسد كه در پرتو اهداف عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمدها، یك سیستم مالیات گیری تصاعدی، به طور كامل با اهداف اسلام، سازگار باشد.
4- استقراض
اگر درآمدهای حاصله از منابع مذكور (به اضافه فروش خدمات) كافی نباشد، دولت اسلامی به استقراض نیازمند خواهد بود. در این مورد، به خاطر دستور اسلام در مورد حرمت ربا، استقراض باید بدون بهره باشد. برای تحقق پروژه های درآمدزایی مطمئن كه پاسخگوی فروشی خدمات و تقسیم سود باشد، می توان وجوه را بر مبنای تسهیم سود گردآوری كرد. با این حال، دامنه این امر در مورد اغلب پروژه های عمومی، محدود است. در صورتی كه تسهیم سود امكان پذیر یا عملی نباشد، دولت اسلامی ممكن است مجبور به استقراض شود و این امر در صورتی ممكن خواهد بود كه بخش خصوصی جامعه اسلامی، به گونه ای تحت تاثیر تعالیم اسلامی قرار گرفته باشد كه مشتاق چشم پوشی كردن از بهره پول خود باشد.
منبع: روزنامه رسالت