ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 26 شهريور 1405
پنجشنبه 26 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 30 فروردين 1395     |     کد : 102015

میل به مدیر شدن

در درون همه ما، یک میل مرموز و جذاب نهفته است که دوست داریم صاحب قدرت شویم.

همشهری دو - سیدمهدی سیدی:در درون همه ما، یک میل مرموز و جذاب نهفته است که دوست داریم صاحب قدرت شویم.

ميل باطني ما بر آن است كه به موقعيتي برسيم تا بتوانيم حكم برانيم، دستور بدهيم و براي ديگران برنامه بچينيم. شايد بتوانيم اين حس پنهان را «ميل به مدير شدن» بناميم. مثلا خيلي‌ها دوست دارند رئيس‌جمهور شده يا به مقام عالي وزارت يا نمايندگي مجلس برسند و يا اينكه بر يك شركت بزرگ رياست كنند. حتي ممكن است مايل باشند در حد و اندازه‌هاي كوچك‌تر، مدير يك كارگاه، مدرسه، قطار يا يك آشپزخانه كوچك خانگي باشند. اين حس مرموز حتي در مهماني‌هاي فاميلي نيز قابل ردگيري است. اينكه بعضي‌ها دوست دارند پادشاهِ مهماني باشند و تعيين كنند چه موقع سفره بيندازند؟ مهماني بعدي كجا باشد؟ يا چه كساني دعوت شوند و يا نشوند؟

اين حس پنهان اگر كنترل نشود مي‌تواند گرفتاري‌هاي بسياري براي آدم‌ها ايجاد كند. از تقويت حرص و طمع گرفته تا رفتارهاي زننده اجتماعي نظير زيرآب زني، دو به‌هم زني و سعايت. اما از طرف ديگر مي‌توان از اين ظرفيت، بهترين استفاده را كرد. يكي از بهترين كاربردهاي اين نيروي دروني، «مديريت بر خود» است. آدم‌ها بايد بتوانند خودشان را مديريت كنند. فكر كنيد وجود ما كارخانه‌اي است مملو از دستگاه‌هاي پيشرفته كه مي‌تواند بهترين توليدات را ايجاد كند.

اين كارخانه نياز به يك مدير باهوش دارد و اين مدير كسي نيست جز خود انسان. اتفاقاً آنهايي كه مديريت كارخانه وجودي خود را به ديگران واگذار كرده‌اند، دچار از خودبيگانگي يا خودباختگي شده و يا عمله و كارگر خواسته‌هاي نامشروع ديگران شده‌اند. يك عمر زيسته و بار ديگران را برداشته‌اند، اما خود به هيچ‌جا نرسيده‌اند. كارخانه‌شان فرسوده شده و زمين وجودشان را به تملك ديگران درآورده‌اند. مديريت بر خود يعني چه؟ يعني اينكه انسان توانمندي‌هاي خود را بشناسد، در مأموريت خود تفكر كند و براي رسيدن به آن، شرايط وجودي و پيراموني خود را هموار كند. پس او به ناچار همه اعضا و جوارحش را مديريت مي‌كند. اينكه كي بخوابد؟ كي برخيزد؟ چه بخورد؟ چه بپوشد؟ با كه رفيق شود؟ چه افرادي را از حلقه دوستان خود اخراج كند؟ كي ازدواج كند؟ كارش چه باشد؟ كجا عصباني شود؟ كجا بخندد؟ و البته مرحله بالاتر اين مديريت، فرمان دادن بر روح است. دستاورد اين مدل آن مي‌شود كه روح آدم‌ها توسط اراده‌شان مهار شود.


نوشته شده در   دوشنبه 30 فروردين 1395  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode