ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 21 خرداد 1405
پنجشنبه 21 خرداد 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : پنجشنبه 21 خرداد 1405     |     کد : 209216

نگاهی به منظومه ۱۳۲ بیتی شاعر قرن دهم از واقعه مباهله

بررسی سبک‌شناختی منظومه اسیری، شاعر سده دهم هجری از واقعه مباهله نشان می‌دهد که او چگونه با کاستن از شتاب روایت و افزودن بر ظرافت‌های ادبی، واقعه مباهله را در ذهن مخاطب ابدی کرده است.

 بررسی سبک‌شناختی منظومه اسیری، شاعر سده دهم هجری از واقعه مباهله نشان می‌دهد که او چگونه با کاستن از شتاب روایت و افزودن بر ظرافت‌های ادبی، واقعه مباهله را در ذهن مخاطب ابدی کرده است.

واقعه مباهلهدر میراث منظوم فارسی، هر رویداد تاریخی به شکلی بازآفریده شده است. شاعران در این بازآفرینی‌ها، تصویری نغز، دلکش و جذاب خلق می‌کنند تا مخاطب آن رویداد را از دریچه نگاه هنرمندانه ادیبان فارسی به نظاره بنشیند و لذت هنری بیشتری ببرد، به‌ویژه در مقایسه با گزارش‌های خنثی و بی‌پیرایه کتاب‌های تاریخی. 

تأثیر این‌گونه بازآفرینی تا آنجاست که گاه به پیدایش گونه‌ای مستقل در ادبیات می‌انجامد؛ چنانکه داستان معراج پیامبر(ص) در آغاز منظومه‌هایی به سبک و سیاق منظومه‌های نظامی، سبب شکل‌گیری معراج‌نامه‌‌سرایی شد. بررسی همین معراج‌نامه‌ها نشان می‌دهد که چگونه رویدادی واحد، برخورداری‌های هنری متفاوتی به دست می‌دهد. 

از سوی دیگر، داستان مباهله، از وقایع تعیین‌کننده تاریخ صدر اسلام به‌شمار می‌آید. این ماجرا در سال دهم هجرت، میان رسول خدا(ص) و اهل‌ بیتش از یک سو و شماری از مسیحیان بنی‌نجران از سوی دیگر روی داد که به حقانیت و پیروزی اسلام در مقابل مسیحیت منجر شد. آیه ۶۱ سوره مبارکه «آل عمران» نیز در همین‌باره نازل شده است. مفسران ادبی قرآن، از کهن‌ترین تا معاصر، هر یک به‌گونه‌ای به این رخداد اشاره کرده‌اند، معمولاً با اختلافاتی در گزارش شأن نزول.

هر چند می‌توان سیر تحول این روایت را در تفاسیر ادبی دنبال کرد، ولی باید توجه داشت که در نگاه پیشینیان، روایت وقایع بیشتر ابزاری برای خبررسانی بود و کمتر به‌منظور آفرینش‌های هنری نقل می‌شد. از این‌رو، آن آثار را به‌ندرت می‌توان تابلویی زیبا شمرد که در آن شاعر از مباهله برای نمایش خلاقیت خود سود جسته باشد. بر این اساس در یادداشت پیش رو، داستان مباهله در روایتی ادبی و هنری ارائه و از نگاه اسیری، شاعر قرن دهم، در اثر «مجمع‌ البحرین» نقل می‌شود. 
حماسه تاریخی دینی «مجمع‌ البحرین» 

در میان نسخه‌های خطی ارزشمند ایران، آثاری یافت می‌شوند که با وجود غنای تاریخی، فرهنگی و ادبی، همچنان ناشناخته مانده‌اند. یکی از آن‌ها، «مجمع‌ البحرین»، متعلق به اوایل قرن دهم هجری است؛ حماسه‌ای فارسی در قالب مثنوی که تنها نسخه شناخته‌شده این اثر در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره ۲۶۵۵ نگهداری می‌شود. مجمع‌ البحرین در شرح غزوات پیغمبر(ص) و جنگ‌های علی بن ابیطالب(ع)، شامل حدود ۱۱ هزار بیت است که با این بیت آغاز می‌شود: «به نام خدایی است فتح کلام/ که شد رحمتش خاص بر خاص و عام»؛ شاعر این منظومه را به دو قسمت تقسیم می‌کند؛ «بحر النبوة» (زندگی پیامبر(ص)) و «بحر الفتوة» (زندگی علی بن ابیطالب(ع)) این دو بخش در هم تنیده و مجموعاً «مجمع‌ البحرین» را پدید آورده‌اند. 
مباهله در «مجمع‌ البحرین» 

در بررسی بازنمایی ادبی رویدادی تاریخی مانند مباهله در منظومه‌ای از قرن دهم، پیش از هر چیز باید تأثیر شاعرانگی را بر روایت سنجید. از سوی دیگر، به‌دلیل اهمیت اعتقادی این واقعه در شأن نزول آیه مباهله، شاعر نمی‌تواند چنان در خیال‌پردازی غرق شود که از دید مخاطب شیعه، واقعیت تاریخی آن فروبریزد. بنابراین، روایت‌هایی مانند مباهله یا غدیر در منظومه‌های ادبی شیعی نه می‌توانند صرفاً تاریخی و مشابه گزارش‌های سیره و تاریخ باشند و نه قصه‌هایی کاملاً شاعرانه و خیالی که پیوندی اندک با رویدادهای تاریخی داشته باشند. اصل بنیادین در این‌گونه سروده‌ها، تعادل و هماهنگی میان روایت تاریخی و شاعرانگی است. 

مهم‌ترین تأثیری که شاعرانگی بر روایت خام می‌گذارد، کاستن از شتاب روایت و ایجاد تأخیر در دریافت آن از سوی مخاطب است. روایت منظوم، سرراستی روایت منثور را ندارد که بی‌حاشیه‌، به روایت رخدادهای داستان با تمرکز بر پیرنگ بپردازد. اگر اسیری، شاعر قرن دهم قرار بود روایت مباهله را فقط همان‌گونه که در تاریخ رخ داده است، بیان کند، قطعاً ۱۳۲ بیت در این منظومه پدید نمی‌آمد؛ اما شاعر برای آنکه سروده‌اش صرفاً روایتی منظوم نماند، از عناصر شاعرانگی بهره می‌برد. از طرفی، اشارات دقیق تاریخی و جغرافیایی در این سروده در کنار جنبه‌های ادبی، چنان در هم آمیخته که افزون بر اعتبار تاریخی، اثر را به سندی هنری از این واقعه تبدیل می‌کند. به‌منظور سنجش میزان تعادل میان روایت و شاعرانگی و در نتیجه، موفقیت اسیری در خلق روایتی منظوم و شاعرانه از مباهله، باید ویژگی‌های سبک‌شناختی این منظومه را در سه سطح زبانی، ادبی و فکری بررسی کرد.
سطح زبانی

در «مجمع‌ البحرین» بعضی از ویژگی‌های سبک خراسانی قابل مشاهده است. برای نمونه، در بیت ۳۶ داستان مباهله که احتمالاً تأثیرپذیری از شاهنامه فردوسی است، چنین سروده شده: «خرامان چو سرو روانی به طوف/ به خدمت درش عبد رحمن عوف.» 
سطح ادبی

این حماسه به‌طور کلی و بخش مباهله به‌ویژه، واژگان کهنه‌ای دارد که یا امروز کاربرد ندارند یا کمتر به‌کار می‌روند؛ مانند «لیام» (جمع لئیم)، «دی‌روز» (شکل قدیمی دیروز)، «سقف» (جمع اسقف) و «داوری» (به معنای کهن انکار کردن) در ابیات زیر: «ابوخارثه، سرور آن لیام/ که اسقف نجرانش گفتند نام»، «سقف نیز گفتند و هم درخور است/ که معنی این هر دو دانشور است»، «که دی‌روز شیطانتان بد رفیق/ ازین شد عمل با شما آن طریق»، «نبینیم ما از دل آن یاوری/ که با تو کنیم این چنین داوری.» 

در کل، زبان حماسی «مجمع‌ البحرین» را باید از نمونه‌های کم‌ایرادتر و کهن‌تر نسبت به دوره حیات مؤلف دانست. در قرن دهم، زبان و ادبیات فارسی در سراشیبی بی‌سلیقگی و نابلدی قرار داشت؛ دوره‌ای که کلاً بی‌توجهی به زبان و ورود لغات عامیانه و توجه‌نکردن به درستی جملات و ترکیبات در آن مشهود است. علاوه بر این، فضای بخش مباهله کاملاً پهلوانی و قدرتمندانه است و با حضور شکوهمند و حق‌جویانه پیامبر(ص) و اهل‌ بیت(ع) تناسب کامل دارد. 

از ظرافت‌های ادبی این منظومه، اشاره به واژگانی چون «هم‌نفس» در ابیات ابتدایی است که فهم شیعی اسیری از آیه ۶۱ سوره آل عمران را نشان می‌دهد. یکی از کلیدی‌ترین نکات مهم این آیه، کاربرد لفظ «أَنْفُسَنَا» برای ساحت معظم علی بن ابیطالب(ع) است که شاعر به‌خوبی به آن اشاره کرده است: «بیا باغبانا، بیاور نوید/ که در پرده ابر، گل‌ها دمید»، «چو هنگام فیض است غافل ممان/ ببر فیضی از ما و فیضی رسان»، «چه کس خود که و هم‌نفس هم کجا/ که شد ز اعتبار این، تو و او و ما.» 

همچنین، رجزخوانی‌های آغازین نیز پیش از ورود به اصل روایت، فضای تقابل دو گروه را القا می‌کند: «گر این است آتش که در جان ماست/ اگر جسم و جانت بسوزد، رواست»، «وگر غیر ازین است باد، ای دغا/ قرین من و خان و مانم فنا»، «ولی چون تو دانی که با ماست حق/ نها نیست بر خلق، پیداست حق»، «نیاری تو با ما که در ابتهال/ بد ظالمان جویی از ذوالجلال.» 

از نظر آرایه‌های بدیعی، اگرچه اسیری از انواع صنایع بهره برده، اما سخنش هرگز به تکلف نگراییده و در غالب موارد اعتدال را رعایت کرده است. مثلاً، واژآرایی: «ز احبار کامل، دو کس همرهش/ که سازند از نیک و بد آگهش»، جناس: «بدانید کو برحق است، ای گروه/ بترسید کامد بلا کوه‌کوه»، تلمیح: «چو خورشید رخشنده روز دگر/ بیاورد از انوار عیسی خبر»، تشبیه: «خرامان چو سرو روانی به طوف/ به خدمت درش عبد رحمن عوف» و استعاره: «دگر روز کین، گبر خزپوش مهر/ برون آمد از رخت و بنمود چهر.»

توجه به تناسب اجزای خیال با وضع داستان و اشخاص، نشان از قدرت شاعر دارد. به‌طور نمونه، جایی که مسیحیان پس از مشورت تصمیم به مباهله می‌گیرند، خورشید با حالتی عتاب‌آمیز ظاهر می‌شود: «چو روز دگر بر سپهر آفتاب/ برافروخت رخ همچو اهل عتاب.» 
سطح فکری 

وصف جزئیات این داستان هم نشان از به‌کارگیری منابع نوشتاری معتبر دارد و هم بیانگر دقت شاعر در توصیفات و دوری از اغراق‌های شاعرانه است. این امر به تعادل میان وجوه تاریخی و ادبی متن انجامیده؛ چیزی که در بسیاری از متون مشابه دیده نمی‌شود. برای نمونه، اسیری ابیاتی آورده که مفاد فرمان‌پذیری مسیحیان بنی‌نجران از پیامبر(ص) را با ذکر جزئیات نشان می‌دهد: «ولی می‌کنیم از تو جزیه قبول/ ببخشای بر عاجزان، ای رسول»، «دهیمت به هر سال، ما سی زره / که داوود نبوّد بر آنش فره»، «همان حله بی‌غش با وقار/ سپاریم سالی دو نوبت هزار»، «یکی در صفر، دیگری در رجب/ که چل درهم ارزد یکی در عرب.» 

وفاداری اسیری به روایات مکتوب از چند جا آشکار است. مثلاً، روایت حدیث کساء را از ام‌سلمه چنین نقل می‌کند: «چنین گفت نقل آن که پرورده داشت/ گهرهای با قدر در پرده داشت»، «به نقلی که از راست‌گویان شنید/ به ایشان هم از ام‌سلمه رسید.» 

از آنچه در ابیات این داستان و سراسر منظومه آمده، شکی نیست که شاعر، شیعه‌ای معتقد بوده و در بیان اعتقادات خود، غلامی خود و خاندانش را بر اهل‌ بیت پیامبر(ص) اعلام می‌کند: «الهی، به هر پاک از آل عبا/ که دادیش از عصمت خود ردا»، «که در پرده عصمتت کن مقیم/ من و اهل‌ بیت مرا، ای کریم!»، «اسیری اگر پادشاه ور گداست/ غلام غلامان آل عباست...»


نوشته شده در   پنجشنبه 21 خرداد 1405  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode