مقدمه: بیان مسأله در تاریخ پرفراز و نشیب ادیان الهی، رویدادهایی وجود دارند که نه تنها مرزهای عقیدتی یک جامعه را مشخص میکنند، بلکه بهعنوان اسناد جاودانه بر حقانیت یک مکتب عمل مینمایند. «مباهله» یکی از این وقایع کمنظیر در صدر اسلام است که در سال دهم هجری رخ داد. این ماجرا، تقابل دو جهانبینی متفاوت؛ یعنی توحید محض اسلامی و مسیحیان معتقد به تثلیث (قائل به سه خدا؛ پدر، پسر، روح القدس)، در صحنهای عمومی و با حضور نمایندگان برجسته نجران بود. مسأله اصلی اینجاست که چگونه پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله توانست با اتکا به عصمت و نورانیت اهلبیت خود علیهمالسلام، حقیقت را بدون شمشیر و تنها با ابزار دعا و لعن الهی اثبات کند و در عین حال، فضیلتی بیبدیل برای خود و چهار تن از پاکترین موجودات هستی (امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام) رقم بزند. ضرورت بحث بررسی این واقعه صرفاً یک کنکاش تاریخی نیست؛ بلکه ضرورتی کلامی و اعتقادی دارد. امروزه که شبهاتی درباره جایگاه زن، فرزند و همسر پیامبر صلّیاللهعلیهوآله یا نسبت ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام با ذات پیامبری مطرح میشود، آیه مباهله پاسخی قاطع و روشن است. همچنین، بسیاری از مسلمانان از اعمال خاص این روز و فلسفه آن بیخبرند. لذا تبیین دقیق این واقعه، بازخوانی ریشههای فکری مسیحیان یمن و استخراج دستاوردهای دینی آن، برای تقویت ایمان و شناخت صحیح از مذهب اهلبیت علیهمالسلام امری انکارناپذیر است. هدف از نگارش مقاله این نوشتار بر اساس اداف ذیل تدوین شده است: ۱. ارایه تحلیلی نوین و ساختاریافته از واقعه مباهله. ۲. عبور از نقلهای سطحی و تبیین ابعاد عمیق کلامی، تاریخی و عرفانی این واقعه. ۳. احیای سنتها و اعمال عبادی روز مباهله. ۴. پیوند دادن معرفت نظری با عمل، تا مخاطب بتواند از برکات معنوی این روز بهرهمند شود. بخش اول: پیشزمینه تاریخی مباهله و آغاز گفتگو گسترش دعوت پیامبر صلّیاللهعلیهوآله به سرزمینهای دور پس از فتح مکه و تثبیت قدرت اسلام در شبهجزیره عربستان، پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله استراتژی خود را از جنگ به دیپلماسی تغییر داد. ایشان نامههایی برای پادشاهان و سران اقوام ارسال کردند. یکی از این مقاصد، منطقه نجران۱ بود. نجران در آن زمان، قطب مهم مسیحیان حجاز محسوب میشد و دارای ساختاری اجتماعی و مذهبی منسجم بود. پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآله چند نماینده۲ به سوی مسیحیان نجران اعزام کرد و در نامهای۳ خطاب به اسقف۴ ابو حارثة بن علقمه، نماینده رسمی کلیساهای روم، چنین نوشت: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. (این نامهای است) از محمد، پیامبر و رسول خدا به اسقف نجران: خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب را ستایش میکنم و همگان را از پرستش بندگان به پرستش «خدا» دعوت میکنم، شما را فرا میخوانم که از ولایت خدا پیروی کنید و از ولایت بندگان خارج شوید. اگر دعوت مرا نمیپذیرید، باید به دولت کریمه اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید (تا در امنیت قرار گیرید) ، در غیر این صورت به شما اعلام خطر میشود۵.» این نامه نشان میدهد که اسلام خواهان تحمیل عقیده با زور نیست، بلکه راههای صلحآمیز و مالیاتی (ذمه) را نیز برای حفظ امنیت اقلیتهای دینی پیش روی آنان قرار میداد. واکنش شورای نجران و تردیدهای درونی نمایندگان رسول الله صلّیاللهعلیهوآله وارد سرزمین نجران شدند و نامه پیامبر را تقدیم اسقف کردند. وی نامه واپسین پیامبر رحمت را با دقت مطالعه کرد و برای تصمیم نهایی، شورایی مرکب از شخصیتهایی از «سبأ» از قبایل «مذحج»، «عک»، «حمیر» و «انمار» که دارای سرنوشت مشترک بودند، در معبد بزرگ نجران تشکیل داد.۶ در این شورا، بحثهای داغی جریان داشت. فردی به نام «شرحبیل» که نقش مشاور ارشد را ایفا میکرد، نکته جالبی را یادآوری کرد: «ما بارها شنیدهایم که نبوت از نسل اسحاق به اسماعیل منتقل میشود و بعید نیست محمد همان پیامبر موعود باشد۷.» این اظهارنظر، شکاف عمیقی را در میان مسیحیان ایجاد کرد. برخی معتقد بودند باید با شمشیر پاسخ داد، اما اسقف که قلباً به توحید گرایش داشت و ویژگیهای پیامبر اسلام را در کتب خود یافته بود، از خشونت پرهیز کرد و پیشنهاد داد برای رفع ابهام، به کتاب «جامعه» که بشارتهای پیامبران پیشین در خصوص پیامبر خاتم در آن، مندرج بود، مراجعه کنند. با رجوع به آن کتاب، دریافتند که سخنان اسقف بزرگ درست است۸. اعزام هیأت نمایندگی به مدینه سرانجام تصمیم گرفته شد هیأتی متشکل از ۶۰ نفر از بزرگان و ۱۴ عالم دینی۹، به رأس آنها سه اسقف به نامهای ابوحارثه، عبدالمسیح و ایهم۱۰، به مدینه سفر کنند۱۱. این گروه با ظاهری مجلل، لباسهای ابریشمی و انگشترهای طلا وارد مسجدالنبی شدند. درس اخلاقی: سادهزیستی در حضور مقدسات ورود نمایندگان نجران با تجملات، پیامبر صلّیاللهعلیهوآله را ناراحت کرد. وقتی آنان علت ناراحتی را پرسیدند، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن عوف راهنماییشان کردند که به نزد امام علی علیهالسلام بروند. امام علی علیهالسلام فرمودند: «وضع ظاهری خود را تغییر دهید و ساده بیایید تا مورد پذیرش واقع شوید.۱۲» این رویداد نشان میدهد که در فرهنگ اسلامی، تواضع و پرهیز از تکبر ظاهری حتی در برخورد با مخالفان عقیدتی، شرط پذیرش کلام حق است. نمایندگان نجران پس از تغییر لباس و ورود با وقار، مورد احترام پیامبر صلّیاللهعلیهوآله قرار گرفتند۱۲. بخش دوم: مناظره کلامی و چالش بنیادین محور اختلاف: شخصیت حضرت عیسی علیهالسلام پس از سه روز، حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله آنان را به اسلام دعوت کرد. آنان گفتند: ای ابوالقاسم! همه نشانیهایی را که در کتابهای آسمانی درباره پیامبر بعد از عیسی علیهالسلام آمده است، در تو یافتیم، مگر یک نشانه را که بزرگترین آنهاست! حضرت پرسید: چه نشانهای است؟ گفتند: در انجیل چنین آمده است: «او مسیح را تصدیق میکند و به او ایمان دارد». پیامبر صلّیاللهعلیهوآله فرمود: من، او را تصدیق میکنم و به او ایمان دارم و گواهی میدهم او پیامبری است که از جانب پروردگارش فرستاده شده و بندهای است که سود و زیان و مرگ و زندگی و برانگیختن او به دست خودش نیست. آنان گفتند: آیا بندگان خدا میتوانند کارهایی را که او انجام میداد، انجام دهند؟ آیا پیامبران قدرت او را داشتند؟ آیا او مردگان را زنده و کورها را بینا نکرد و بیماران مبتلا به پیسی را شفا نداد؟ آیا آنچه را در قلب مردم و خانههایشان ذخیره کرده بودند، به آنان نمیگفت؟ آیا کسی جز خدا، یا پسر خدا توان چنین کارهایی را داشت؟ آنان درباره حضرت مسیح علیهالسلام بسیار غلو کردند. حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله در جواب آنان فرمود: برادرم عیسی علیهالسلام همان گونه که گفتید، بود؛ ولی تمام اینها را با اذن خدای عزوجل انجام میداد. او بنده خدا بود و این مطلب برای او ننگ نیست و او نیز از آن ابایی نداشت. او دارای گوشت، خون، مو، استخوان و عصب بود، غذا میخورد و تشنه میشد. پروردگارش یگانه بر حقی است که هیچ مثل و مانندی ندارد. احتجاج نصارا با پیامبر صلّیاللهعلیهوآله۱۳ آنان از پیامبر صلّیاللهعلیهوآله پرسیدند: آیا فردی را سراغ داری که بدون پدر به وجود آمده باشد؟ آیه نازل شد و حضرت فرمودند: «إِنّ مَثَلَ عیسى عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ «خلفت عیسی نزد خدا، مانند خلقت آدم است که آن را از خاک آفرید، آن گاه به او فرمود: باش، بیدرنگ به وجود آمد۱۴.» در توضیح این آیه، پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله فرمودند: آفرینش آدم شگفتانگیزتر از حضرت عیسی علیهالسلام است. آدم علیهالسلام ، بدون پدر و مادر خلق شد و هیچ کاری برای خدا سختتر یا آسانتر از کار دیگری نیست و هر وقت خدا بخواهد چیزی را به وجود بیاورد، فقط به او میگوید: باش! و آن چیز سریع به وجود میآید۱۵. اصرار مسیحیان نجران بر مباهله۱۶ مسیحیان نجران گفتند: سخنان تو، ما را قانع نکرد و به آنچه تو میخواهی، ما اقرار نمیکنیم. کار که به اینجا رسید، آِیه مباهله بر پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله نازل شد: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ۱۷؛ بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد، بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما، و زنان خود و زنان شما، و خودیهای خویش و خودیهای شما را فراخوانیم، آن گاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم۱۸.» پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآله این آیه را برای آنان تلاوت کرد و سپس فرمود: خداوند به من دستور داده است که اگر بر گفته خود استوار باشید، با شما مباهله کنم. آنها پذیرفتند که فردا مراسم مباهله اجرا شود تا حقیقت برای طرفین روش شود. آن گاه با همراهان خود از نزد پیامبر صلّیاللهعلیهوآله رفتند. در حقیقت، سفارش خداوند متعال در این آیه مبنی بر مباهله بهعنوان راه حل نهایی، برای زمانی بود که استدلال عقلی و نقلی جواب نمیداد و طرفین نیاز به داوری مستقیم الهی داشتند. بخش سوم: روز مباهله؛ نمایشگاه نورانیت اهلبیت علیهمالسلام انتخاب همراهان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله هنگام انجام مراسم مباهله فرا رسید. روز قبل، حضرت خاتم الانبیا صلّیاللهعلیهوآله و هیأت نمایندگی نجران توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطهای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام گیرد. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله از میان مسلمانان و بستگان خود، فقط چهار نفر را برای شرکت در این مراسم تاریخی انتخاب کرد. میان مسلمانان و خویشان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله نفوسی پاکتر و مؤمنتر از امام علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام وجود نداشت. پیامبر صلّیاللهعلیهوآله فاصله منزل تا محل ملاقات را با وضع خاصی طی کرد. وی، امام حسین علیهالسلام را در آغوش گرفته بود و دست امام حسن علیهالسلام را در دست داشت و حضرت زهرا علیهاالسلام پشت سر پیامبر صلّیاللهعلیهوآله و امام علی علیهالسلام پشت سر وی حرکت میکردند تا به محل قرار رسیدند. پیامبر صلّیاللهعلیهوآله دستور داد زیر دو درخت را تمیز کردند و حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله عبای خود را بهعنوان سایهبان روی شاخههای درختها انداخت و به همراهان خود فرمود: من هر موقع دعا کردم، شما آمین بگویید۱۹. در جمع نمایندگان نجران هم افرادی با نامهای ساره، مریم و چند بچه به نامهای «صبغة المحسن» و «عبدالمنعم» حضور داشتند که به اتفاق بزرگان خود در مراسم مباهله آمده بودند۲۰. وحشت مسیحیان و عقبنشینی از انجام مباهله وقتی نمایندگان نجران، چهرههای نورانی و معصوم اهلبیت علیهمالسلام را دیدند، ترس عجیبی بر آنان غلبه کرد. اسقف نجران بعد از آگاهی از اسامی و عناوین همراهان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله، خطاب به همکیشان خود گفت: من چهرههایی میبینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه خداوند بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای بکند، فوراً کنده میشود. صحیح نیست با این چهرههای نورانی و افراد با فضیلت، مباهله کنیم. تبدیل مباهله به مصالحه به پیشنهاد مسیحیان نجران اسقف اعظم، برادر دانشمندی به نام «منذر بن علقمه» داشت که همراه کاروان از نجران آمده بود. وقتی مشاهده کرد که نمایندگان نجران در خصوص مباهله به تردید افتادهاند، دست «سید» و «عاقب» را گرفت و گفت: مرا با این دو تنها گذارید. آن گاه رو به آنان کرد و گفت: پیشقراول قبیله که در پی آب و علف جلوتر حرکت میکند، هیچ گاه به قوم خود دروغ نمیگوید. من از روی خیرخواهی میگویم به خودتان کمک کنید و خود را نجات دهید، و الاّ خود و دیگران را نابود میکنید. به خوبی میدانید که هیچ گاه قومی با پیامبری مباهله نکرده، مگر اینکه نابود شده است. شما و تمام عاقلانی که با شما هستند و از مطالب کتاب آسمانی اطلاع دارند، میدانند که همین شخص؛ یعنی ابوالقاسم محمد، همان کسی است که پیامبران مژده آمدن او را دادهاند. مطلب دیگری نیز هست که باید از آن ترسید. پرسیدند: چه چیزی؟ گفت: بنگرید که نزدیک است ستاره ثریا بر زمین فرو آید، درختان سر خم کرده و پرندگان در مقابل شما صورت بر زمین گذاشته و بالهای خود را روی زمین پهن کردهاند، نشانهای دیگر نزدیک شدن عذاب را روی زمین ببینید؛ به لرزش کوهها و دودی که پخش شده و ابرهایی پراکنده در وسط تابستان و گرمای شدید بنگرید! به محمد که دستش را بلند کرده و با چهارنفر از اهلبیتش که منتظر پاسخ شما هستند، بنگرید. و بدانید که اگر دهان بگشاید و کلمهای برای مباهله بگوید، نمیتوانیم از نابودی خود جلوگیری کنیم و نزد خانواده و اموال خود باز گردیم. سخنان منذر، رؤسای هیأت نجران را تحت تأثیر قرار داد، آنان به فکر فرورفته، سخنان منذر را تأیید کردند. منذر پیشنهاد داد که: اگر تسلیم شویم، سالم میمانیم. بهتر است از مباهله بپرهیزیم و با شتاب با محمد مصالحه و او را از خود راضی کنیم. ما اکنون در شرایطی به سر میبریم که قوم یونس اندکی پیش از نزول عذاب در آن به سر میبردند. درنتیجه، مسیحیان که از عذاب الهی هراس داشتند، پیشنهاد مباهله را رد کردند و درخواست مصالحه نمودند. نمایندگان دو طرف برای انجام مصالحه هیأت نمایندگی مسیحیان با مشاهده وضع یاد شده و پیشنهاد منذر، وارد شور شد و به اتفاق آرا تصویب کرد که «منذر» به نمایندگی از آنان، نزد حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله رفته، از او بخواهد تا نمایندهای برای «مصالحه» معرفی کند. منذر نزد پیامبر صلّیاللهعلیهوآله رفت، سلام کرد و گفت: ای رسول خدا! گواهی میدهم که خدایی جز خدایی که تو را برانگیخت، وجود ندارد و شما و عیسی هر دو بنده و فرستاده خدای عزوجل هستید. بدین ترتیب، او اسلام آورد و به پیامبر صلّیاللهعلیهوآله گفت که آماده مصالحه است. حضرت ختمی مرتبت صلّیاللهعلیهوآله، امام علی علیهالسلام را به نمایندگی خود و اهلبیت فرستاد. حضرت علی علیهالسلام عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما، ای رسول خدا! بر چه چیزی با آنان مصالحه کنم؟ پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله فرمودند: «رأی تو، رأی من است. هر طور که خواستی، مصالحه کن ۲۱.» پیمان نامه امیرمؤمنان علیهالسلام به فرمان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله این پیماننامه را نوشت: «به نام خداوند مهر پیشه دوست پرور. این نامهای است از محمد رسول خدا به ملت نجران و حومه آن. حکم و داوری محمد صلّیاللهعلیهوآله درباره تمام املاک و ثروت مردم نجران، این شد که اهالی نجران هر سال دو هزار دست لباس که قیمت هر یک از چهل درهم بیشتر نباشد، به حکومت اسلامی بپردازند. میتوانید نیمی از آن را در ماه صفر و نیم دیگر را در ماه رجب پرداخت کنید و هرگاه از ناحیه یمن جنگ شعلهور گشت، ملت نجران باید بهعنوان همکاری با دولت اسلامی، سی زره، سی اسب و سی شتر، بهعنوان عاریه مضمونه در اختیار ارتش اسلام بگذارند و پذیرایی نمایندگان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله در سرزمین نجران به مدت یک ماه به عهده آنان است و هرموقع نمایندهای از ناحیه وی به سوی آنان آمد، از او باید پذیرایی کنند. جان و مال و سرزمینها و معابد ملت نجران در امان خدا و رسول او است، مشروط بر اینکه از همین حالا از هر نوع رباخواری خودداری کنند و در غیر این صورت، ذمّه محمد از آنان بری بوده، تعهدی در برابر آنان نخواهد داشت۲۲.». این نامه روی پوست سرخی نوشته شد و دو نفر از یاران پیامبر صلّیاللهعلیهوآله بهعنوان گواه، زیر آن را امضا کردند و پیامبر صلّیاللهعلیهوآله آن را مهر کرد و تحویل هیئت نجران داد۲۳. این قرارداد، نمونهای عالی از عدالت اسلامی و مدیریت بحران بینالمللی بود که بدون ریختن خون، صلح پایدار را برقرار کرد. نزول وحی و سجده شکر پیامبر صلّیاللهعلیهوآله هنگامی که پیامبر صلّیاللهعلیهوآله با اهلبیتش به مسجد بازگشت، جبرییل نازل شد و گفت: محمد! خدای عزوجل به تو سلام رسانید و فرمود: هنگامی که بنده من موسی علیهالسلام با دشمن خود، قارون مباهله کرد، قارون، خانواده، ثروت و یارانش در زمین فرو رفتند. به عزت و جلالم سوگند! اگر تو و افراد خانوادهات که زیر آن عبا بودند، مباهله میکردید، همه طرفداران آنها نابود میشدند. آن گاه پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله به سجده افتاد و صورتش را روی زمین نهاد، سپس برخاست و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد و سه بار خدای سبحان را سپاس گفت. از حضرت درباره این سجده پرسیدند. پیامبر صلّیاللهعلیهوآله فرمودند: «به سبب اینکه خداوند این کرامت را به اهلبیت من ارزانی داشت». آن گاه آنچه را جبرییل نازل کرده بود، برای آنان نقل کرد۲۴. این واقعه ثابت کرد که اهلبیت علیهمالسلام دارای مقام «مستجاب الدعوه» هستند و دعای آنها نافذ است «مباهله»، معجزه جاودان پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآله است و اختصاص به مسیحیان نجران ندارد؛ چنانکه مورد مباهله، منحصر به جریان مسیح علیهالسلام نیست، بلکه هر شأنی از شئون دین که حق محض است، اگر انکار شود، راه مباهله برای آن همچنان باز است۲۵. و در برخی روایات، آداب آن ذکر شده است۲۶. بخش چهارم: تحلیل کلامی و فلسفی آیه مباهله تعبیر «انفسنا»: اتحاد ذاتی علی علیهالسلام و رسول الله صلّیاللهعلیهوآله مهمترین بخش تحلیلی آیه، تعبیر «وَأَنْفُسَنَا» (و جانهای ما) است. مفسران شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که منظور از «نفس»، امام علی علیهالسلام است. چرا؟ ۱. لزوم تناسب: آیه میگوید «پسران ما» (حسن و حسین)، «زنان ما» (فاطمه) و «جان ما». نمیتوانست پیامبر دیگری را به جای علی علیهالسلام بیاورد، زیرا رابطه علی علیهالسلام با پیامبر، رابطه خویشاوندی یا همسری نبود، بلکه رابطه «نفس به نفس» بود. ۲. روایات متواتر: پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله بارها فرمودند: عَلِیٌّ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ عَلِیٍّ لاَ یُؤَدِّی عَنِّی إِلاَّ أَنَا أَوْ عَلِیٌّ؛ علی از من است و من از علی هستم؛ از سوى من کسى ادا[ى امانت] نمىکند مگر خودم یا على۲۷.» جایگاه کودکان و زنان در دعای عمومی آیه اشاره به «أَبْنَاءَنَا» و «نِسَاءَنَا» دارد. این نشان میدهد که در دعاهای جمعی و مواقع حساس، حضور کودکان و زنان نه تنها ممنوع نیست، بلکه باعث استحباب و اثرگذاری بیشتر دعاست. همچنین تأکید میکند که دختران نیز مانند پسران، امتداد وجود پدر محسوب میشوند و نفرتهای جاهلی نسبت به دختران را رد میکند. مباهله؛ راهکاری برای همه ادیان بر اساس روایات، مباهله اختصاص به پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله نداشته و هر فرد مسلمانی در مسائل مذهبی می تواند با مخالفان خود به مباهله برخیزد. طرز مباهله و دعای آن، در کتابهای حدیث وارد شده، برای اطلاع بیشتر به کتاب «نورالثقلین۲۸» مراجعه بفرمایید. در رساله حضرت استاد علامه طباطبایی رحمهالله چنین می خوانیم: «مباهله یکی از معجزات باقی اسلام است، و هر فرد با ایمانی به پیروی از نخستین پیشوای اسلام می تواند در راه اثبات حقیقتی از حقایق اسلام با مخالف خود به مباهله بپردازد، و از خداوند جهان درخواست کند که طرف مخالف را کیفر بدهد و محکوم سازد۲۹. این نشان میدهد که اسلام راهحلهای عملی برای حل تعارضات عقیددی دارد که مبتنی بر توکل به خداست، نه اجبار. بخش پنجم: ثمرات و دستاوردهای واقعه مباهله ۱. اثبات حقانیت نبوت پیامبر صلّیاللهعلیهوآله: مسیحیان نجران که خود اهل کتاب بودند، عملاً حقانیت پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله را پذیرفتند، هرچند به خاطر منافع طایفهای اسلام نیاوردند. ۲. تثبیت جایگاه اهلبیت علیهمالسلام: این واقعه بالاترین سند فضیلت برای چهار تن از اهلبیت پیامبر (امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهمالسلام) است. آیه مباهله و آیه تطهیر مکمل یکدیگرند. ۳. مدل دیپلماسی اسلامی: نحوه برخورد با مخالفان، استفاده از منطق، سپس وعده الهی (مباهله) و در نهایت پذیرش صلح مالی، الگویی برای حکومتهای اسلامی در برخورد با اقلیتهاست. ۴. نجات جان انسانها: با انصراف مسیحیان از مباهله، جان صدها نفر از مردم نجران از نابودی نجات یافت. بخش ششم: اعمال روز مباهله (۲۴ ذیالحجه) روز ۲۴ ذیالحجه، روز جشن بزرگ شیعیان و گرامیداشت فضیلت اهلبیت علیهمالسلام است. شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان اعمال متعددی را برای این روز نقل کرده است که انجام آنها ثواب بسیار دارد. در ادامه، این اعمال به صورت کامل آورده شده است: ۱. غسل روز مباهله مستحب است در این روز، پیش از زوال آفتاب، غسل کند. نیت این غسل، تقرب به خداوند و ادای حقوق این روز مبارک است. ۲. روزه گرفتن روزه گرفتن در این روز بسیار سفارش شده است. ثمره آن عبارت است از: «جلای روح و صفای باطن» و پاداشی عظیم نزد خداوند. ۳. نماز روز مباهله این نماز دو رکعت است و کیفیت و ثواب آن دقیقاً مانند نماز عید غدیر است. * کیفیت خواندن نماز مباهله: در هر دو رکعت، پس از سوره حمد، ده بار سوره توحید، ده بار آیة الکرسی و دو آیه بعد از آن (تا پایان آیه ۲۸۶ بقره یا طبق برخی روایات تا «فیهم خالدون») و ده بار سوره قدر خوانده شود. * ثواب: ثواب این نماز معادل صد هزار حج و صد هزار عمره است. * زمان: بهتر است پیش از ظهر خوانده شود. ۴. دعای مخصوص روز مباهله این دعا شبیه به ادعیه سحر ماه رمضان است و امام باقر علیهالسلام فرمودند: «اسم اعظم در این دعا نهفته است و اگر حاجتی دارید، با آن برآورده میشود.» متن دعای مباهله: اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِنْ بَهائِکَ بِأَبْهاهُ وَکُلُّ بَهائِکَ بَهِیٌّ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهائِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِنْ جَلالِکَ بِأَجَلِّهِ وَکُلُّ جَلالِکَ جَلِیلٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِأَجْمَلِهِ وَکُلُّ جَمالِکَ جَمِیلٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بَجَمالِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. خدایا از تو میخواهم از زیباییات به حق برترین مرتبه زیباییات... از تو میخواهم به همه مراتب زیباییات. خدایا از تو میخواهم از بزرگیات... از تو میخواهم به همه مراتب بزرگیات. خدایا از تو میخواهم از جمالت... از تو میخواهم به همه مراتب جمالت. خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمان دادی، پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِنْ عَظَمَتِکَ بِأَعْظَمِهَا وَکُلُّ عَظَمَتِکَ عَظِیمَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعَظَمَتِکَ کُلِّهَا. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن نُورِکَ بِأَنوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن رَحْمَتِکَ بِأَوْسَعِهَا وَکُلُّ رَحْمَتِکَ واسِعَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّهَا؛ خدایا از تو میخواهم از شکوهت... از تو میخواهم به همه مراتب شکوهت. خدایا از تو میخواهم از نورت... از تو میخواهم به همه نورت. خدایا از تو میخواهم از رحمتت... از تو میخواهم به همه رحمتت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن کَمالِکَ بِأَکْمَلِهِ وَکُلُّ کَمالِکَ کامِلٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن کَلِماتِکَ بِأَتَمِّهَا وَکُلُّ کَلِماتِکَ تامَّةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّهَا. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن أَسْماءِکَ بِأَکْبَرِهَا وَکُلُّ أَسْماءِکَ کَبِیرَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِأَسْماءِکَ کُلِّهَا؛ خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. خدایا از تو میخواهم از کمالت... از تو میخواهم به همه کمالت. خدایا از تو میخواهم از کلماتت... از تو میخواهم به همه کلماتت. خدایا از تو میخواهم از نامهایت... از تو میخواهم به همه نامهایت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن عِزَّتِکَ بِأَعْزِّهَا وَکُلُّ عِزَّتِکَ عَزِیزَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعِزَّتِکَ کُلِّهَا. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن مَشِیئَتِکَ بِأَمْضاها وَکُلُّ مَشِیئَتِکَ ماضِیَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِمَشِیئَتِکَ کُلِّهَا. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ الَّتِی اسَطَلْتَ بِها عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکُلُّ قُدْرَتِکَ مُسْتَطِیلَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ کُلِّهَا؛ خدایا تو را میخوانم، چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنانکه وعده فرمودی، خدایا از تو میخواهم از توانمندیات... از تو میخواهم به همه توانمندیات. خدایا از تو میخواهم از مشیتت... از تو میخواهم به همه مشیتت. خدایا از تو میخواهم به قدرتت... از تو میخواهم به همه قدرتت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن عِلْمِکَ بِأَنفَذِهِ وَکُلُّ عِلْمِکَ نافِذٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعِلْمِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن قَوْلِکَ بِأَرْضاهُ وَکُلُّ قَوْلِکَ رَضِیٌّ، اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِقَوْلِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِن مَسائِلِکَ بِأَحَبِّها وَکُلُّها إِلَیْکَ حَبِیبَةٌ ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِمَسائِلِکَ کُلِّهَا. خدایا تو را میخوانم، چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنانکه وعده فرمودی، خدایا از تو میخواهم از علمت... از تو میخواهم به همه علمت. خدایا از تو میخواهم از گفتارت... از تو میخواهم به همه گفتارت. خدایا از تو میخواهم از خواستههایت... از تو میخواهم به همه خواستههایت. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن شَرَفِکَ بِأَشْرَفِهِ وَکُلُّ شَرَفِکَ شَرِیفٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِشَرَفِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن سُلْطانِکَ بِأَدْوَمِهِ وَکُلُّ سُلْطانِکَ دائِمٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِسُلْطانِکَ کُلِّهِ؛ خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. خدایا از تو میخواهم از شرفت... از تو میخواهم به همه شرفت. خدایا از تو میخواهم از سلطنتت... از تو میخواهم به همه سلطنتت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن مُلْکِکَ بِأَفْخَرِهِ وَکُلُّ مُلْکِکَ فاخِرٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِمُلْکِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن عَلائِکَ بِأَعْلَاهُ وَکُلُّ عَلائِکَ عالٍ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعَلائِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن آیاتِکَ بِأَعْجَبِهَا وَکُلُّ آیاتِکَ عَجِیبَةٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِآیاتِکَ کُلِّهَا. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن مِّنِّکَ بِأَقْدَمِهِ وَکُلُّ مِّنِّکَ قَدِیمٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِمِنِّکَ کُلِّهِ؛ خدایا از تو میخواهم از فرمانرواییات... از تو میخواهم به همه فرمانرواییات. خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. خدایا از تو میخواهم از والاییات... از تو میخواهم به همه والاییات. خدایا از تو میخواهم از آیاتت... از تو میخواهم به همه آیاتت. خدایا از تو میخواهم از نعمتت... از تو میخواهم به همه نعمتت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِما أَنْتَ فِیهِ مِنَ الشُّؤُونِ وَالْجَبَرُوتِ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکُلِّ شَأْنٍ وَکُلِّ جَبَرُوتٍ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِما تُجِیبُنِی بِهِ حِینَ أَسْأَلُک یَا اللَّهُ یَا لاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ أَسْأَلُک بِبَهَاءِ لاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ، یَا لاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ أَسْأَلُک بِجَلَالِ لاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ، یَا لاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ أَسْأَلُک بِلاَ إِلٰهَ إِلَّا أَنْتَ. خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن، چنانکه وعده فرمودی. خدایا از تو میخواهم به حق آنچه در آن قرار داری از مقام و قدرت مطلقت... خدایا از تو میخواهم به آنچه با آن اجابتم میکنی، ای خدا، ای که معبودی جز تو نیست، از تو میخواهم به زیبایی اینکه معبودی جز تو نیست... اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن رِزْقِکَ بِأَعَمِّهَا وَکُلُّ رِزْقِکَ عامٌّ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِرِزْقِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن عَطائِکَ بِأَهْنَائِهِ وَکُلُّ عَطائِکَ هَنِیءٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِعَطائِکَ کُلِّهِ؛ خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. خدایا از تو میخواهم از روزیات... از تو میخواهم به همه روزیات، خدایا از تو میخواهم از عطایت... از تو میخواهم به همه عطایت؛ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن خَیْرِکَ بِأَعْجَلِهِ وَکُلُّ خَیْرِکَ عاجِلٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِخَیْرِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ مِن فَضْلِکَ بِأَفْضَلِهِ وَکُلُّ فَضْلِکَ فاضِلٌ، اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِفَضْلِکَ کُلِّهِ. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْعُوکَ کَما أَمَرْتَنِی فَاسْتَجِبْ لِى کَما وَعَدْتَنِی. خدایا از تو میخواهم از خیرت... از تو میخواهم به همه خیرت. خدایا از تو میخواهم از احسانت... از تو میخواهم به همه احسانت. خدایا تو را میخوانم چنانکه فرمانم دادی، پس اجابتم کن چنانکه وعده فرمودی. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَا بْعَثْنِی عَلَى الْإِیمَانِ بِکَ، وَالتَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ عَلَیْهِ وَسَلَّمِهِ، وَالْوِلَایَةِ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، وَالْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِ، وَالْإِمَامَةِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ، فَإِنِّی قَدْ رَضِیتُ بِذَلِکَ یَا رَبِّ. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا برانگیز بر ایمان به خودت و تصدیق به رسولت... ولایت علی بن ابیطالب و بیزاری از دشمنش و اقتدا به امامان از خاندان محمّد که من به این واقعیت راضی شدهام ای پروردگار. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدَکَ وَرَسُولِکَ فِی الْأَوَّلِینَ، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِی الْآخِرِینَ، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِی الْمَلَأِ الْأَعْلَى، وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِی الْمُرْسَلِینَ. اللّٰهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّدًا الْوَسِیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضِیلَةَ وَالدَّرَجَةَ الْکَبِیرَةَ؛ خدایا درود فرست بر محمّد بنده و رسولت در میان پیشینیان و درود فرست بر محمّد در میان آیندگان و درود فرست بر محمّد، در میان آسمانیان و درود فرست بر محمّد در میان فرستادگان. خدایا به محمّد عطا کن، وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ؛ اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَقَنِّعْنِی بِما رَزَقْتَنِی، وَبارِکْ لِی فِیمَا آتَیْتَنِی، وَاحْفَظْنِی فِی غَیْبَتِی وَکُلِّ غَائِبٍ هُوَ لِی. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَا بْعَثْنِی عَلَى الْإِیمَانِ بِکَ وَالتَّصْدِیقِ بِرَسُولِکَ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَأَسْأَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوانَکَ وَالْجَنَّةَ، وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطَکَ وَالنَّارِ. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به آنچه روزیام نمودی خشنود بدار و در آنچه به من عنایت کردی برکت ده و در غیبتم و در غیاب هر غایبی که او از من است نگهدارم باش. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر پایه ایمان به خودت و باور داشتن به پیامبرت برانگیز، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و از تو میخواهم خوبترین خوبها را که خشنودیات و بهشت است و به تو پناه میآورم از بدترین بدها که خشمت و آتش است. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنِی مِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ، وَمِنْ کُلِّ بَلِیَّةٍ، وَمِنْ کُلِّ عُقُوبَةٍ، وَمِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ، وَمِنْ کُلِّ بَلَاءٍ، وَمِنْ کُلِّ شَرٍّ، وَمِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍ، وَمِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ، وَمِنْ کُلِّ آفَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ، وَفِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفِی هَذَا الْیَوْمِ، وَفِی هَذَا الشَّهْرِ، وَفِی هَذِهِ السَّنَةِ؛ خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا نگهدار از هر مصیبت و هر بلا و از هر کیفر و هر فتنه و هر آزمایش و هر شر و هر امر ناپسند و هر پیش آمد و هر آفت که از آسمان بر زمین فرود آمد یا فرود میآید، در این ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این سال، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لِی مِنْ کُلِّ سُرُورٍ وَمِنْ کُلِّ بَهْجَةٍ، وَمِنْ کُلِّ اسْتِقَامَةٍ، وَمِنْ کُلِّ فَرَجٍ، وَمِنْ کُلِّ عَافِیَةٍ، وَمِنْ کُلِّ سَلَامَةٍ، وَمِنْ کُلِّ کَرَامَةٍ، وَمِنْ کُلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ، وَمِنْ کُلِّ نِعْمَةٍ وَمِنْ کُلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ أَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ، وَفِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفِی هَذَا الْیَوْمِ، وَفِی هَذَا الشَّهْرِ، وَفِی هَذِهِ السَّنَةِ. اللّٰهُمَّ إِنْ کانَتْ ذُنُوبِی قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِی عِنْدَکَ وَحَالَتْ بَیْنِی وَبَیْنَکَ وَغَیَّرَتْ حالِی عِنْدَکَ؛ خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و روزی من کن از هر شادی و هر خوشحالی و هر پایداری و هر گشایش و هر عافیت و هر سلامت و هر کرامت و هر روزی وسیع حلال پاک و هر نعمت و هر وسعتی که از آسمان بر زمین نازل شد یا میشود. در این ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این سال. خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاهت بی اعتبار ساخته و میان من و تو پرده شده و حالم را نزد تو دگرگون کرده؛ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی لَا یُطْفَأُ وَبِوَجْهِ مُحَمَّدٍ حَبِیبِکَ الْمُصْطَفَىٰ، وَبِوَجْهِ وَلِیِّکَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضىٰ، وَبِحَقِّ أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ انْتَجَبْتَهُمْ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَغْفِرَ لِی ما مَضَى مِنْ ذُنُوبِی، وَأَنْ تَعْصِمَنِی فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمُرِی، وَأَعُوذُ بِکَ اللَّهُمَّ أَنْ أَعُودَ فِی شَیْءٍ مِنْ مَعَاصِیکَ أَبَدًا مَا أَبْقَیْتَنِی، حَتَّى تَتَوَفَّانِی وَأَنَا لَکَ مُطِیعٌ وَأَنْتَ عَنِّی راضٍ، وَأَنْ تَخْتِمَ لِی عَمَلِی بِأَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لِی ثَوَابَهُ الْجَنَّةَ، وَأَنْ تَفْعَلَ بِی ما أَنْتَ أَهْلُهُ یَا أَهْلَ التَّقْوَىٰ وَیَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَا آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. من از تو میخواهم، به حق نور ذاتت که هرگز خاموش نشود و به آبروی محمّد محبوب برگزیدهات و به آبروی ولیات علی مرتضی و به حق اولیایت که آنان را برگزیدی، اینکه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستی و آنچه از گناهانم گذشته بیامرزی و در باقیمانده عمر نگهدارم باشی و به تو پناه میآورم، خدایا، از اینکه هرگز به چیزی از نافرمانیهایت بازنگردم تا زندهام بداری و تا بمیرانی و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خشنود باشی و اینکه عملم را پایاندهی به نیکوترینش و پاداش آن را برایم بهشت قرار دهی و با من آن کنی که شایسته آنی، ای شایسته تقوی و ای شایسته آمرزش، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و به رحمتت به من رحم کن، ای مهربانترین مهربانان. ۵. استغفار پس از دعا پس از اتمام دعای مباهله، مستحب است یک بار «الحمدلله رب العالمین» گفته شود و سپس ۷۰ مرتبه ذکر زیر خوانده شود: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَأَتُوبُ إِلَیْهِ؛ استغفار میکنم از خداوندی که پروردگار من است و به سوی او بازمیگردم.» ۶. صدقه دادن با توجه به اینکه در روایات آمده است امام علی علیهالسلام در روز مباهله انگشتر خود را در رکوع به فقیری دادند (نزول آیه ولایت)، مستحب است در این روز صدقه داده شود تا روح انسان پاک گردیده و مورد لطف خاص الهی قرار گیرد. ۷. زیارت امیرالمؤمنین علیهالسلام یکی از اعمال توصیه شده، زیارت حضرت علی علیهالسلام است. اگر امکان زیارت قبور مطهر وجود دارد، انجام شود و در غیر این صورت، خواندن زیارتنامه ایشان از راه دور نیز ثواب دارد. ۸. قرائت زیارت جامعه کبیره خواندن زیارت جامعه کبیره در این روز بسیار سفارش شده است. این زیارت شامل تحیات همه انبیاء و ائمه علیهمالسلام است و خواندن آن در روزهای بزرگ مذهبی، اتصال معنوی به سلسله ولایت را تقویت میکند. جمعبندی و نتیجهگیری: واقعه مباهله را نباید صرفاً حادثهای تاریخی در حاشیه سیره نبوی دانست؛ مباهله تجلی عینیِ حقانیت و نقطهای تعیینکننده در تبیین جایگاه اهلبیت علیهمالسلام در هندسه هدایت اسلامی است. در آن روز، حقیقت نه با شمشیر که با صدق، نه با کثرتِ سپاه که با صفای باطن به میدان آمد. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله، در حساسترین صحنه رویارویی اعتقادی، عزیزترین و پاکترین سرمایههای خویش را به همراه آورد؛ گویی میخواست به تاریخ بیاموزد که حجت الهی، بر دوش پاکان و در سایه عصمت استمرار مییابد. مباهله، آیینهای بود که در آن، سیمای تشیع به روشنی نمایان شد؛ تشیعی که هویت خود را از پیوند با اهلبیت میگیرد و ولایت را استمرار رسالت میداند. حضور امیرالمؤمنین علیهالسلام در مقام «نَفْسِ پیامبر»، و همراهی صدیقه طاهره سلاماللهعلیها و حسنین علیهماالسلام، تنها یک همراهی عاطفی نبود، بلکه اعلان منزلتی الهی و معرفی محورهای هدایت امت بود. این واقعه، ترجمان عملی آیه تطهیر و گواهی بر عصمت و طهارت آن خاندان شد؛ خاندانی که اراده الهی بر پاکیشان تعلق گرفته است. از سوی دیگر، مباهله تصویری والا از خانواده آرمانی در منطق اسلام ارائه میدهد؛ خانوادهای که در آن، زن و مرد و فرزند، همگی در مسیر توحید همسو و همدلاند. این خانواده، کانونی است که در آن ایمان، مسئولیت و مجاهدت در هم تنیدهاند و هر عضو، پشتوانه دیگری در راه حق است. چنین الگویی، پاسخی است به همه قرائتهایی که دین را از ساحت خانواده جدا میپندارند. در نهایت، مباهله درس بزرگ اعتماد به وعده الهی است؛ آنجا که پیامبر با آرامش و یقین قدم به میدان میگذارد، زیرا پشتوانهاش اتصال به وحی و صدق رسالت است. این آرامش، میراثی است که امروز نیز میتواند جامعه مؤمنان را در برابر تلاطمهای فکری و اعتقادی مصون بدارد. راهکارهای پیشنهادی برای بهرهمندی از برکات روز مباهله ۱. احیای سنتهای عملی و عبادی روز مباهله فرصتی برای تجدید عهد معنوی است. غسل، روزه، نماز و دعای مخصوص این روز، صرفاً اعمالی آیینی نیستند، بلکه تمرینی برای پالایش جان و بازگشت به صفای نخستیناند. اهتمام به این اعمال، دل را در مدار نورانیت اهلبیت قرار میدهد و پیوند وجودی انسان را با حقیقت این واقعه استوار میسازد. ۲. تعمیق معرفت نسبت به اهلبیت علیهمالسلام مباهله بهترین فرصت برای تبیین جایگاه امام علی علیهالسلام به عنوان «نفس پیامبر» و معرفی شأن اهلبیت در قرآن و سنت است. باید این مناسبت را به عرصهای برای گفتگوی علمی، تولید محتوا، نشستهای معرفتی و پاسخ به شبهات تبدیل کرد؛ بهویژه برای نسل جوان که تشنه فهم مستدل و عقلانی از اعتقادات خویش است. همچنین این واقعه میتواند پلی برای معرفی چهره رحمانی و عقلانی اسلام به غیرمسلمانان باشد. ۳. التزام به اخلاق در گفتگو و مناظره روش پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله در ماجرای مباهله، الگویی کامل از گفتگوی دینی است: آغاز با استدلال و برهان، دعوت به انصاف و داوری الهی، و در نهایت پذیرش صلح و همزیستی مسالمتآمیز. این سیره نشان میدهد که قدرت منطق و اخلاق، بر هر گونه خشونت و تعصب برتری دارد. جامعه شیعی، اگر خود را پیرو آن مکتب میداند، باید فرهنگ گفتگوی مؤدبانه و عقلانی را در مواجهه با مخالفان نهادینه کند. ۴. انس با دعای مباهله و توسل به اسم اعظم دعای مباهله سرشار از اسماء و صفات الهی است و مضامین آن، روح توحید و تضرع را در جان زنده میکند. خواندن این دعا با حضور قلب و تأمل در معانی آن، تمرینی برای اتصال به اسم اعظم الهی و تقویت روح اعتماد به خداوند متعال است. استمرار در این ذکر نورانی، دل را به سرچشمه اجابت نزدیکتر میسازد و انسان را در مسیر بندگی خالصانه استوار میکند. نتیجه نهایی: در یک نگاه کلان، مباهله مدرسهای است برای شناخت جایگاه ولایت، تحکیم بنیان خانواده ایمانی، و تمرین اخلاق و معنویت در عرصه اجتماع. اگر این پیامها در زندگی فردی و جمعی ما جاری شود، مباهله از یک خاطره تاریخی به حقیقتی زنده و اثرگذار در متن زندگی امت تبدیل خواهد شد. سخن پایانی: روز مباهله، روز جلوهگری نور حقیقت و شکوه حقانیت است؛ روزی که آسمان، صدق رسالت را گواهی داد و زمین، عظمت خاندان پیامبر صلّیاللهعلیهوآله را به تماشا نشست. در آن روز بزرگ، جهانیان دریافتند که اهلبیت پیامبر، خاندان برگزیده الهیاند؛ خاندانی که دعایشان آینه اراده الهی و حضورشان حجت روشن حق است. این روز، یادآور ظهور پنج خورشید تابناک در آسمان ایمان است؛ پنج گوهری که خداوند آنان را برای پاسداری از حقیقت و هدایت دلها برگزید و به وسیله آنان، راه حق را از باطل جدا ساخت. پس شایسته است که در چنین روز مبارکی، دلها را از غبار غفلت پاک کنیم و با عبادت، دعا و تجدید پیمان با ولایت، خویشتن را در سایه مهر و هدایت آن انوار مقدس قرار دهیم؛ باشد که به برکت محبت و پیروی از آنان، از گردباد فتنههای آخرالزمان در امان مانیم و در پناه ولایت، به آرامش و یقین حقیقی دست یابیم. امید آنکه خداوند متعال به همه شیعیان و دلباختگان اهلبیت علیهمالسلام توفیق شناخت و پاسداشت این روز عظیم را عطا فرماید و دلهای ما را همواره به نور محبت و ولایت آنان روشن بدارد. پینوشتها: ۱. نجران، در نقطه مرزی عربستان با یمن قرار دارد و شامل ۷۲ روستای باصفاست. در آغاز طلوع اسلام، این منطقه تنها سرزمین مسیحینشین در حجاز بود که به عللی از بتپرستی دست کشید و مردم آن به آیین مسیحی گرویده بودند. (معجم البلدان، یاقوت حموی، ج ۵، ص ۲۶۷). ۲. عقبة بن غزوان، عبدالله بن امیر، هدیر بن عبدالله، حبیب بن سنان، (المراقبات، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص ۵۰۰، ترجمه ابراهیم محدث، نشر اخلاق، چ ۶، ۱۳۸۳ش). ۳. بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۳۱۰، به نقل از تفسیر موضوعی قرآن کریم، آیت الله جوادی آملی، ج ۹، ص ۱۶۹، مرکز نشر اسرا، چ ۱، ۱۳۷۶ش. ۴. اسقف، معرب کلمه یونانی «ابسلوب» به معنی رقیب و ناظر است و هم اکنون نشانه یک منصب روحانی مافوق کشیش است. (فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۸۱۲). ۵. بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۸۵؛ فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۸۱۳؛ البدایة و النهایة، ص ۵۳. ۶. المراقبات، ص ۵۰۱. ۷. فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۸۱۳، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی. ۸. المراقبات، ص ۵۰۱. ۹. همان، ص ۵۰۲. ۱۰. فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۶۶، به نقل از تاریخ یعقوبی. ۱۱. برخی، نام اسقفهای نجران را «سید» و «عاقب» ذکر کردهاند. ۱۲. سیره حلبی، ج ۳، ص ۲۳۹، به نقل از فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۸۱۴. ۱۳. همان؛ المراقبات، ص ۵۰۴. ۱۴. آل عمران/۵۹ ؛ اعراف/۵۴. ۱۵. المراقبات، ص ۵۰۴. ۱۶. مباهله؛ یعنی توجه و تضرع به درگاه خدا و تقاضای لعنت و هلاکت برای اهل باطل. ۱۷. آل عمران/۶۱. ۱۸. ترجمه آقای سید علی موسوی گرمارودی. ۱۹. تفسیر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج ۲، ص ۴۷۱ و ۴۷۲؛ تفسیر کشاف، ج ۱، ص ۲۸۲ و ۲۸۳؛ کامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۱۱۲، به نقل از فروغ ابدیت، ج ۲، پاورقی، ص ۸۱۷. ۲۰. المراقبات، ص ۵۰۵. ۲۱. همان، ص 508. ۲۲. فتوح البلدان، ص ۷۶، به نقل از فروغ ابدیت، ج ۲، ص ۸۲۰. ۲۳. همان. ۲۴. المراقبات، ص ۵۱۰. ۲۵. تفسیر موضوعی قرآن کریم، سیره رسول اکرم در قرآن، ج ۹، ص ۱۷۷. ۲۶. اصول کافی، ج ۲، ص ۵۱۳، به نقل از تفسیر موضوعی، ج ۹، ص ۱۷۸. ۲۷. اثبات الهداة، ج ۳، ص ۲۸۴ ۲۸. ج ۱، صص ۲۹۲ـ۲۹۱. ۲۹. در برخی از روایات اسلامی نیز به این موضوع تصریح شده است، به کافی ج ۲ کتاب دعا باب مباهله، صص ۵۱۴ـ۵۱۳ مراجعه فرمایید. نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار منبع: تحریریه راسخون