ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 9 اسفند 1398
جمعه 9 اسفند 1398
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 31 شهريور 1388     |     کد : 4821

حاج آقا رحیم ارباب

در خانواده ای اهل شعر و ادب و تاریخ پرورش یافت ، بیشتر اشعار حافظ و مولانا و شعرای عرب را از طریق شنیدن از زبان پدر و عمویش حفظ کرده بود...

 ولادت: 1297ق                         

محل ولادت:اصفهان

 وفات: 1396ق                         

محل دفن:اصفهان

محل تحصیل: اصفهان، نجف

اساتید: حضرات سید محمد باقر درچه ای ، جهانگیر خان قشقایی ، ملامحمد کاشی و ....

شاگردان : جلالد الدین همایی و ...

تالیفات: رساله ای در علم هیئت و...

در خانواده ای اهل شعر و ادب و تاریخ پرورش یافت ، بیشتر اشعار حافظ و مولانا و شعرای عرب را از طریق شنیدن از زبان پدر و عمویش حفظ کرده بود. جذبه معنویش ، کوچک و بزرگ را به تعظیم و تکریم وا می داشت. یکی از استادان دانشگاه می گوید: در جوانی با عده ای از دوستان تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم ، والدین ما این موضوع را با یکی از روحانیون در میان گذاشتند و او ما را کافر و نجس خواند. این کار ما را مصمم تر ساخت تا اینکه ما را نزد مرحوم ارباب بردند. ایشان با لطف و لحنی پدرانه به ما گفت : من نیز در جوانی چنین قصدی کردم اما برای پیدا کردن ترجمه صحیح به مشکل برخوردیم و لابد شما آن را حل کرده اید و آرام آرام ما را متوجه ساخت که ترجمه ما دقیق نیست. ما معذرت خواهی کردیم . ولی ایشان فرمود: من نگفتم نماز را عربی بخوانید فقط مشکلات آن را گفتم و با لطافت ما را به اشتباهمان واقف ساخت.

از اساتید و بزرگان گذشت و حال بسیار با احترام یاد می کرد ، گویی هنور در برابر آن ها ایستاده است یک بار شخصی درباره یکی از اساتید به ایشان گفت : شنیده ام که فلان آقا گاهی عصبانی می شود و الفاظ تند و درشت به زبان می آورد. در پاسخ فرمود: از این بابت چیزی نمی دانم ولی شما آیا از بزرگی مقام و علم ایشان چیزی نشنیده اید ؟ عرض کرد : چرا آقای ارباب فرمود : پس از آن ها حرف بزنید! محضرش بسیار سودمند و لذت بخش بود ، به احترام صغیر و کبیر بر می خاست و نسبت به مردم با محبت و احترام برخورد می کرد. روزی در مجلس او یکی از حضار گفت : فانی تارک الصلوة است . مرحوم ارباب از این سخن چنان برآشفت که بر خلاف معمول ، به شدت گوینده را مورد عتاب قرار داد و فرمود: آیا شما تمام ساعات و دقایق روز و شب با او بوده اید که این طور قاطعانه در مورد او قضاوت می کنید؟! یکی از شاگردانش به او گفت : خوب است شما درس اخلاق هم بگویید. ایشان پاسخ داد : اخلاق علم باحال است و علومی که ما می خوانیم علم قال . او توحید تمام بود و زبانش جز حمد و شکر خداوند چیزی نمی گفت . یکی از بستگان ایشان می گوید : در همه عمر حتی یک بار سخنی که بوی ناشکری و نارضایتی از آن به مشام برسد نشنیدم ، انسانی کامل بود که به یقین رسیده بود.

در یازده سال آخر عمر که نابینا و گرفتار بیماری دردناگی بود حتی در سخت ترین مراحل که از شدت درد عرق می ریخت جز شکر نعمت های باری تعالی چیزی بر زبان نمی راند.   

 


نوشته شده در   سه شنبه 31 شهريور 1388  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode