ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : يکشنبه 17 آبان 1405
يکشنبه 17 آبان 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 17 آبان 1405     |     کد : 209505

الهیات اجتماعی، راه بازگشت دین به متن زندگی انسان معاصر

در عصر ارتباطات، انزوا تفاوتی با مرگ ندارد. در جهانی که از کلان ترین تا خصوصی ترین امور حیاتی انسان را به عرصه رسانه وارد کرده و هر ذره ای

ایکنا به قلم؛ حجت‌الاسلام امیر آقاجانلو عضو هیات علمی گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در عصر ارتباطات، انزوا تفاوتی با مرگ ندارد. در جهانی که از کلان ترین تا خصوصی ترین امور حیاتی انسان را به عرصه رسانه وارد کرده و هر ذره ای از آن بر امور بی شماری تأثیرگذار است، کناره گیری و انزوا حاصلی جز نادیده شدن و کنار رفتن،‌ ندارد. دین هم از این قاعده مستثنی نیست. حیات مستمر دین مرهون نقشی است که این پدیده در رفع نیارها و بحران های فطری و عارضی بشر در طول تاریخ داشته است.

تا پیش از مدرنیته، دین همواره به‌‌عنوان یک نیروی زنده در صحنه حیات جمعی انسان، حضوری فعال داشت اما این حضور هنگام مواجهه با امواج مدرنیته، قدری عقب نشست و مدرنیته به‌عنوان رقیبی پر مدعی قصد کنار زدن یا محدود کردن جایگاه  دین نمود. با ظهور ناکامی های مدرنیته در عرصه‌های مختلف فردی و اجتماعی از بحران‌های روانی تا شکست جنبش ها و انقلاب‌های اجتماعی، تهی بودن این ادعا به زودی بر ملا شد و اهل بصیرت دریافتند که بدون دست یازیدن به ساحت دین امکان زیست سعادتمندانه برای بشر مقدور نیست. اما بازگشت دین به عرصه اصلی حیات بشر در عصر مدرن، چگونه می‌تواند میسر شود؟
ماهیت و ریشه های الهیات اجتماعی

ظهور «الهیات اجتماعی» و رویکردهای نوین کلامی، تلاشی بنیادین برای بازتعریف نسبت میان ایمان و ساختارهای حیات جمعی است. «الهیات اجتماعی[۱]» یا «الهیات سیاسی[۲]»، شاخه‌ای از تفکر دینی است که از مرزهای فردگرایی فراتر رفته و بازخوانی آموزه‌های وحیانی را در متن چالش‌های ساختاری جامعه، عدالت، آزادی و صلح دنبال می‌کند. اهمیت بازخوانی این رویکرد در عصر حاضر از آن روست که دین را از حاشیه‌نشینی در برابر تحولات کلان سیاسی و اقتصادی نجات داده و به آن قدرت نظریه‌پردازی ایجابی در حل مسائل اجتماعی می‌بخشد. الهیات اجتماعی نشان می‌دهد که متن دین، سرشار از دلالت‌های رهایی‌بخش برای ساماندهی عادلانه جامعه است.

از نیمه دوم قرن نوزدهم، جریان‌هایی مانند «مسیحیت اجتماعی»[۳] و سپس «انجیل اجتماعی[۴]» در آمریکا پدیدار شدند. الهیات‌دانان این جریان‌ها استدلال می‌کردند که «گناه» صرفاً امری فردی نیست، بلکه ساختارهای اجتماعی نیز می‌توانند گناه‌آلود باشند. از این رو، رستگاری باید هم فرد و هم نظم اجتماعی را در بر گیرد. این الهیات، ایمان مسیحی را نه برای انتزاع نظری، بلکه برای ورود به قلمروهایی مانند سیاست، اقتصاد و حقوق بشر ضروری می‌دانست.

صورت‌بندی آکادمیک الهیات سیاسی در سده بیستم با کتاب الهیات سیاسی، نوشته حقوق‌دان و فیلسوف آلمانی، کارل اشمیت شکل گرفت. ایده بنیادین اشمیت این بود که همه مفاهیم برجسته نظریه مدرن دولت، مفاهیم الهیاتی سکولارشده هستند.[۵]  ذیل همین عنوان اما با رویکردی دین مدارانه متفکرانی چون یوهان بابتیست متز و یوآخیم مولتمان به نقد دیدگاه‌های سنتی پرداختند که دین را امری صرفاً خصوصی می‌دانستند. متز تاکید کرد که به دلیل مصلوب شدن مسیح در عرصه عمومی (خارج از شهر)، نجات امری عمومی است و کلیسا باید به نهادی منتقد ساختارهای ظالمانه اجتماعی تبدیل شود. متس که تحت تأثیرمکتب فرانکفورت بود، به نقد عقل ابزاری و فردی‌سازی دین در مدرنیته پرداخت و الهیات را به سوی «یادآوری رنج دیگران» به عنوان مبنایی برای نقد اجتماعی سوق داد. یوآخیم مولتمان با تدوین «الهیات امید[۶]» و آخرت شناسی (اسکاتولوژی) سیاسی، رستاخیز مسیح مصلوب شده را مبنایی برای سلب مشروعیت دینی از قدرت‌های سیاسی ظالم و مبارزه با بت‌پرستی سیاسی قرار داد.[۷]

در همین مسیر «الهیات رهایی بخش»[۸] در آمریکای لاتین دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شکل گرفت. این الهیات که ریشه در تجربه فقر و ستم ساختاری داشت،  تاکیدش بر «تقدم عمل رهایی‌بخش بر تأمل الهیاتی» بود و اعلام کرد که کلیسا باید جانب تهی‌دستان را بگیرد.
مؤلفه‌های الهیات اجتماعی

الهیات اجتماعی دارای مؤلفه‌های ایجابی و سازنده‌ای است که به اختصار عبارتند از:

    عبور از الهیات انتزاعی به الهیات کاربردی و انضمامی: پاسخ به مسائل واقعی انسان دردمند و رنج‌دیده به جای افراط در توسعه آیین ها. در این رویکرد، توحید و معاد از دایره صرف اعتقاد خارج شده و به تعهد عملی برای برپایی قسط و داد در جامعه گره می‌خورند.
    تأکید بر کرامت انسانی و اولویت محرومان: الهیات اجتماعی به تأسی از سیره انبیای الهی، صدای کسانی است که زیر چرخ‌دنده‌های ساختارهای ناعادلانه له شده‌اند.
    ظرفیت نظریه‌پردازی برای حکمرانی: ارائه الگوهای کلان برای مدیریت جامعه مبتنی بر اصول اخلاقی و معنوی و توانایی گفتگو با علوم انسانی، فناوری‌های نوین، بحران‌های زیست‌محیطی و چالش‌های جهان گلوبال.
    گفت‌وگوی انتقادی با مدرنیته و ساختارهای سلطه: نقد آگاهانه و الهیاتی از مدرنیته نشان می دهد که چگونه می‌توان با حفظ دغدغه دینی، «عقل ابزاری» و «فردی‌سازی ایمان» را نقد کرد. این ویژگی، الهیات اجتماعی را به یک پارادایم انتقادی تبدیل می‌کند که نه تسلیم بی‌چون‌وچرای مدرنیته می‌شود و نه آن را به طور کامل رد می‌کند، بلکه می‌کوشد با تکیه بر منابع دینی، بدیل‌هایی برای عدالت و رهایی ارائه دهد.

ظرفیت‌های کلام اجتماعی در سنت اسلامی

سنت غنی اسلامی به پشتوانه منابع اصیل خود، سرشار از ظرفیت‌های پنهان و آشکار برای تأسیس یک کلام اجتماعی کارآمد است. برخلاف جریان‌هایی که دین را به امور فردی فرو می‌کاهد، ساختار درونی اسلام براساس امت، جامعه‌پردازی و حکمرانی عادلانه پی‌ریزی شده است. کلام اجتماعی در سنت اسلامی به دنبال آن است که اصول عقاید (توحید، نبوت، معاد) را به نظام‌های عملی در عرصه‌های اقتصاد، سیاست و فرهنگ پیوند بزند و دین را از انزوای فردی خارج سازد.

 

[۱] – Social Theology

[۲] – Political theology

[۳] – Christian Socialism

[۴] – Social Gospel

[۵] – Herrero, Montserrat, Jaume Aurell, and Angela C. Miceli Stout, eds. Political Theology in Medieval and Early Modern Europe: Discourses, Rites, and Representations. Medieval and Early Modern Political Theology vol ۱. Turnhout: Brepols Publishers, ۲۰۱۷. P ۱۰

[۶] – Theology of Hope

[۷] – Moltmann, Jürgen. “European Political Theology.” In The Cambridge Companion to Christian Political Theology, edited by Craig Hovey and Elizabeth Phillips, ۳–۲۲. Cambridge: Cambridge University Press, ۲۰۱۵. P۴.

[۸] – Liberation Theology


نوشته شده در   يکشنبه 17 آبان 1405  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode