ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 20 شهريور 1405
جمعه 20 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 20 شهريور 1405     |     کد : 209457

محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور می‌شد؟

۲۰ شهریور ۱۳۶۰، چرا منافقین برای حذف افراد سیاسی، محراب نماز جمعه تبریز را انتخاب کردند؟ پاسخ را باید در سالی جست‌وجو کرد که ترور به یکی از ابزارهای اصلی ضربه زدن به انقلاب تبدیل شد.

۲۰ شهریور ۱۳۶۰، چرا منافقین برای حذف افراد سیاسی، محراب نماز جمعه تبریز را انتخاب کردند؟ پاسخ را باید در سالی جست‌وجو کرد که ترور به یکی از ابزارهای اصلی ضربه زدن به انقلاب تبدیل شد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: سال ۱۳۶۰ برای جمهوری اسلامی سالی متفاوت از بسیاری از سال‌های پس از پیروزی انقلاب بود؛ سالی که فضای سیاسی کشور با شدت گرفتن اختلافات، ورود سازمان مجاهدین خلق به فاز مسلحانه و سپس سلسله‌ای از انفجارها و ترورها، رنگ دیگری گرفت. در فاصله چند ماه، چهره‌هایی از مسئولان سیاسی، مذهبی و اجرایی کشور هدف عملیات‌های تروریستی قرار گرفتند؛ عملیات‌هایی که در هفتم تیر با انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت ده‌ها نفر از مسئولان و در هشتم شهریور با انفجار دفتر نخست‌وزیری ادامه پیدا کرد.

اما موج ترور در همین‌جا متوقف نشد. تنها چند روز پس از انفجار دفتر نخست‌وزیری، در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، آیت‌الله سیداسدالله مدنی، امام جمعه تبریز و نماینده امام خمینی(ره) در آذربایجان شرقی، در محل برگزاری نماز جمعه این شهر هدف حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.

محمد گرشاسبی در کتاب «ترور در تهران» به فضای ترورهای سال‌های ابتدایی انقلاب و حوادثی پرداخته است که در فاصله کوتاهی، امنیت سیاسی و اجتماعی کشور را با چالش جدی مواجه کرد. اهمیت این دوره در روایت ترور، تنها به تعداد عملیات‌ها بازنمی‌گردد؛ بلکه نوع اهداف نیز نشان می‌دهد که تروریست‌ها تلاش داشتند با حذف چهره‌های مؤثر سیاسی و مذهبی، ساختار تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی را با بحران روبه‌رو کنند.

در چنین بستری، شهادت آیت‌الله مدنی را نیز باید فراتر از یک حادثه در نماز جمعه تبریز دید؛ تروری که در یکی از عمومی‌ترین مکان‌های حضور مردم و در فاصله‌ای کوتاه از انفجار دفتر نخست‌وزیری رخ داد.

کودکی که راه حوزه را در پیش گرفت

سیداسدالله مدنی در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی در دهخوارقان، آذرشهر، متولد شد. پدرش، آقامیرعلی، از سادات محبوب منطقه بود و به دلیل ارادت ویژه‌ای که به امیرالمؤمنین(ع) داشت، نام فرزندش را اسدالله گذاشت.

مدنی از همان کودکی با دشواری‌های زندگی روبه‌رو شد. در چهار سالگی مادرش را از دست داد و تربیت او بر عهده پدر و نامادری‌اش قرار گرفت. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه طالبیه تبریز آغاز کرد و همزمان در کنار درس، به پدرش در کسب‌وکار کمک می‌کرد.

اما مسیر زندگی او به کار و زندگی معمول محدود نماند. در سال‌های جوانی برای ادامه تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه یزد رفت و پس از درگذشت پدر، در حالی که تنها ۱۶ سال داشت، همراه برادر رضاعی خود به قم مهاجرت کرد.

قم برای مدنی مرحله‌ای تازه در زندگی علمی او بود. در محضر استادانی همچون آیات عظام حجت خوانساری و امام خمینی(ره) حاضر شد و در زمینه فقه و اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق به تحصیل پرداخت.

پس از آن، راه نجف را در پیش گرفت؛ حوزه‌ای که سال‌ها در آن به تحصیل و تدریس مشغول بود. او از محضر بزرگانی مانند آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی، آیت‌الله حکیم و آیت‌الله عبدالهادی شیرازی بهره برد و به درجه اجتهاد رسید.

مدنی در نجف تنها به تحصیل اکتفا نکرد. خود نیز کرسی تدریس داشت و شاگردانی تربیت کرد. بنا بر روایت‌های موجود، بخش قابل توجهی از شبانه‌روز او صرف تدریس علوم دینی می‌شد و به دستور آیت‌الله حکیم، درس تفسیر قرآن را نیز بر عهده گرفت.

اما آنچه بعدها از او چهره‌ای مبارز ساخت، تنها فعالیت علمی‌اش نبود. مدنی در سال‌هایی که مبارزه با رژیم پهلوی شکل جدی‌تری به خود گرفت، از حوزه و منبر برای روشنگری سیاسی استفاده کرد.

محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور می‌شد؟

منبرهایی که برای ساواک دردسرساز شد

فعالیت‌های مبارزاتی آیت‌الله مدنی از همدان آغاز شد. او برای آغاز حرکت خود، روستای دره‌بیگ را انتخاب کرد و معتقد بود باید حرکت اجتماعی را از نقطه‌ای کوچک آغاز کرد تا به تدریج مردم بیشتری با آن همراه شوند.

پس از تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، سخنرانی‌های او علیه سیاست‌های حکومت پهلوی شدت گرفت. قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نیز نقطه عطف دیگری در فعالیت‌های سیاسی او بود.

مدنی در برابر سرکوب مردم سکوت نکرد. فعالیت‌هایش باعث شد دستگاه امنیتی رژیم پهلوی او را تحت نظر قرار دهد و در نهایت، دستگیری و تبعید او در دستور کار قرار گیرد.

اما تبعید نتوانست فعالیت‌هایش را متوقف کند. خرم‌آباد، آذرشهر، نورآباد ممسنی، گنبدکاووس، بندر کنگان و مهاباد، هرکدام برای مدتی محل حضور او شدند.

مدنی در هر شهر، فعالیت تبلیغی و سیاسی خود را ادامه می‌داد. حتی زمانی که در خرم‌آباد حضور داشت و اقدام به توزیع رساله و آثار امام خمینی(ره) کرد، حساسیت ساواک نسبت به فعالیت‌های او بیشتر شد.

در همین سال‌ها، او علاوه بر مبارزه با حکومت پهلوی، با جریان‌هایی که از نگاه او تهدیدی برای باورهای دینی جامعه محسوب می‌شدند نیز مقابله می‌کرد. مبارزه با جریان بهائیت و جریان فکری احمد کسروی در آذربایجان از جمله این فعالیت‌ها بود.

در روایت تاریخی زندگی مدنی، این سال‌ها نشان می‌دهد که حضور او در عرصه سیاسی، فعالیتی ناگهانی و محدود به سال‌های پس از انقلاب نبود. او سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب، به دلیل سخنرانی و فعالیت اجتماعی، با فشار و محدودیت حکومت مواجه شده بود.

تبعید تمام شد، اما مبارزه نه

با اوج گرفتن نهضت امام خمینی(ره)، مدنی همچنان به فعالیت خود ادامه داد و سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی، مرحله جدیدی از زندگی سیاسی او آغاز شد.

پس از پیروزی انقلاب، مردم همدان از او دعوت کردند تا به این شهر بازگردد. مدنی نیز به همدان رفت و در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، به‌عنوان نماینده مردم همدان انتخاب شد.

اما تحولات آذربایجان، بار دیگر مسیر زندگی او را به تبریز کشاند.

پس از پیروزی انقلاب، گروه‌های مختلف سیاسی تلاش می‌کردند در مناطق مختلف کشور نفوذ کنند. تبریز نیز از جمله شهرهایی بود که درگیر اختلافات و تنش‌های سیاسی شده بود. حضور حزب خلق مسلمان، فعالیت جریان‌های مخالف و تلاش برخی گروه‌ها برای ایجاد ناامنی، وضعیت آذربایجان را پیچیده کرده بود.

در این شرایط، مردم تبریز از امام خمینی(ره) خواستند آیت‌الله مدنی را به این شهر بفرستد. مدنی با حکم امام راهی تبریز شد و در سامان دادن به اوضاع سیاسی و اجتماعی شهر نقش گرفت.

حضور او در تبریز اما پایان کار نبود. پس از مدتی که او به همدان بازگشت، آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، نخستین شهید محراب، به دست گروه فرقان ترور شد. بار دیگر نگاه‌ها به سمت تبریز رفت.

امام خمینی(ره) آیت‌الله مدنی را به‌عنوان نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه تبریز منصوب کرد؛ انتصابی که مدنی را دوباره به یکی از مهم‌ترین سنگرهای سیاسی و مذهبی شهر بازگرداند.

محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور می‌شد؟

محراب، آخرین سنگر

دوران دوم حضور آیت‌الله مدنی در تبریز با فضای آرامی همراه نبود. گروه‌های مخالف انقلاب، به‌ویژه جریان‌هایی که با نظام سیاسی جدید مخالفت داشتند، فعالیت می‌کردند و مدنی نیز به دلیل مواضع صریح خود، بارها تهدید شد.

حتی منزل او نیز از تعرض مخالفان در امان نبود و محراب مسجد نیز هدف حمله قرار گرفت. با این حال، مدنی تصمیمی برای کنار کشیدن نداشت. نماز جمعه برای او تنها یک مراسم عبادی نبود؛ سنگری عمومی برای ارتباط با مردم و بیان مواضع سیاسی و اجتماعی بود.

در روایت‌های مربوط به آن دوران آمده است که او برای مقابله با تهدیدها، حتی با پوشیدن کفن در نماز جمعه حاضر می‌شد و پیشاپیش مردم حرکت می‌کرد.

جمله‌ای که از او نقل شده، نگاهش به این جایگاه را نشان می‌دهد:«من تا زنده‌ام نماینده امام هستم و نماز جمعه را می‌خوانم.»

همین پافشاری سبب شد نماز جمعه تبریز با وجود تهدیدها تعطیل نشود.

این تصویر از مدنی را می‌توان در کنار فضای عمومی سال ۱۳۶۰ قرار داد؛ سالی که ترور به یکی از ابزارهای اصلی گروه‌های مسلح برای ایجاد ناامنی تبدیل شده بود. در کتاب «ترور در تهران» نوشته محمد گرشاسبی، روایت ترورهای این دوره در بستر شرایط سیاسی و امنیتی سال‌های ابتدایی انقلاب قابل بررسی است؛ دوره‌ای که هدف‌گیری مسئولان و چهره‌های اثرگذار، بخشی از راهبرد گروه‌های مسلح مخالف جمهوری اسلامی بود. در چنین شرایطی، مدنی نیز به دلیل جایگاه مذهبی و سیاسی‌اش، از اهداف جریان تروریستی منافقین قرار گرفت.

سال ۶۰؛ وقتی ترور از خیابان به محراب رسید

خرداد ۱۳۶۰ نقطه مهمی در روند فعالیت سازمان مجاهدین خلق بود. پس از عزل ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، این سازمان به صورت رسمی وارد فاز مسلحانه شد و سلسله‌ای از عملیات‌ها و ترورها را آغاز کرد.

هفتم تیر، دفتر حزب جمهوری اسلامی هدف انفجار قرار گرفت. شمار زیادی از مسئولان و اعضای حزب در این حادثه به شهادت رسیدند. هشتم شهریور نیز دفتر نخست‌وزیری منفجر شد و محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور، و محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر، به شهادت رسیدند.

در این فاصله، جامعه ایران شاهد موجی از عملیات‌های تروریستی بود؛ عملیاتی که هدف آنها تنها حذف یک فرد نبود، بلکه ایجاد فضای رعب و بی‌ثباتی در کشور را دنبال می‌کرد.

محمد گرشاسبی در «ترور در تهران» به همین دوره از تاریخ ترور در ایران پرداخته و با گردآوری روایت‌ها و اسناد مربوط به این حوادث، تصویری از فضای امنیتی آن سال ارائه می‌دهد. از این زاویه، ترور شهید مدنی نیز در امتداد همان موجی قرار می‌گیرد که طی آن، چهره‌های شاخص سیاسی و مذهبی هدف عملیات‌های تروریستی قرار گرفتند.

فاصله زمانی میان انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت آیت‌الله مدنی نیز کوتاه بود. هشتم شهریور رجایی و باهنر به شهادت رسیدند و ۲۰ شهریور، تنها ۱۲ روز بعد، مدنی در تبریز هدف عملیات قرار گرفت.

محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور می‌شد؟

جمعیت نمازگزار، هدفی که دیده نشد

جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۶۰، آیت‌الله مدنی نماز جمعه را در تبریز اقامه کرد. پس از پایان نماز، حجت‌الاسلام میرزا نجف آقازاده مشغول سخنرانی بود و مدنی نیز برای اقامه نماز مستحبی ایستاد. در میان جمعیت، فردی که نامه‌ای در دست داشت به سمت آیت‌الله مدنی حرکت کرد.

ظاهر ماجرا عادی بود؛ فردی که قصد داشت نامه‌ای را به امام جمعه برساند. حتی محافظ مدنی تلاش کرد نامه را از او تحویل بگیرد و خودش به آیت‌الله مدنی برساند. اما فرد مهاجم اصرار داشت نامه را شخصاً به او بدهد.

روزنامه جمهوری اسلامی در ۲۱ شهریور ۱۳۶۰، گزارشی از این حادثه منتشر کرد. بر اساس این گزارش، فرد مهاجم با تظاهر به اینکه قصد پرسیدن سؤال دارد، به آیت‌الله مدنی نزدیک شد و در حالی که وانمود می‌کرد قصد در آغوش گرفتن او را دارد، عملیات ترور را انجام داد. شاهدان از وقوع دو انفجار خبر دادند.

در روایت یکی از محافظان نیز آمده است که مهاجم خود را به آیت‌الله مدنی چسباند و در حالی که محافظ تلاش می‌کرد او را جدا کند، نارنجک‌هایی را که همراه داشت منفجر کرد.

لحظه‌ای بعد، همه چیز تغییر کرد. محراب نماز جمعه به صحنه انفجار تبدیل شد و آیت‌الله مدنی بر زمین افتاد. آیت‌الله مدنی پس از انفجار هنوز زنده بود. او را با سرعت به بیمارستان سینای تبریز منتقل کردند.

اما شدت جراحات بسیار زیاد بود. نارنجک در قسمت پهلوی سمت راست او منفجر شده بود و آسیب شدیدی به کلیه و ستون فقرات وارد کرده بود. پاهایش نیز به‌شدت مجروح شده بود.

تلاش پزشکان برای نجات او نتیجه نداد و آیت‌الله سیداسدالله مدنی پیش از آنکه اقدامات درمانی بتواند وضعیتش را تغییر دهد، به شهادت رسید.

عامل عملیات، مجید نیکو، از اعضای سازمان مجاهدین خلق معرفی شد. این حادثه جدا از موج ترورهای آن سال نبود؛ بلکه در شرایطی رخ داد که سازمان مجاهدین خلق تلاش داشت با هدف قرار دادن چهره‌های مؤثر، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

تفاوت ترور مدنی اما در محل وقوع آن بود؛ او نه در یک دفتر اداری و نه در جلسه‌ای محدود، بلکه در میان نمازگزاران و پس از پایان نماز جمعه هدف قرار گرفت.

انفجار تنها جان آیت‌الله مدنی را نگرفت. حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر نیز در این حادثه مجروح شدند و به بیمارستان‌های تبریز انتقال یافتند. در روایت محافظ شهید، پس از انفجار صدای «یا باب‌الحوائج» مردم در محل حادثه بلند شد؛ مردمی که تا چند لحظه قبل در نماز جمعه حضور داشتند و حالا با صحنه‌ای خونین مواجه شده بودند. خبر شهادت مدنی به سرعت در شهر پیچید.

استان آذربایجان شرقی عزای عمومی اعلام کرد و مردم در روز ۲۱ شهریور برای تشییع پیکر او به خیابان‌ها آمدند.

تشییع دومین شهید محراب

مراسم تشییع آیت‌الله مدنی در تبریز با حضور گسترده مردم برگزار شد. پیکر او سپس به قم منتقل شد و روز بعد، با حضور مردم و علما تشییع شد.

آیت‌الله سیداسدالله مدنی در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. او دومین شهید محراب انقلاب اسلامی لقب گرفت؛ عنوانی که پیش از او با شهادت آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در تبریز شکل گرفته بود.

دو شهید محراب در فاصله‌ای کوتاه از یکدیگر و در یک شهر، به دست گروه‌های تروریستی به شهادت رسیدند؛ اتفاقی که نشان می‌داد محراب نماز جمعه و شخصیت‌های مذهبی نیز در سال‌های نخست انقلاب از موج ترور در امان نبودند.

پس از شهادت آیت‌الله مدنی، امام خمینی(ره) در پیامی ضمن تجلیل از شخصیت او، ترورش را محکوم کردند.

امام، مدنی را عالمی بزرگوار و عادل معرفی کردند که همچون جد بزرگوارش، در محراب عبادت به دست منافقی شقی به شهادت رسیده است.

در بخشی از پیام امام خمینی(ره) آمده است: «اگر با به شهادت رسیدن مولای متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش مدنی هم آرزوی منافقان را برآورده خواهد کرد.»

این پیام در واقع پاسخی به هدفی بود که پشت سلسله ترورهای آن سال قرار داشت؛ اینکه با حذف چهره‌های مؤثر، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دچار فروپاشی شود.

منبع:

کتاب «ترور در تهران»/محمد گرشاسبی/ انتشارات۲۷بعثت


نوشته شده در   جمعه 20 شهريور 1405  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode