پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن با تأکید بر اینکه مهمترین تحول در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) گذار از فقه فردی به فقه اجتماعی و امتمحور است، گفت: امام با تکیه بر شناخت زمان و مکان، مصلحت و واقعیتهای اجتماعی، افق تازهای در اجتهاد و جامعهسازی اسلامی گشود.
فقه امتمحور؛ میراث مغفول اندیشه امام خمینی(ره)به گزارش ایکنا از قم، حجتالاسلام والمسلمین امین اسدپور، پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن، در اولین جلسه از نشستهای تبیین مکتب امام خمینی(ره) که به همت مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) صبح امروز، ۱۰ خردادماه در سالن جلسات این مؤسسه برگزار شد، در تبیین موضوع «از فقه فردی تا فقه امتساز در اندیشه امام خمینی(ره)» اظهار کرد: برای بهرهگیری از میراث فکری و معرفتی امام راحل(ره)، ناگزیر از گزینش برخی محورهای اساسی هستیم؛ چراکه نوآوریها و ابتکارات ایشان در این عرصه بسیار گسترده و متنوع است.
وی با اشاره به نوع نگاه امام خمینی(ره) به فقه و اسلامشناسی، گفت: یکی از دغدغههای جدی و مستمر امام در آثار مکتوب و بیانات ایشان، نقد تجزیه و گسست در اسلامشناسی بود. امام بارها در کتاب «چهل حدیث»، در درسها و سخنرانیهای دوران نجف و همچنین در سالهای رهبری انقلاب اسلامی، نسبت به این آسیب تاریخی هشدار دادهاند که شناخت اسلام به صورت جزیرهای و تفکیکشده، مانع درک صحیح حقیقت دین شده است.
اسدپور افزود: از نگاه امام، در طول تاریخ هر گروهی کوشیده است اسلام را در چارچوب دانش و تخصص خود تعریف کند؛ فقیه اسلام را در فقه خلاصه کرده، فیلسوف آن را فلسفه دانسته، عارف بر عرفان تأکید کرده و اهل اخلاق نیز اخلاق را تمام حقیقت اسلام معرفی کردهاند. در حالی که امام خمینی(ره) معتقد بودند اسلام هیچیک از این ساحتها به تنهایی نیست، بلکه مجموعهای جامع از همه این ابعاد را در بر میگیرد.
نقد نگاه جزیرهای به اسلام و تأکید بر جامعیت دین
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن ادامه داد: امام اسلام را متناظر با تمامی ابعاد وجود انسان میدانستند. به اعتقاد ایشان، چون انسان دارای مراتب، شئون و ساحتهای گوناگون است، اسلام نیز به عنوان برنامه جامع هدایت، تربیت و تعالی انسان باید تمامی این مراتب را پوشش دهد و در قالب یک منظومه منسجم و هماهنگ فهم شود.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده در حدیث بیستوچهارم کتاب «چهل حدیث» تصریح کرد: امام در آنجا تلاش میکنند نسبت میان فقه اکبر و فقه اصغر را تبیین کنند. در این چارچوب، ابتدا باید به یک هستیشناسی توحیدی دست یافت و سپس آن را در قالب یک انسانشناسی توحیدی صورتبندی کرد. بر همین اساس، دستگاه الهیاتی، حکمی و عرفانی امام شکل میگیرد و مبنای مواجهه ایشان با جهان، انسان و مسائل معاصر قرار میگیرد.
اسدپور خاطرنشان کرد: اهمیت این مبنا در آن است که امام از یک پایگاه معرفتی مستحکم به مسائل مینگرند و در مواجهه با تحولات و چالشهای زمانه دچار انفعال، تزلزل یا ناهماهنگی در استنباط و اجتهاد نمیشوند.
عرفان اجتماعی؛ نوآوری امام در امتداد سنت حکمی
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) در حوزه عرفان نیز صاحب نوآوریهای قابل توجهی بودند، گفت: به اعتقاد بنده، امام صرفاً شارح یا ادامهدهنده سنت عرفانی پیشین نبودند، بلکه مرحلهای جدید در عرفان اسلامی پدید آوردند که میتوان از آن با عنوان «عرفان اجتماعی» یا «عرفان جامعهساز» یاد کرد.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن افزود: هرچند این نگاه در امتداد سنت حکمی و عرفانی صدرالمتألهین قرار دارد، اما امام بهویژه در تبیین «سفر چهارم» عرفانی، رویکردی متفاوت ارائه میکنند. ایشان غایت عرفان را تنها در سلوک فردی و تربیت سالک خلاصه نمیکنند، بلکه آن را تا سطح استخلاف اجتماعی و شکلگیری جامعه خلیفةالله امتداد میدهند.
وی تأکید کرد: اگرچه ریشههای این نگاه را میتوان در اندیشه مرحوم آیتالله شاهآبادی مشاهده کرد، اما بسط نظری و تحقق عینی آن در عرصه اجتماعی و سیاسی، توسط امام خمینی(ره) صورت گرفت و از این منظر میتوان از شکلگیری مرحلهای جدید در عرفان اسلامی سخن گفت.
اسدپور در ادامه با اشاره به تأثیر این مبانی معرفتی بر دستگاه فقاهتی امام اظهار کرد: مهمترین تحول در فقه امام، عبور از فقه صرفاً فردی و عبادی به سوی فقه اجتماعی، جامعهپرداز و در نهایت فقه امتمحور است. البته امام هرگز فقه فردی و عبادی را نفی نمیکنند، بلکه معتقدند نباید به آن بسنده کرد و لازم است دایره فقاهت به عرصههای اجتماعی، تمدنی و امتساز گسترش یابد.
وی افزود: یکی از خطاهای رایج در معرفی اندیشه فقهی امام این است که فقه ایشان صرفاً در قالب فقه سیاسی یا فقهالحکومه تفسیر میشود؛ در حالی که فقه سیاسی امام بر بستر فقه اجتماعی ایشان شکل گرفته است. از نگاه امام، جامعه یک حقیقت اصیل و دارای حقوق و تکالیف است و حکومت نیز مهمترین ساختار اجتماعی در فرآیند اداره و ساماندهی جامعه به شمار میآید.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن تصریح کرد: به همین دلیل، فقهالحکومه امام را باید در چارچوب فقه اجتماعی ایشان فهم کرد؛ زیرا این رویکرد اجتماعی است که به فقه سیاسی جهت میدهد، آن را معنا میبخشد و زمینه انعطاف و کارآمدی آن را در مواجهه با مسائل جامعه فراهم میکند.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن در تبیین موضوع «از فقه فردی تا فقه امتساز در اندیشه امام خمینی(ره)»، اظهار کرد: برای بهرهگیری از میراث فکری و معرفتی امام راحل(ره)، ناگزیر از گزینش برخی محورهای اساسی هستیم؛ چراکه نوآوریها و ابتکارات ایشان در این عرصه بسیار گسترده و متنوع است.
وی با اشاره به نوع نگاه امام خمینی(ره) به فقه و اسلامشناسی، گفت: یکی از دغدغههای جدی و مستمر امام در آثار مکتوب و بیانات ایشان، نقد تجزیه و گسست در اسلامشناسی بود. امام بارها در کتاب «چهل حدیث»، در درسها و سخنرانیهای دوران نجف و همچنین در سالهای رهبری انقلاب اسلامی، نسبت به این آسیب تاریخی هشدار دادهاند که شناخت اسلام به صورت جزیرهای و تفکیکشده، مانع درک صحیح حقیقت دین شده است.
اسدپور افزود: از نگاه امام، در طول تاریخ هر گروهی کوشیده است اسلام را در چارچوب دانش و تخصص خود تعریف کند؛ فقیه اسلام را در فقه خلاصه کرده، فیلسوف آن را فلسفه دانسته، عارف بر عرفان تأکید کرده و اهل اخلاق نیز اخلاق را تمام حقیقت اسلام معرفی کردهاند. در حالی که امام خمینی(ره) معتقد بودند اسلام هیچیک از این ساحتها به تنهایی نیست، بلکه مجموعهای جامع از همه این ابعاد را در بر میگیرد.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن ادامه داد: امام اسلام را متناظر با تمامی ابعاد وجود انسان میدانستند. به اعتقاد ایشان، چون انسان دارای مراتب، شئون و ساحتهای گوناگون است، اسلام نیز به عنوان برنامه جامع هدایت، تربیت و تعالی انسان باید تمامی این مراتب را پوشش دهد و در قالب یک منظومه منسجم و هماهنگ فهم شود.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده در حدیث بیستوچهارم کتاب «چهل حدیث» تصریح کرد: امام در آنجا تلاش میکنند نسبت میان فقه اکبر و فقه اصغر را تبیین کنند. در این چارچوب، ابتدا باید به یک هستیشناسی توحیدی دست یافت و سپس آن را در قالب یک انسانشناسی توحیدی صورتبندی کرد. بر همین اساس، دستگاه الهیاتی، حکمی و عرفانی امام شکل میگیرد و مبنای مواجهه ایشان با جهان، انسان و مسائل معاصر قرار میگیرد.
اسدپور خاطرنشان کرد: اهمیت این مبنا در آن است که امام از یک پایگاه معرفتی مستحکم به مسائل مینگرند و در مواجهه با تحولات و چالشهای زمانه دچار انفعال، تزلزل یا ناهماهنگی در استنباط و اجتهاد نمیشوند.
وی با بیان اینکه امام خمینی(ره) در حوزه عرفان نیز صاحب نوآوریهای قابل توجهی بودند، گفت: به اعتقاد بنده، امام صرفاً شارح یا ادامهدهنده سنت عرفانی پیشین نبودند، بلکه مرحلهای جدید در عرفان اسلامی پدید آوردند که میتوان از آن با عنوان «عرفان اجتماعی» یا «عرفان جامعهساز» یاد کرد.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن افزود: هرچند این نگاه در امتداد سنت حکمی و عرفانی صدرالمتألهین قرار دارد، اما امام بهویژه در تبیین «سفر چهارم» عرفانی، رویکردی متفاوت ارائه میکنند. ایشان غایت عرفان را تنها در سلوک فردی و تربیت سالک خلاصه نمیکنند، بلکه آن را تا سطح استخلاف اجتماعی و شکلگیری جامعه خلیفةالله امتداد میدهند.
وی تأکید کرد: اگرچه ریشههای این نگاه را میتوان در اندیشه مرحوم آیتالله شاهآبادی مشاهده کرد، اما بسط نظری و تحقق عینی آن در عرصه اجتماعی و سیاسی توسط امام خمینی(ره) صورت گرفت و از این منظر میتوان از شکلگیری مرحلهای جدید در عرفان اسلامی سخن گفت.
اسدپور با اشاره به تأثیر این مبانی معرفتی بر دستگاه فقاهتی امام اظهار کرد: مهمترین تحول در فقه امام، عبور از فقه صرفاً فردی و عبادی به سوی فقه اجتماعی، جامعهپرداز و در نهایت فقه امتمحور است. البته امام هرگز فقه فردی و عبادی را نفی نمیکنند، بلکه معتقدند نباید به آن بسنده کرد و لازم است دایره فقاهت به عرصههای اجتماعی، تمدنی و امتساز گسترش یابد.
وی افزود: یکی از خطاهای رایج در معرفی اندیشه فقهی امام این است که فقه ایشان صرفاً در قالب فقه سیاسی یا فقهالحکومه تفسیر میشود؛ در حالی که فقه سیاسی امام بر بستر فقه اجتماعی ایشان شکل گرفته است. از نگاه امام، جامعه یک حقیقت اصیل و دارای حقوق و تکالیف است و حکومت نیز مهمترین ساختار اجتماعی در فرآیند اداره و ساماندهی جامعه به شمار میآید.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن تصریح کرد: به همین دلیل، فقهالحکومه امام را باید در چارچوب فقه اجتماعی ایشان فهم کرد؛ زیرا این رویکرد اجتماعی است که به فقه سیاسی جهت میدهد، آن را معنا میبخشد و زمینه انعطاف و کارآمدی آن را در مواجهه با مسائل جامعه فراهم میکند.
مصلحت؛ عنصری بنیادین در منظومه اجتهادی امام
اسدپور در تبیین جایگاه «مصلحت» در اندیشه فقهی امام خمینی(ره) گفت: گاهی تصور میشود توجه امام به عنصر مصلحت، محصول سالهای پایانی عمر ایشان و اقتضائات اداره جمهوری اسلامی بوده است؛ در حالی که با مراجعه به آثار فقهی امام درمییابیم که این مسئله از همان ابتدای شکلگیری منظومه اجتهادی ایشان حضور دارد. شما در مباحث مکاسب محرمه، در کتاب البیع و حتی در درسهای ولایت فقیه امام نیز ردپای پررنگ عنصر مصلحت را مشاهده میکنید.
وی افزود: وقتی فقه از سطح احکام فردی عبور میکند و مسئولیت اداره جامعه را برعهده میگیرد، طبیعتاً دیگر نمیتواند صرفاً با نگاه فردی به مسائل بنگرد. در اینجا مصالح اجتماعی، مصالح امت اسلامی و مصالح نظام اسلامی به عنوان واقعیاتی تأثیرگذار در فرآیند اجتهاد مطرح میشوند.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن با اشاره به سطوح مختلف مصلحت در اندیشه امام تصریح کرد: به نظر میرسد امام دستکم سه سطح از مصلحت را مورد توجه قرار میدهند؛ مصلحت اسلام، امت اسلامی و حوزه حاکمیت اسلامی. این سه سطح در منظومه فکری امام در تعارض با یکدیگر نیستند، بلکه در امتداد هم قرار میگیرند.
امت و ملت در اندیشه امام؛ دوگانهای که وجود ندارد
اسدپور با اشاره به نسبت میان امت و ملت در اندیشه امام خمینی(ره)، اظهار کرد: برخلاف برخی قرائتهای رایج که میان هویت ملی و هویت امت اسلامی نوعی دوگانگی ترسیم میکنند، امام اساساً چنین دوگانهای را نمیپذیرد. کافی است پیامهای سالانه حج ایشان را مرور کنیم. امام در اوج سخن گفتن از جهان اسلام، وحدت امت و مبارزه با استکبار، همزمان از عزت، استقلال و منافع ملت ایران نیز دفاع میکند. از این منظر، ایران اسلامی و امت اسلامی دو پروژه جداگانه نیستند.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین نوآوریهای امام خمینی(ره) در حوزه فقاهت، عبور از فقه صرفاً فردی و حرکت به سوی فقه اجتماعی، حکومتی و امتساز است. فقهی که در آن قرآن، سنت، عقل و واقعیت اجتماعی در یک منظومه هماهنگ برای تحقق حیات طیبه اسلامی به کار گرفته میشوند.
اسدپور تأکید کرد: امام در عین اصرار بر حفظ چارچوب اجتهاد جواهری، بر این نکته نیز پافشاری میکند که روشهای متعارف حوزه برای مواجهه با مسائل پیچیده جهان معاصر کافی نیست. از همین رو شناخت زمان و مکان، بهرهگیری از دستاوردهای علمی جدید و فهم دقیق واقعیتهای اجتماعی را از الزامات اجتهاد کارآمد میداند.
اسدپور با اشاره به نسبت میان امت و ملت در اندیشه امام خمینی(ره) اظهار کرد: امام خمینی اساساً میان امت و ملت تعارضی نمیدید. گاهی در برخی قرائتها اینگونه القا میشود که توجه به امت اسلامی با توجه به هویت ملی در تعارض است؛ در حالی که در اندیشه امام چنین دوگانهای وجود ندارد. اگر پیامهای سالیانه حج امام را از سال ۱۳۴۹ به بعد مرور کنیم، میبینیم که ایشان در اوج سخن گفتن از امت اسلامی، وحدت مسلمانان و مبارزه با استکبار، همزمان از ملت ایران نیز به عنوان یک الگو و نمونه موفق یاد میکنند.
وی افزود: در واقع امام بارها این پرسش را مطرح میکند که ایرانی که انقلاب کرده، ایرانی که از وضعیت استضعاف و استخفاف تحمیلشده عبور کرده و در مسیر استخلاف و عزت اسلامی قرار گرفته، تا چه اندازه توانسته است الهامبخش جهان اسلام باشد؟ از این منظر، ملت ایران نه در عرض امت اسلامی، بلکه در خدمت آرمانهای امت اسلامی تعریف میشود.
امت و ملت در اندیشه امام؛ دوگانهای که وجود ندارد
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن با اشاره به جایگاه عنصر زمان و مکان در اجتهاد امام گفت: عنصر زمان و مکان از مهمترین نوآوریهای فقهی حضرت امام است؛ هرچند هنوز حق این نظریه بهطور کامل ادا نشده است. غالب تقریرهایی که از نظریه زمان و مکان ارائه شده، آن را صرفاً به مرحله اجرا و تزاحمات اجرایی احکام محدود کردهاند؛ در حالی که به نظر میرسد امام دامنه تأثیر زمان و مکان را بسیار فراتر از این میدانست.
وی ادامه داد: برداشت بنده این است که امام حتی در مقام فعلیت احکام نیز برای زمان و مکان نقش قائل است. به تعبیر دیگر، شرایط اجتماعی و تاریخی میتواند در فعلیت یافتن یا نیافتن برخی احکام اثرگذار باشد. از این منظر، آنچه تغییر میکند اصل حکم الهی نیست، بلکه فعلیت و نحوه تحقق آن در شرایط متفاوت اجتماعی است.
اسدپور در تبیین این دیدگاه به نمونهای از فتاوای امام اشاره کرد و گفت: در ماجرای موسیقی که در سالهای پایانی عمر امام محل بحث و گفتوگو بود، برخی تصور کردند که امام فتوای خود را تغییر دادهاند؛ در حالی که به نظر میرسد مسئله تغییر فتوا نبود، بلکه تغییر شرایط و فعلیت حکم بود. امام معتقد بود ممکن است یک پدیده در یک ساختار اجتماعی مصداق لهو و اعراض از ذکر خدا باشد و همان پدیده در ساختاری دیگر در خدمت ارزشهای الهی قرار گیرد. بنابراین موضوع فقط خود فعل نیست، بلکه نسبت آن با نظام اجتماعی و فرهنگی حاکم نیز اهمیت پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: همین مبناست که در فقه حکومتی امام، اختیارات گستردهتری برای تدبیر امور جامعه ایجاد میکند و نسبت میان فقه و قانونگذاری را وارد مرحله جدیدی میسازد. در این چارچوب، فقیه حاکم صرفاً ناظر احکام فردی نیست، بلکه مسئول مدیریت گذارهای اجتماعی و تأمین مصالح عمومی جامعه نیز هست.
اجتهاد کارآمد در گرو شناخت واقعیتهای اجتماعی
اسدپور همچنین با تأکید بر ضرورت شناخت واقعیتهای اجتماعی در فرآیند اجتهاد گفت: امام در منشور روحانیت، منشور برادری و حتی در وصیتنامه سیاسی الهی خود بارها بر این نکته تأکید میکند که فقیه بدون شناخت مناسبات حاکم بر جامعه و جهان معاصر نمیتواند نقش مؤثری در عرصه اجتماع ایفا کند. فهم روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بینالمللی بخشی از مقدمات ضروری اجتهاد کارآمد است.
وی افزود: اگر فقه بخواهد در عرصه جامعهسازی و امتسازی نقشآفرین باشد، نمیتواند نسبت به واقعیتهای عینی و انضمامی جامعه بیاعتنا بماند. فقه پویا ناگزیر است در نسبت با این واقعیات، ظرفیتهای خود را بازخوانی و بازتولید کند.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی و تمدن در پایان با اشاره به میراث علمی امام خمینی(ره) و نقش رهبر شهید انقلاب در تبیین آن تصریح کرد: متأسفانه حوزههای علمیه آنگونه که باید با افقهایی که امام در دهه شصت گشودند همراه نشدند و بخشی از آن ظرفیت تاریخی برای تحول و پویایی فقه مغفول ماند. در حالی که اندیشه فقهی امام در بسیاری از موارد چند گام جلوتر از مباحثی بود که امروز در فضای علمی مطرح میشود.
وی ادامه داد: رهبر شهید انقلاب در سال ۱۴۰۱ تعبیر بسیار مهمی را درباره امام خمینی(ره) به کار بردند و فرمودند: «امام روح جمهوری اسلامی است.» این تعبیر در مقطعی مطرح شد که برخی جریانها تلاش داشتند نام و مکتب امام را به حاشیه ببرند یا دچار تحریف کنند.
اسدپور یادآور شد: سال بعد نیز رهبر شهید در مراسم چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ تعبیر بلند دیگری را مطرح کردند و امام را سرآمد تاریخ اسلام خواندند. ایشان توضیح دادند که همانگونه که در معقول از شیخالرئیس و در منقول از شیخالطائفه به عنوان قلههای علمی یاد میکنیم، امام خمینی(ره) در جامعیت و جمع میان عرصههای مختلف علمی، فقهی، عرفانی، فلسفی و اجتماعی جایگاهی ممتاز و کمنظیر دارد.
وی در پایان تأکید کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی دقیق مکتب امام هستیم. همان حساسیت و دغدغهای که شهید آیتالله رئیسی نسبت به حفظ و تبیین اندیشه امام داشت، باید در فضای علمی و فرهنگی کشور استمرار پیدا کند تا این میراث فکری دچار تحریف، فراموشی یا تقلیل نشود.
تبیین گسترده اندیشه امام خمینی(ره) وظیفه مبلغان است
حجتالاسلام والمسلمین علی کمساری، رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، با تأکید بر ضرورت تبیین گسترده اندیشه امام خمینی(ره) اظهار کرد: ترویج و معرفی اندیشه امام نباید صرفاً به یک نهاد یا مجموعه خاص محدود شود.
وی گفت: اگر تصور کنیم تنها مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام مسئول معرفی و ترویج مکتب امام است، در حق شخصیت عظیم و تاریخی ایشان جفا کردهایم؛ چرا که امام خمینی(ره) متعلق به همه جامعه اسلامی و همه جریانهای فکری وفادار به انقلاب اسلامی است.
رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی افزود: این موضوع اقتضا میکند که همه حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز پژوهشی، رسانهها و اندیشمندان کشور در طول سال و بهویژه در ایام سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)، نسبت به تبیین و بازخوانی اندیشههای ایشان اهتمام داشته باشند.
وی با اشاره به فرارسیدن سیوهفتمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران گفت: در این ایام باید بیش از گذشته به معرفی ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه امام پرداخت. همانگونه که جناب استاد نیز اشاره کردند، مقام معظم رهبری را باید یکی از مهمترین مفسران و تبیینکنندگان اندیشه امام در دوران پس از رحلت ایشان دانست.
کمساری ادامه داد: اگر بخواهیم در روزگار کنونی فردی را معرفی کنیم که بیشترین نقش را در تبیین، حفظ و ترویج منظومه فکری امام خمینی(ره) ایفا کرده است، بدون تردید رهبر معظم انقلاب در جایگاهی ممتاز قرار دارند.
وی گفت: اگر قرار باشد یک منبع مطمئن و معتبر برای شناخت امام و منظومه فکری ایشان به جامعه معرفی شود، بیانات و سخنرانیهای رهبر شهید معظم انقلاب در مراسمهای سالگرد ارتحال حضرت امام طی سالهای گذشته، از بهترین و جامعترین منابع در این زمینه به شمار میرود.
رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) افزود: با مرور این بیانات میتوان دریافت که رهبر شهید انقلاب هم ابعاد مختلف اندیشه امام را بهخوبی تبیین کردهاند و هم نسبت به خطر تحریف این اندیشه هشدار دادهاند.
وی با اشاره به برخی از بیانات رهبر معظم انقلاب اظهار کرد: رهبر شهید در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند: «امام روح جمهوری اسلامی است». این تعبیر کوتاه اما بسیار عمیق نشان میدهد که جمهوری اسلامی بدون اندیشه امام قابل تعریف نیست و هویت خود را از مکتب امام میگیرد.
کمساری ادامه داد: رهبر معظم انقلاب در همچنین تأکید کردهاند که «امام فقط امام دیروز نیست؛ امام امروز و فردا هم هست». این سخن بهویژه برای نسل جوانی که دوران حیات امام را درک نکردهاند، اهمیت فراوانی دارد؛ چرا که نشان میدهد مسیر آینده انقلاب اسلامی نیز بدون رجوع به اندیشه امام قابل ترسیم نیست.
وی افزود: ایشان همچنین از امام خمینی(ره) به عنوان «نرمافزار اداره کشور» یاد کردهاند؛ تعبیری که بیانگر کارآمدی و زنده بودن اندیشه امام در اداره جامعه و مواجهه با مسائل امروز کشور است.
رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کردهاند که بسیاری از ابعاد شخصیت امام همچنان ناشناخته مانده است و نسل جدید انقلاب، آنگونه که شایسته است، عظمت شخصیت و اندیشه ایشان را نمیشناسد.
وی گفت: از همین رو لازم است علما، اساتید حوزه و دانشگاه، مبلغان دینی و رسانههای کشور در این ایام بیش از گذشته مردم، بهویژه نسل جوان را به مطالعه و بهرهگیری از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره امام خمینی(ره) ترغیب کنند.