مرحوم آیتالله سیدعبدالعزیز طباطبایی یزدی، مشهور به محقق طباطبایی و آقا عزیز، از برجستهترین کتابشناسان، نسخهشناسان و پژوهشگران شیعه در حوزههای علمیه نجف و قم بود. تسلط فوقالعاده ایشان بر علوم تخصصی و اهتمام مثالزدنی در شناسایی و نگهداری نسخههای خطی و آثار علمی، جایگاهی ویژه در محافل علمی برای او رقم زد و او را به مرجعی معتبر در زمینههای کتابشناسی، نسخهشناسی و تاریخ و رجال شیعه تبدیل کرد. آثار و پژوهشهای مرحوم آقا عزیز نه تنها میراث علمی شیعه را غنیتر ساخت، بلکه الگویی از دقت، اخلاق علمی و استادپروری برای نسلهای بعدی فراهم آورد. زندگی و حیات علمی ایشان همچنین نشاندهنده تأثیر دو استاد بزرگ حوزه، شیخ آقابزرگ تهرانی و علامه امینی، بر مسیر علمی و اخلاقی اوست؛ او توانست راه آن دو بزرگوار را ادامه داده و پژوهشهای آنان را تکمیل کند.
مصاحبه عزیز طباطبایی// آیتالله سیدعزیز طباطبایی جلوهای از علامه امینی و شیخ آقابزرگ تهرانی بود
سرویس اندیشه ایکنا به بهانه سالگرد آیتالله سیدعبدالعزیز طباطبایی یزدی که مصادف با هشتم ماه مبارک رمضان است به گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین ابوالفضل حافظیان، پژوهشگر حوزه و شاگرد ایشان نشسته که فرصتی است برای شناخت بیشتر شخصیت علمی و اخلاقی آقاعزیز طباطبایی و مرور نقش برجسته او در تداوم و ارتقای پژوهشهای حوزه شیعه که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ گفته میشود سید آقا عزیز تحت تأثیر آثار دو استاد بزرگ حوزه، شیخ آقابزرگ تهرانی و علامه امینی بودهاند. لطفا در آغاز سخن درباره این تأثیرپذیری و ارتباط ایشان با این دو استاد توضیح بدهید.
مرحوم آقا عزیز طباطبایی چهرهای شناختهشده در حوزههای علمیه نجف و قم بودند و جایگاه ویژهای داشتند. در نجف، از دو استاد بزرگ، مرحوم علامه امینی، صاحب «الغدیر»، و شیخ آقابزرگ تهرانی، صاحب «الذریعه» و «طبقات اعلام الشیعه»، تأثیر فراوان پذیرفته بودند و ارتباطی وثیق با آنان داشتند و در امور مختلف به ایشان کمک میکردند. البته اگر بگویم ایشان شاگرد آن دو بزرگوار بودند، حق مطلب ادا نشده است؛ آنان کلاس درسی نداشتند که آقاعزیز در آن شرکت کند، بلکه آقاعزیز فرزند روحی، معنوی و علمی آن دو بزرگوار بود.
ایشان راهی را پیمود که آن دو بزرگوار پیموده و به او نشان داده و آموخته بودند. حیات علمی آقاعزیز، حتی اخلاقیات ایشان، متأثر از این دو استاد بزرگ بود. وی در دوران حیات استادان و سالیان پس از آن، در دو مسیر «الغدیر» و کتابشناسی و تراجمنگاری شیعه گام برداشت و آثارش رنگ و بوی آثار علامه امینی و آقابزرگ را دارد.
ایکنا ـ درباره آثار بر جایمانده از ایشان بفرمایید. مهمترین تألیفات و دستاوردهای علمی او کدامند؟
ایشان کتابی در زمینه نسخهشناسی آثار شیخ مفید نگاشتهاند که در کنگره شیخ مفید بسیار مورد استفاده قرار گرفت و بهعنوان مقدمه مجموعه آثار ایشان به چاپ رسید. نام این اثر «الشیخ المفید و عطاؤه الفکری الخالد» است؛ یعنی اندیشهای که بهگونهای جاودانه از شیخ مفید بر جای مانده است. در این کتاب، همه آثار شیخ مفید، اعم از چاپشده، چاپنشده و حتی آثار مفقود، با دقت بررسی شده و دستمایهای برای محققانی گردید که قصد چاپ آثار شیخ مفید را داشتند و از این کتابشناسی بهره بردند.
اثر بزرگ دیگر ایشان «مکتبة العلامه الحلی» است. وی آثار علامه حلی را که از بزرگان علمای شیعه است، گردآوری و فهرستبرداری کرد و این کتاب پس از وفات ایشان به چاپ رسید. علامه حلی در دوره خود چنان فعالیتی داشت که شیعه را به نام او میشناختند. برخی بزرگان کارنامهای درخشان داشتهاند که مذهب شیعه با نام آنان گره خورده است؛ مانند علامه حلی، علامه مجلسی و شیخ مفید. ازاینرو، گزاف نیست اگر گفته شود مذهب شیعه مکتب شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی و دیگر بزرگان است.
کار مهم دیگر ایشان تصحیح کتاب «الفهرست» شیخ طوسی بود که از آثار ممتاز و درجهیک بهشمار میرود و پس از وفاتشان به چاپ رسید. «الفهرست» شیخ طوسی، که از مهمترین آثار تراجمنگاری و کتابشناسی شیعه است، پیش از آن چاپی منقح، تحقیقی و شایسته نداشت و ایشان سالیان دراز برای احیای آن تلاش کردند.
همچنین جستوجوی مستمر و همتی بلند در تحقیق آثار اهل سنت به کار بستند تا فضایل اهلبیت(ع) را از میان منابع آنان استخراج کنند و در این زمینه کتاب مهمی با عنوان «أهل البیت فی المکتبة العربیة» نگاشتند که اثری بسیار پرفایده و سودمند است. این کتاب نیز متأثر از روش و مکتب علامه امینی و آقابزرگ تهرانی است.
ایکنا ـ سید آقا عزیز درباره «نهجالبلاغه» فعالیتهای پژوهشی انجام دادهاند و در ادامه اثر بزرگ علامه امینی، یعنی «الغدیر»، نقشی تکمیلی داشتهاند. درباره این فعالیتها کمی توضیح بدهید.
ایشان درباره نهجالبلاغه که شناسنامه شیعه بهشمار میرود، زحمات فراوانی متحمل شدند و نسخههای آن را در کتابخانههای مختلف جهان بررسی و تحقیق کردند و یادداشتهای مهمی در اینباره نگاشتند که در مجله «تراثنا» به چاپ رسید و بهصورت مستقل نیز آماده انتشار است؛ اما پس از وفات ایشان، متأسفانه اهتمام کمتری به چاپ آثار نیمهتمام ایشان شده است.
همچنین همانگونه که استدراکی بر الذریعه نگاشتند، دورهای دوم از الغدیر نیز تألیف کرده بودند؛ بدین معنا که «الغدیر» که در ۱۱ جلد منتشر شد، ایشان نیز «الغدیر» جدیدی در همان تعداد مجلد فراهم آوردند و منابع و روایاتی را که در «الغدیر» پیشین نیامده بود، کشف و گردآوری کردند. این اثر نیز متأسفانه به چاپ نرسید، با آنکه علامه امینی در وصیتنامه خود تصریح کرده بود که ادامه کار به دست آقاعزیز تکمیل شود. در هر صورت، چاپ جدیدی از «الغدیر» انجام شد که ایشان بر آن نظارت داشتند؛ همچنین کارهایی که درباره «الذریعه» صورت گرفت، با نظارت ایشان انجام شد.
ایکنا ـ درست است که ایشان کار مشابهی درباره الذریعه انجام دادهاند؟ لطفاً درباره این پژوهش و دستاوردهای ایشان در این زمینه توضیح بدهید.
از دیگر کارهای مهم آقاعزیز طباطبایی، استدراک بر الذریعه بود که شاید بیش از یازده هزار فیش از آثار علمای شیعه را شناسایی کرد و برای هر عنوان، فیش مستقلی نگاشت؛ یازده هزار مدخلی که میبایست در «الذریعه» قرار میگرفت اما از دید آقابزرگ تهرانی دور مانده بود.
شیخ آقابزرگ از شهری به شهری دیگر و از کتابخانهای به کتابخانه دیگر سفر میکرد و با رؤیت نسخههای خطی، کار خود را پیش میبرد و در آن زمان امکانات امروزی وجود نداشت؛ ازاینرو کار او بسیار بزرگ و درخور تکریم بود. شاگرد ایشان، آقاعزیز، همین مسیر را ادامه داد و مستدرکی بر «الذریعه» نوشت که اثری آماده است، اما با وجود گذشت چند سال از وفات ایشان، هنوز به چاپ نرسیده است. آثار فراوان دیگری نیز از ایشان بر جای مانده که همچنان منتشر نشده است.
ایشان در حوزه تصحیح متون نیز کارهای ارزشمندی انجام داد؛ برخی از آثار اهل بیت(ع) را که نسخههای خطی آنها را شخصاً کشف کرده و در سفرهایی به ترکیه، هند و دیگر کشورها به دست آورده بود، تصحیح، تحقیق و منتشر کرد.
در مجموع، آقاعزیز طباطبایی جلوهای از علامه امینی و شیخ آقابزرگ تهرانی بود. ما دوران آن دو بزرگوار را درک نکردیم، اما با دیدن محقق طباطبایی میتوان دریافت که علاقه، محبت و دلدادگی علامه امینی به امیرالمؤمنین(ع) و نیز کوشش و تلاش طاقتفرسای شیخ آقابزرگ برای احیای نام و آثار علمای شیعه چگونه بوده است؛ چراکه همان اهتمام و پیگیری در وجود محقق طباطبایی جلوهگر بود.
ایکنا ـ لطفاً درباره خلقوخو و رفتار مرحوم آقاعزیز طباطبایی در مواجهه با دیگران، بهویژه طلاب و پژوهشگران، توضیح بدهید. چگونه با افراد مختلف ارتباط برقرار میکردند و چه ویژگیهایی در اخلاق علمی و شخصی ایشان برجسته بود؟
آقاعزیز فردی بذول بود؛ یعنی اگر کاری را انجام داده و فیشهای فراوانی برای آن تهیه کرده بود و در فردی توانمند استعداد و علاقه میدید، حاضر بود آن را به آن فرد بسپارد تا چاپ شود. منزل ایشان همواره بر روی محققان باز بود و به سؤالات پژوهشگران، از جوان تا میانسال و پیر، پاسخ میداد و در پذیرایی و مهماننوازی بینظیر بود.
بنده در آن زمان حدود ۲۵ سال داشتم و با ایشان در ارتباط بودم. وقتی فهرستهایی برای نسخههای کتابخانههای مختلف مینوشتم، ایشان میدید و نظر میداد و خیال من آسوده بود که فیشهایم توسط استادی برجسته در نسخهشناسی بازبینی شده است و در کارم ایرادی نخواهد بود.
ناشران مختلف نیز با ایشان مرتبط بودند و از مشورت ایشان بهره میبردند که چه آثاری را چاپ کنند. هنگام سفر به کشورهای دیگر، عکسهایی از نسخهها تهیه میکرد و محققانی را انتخاب میکرد تا بر روی آن نسخهها تحقیق کرده و آثار چاپ شود.
محضر آقاعزیز طباطبایی محضر علم، دانش و پژوهش بود؛ مردی سلیمالنفس، دانشپرور، شاگردپرور، مهربان و پاسخگوی سؤالات دیگران. برخی افراد ممکن است دانشی داشته باشند اما حاضر نباشند آن را به دیگران منتقل کنند، ولی ایشان بدون هیچ منتی علم خود را در اختیار دیگران قرار میداد. عالم بود اما اَشرافیت علمی نداشت و با ما بسیار صمیمی و محبتآمیز برخورد میکرد. در منزل ایشان هرگز بر روی کسی بسته نبود و ساعات زیادی از روز را با پژوهشگران نشست و برخاست داشت، حتی با وجود کسالتهای شخصی هرگز باعث نمیشد در منزل را به روی کسی ببندد.
کسی را در طول عمر خود ندیدیم که اینچنین وقت صرف کند و پذیرای هر پرسشگری باشد و با تمام توان در مسیر تحقیق بکوشد. ایشان حلقه وصل بین پژوهشگران بود؛ وقتی در مجلسی چند پژوهشگر از کشورهای مختلف گرد هم میآمدند، آنها را با هم آشنا میکرد، آثارشان را معرفی میکرد و دوستی و صمیمیت بین آنها برقرار میساخت.