ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 11 دي 1404
پنجشنبه 11 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 3 خرداد 1392     |     کد : 54274

برخورد امام علی(ع) با کارگزاری که زنی از او شکایت کرده بود

امام علی (ع) از هر حیث مراقب کارگزارانش بوده و در همین مدت کوتاه حکومت، نامه های متعددی از آن حضرت مانده که کارگزاران را توبیخ کرده است.


 امام علی (ع) از هر حیث مراقب کارگزارانش بوده و در همین مدت کوتاه حکومت، نامه های متعددی از آن حضرت مانده که کارگزاران را توبیخ کرده است.


به گزارش خبر آنلاین با مطالعه و تورق در نهج البلاغه، کتاب ماندگار امام اول شیعیان نامه های متعددی از ایشان را می بینیم که درباره نحوه رفتار کارگزارانش با مردم نگاشته شده اند. امام علی(ع) در نامه ای که به یکی از کارگزاران خود "مخنف بن سلیم" هنگامی که او را برای گردآوری زکات به اصفهان فرستاده بود نوشته است:
« تو را به پروای از خدا فرمان می دهم، آنجا که جز خدا کسی شاهد و غیر او کسی وکیل نیست. تو را فرمان می دهم که مردم را نرنجانی، آنان را دروغگو نخوانی، و به خاطر اینکه امیر آنان هستی از آنها روی نگردانی. زیرا آنها برادران دینی و یاران تو در گرفتن حقوق خداوند هستند.
تو را در این زکات نصیبی ثابت و حقی معلوم است و مسکینان و ناتوانان و بینوایان با تو شریکند. ما حق تو را به تمامی می پردازیم، پس تو نیز حقوق آنان را به طور کامل بپرداز که اگر چنین نکنی روز قیامت از کسانی باشی که بیشترین دشمن و مدعی را خواهی داشت.»



در کتاب "حیات فکری و سیاسی امامان شیعه"، نوشته رسول جعفریان نیز ماجرایی از تفاوت نحوه برخورد امیر مومنان با کارگزارانش و دیگر حاکمان اسلامی در آن زمان به شرح زیر ذکر شده است:

«بعد از شهادت حضرت علی (ع) سوده دختر عماره همدانی، نزد معاویه آمد. او از کسانی بود که در صفین حضور داشت. معاویه قدری درباره صفین با او سخن گفت. وی از معاویه خواست تا بسد بن ارطاة را که به آنها ظلم می کند از کار برکنار کند اما معاویه نپذیرفت.
سوده به سجده افتاد و ساعتی بعد سربرداشت. معاویه پرسید که این سجده برای چه بود؟ سوده گفت: زمانی برای اعتراض به رفتار یکی از کارگزاران علی(ع)، نزد او رفتم. مشغول نماز بود. پس از نماز پرسید: چه حاجتی داری؟ شکایت خود را از آن مرد گفتم. امام همان جا پوستی از جیبش بیرون آورد و در آن ضمن دعوت به رعایت عدل، به آن مرد نوشت: "نامه که به دستت رسید، به محتوای آن عمل کن تا کسی را بفرستم که کار را تحویل بگیرد." کاغذ را به من داد و من هم پیش آن مرد بردم و او معزول شد.» 


نوشته شده در   جمعه 3 خرداد 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode