ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 14 بهمن 1404
سه شنبه 14 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 14 بهمن 1404     |     کد : 208336

آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد:

عقل در دانش شریعت رقیب وحی نیست

آیا می‌توان از شریعت و فقه سخن گفت، بی‌آنکه جایگاه عقل را در فهم آن روشن کرد؟ این پرسش دغدغه‌ اندیشمندان مسلمان از نخستین قرون تا امروز است؛ چرا که نسبت میان «نقل» و «عقل» نه‌تنها سرنوشت فقه، که مسیر تمدن اسلامی را رقم زده است.

 آیا می‌توان از شریعت و فقه سخن گفت، بی‌آنکه جایگاه عقل را در فهم آن روشن کرد؟ این پرسش دغدغه‌ اندیشمندان مسلمان از نخستین قرون تا امروز است؛ چرا که نسبت میان «نقل» و «عقل» نه‌تنها سرنوشت فقه، که مسیر تمدن اسلامی را رقم زده است.

در حال ایجاد/به گزارش ایکنا، نشست علمی «جایگاه تفکر عقلانی در دانش شریعت» با حضور و سخنرانی آیت‌الله سیدمصطفی محقق داماد، استاد حوزه و دانشگاه و عضو پیوسته فرهنگستان علوم، روز گذشته در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

این نشست با هدف بازخوانی نسبت عقل و شریعت و همچنین بررسی کارکرد عقلانیت در فهم، تبیین و روزآمدسازی معارف دینی بود و کوشید با عبور از دوگانه‌سازی‌های رایج میان عقل و نقل، نشان دهد که دانش شریعت نه‌تنها بی‌نیاز از تفکر عقلانی نیست، بلکه قوام و پویایی خود را در پرتو عقلانیتی روشمند و هدایت‌شده بازمی‌یابد.

در این چارچوب، آیت‌الله محقق داماد با تأکید بر سنت فکری اسلامی و میراث اندیشمندانی که عقل را ابزار فهم عمیق‌تر دین می‌دانستند، به این پرسش محوری پرداختند که عقل چگونه می‌تواند درون‌دینی، مسئولانه و در تعامل با نص، به فهم شریعت یاری رساند و از جمود، تحجر یا قرائت‌های سطحی جلوگیری کند و بار دیگر این پرسش را از دیدگاه تاریخی، فلسفی و روش‌شناختی بازخوانی کند و نشان دهد که عقل در دانش شریعت، نه رقیب وحی، بلکه مفسر و راهبر آن است. مشروح این نشست را در ادامه می‌خوانیم:

تبیین مفهومی «دانش شریعت» در برابر «فقه و تفقه»

در آغاز برای تبیین این مسئله به جایگاه عقل و خردورزی در شکل‌گیری، تطور و بالندگی دانش شریعت در تمدن اسلامی، از عصر پیامبر اکرم(ص) تا دوره شکوفایی تمدن اسلامی، می‌پردازیم. مقصود از «دانش شریعت»، شریعت در بستر تمدن اسلامی است. انتخاب این تعبیر به‌جای «فقه و تفقه» ناظر به تفاوت مفهومی این دو واژه در منابع اسلامی است. تفقه در قرآن کریم، به معنای فراگیری معرفت دینی در همه ابعاد آن، اعم از اصول، فروع و مبانی اعتقادی است؛ در حالی که شریعت ناظر به مجموعه احکام و دستوراتی است که به اعمال مکلفان در مسائل فرعی مربوط می‌شود؛ از عبادات و شیوه ارتباط با خداوند گرفته تا نحوه رفتار اجتماعی، خانوادگی و اخلاقی؛ اینکه یک مؤمن چگونه باید با خدا سخن بگوید که به آن می‌گوییم عبادت و اینکه چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند.

شکل‌گیری دانش شریعت به دوران پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) نسبت داده شده است. در زمان حیات پیامبر(ص)، مردم وظایف دینی خود را به سادگی و مستقیماً از قرآن برداشت می‌کردند و در صورت نیاز، پرسش خود را با شخص پیامبر(ص) مطرح می‌ساختند. در آن دوره، هنوز دانشی مدون با عنوان «دانش شریعت» شکل نگرفته بود، اما پس از رحلت پیامبر(ص)، این دانش به‌تدریج قوام یافت و مکاتب فکری مختلفی در درون آن پدید آمد.

دو مکتب اصلی در دانش شریعت: اهل حدیث و اهل رأی

با شکل‌گیری دانش شریعت، دو مکتب فکری اصلی ظهور یافتند؛ مکتب اهل حدیث که خاستگاه آن حجاز بود، بر نقل، احتیاط در رأی و پرهیز از قیاس تأکید داشتند. پایبندی به نصوص منقول و محدودیت در اعمال عقل، از ویژگی‌های اصلی این جریان به‌شمار می‌رفت. افراد و چهره‌هایی  نامدار این حوزه عبدالله بن عمر، ابن‌عباس و سعید بن مسیب از شخصیت‌های برجسته این مکتب بودند.

در مقابل، مکتب اهل رأی که با گسترش تمدن اسلامی در عراق شکل گرفتند، عقل را به‌عنوان ابزار اساسی در فهم دین و استخراج احکام شریعت به‌کار گرفتند. تکیه بر قیاس، پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید و استفاده از خردورزی، از شاخصه‌های این مکتب بود. افراد نامدار این مکتب ابراهیم نخعی و سپس ابوحنیفه، فقیه برجسته ایرانی قرن دوم هجری، از نمایندگان برجسته این جریان محسوب می‌شوند.

اجتهاد، استنباط و نسبت آن با عقل در قرآن

در مکتب اهل رأی، مفهوم «اجتهاد» به‌عنوان به‌کارگیری تعقل و خردورزی در استنباط احکام الهی شکل گرفت. هرچند واژه «اجتهاد» با این معنا در قرآن کریم نیامده، اما مفهوم «استنباط» به‌ صراحت مورد تأکید قرآن قرار گرفته است. قرآن کریم، در کنار تعلیم کتاب، از تعلیم حکمت سخن می‌گوید؛ حکمت به معنای تعقل، تفکر و تدبر. دستور به تدبر در قرآن و استنباط در اخبار، نشان‌دهنده جایگاه بنیادین عقل در فهم دین است.

با استناد به آیه «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»، بر این نکته تأکید شد که مخاطب این آیه کسانی هستند که قرآن را می‌خوانند اما تنها به ظواهر الفاظ بسنده می‌کنند. قرآن برای گروهی مایه هدایت و برای گروهی دیگر، در اثر فقدان تعقل و تدبر، زمینه گمراهی می‌شود. نمونه‌های تاریخی از قرائت‌های افراطی از قرآن، حاصل همین نگاه ظاهربینانه دانسته شد. در قرآن سوره اسراء آیه ۸۲ می‌فرماید: «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ۙوَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» در معنای این آیه آمده است که قرآن برای برخی هدایت، شفا و برای برخی ضلالت و ضرر است؛ معنای این ضلالت  تدبر و تعقل در قرآن است که موجب گمراهی است.

مولوی در این زمینه می‌گوید:

زانکه از قرآن بسی گمره شدند

زان رسن قومی درون چَه شدند

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سربالا نبود
به موجب این آیه فقیه باید در حوزه اخبار و روایات بر لزوم ارجاع اخبار به اهل استنباط و فهم تأکید داشته باشد. هر خبر و روایت باید پیش از عمل، مورد ارزیابی عقلانی و تأمل قرار گیرد. فقیه اهل استنباط، موظف است اخبار واصله را با معیار عقل و خرد بسنجد و از عمل به هر روایتِ بدون بررسی پرهیز کند. اهل استنباط از لابه‌لای لفظ‌ها آن معنای حقیقی را بیرون می‌کشد. این رویکرد، مورد تأکید اندیشمندانی چون ملاصدرا نیز بوده که عقلانیت را شرط اساسی همه علوم، حتی علوم تجربی، می‌دانست. قرآن مجید این واژه را در علوم اجتماعی، انسانی و در رأس آن دانش الهیات به کار برده است. در علم الهی هم دو واژه تفقه و استنباط آمده و به همین خاطر هر چه در تاریخ تفکر و اندیشه دقت می‌کنیم مکتب های دینی پیدا می‌شوند که طرفدار عقلانی‌اند از جمله متکلمان معتزلی.

عقل‌گرایی در تمدن اسلامی؛ از معتزله تا ابن‌ رشد
 
با مرور جریان عقل‌گرایی و گسترش توسعه جغرافیایی تمدن اسلامی از متکلمان معتزلی و واصل بن عطا که عقل را یکی از منابع شناخت احکام شریعت معرفی کرد تا اندیشمندان غرب اسلامی همچون ابن‌ رشد که به‌عنوان فقیه و فیلسوفی جامع‌ معقول و منقول، بر عقلانیت در فهم احکام شریعت تأکید داشت و قائل به وجود حکمت و فلسفه در احکام الهی بود. این دیدگاه با مخالفت شدید جریان ظاهرگرا، به‌ ویژه ابن‌ حزم، مواجه شد.

شریعت حداقلی و قلمرو عقل

در آثار فقهی ابن‌ رشد، به‌ ویژه «بدایة المجتهد و نهایة المقتصد»، این دیدگاه مطرح می‌شود که قلمرو شریعت محدود به آن چیزی است که در کتاب و سنت تصریح شده است. در حوزه‌هایی که نص وجود ندارد، عقل باید مرجع تصمیم‌گیری باشد. بر این اساس، بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی، خارج از قلمرو شریعت و در حوزه عقل انسانی قرار می‌گیرند؛ دیدگاهی که می‌توان از آن به «شریعت حداقلی» تعبیر کرد. در غرب اسلامی، اندیشمندانی چون شاطبی با تألیف کتاب «الموافقات»، سازگاری اصول شریعت با عقل را نشان دادند. در شرق اسلامی نیز، به‌ ویژه در مکتب شیعه، عقلانیت دینی با نقش‌آفرینی فقهایی چون محقق حلی، علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی به‌طور جدی توسعه یافت.
 
نقش برجسته ایرانیان در تقویت عقلانیت در تمدن اسلامی حائز اهمیت است، چه در میان اهل سنت با ابوحنیفه و چه در تشیع با فقهای بزرگ شیعه، عقل‌گرایی به‌عنوان یک مؤلفه بنیادین وجود داشته است. ایرانیان با پیشینه حکمت و فلسفه، آموزه‌های اسلامی را با ترازوی عقل، اجتهاد و استنباط دریافت و توسعه دادند؛ امری که در آثار فقهی، کلامی و فلسفی بزرگان این سنت به‌روشنی مشهود است.


برچسب ها
نوشته شده در   سه شنبه 14 بهمن 1404  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode