متن زیر، مروری بر چهل جلوه سیره پیامبر مهربانی(ص) در زمینههای فردی، اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی به نقل از کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعامین» است.
محمد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلمبه گزارش ایکنا از خوزستان، کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعامین» به قلم مرضیه محمدزاده، پژوهشگر تاریخ اسلام از جمله آثاری است که امسال با موضوع سیره پیامبر مهربانی، منتشر شده است.
این کتاب که در چهار فصل(قبل از بعثت، بعثت تا هجرت، هجرت تا رحلت و سیره رسول الله(ص)) تدوین شده تلاشی است تا الگوی عملی شخصیت والای پیامبر اکرم(ص) را در زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی با قلمی ساده و روان نشان دهد.
به اعتقاد نویسنده، سیره پیامبر(ص) عبارت از نوع تفکر، نقش و عملکرد و سلوک آن حضرت در دوران نبوت و رسالت است و در فصل چهارم با طرح این سیره در موضوعات مختلف زندگی رسول الله(ص) کوشیده نوع تفکر و سلوک آن حضرت را نشان دهد. این متن مروری بر چهل جلوه درخشان از سیره پیامبر مهربانی(ص) در زمینههای فردی، اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی به نقل از این کتاب است که در ادامه میخوانید:
۱. همواره از عطر استفاده میکرد و بوی خوش داشت و به آن شناخته میشد. بیش از آن مقداری که برای خوراک پول میداد برای عطر پول میپرداخت.
۲. رسول الله(ص) در پوشیدن لباس از رنگهای روشن استفاده میکرد؛ سفید، سبز، زرد، قرمز و از اصحابش نیز میخواست از این گونه رنگها استفاده کنند. بیشترِ لباسهای حضرت به رنگ سفید بود.
۳.پیامبر (ص) چون مخاطب کسی قرار میگرفت به او با تمام سر و گردن مینگریست و در برخورد با دیگران به علامت یگانگی و صمیمیت با تمام بدن روبرو میشد.
۴. پیامبر(ص) با تبسم سخن میگفت. از نمودهای حُسن خلق، آمیختن سخن با لبخند است. هم جاذبه میآفریند هم سخن را دلنشینتر میسازد. سخن گفتن پیامبر آمیخته به تبسمی ملیح و دلنشین بود.
۵. وقتی به سخن آغاز میکرد همنشینانش چنان سر خود را پایین انداخته، بیحرکت مینشستند که گویی پرنده بر سرشان نشسته است. کلام پیامبر(ص) الفتبخش و وحدتآفرین بود، نه عامل تفرقه و موجب بددلی و کدورت افراد نسبت یکدیگر.
۶. نشستن رسول الله (ص) در مجالس تواضع توام با وقار بود. تکیه نمیداد. بیشتر اوقات رو به قبله مینشست.
۷. هرگاه میخواست بخوابد وضو میگرفت و هنگام خواب میفرمود اللهم بسمک احیی و بسمک اموت و چون از خواب برمیخواست برای خدا سجده میکرد و او را شکر میگفت.
۸. در استفاده از غذاهای ساده و خوردنیهایی همانند غذای تهیدستان و نشستن و خوابیدن بر روی حصیر خشک چنان اصرار و دقت داشت که روزی عمر بن خطاب بر وی رقت آورد و از پیامبر(ص) خواست تا با عنایت به مقام و جایگاه خویش، قدری در شرایط و خورد و خوراک خویش تغییر دهد. پیامبر(ص) چون این دلسوزی را شنید پاسخ داد که ای عمر چه گمان کردهای؟ آنچه میبینی نبوت است نه سلطنت.
۹. هرگز در حال تکیه دادن غذا نخورد.
۱۰. در باب نوع غذا سختگیر نبود و هر غذایی را که فراهم بود میل میکرد.
۱۱. از هیچ منزلی کوچ نمیکرد مگر اینکه در آن منزل دو رکعت نماز میخواند و میفرمود این کار را برای این میکنم که این منازل به نمازی که در آن خواندهام شهادت دهند.
۱۲. پیامبر(ص) در تنظیم زمان بازگشت از سفر طوری عمل مینمود که هنگام روز از سفر برگردند و به شب نخورند او به اصحابش میفرمود نیمه شبان در خانههای زنان را مکوبید.
۱۳. پیامبر(ص) هرگاه فرصتی مییافت مانند دیگر اصحاب به ورزش میپرداد. گاهی پیامبر در مسابقات اسبسواری و شتردوانی شرکت میکرد و گاهی از حضرت درخواست میشد که در یک مسابقه داور باشند و آن حضرت هم میپذیرفتند.
۱۴. پیامبر(ص) هیچ گاه فریاد نمیزد، عیب کسی را آشکار نمیکرد و بیهوده از کسی ستایش نمیکرد. از آنچه میل نداشت یاد نمیکرد و هرگز تأسف و اندوهی برای امور عادی اظهار نمیکرد.
۱۵. پیامبر(ص) عنایتی خاص به سلام بر کودکان داشت تا به امت بیاموزد که شخصیت کودکان را باید پاس داشت.
۱۶. پیامبر(ص) همیشه خندهرو خوشخلق و ملایم بود.
۱۷. روابط اخلاقی و معاشرتهای اجتماعی پیامبر(ص) با زنان صحابی، صمیمی و خالصانه بود. آن حضرت به خانه آنان میرفت و آنان را تکریم و تجلیل مینمود و گاهی با آنان مزاح مینمود. پیامبر نسبت به ام ایمن ملاطفت مینمود و با او مانند یک مادر به شوخی و گفتگو میپرداخت.
۱۸. در ماه رمضان از آغاز تا پایان بخشش آن حضرت به نقطه اوج میرسید.
۱۹. انس بن مالک میگوید پیامبر(ص) مهربانترین فرد با مردم بود. به خدا سوگند ابایی نداشت که در بامدادی سرد، برای بردهای یا کنینزی یا کودکی آب بیاورد تا دست و رویشان را بشویند و به سخنانشان گوش میداد.
۲۰. در پایان غزوه احد وقتی مسلمانان چهره خونین رسول الله(ص) را مشاهده کردند گفتند قریش را نفرین کن. حضرت فرمود نه و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد که خدایا قوم مرا هدایت کن آنان نمیفهمند.
۲۱. امام علی(ع) روایت میکند هرگاه سه روز میگذشت و یکی از اصحاب را نمیدید جویای حال او میشد.
۲۲. با آنکه دشمنان زیادی داشت در بین آنان تنها و بدون نگهبان رفت و آمد میکرد. هیچ امری از امور دنیا ایشان را به حول و هراس در نمیآورد. در جنگها همیشه در خط مقدم بود.
۲۳. پیامبر(ص) با شجاعت تمام نامههای دعوت به اسلام را به ابرقدرتهای زمان خود فرستاد و هیچ واهمه به خود راه نداد.
۲۴. در حال خشم و رضا یکسان سخن میگفت نه خرستندی، او را به گزافهگویی و تملق میکشاند و نه عصبانیت او را از مرز حق بیرون میبرد.
۲۵. تواضع پیامبر(ص) آنچنان بود که همگان خود را نزد پیامبر محبوب میدیدند.
۲۶. پیامبر(ص) خوش نداشت که کسانی پشت سرش راه بیفتند و میفرمود این کار زمینهساز کبر است. از دیگران بیگاری نمیگرفت.
۲۷. هیچ دقیقهای از عمر شریفش را بیهوده و بدون عملی در راه خدا و یا کاری از کارهای لازم خویشتن نمیگذارد.
۲۸. بارها میفرمود برای من برنخیزید.
۲۹. پیوسته گشادهرو و نرم خوب بود و کسی از همنشینی او دچار ضرر نمیشد. عیب مردم و مدح بسیار آنها را نمیکرد و اگر چیزی واقع میشد که با طبعش یکی نبود خود را به غفلت میزد.
۳۰. وقتی به مصیبتی و یا به ناملایمی برمیخورد امر را به خدا واگذار میکرد و از حول و قوه خویش تبری میجست و از خدا چاره میخواست.
۳۱. صداقت پیامبر(ص) نهتنها یاران و پیروان آن حضرت را شیفته ایشان نموده بود بلکه دشمنان نیز به این حقیقت اذعان داشتند.
۳۲. در ماجرای جنگ خیبر آذوقه سپاه اسلام تمام شد و در مضیقه قرار گرفتند، چوپانی از یهودیان را دیدند که گوسفندهای آنان را از بیابان به سوی قلعهها میبرد. خواستند آن گوسفندان را به غنیمت بگیرند. چوپان گفت اینها نزد من امانت است. پیامبر(ص) در برابر صدها سرباز گرسنه با صراحت فرمود در آیین ما خیانت به امانت یکی از بزرگترین جرمها است. لازم است که همه گوسفندها را تا در قلعه ببری و به صاحبانشان برسانی. آن چوپان اسلام را پذیرفت. گوسفندان را به صاحبانشان سپرد و به سپاه اسلام پیوست.
۳۳. قدردانی پیامبر(ص) از کسانی که به نحوی در زندگی او نقش داشتهاند بینظیر است.
۳۴. پیامبر(ص) خدیجه(س) را دوست میداشت و احترام میکرد و بروی ثنا میگفت و عظمت و شأن او را یادآور میشد.
۳۵. رسول خدا(ص) با خانواده خود دوستانه رفتار میکرد. هیچگاه مستبد نبود و میفرمود بهترین شما آنانی هستند که با همسر و فرزندان خود به نیکی رفتار کنند و من از همه شما خوشرفتارترم.
۳۶. هنگامی که در حجتالوداع خواست رباخواری را در میان مردم باطل اعلام کند، برای اینکه عملا به تبعیض در اجرای قانون خط بطلان بکشد ابتدا از عموی خود عباس شروع کرد و هرچه عباس از بهره پول در ذمه مردم داشت باطل ساخت.
۳۷. اجرای قوانین اسلام را بر متجاوزان به حریم قانون بهتر از عبادت شصت سال و نیز برتر از بارش چهل شب باران بر زمین میدانست.
۳۸. در طول دوران نبوت خود بارها مردم را از خرافهگرایی و بدپرستی و انتساب امور طبیعی به غیب، آسمان و به طور کلی شخصپرستی و پیغمبرپرستی برحذر داشت.
۳۹. ایشان در اجرای قوانین به هیچکس اجازه نمیداد خود را فراتر از قانون بداند و قوانین را درباره همه حتی خودش به طور مساوی اجرا میکرد.
۴۰. پیامبر(ص) در طول دوران رسالت خود از سوءاستفادههای اطرافیان و وابستگان جلوگیری کرد و به هیچکس از آنان اجازه نداد که به خاطر خویشاوندی و نزدیکی به ایشان برخلاف حق و قانون از امتیازی در جامعه برخوردار شود.
ایکنا