خداوند به مدد ابزارهای وجودی که در اختیار انسان قرارداده، از انسان با «تعالوا» دعوت میکند.
چکیده
خداوند به مدد ابزارهای وجودی که در اختیار انسان قرارداده، از انسان با «تعالوا» دعوت میکند. چنانچه انسان از قوّه وهم و خیال گذر کند و رتبه وجودی خویش را به عقل، مزیّن و متعالی نماید، با تکیه بر امید مطلوب که از آن به رحمت الهی تعبیرشده است، پویا و متوکّل، راه تعالی را در پیش میگیرد و به دعوت خداوند لبّیک میگوید. گرچه آرزو و امید، ودیعههای الهی در ضمیر انسانهاست، امّا آرزوهای واهی که بدون پشتوانه عقل و عمل، انسان را به خود مشغول میکنند، نتیجهای جز حسرت و خسران ابدی در پی نخواهند داشت.
در این مقاله، پس از بررسی معنای لغوی آرزو و امید، به ذکر آیات و احادیثی که انواع آرزو را بیان فرموده، نیز افرادی که آرزوی آنها در قرآن آمده، پرداخته شده است. ضمن پرداختن به آثار و نتایج آرزوهای مذموم و بیان آرزوهای برتر، انواع متعلّقِ آرزو و آیات مربوط به هر یک ذکر شده است. در این تحقیق، ابزار مورد استفاده نشریّات، کُتُب و اینترنت میباشد.
کلیدواژگان
قرآن؛ آرزو؛ امید؛ امل؛ تمنّی؛ اسلام
اصل مقاله
مقدّمه
آرزو رسیدن به چیزی است که فرد آن را ندارد و داشتن آن را مایه رشد خود میداند و مصمّم در به دست آوردن آن است. اگر آرزو با تلاش و پشتکار همراه نباشد، انسان را از واقعیّت دور میکند و به توهّم میکشاند و ذهن را اسیر و آشفته خود میکند و فقط وعدهای دروغین برای به تأخیر انداختن میگردد. پیامبر اکرم(ص) از این امر به عنوان «تسویف» یاد فرمودهاند: «یَا أَبَاذَر إِیَّاکَ وَ التَّسوِیفَ بِأَمَلَکِ فَإِنَّکَ بِیَومِکَ وَ لَستَ بِمَا بَعدِه فَإِن یَکُن غَدُ لَکَ فَکُن فِی الغَدِ کَمَا کُنتَ فِی الیَومِ، وَ إِن لَم یَکُن غَدٌ لَکَ لَم تَندِم عَلَی مَا فَرَّطتَ فِی الیَومِ. یَا أَبَاذَر کَم مِن مُستَقبِلِ یَوماً لاَ یَستَکمِلهُ وَ مُنتَظِرِ غَداً لاَ یَبلُغهُ:پیامبر (ص) فرمود: ای ابوذر! بپرهیز از امروز و فردا کردن و تأخیر در انجام آرزوهایت. تو مسئول امروز خود هستی.
اگر فردا هم زنده ماندی، همان گونه باش که دیروز بودی و اگر فردا زنده نبودی، پشیمان نیستی که چرا امروز کوتاهی کردی. ای ابوذر! چه بسیار افرادی که صبح زنده بودند، امّا آن روز را کامل نکردند و چه بسیار افرادی که منتظر فردا بودند، امّا هیچ وقت آن را درک نکردند. ای ابوذر! به نحوی عمل کن که اگر فردایی درکار نبود، پشیمان نشوی و نگویی ای کاش فلان عبادت را دیروز انجام میدادم. فلان کار خیر را انجام میدادم. ای کاش، فلانی را اذیّت نمیکردم.حضرت در اینجا آرزو را به عنوان مثال ذکر میکنند و در حقیقت، به انسانها میفرمایند در زندگی تأمل کنید» (مطهّری، 1378، ج 1: 56). از جمله موضوعهای گریبانگیر انسان، موضوع آرزومندی و آرزواندیشی است که درحوزه روانشناسی، اجتماعی و دینی قابل بررسی است. در مباحث ارائه شده، در چند بخش بدین رویکرد پرداخته میشود:
ـ منظور از آرزو چیست؟
ـ دیدگاه قرآن و سنّت درباره آرزو و آرزومندی چیست؟
ـ تفاوت آرزواندیشی با آرزومندی چیست؟
1ـ معنای آرزو در لغت و اصطلاح
دهخدا در معنای آرزو مینویسد: «شهوت، اشتهاء، قوّت جذب ملایم، هوی، هوا...» (دهخدا، 1364، ج 2: 71) و ذیل معنای امید چنین میگوید: «آرزو، رجاء، امل، آرمان» (همان، ج 8: 222). میان امید و آرزو این شباهت وجود دارد که در هر دو چشمداشت به چیزی است، امّا تفاوتهای بین آن دو از این قرار است:
ـ آرزو به گذشته و آینده تعلّق میگیرد، امّا امید فقط در مورد آینده معنا پیدا میکند.
ـ آرزو هم در امور ممکن و هم غیرممکن بهکار میرود، امّا امید فقط در مورد امور ممکن مورد استفاده قرار میگیرد.
ـ شدّت خواهش در آرزو بیش از امید است. از این رو، آرزو با «شهوت» و «اشتهاء» مترادف دانسته شده است.
ـ در زبان عربی مترادف آرزو کلمات «أَمنیَّه»، «أَمل» و مشتقّات آنها است (ر.ک؛ قرشی،1371، ج 1: 113)، امّا مترادف امید، «رجاء» میباشد (ر.ک؛ همان، ج2: 63).
آرزو در اصطلاح عبارت است از خواهش یا چشمداشت و میل قلبی شدید برای وقوع امری درگذشته یا آینده که تحقّق آن سخت یا ناشدنی است (ر.ک؛ مصطفوی، 1385، ج1: 162). همین معنای آرزو در تحقیق حاضر مدّ نظر است.
آرزو در قرآن و روایات با واژههایی چون «أمانی، أمل، تمنّی، لیت، ودّوا لو و ... » ذکر شدهاست:
ـ ﴿وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لاَ یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلاَّ أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَظُنُّونَ﴾(البقره/78).
ـ ﴿الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَه الْحَیَاه الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلاً﴾(الکهف/46).
ـ ﴿أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى﴾(النّجم/24).
ـ﴿حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ﴾(الزّخرف/38).
ـ ﴿إِن یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاء وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ﴾(الممتحنه/2).
در اسلام، امید و آرزو جایگاه رفیعی دارد تا جایی که در روایات معصومین از امید به عنوان رحمت الهی یاد شده است. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «الأَمَلُ رَحمَه لِأُمَّتِی وَ لَولاَ الأَمَلُ مَا رَضِعَت وَالِدَه وَلَدَهَا وَ لاَ غَرسٌ غَارِسِ شَجَرَهَا» (ری شهری، 79، 1: 184)؛ امید و آرزو، رحمت برای امّت من است و اگر امید و آرزو نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمیداد و هیچ باغبانی نهالی نمیکاشت.
3ـ اقسام آرزو
به طور کلّی آرزو را میتوان از جنبههای مختلف تقسیمبندی کرد:
3ـ1) ازحیث ارزشی (حَسَن و قبیح)
میزان ارزش هر موضوع با اهدافی که برای آن منظور شده، تعیین میشود. اهداف متعالی، محصول موضوعهای ارزشی و اهداف بیمایه نتیجه موضوعهای ضدّ ارزشی و یابیارزش است. نوع آرزوهای بشری نیز از این قاعده مستثنی نیست و میتواند مطلوب و مفید یا مذموم و بیفایده باشد.
1ـ1ـ3)آرزوی مفید از دیدگاه قرآن و احادیث
آرزو ازحیث ارزشی به آرزوی صادق و کاذب یا حَسَن و قبیح قابل تقسیم است. اگر آرزوها متوجّه ارزشهای والای انسانی باشد، یا جنبه مردمی و اجتماعی پیدا کند و در مسیر تکامل و پیشرفت واقعی انسانها و درجات کمال قرار گیرد و انسان را به تلاش و کوشش بیشتر وادارد، نشانه کمال انسان است. آرزوها و خواستههای قرآنی اغلب به شکل دعا از زبان مؤمنان و بندگان صالح خداوند بیان شده است. در بین آیاتی که دعاهای انبیا را حکایت کرده، میتوان نشانی از آرزوهای آرمانی آنان را جست که البتّه این آیات به واقع میتواند گامی در جهت اصلاح خواستهها و آرزوهای مردم و جهت دادن آنان به آرمانهای برتر در زندگی باشد. قرآن از قول حضرت ابراهیم چنین میفرماید: ﴿رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّه مُّسْلِمَه لَّکَ...﴾(البقره/ 128)؛ «ای پروردگار ما! ما را تسلیم خود قرار ده و از دودمان ما امّتی که تسلیم تو باشند، پدید آور».
البتّه فقط ویژه انبیا هم نیست؛ چنانکه آیه 193 آلعمران درخواست مرگ با ابرار و محشور شدن در زمره آنان را از ویژگیهای اولیالالباب شمرده است: ﴿...وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ﴾ (آلعمران/193). آیه 10 حشر نیز به مؤمنان میآموزد که خواسته و آرزوشان را در جهت بنا نهادن جامعهای بر اساس رأفت و رحمت میان برادران ایمانی و خالی از هر گونه کینه و دشمنی قرار دهند: ﴿... رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ﴾ (الحشر/10). از دیگر آرزوهای ممدوح که قرآن به آن اشاره دارد، «نیکیهای ماندگار» است. قرآن مال و پسران را زیور زندگی دنیا میداند که شایستگی آن را ندارند تا متعلّق آرزوی آدمی قرار گیرند و میفرماید: ﴿الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَه الْحَیَاه الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلاً﴾(الکهف/46).
در اسلام همّت انسان نیز به اندازه آرزوهای مثبت اوست. هر قدر دامنه آنها گستردهتر باشد، همّت او والاتر است. از روایات اسلامی چنین برمیآید که خداوند به مقدار آرزوها به افراد با ایمان اجر و پاداش میدهد (ر.ک؛ مکارم شیرازی، 87، 2: 89). امام علی (ع) درباره بهترین آرزو چنین میفرماید: «اَللَّهُمَّ أنتَ أهلُ الوَصفِ الجَمیلِ وَالتِّعدادِ الکَثیرِ إِن تُؤَمَّل فَخَیرُ مَأمُولٍ وَ إِن تُرجَ فَخَیرُ مَرجُوٍّ: خدایا! تو سزاوار ستایش زیبا و شمارش نعمتهای بیپایانی. اگر مورد آرزو قرار گیری، بهترین آرزوشدهای و اگر به تو امید بسته شود، بهترین کسی هستی که به او امید بسته میشود» (نهجالبلاغه/ خ91).
امید بستن به آنچه که در نزد خدای متعال است، از بزرگترین توفیقهای انسانی و بهترین آرزوهاست؛ زیرا فقط آنچه نزد اوست، باقی و غیر او فانی است. گرچه مال و فرزند زینت زندگی دنیاست، امّا اعمال صالح همچون نماز، روزه، ذکر، صدقات و غیره که زینت سفر آخرت و تا ابد ماندگارند، نیکوترین آرزوهاست. آنچه ابدی و جاودان است، نزد خداست. انسان میخواهد یاد و نامش همواره جاودان بماند. پس باید به سوی خدای هستیبخش صعود نماید و از هر چه غیر اوست، ببرّد؛ زیرا غیر او نابودشدنی و محکوم به نیستی است.
امید به رحمت الهی و حرکت برای رسیدن به او ارزشی بس والا دارد، چنانکه از فرمایش امام حسن عسکری (ع) به دست میآید که میفرمایند: «إِذَا تَوَجَّهَ المُؤمِنُ إِلَی مَصلاَه لِیُصَلِّی قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلاَئِکَه یَا مَلاَئِکَتِی أَلاَ تَرَونَ إِلَی عَبدِی هَذَا قَد انقَطَعَ عَن جَمِیعِ الخَلاَئِقِ إِلَیَّ وَ أَمَلَ رَحمَتِی وَ جُودِی وَ رَأَفَتِی: زمانی که نمازگزار برای نماز به سوی مکان نمازش توجّه کند، خداوند بلندمرتبه به ملائکه خود میفرماید: ای فرشتگان من! آیا نمیبینید بندهام را که به تحقیق از همه خلایق به سوی من بریده و به رحمت، بخشش و مهربانی من امیدوار است؟!» (طبرسی، 1383، ج 3: 77).
از سوی دیگر، در بسیاری از سخنان بزرگان آمده که بزرگترین آرزوی شیعیان باید وصال یار و دیدار دوست باشد و آن جز امید رسیدن به زمان موعود و ظهور او نمیباشد. شهید مطهّری(ره) در این باره میگوید: «امید و آرزوی تحقّق این نوید کلّی جهانی ـ انسانی، در زبان روایات اسلامی «انتظار فرج» خوانده شده است (ر.ک؛ مطهّری، 1373: 6).
2ـ1ـ3) آرزوهای مذموم از دیدگاه قرآن و حدیث
1ـ2ـ1ـ3) آرزوهای نامعقول
قرآن کریم با ذکر نمونههایی ازآرزویهای نامعقول آنها را مورد انتقاد قرار میدهد:
* آرزوی رهایی از عملی که در گرو آن است:
ـ ﴿...وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا...: و آرزو مىکند میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانى زیادى باشد﴾ (آلعمران/30).
ـ ﴿حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ: تا زمانى که (در قیامت) نزد ما حاضر شود، مىگوید: اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، چه بدهمنشینى بودى!﴾(الزّخرف/38).
ـ ﴿یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَابًا: ای کاش خاک بودم﴾ (النّبأ/40).
ـ ﴿...یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتَابِیهْ...: اى کاش هرگز نامه اعمال مرا به من نمىدادند﴾ (الحاقّه/26).
* تمایل به برتری بر دیگران:
﴿تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَه نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا...: (آرى،) این سراى آخر تو را (تنها) براى کسانى قرار مىدهیم که اراده برترىجویى در زمین و فساد را ندارند...﴾ (القصص/83).
میتوان گفت ازگویاترین سخنان قرآن در این زمینه آیاتی است که پیرامون انسان خیالزده سخن میگوید و او را بهخاطر رها کردن عقل و حرکت بر محور تخیّل و خیال نکوهش میفرماید؛ زیرا هیچ یک از عقیده و سخنان چنین کسی بر اساس برهان و عقل نیست. از این رو، آنچه در بیداری میبیند و واقعیّت میپندارد، از شمار خوابهای آشفته و پریشانی است که در ادبیّات قرآن به اضغاث احلام تعبیر میشود (ر.ک؛ جوادی آملی، 1389: 348). امام علی (ع) میفرماید: «رَغبَتُکَ فِی المُستَحیلِ جَهلٌ: داشتن آرزوی محال، نشان نادانی است» (آمدی،1384: ح 1364).
از آنجا کهوهم و خیال جزو ابزارهای عقل هستند و از تنزّلات و تجلّیات آن بهشمار میروند و عقل مباحث کلّی را درک میکند، درحالی که درک جزئیّات به عهده وهم و خیال است. لذا در عوالم عقل، پشیمانی نیست و عقل، منزّه از خطاهای وهم و خیال است. از اینجاست که خداوند در بسیاری از آیات قرآن، انسانها را به تعقّل فرامیخواند و به سوی حیات طیّبه در سایه عقل و دین دعوت میفرماید (برای نمونه، النّحل/97).
آنان که در دام آرزوهای کاذب افتادهاند، در مسیرحرکت به سوی مدارج والای انسانی توقّف یا سیر قهقرایی داشتهاند و به گفته قرآن تمام همّ خود را به لهو و لعب و تفاخر و تکاثر معطوف کردهاند: ﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاه الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَه وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ...: بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّلپرستى و فخرفروشى در میان شما و افزونطلبى در اموال و فرزندان است﴾(الحدید /20).
در آیه سوم سوره مبارکه حجر آمده است: ﴿ذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ: بگذار آنها بخورند و بهره گیرند و آرزوها آنان را غافل سازد، ولى بهزودى خواهند فهمید!﴾ (الحجر/3)؛
بخش اوّل از مقوله عمل «یأکلوا و یتمتّعوا» و بخش دوم از مقوله اعتقاد «یلههم الأمل» است. در قسمت نخست خداوند خوردن و بهرهوری افراطی را تقبیح میفرماید، امّا کافران تمام همّ خود را دنیا و بهرههای مادّی از آن میدانند. اینان چون حیواناتی هستندکه جز اصطبل و علف و لذّت مادّی چیزی نمیفهمند و هر حرکتی که دارند، برای همین چیزهاست (ر.ک؛ مکارم شیرازی، 57،86). خداوند اهتمام به خوردن در میان کافران را به خوردن انعام تشبیه فرموده است: ﴿وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ﴾(محمّد/ 12)، چراکه با نگاهی به رفتارحیوانات بارزترین ویژگی آنان خوردن است.
گویی در دنیا وظیفهای جز آن ندارند، امّا انسان ندا شده است به ندای ﴿تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَه...﴾ (آلعمران/64)؛ یعنی انسان اشرف از آن است که در جایگاه حیوان دچار رکود گردد. در جای دیگر میفرماید: ﴿وَلاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ...﴾ (النّساء/29). اینها همه هشدارهای خداوند به بندگان است که برای هلاک یا حیات آنان بیّنه وجود داشته باشد: ﴿لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَه وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَه...﴾ (الأنفال/ 42)، تا آنها که گمراه میشوند، از روی اتمام حجّت باشد و آنان که هدایت مییابند، از روی دلیل روشن باشد.
بخش عملی آیه چه ارتباطی با بخش اعتقادی آن دارد؟! خداوند در احوال این انسانها میفرماید: ﴿یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا...: روزى که هر کس آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مىبیند و آرزو مىکند میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانى زیادى باشد﴾ (آلعمران /30).
آرزو و میل به دور بودن اعمال گواهی بر نهایت نزدیکی آنان با اعمال ایشان است. این شبهه که عمل در دنیا نابود میشود و احضار آن ممکن نیست و ناگزیر پاداش عمل یا نامه عمل دیده میشود، ناتمام است؛ زیرا روح عمل یعنی اهداف و نیّتها در روح آدمی محفوظ است و هرگز نابود نمیشود. آنچه نابود میشود، بدنه عمل است که نقشی ندارد. «أمد بعید» فاصله دور زمانی است و آرزوی وجود «امد بعید» میان شخص و کار بد او ظهور «تسویف» یعنی کار امروز را به فردا انداختن است که در دنیا به آن مبتلا بودند (ر.ک؛ جوادی آملی،1391، ج13: 692).
نگاه امیدوارانه با تلاش و فعّالیّت توأم است، در حالی که واگذار کردن کارها به آینده، رخوت و سُستی به دنبال دارد و گاهی افراد فقط در اوهام خود هستند. به نظر روانشناسان، این نوعی بیماری یا مقدّمه بیماری روانی است، چنانکه میگویند: «اگر قرار باشد که به زمان حاضر توجّه نشود و از فرصتهایی که برای شخص فراهم میشود، استفاده نگردد، میفهمیم که شخص میخواهد از زندگی حقیقی و زمان خودش فرار کند. روانشناس به خوبی میداند که این مطالب با حقیقت متّفق نیست و جز است
دلال غیرمنطقی چیز دیگری نیست. این نوع تفکّر راجع به آینده، مضر میباشد» (موسوی لاری، 1376، ج 1:186). مولوی میگوید:
«هین مگو فردا که فرداها گذشت
تـا بـه کلّـی نگـذرد ایّام کشـت»
(مولوی، 1385، دفتر دوم: ب1394).
امام علی، علیهالسّلام، آرزوهای کاذب را به سراب و آبنمایی تشبیه فرموده که تشنهکامان را به دنبال خود میکشاند، ولی هر لحظه آنها را تشنهتر میکند (تمیمی آمدی، 1384، ج 5: 438). در جای دیگر میفرماید: «کَذَبَ مَنِ ادَّعَی الإِیمَانَ وَ هُوَ مَشغُوفٌ مِنَ الدُّنیَا بِخُدَعِ الأَمانِیِّ وَ زُورِ المَلاَهی: دروغ میگویدآن که ادّعای ایمان کند، امّا دلبسته آرزوهای فریبنده و سرگرمیهای دروغین دنیاست» (همان، ج1: 111).
2ـ2ـ1ـ3) آرزوهای نامتعادل
اگر امید و آرزو از حدّ اعتدال خارج شود و رنگ افراط به خود بگیرد، مفاسد جبرانناپذیری به دنبال خواهد داشت. قرآن کریم نمونهای از این آفات را در قالب داستان قارون چنین متذکّر میشود: ﴿یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ...﴾(القصص/79). بارها خداوند با جملات﴿لاَ تُعْجِبْکَ أَمْوَالُهُمْ﴾(التّوبه/ 55 و 85) و ﴿وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ﴾(الحجر/ 88 و طه/ 131)، مؤمنان را از نگاه آرزومندانه به سرمایهداران و مردم مرفّه بازداشته است. امام علی (ع) میفرماید: «مَا لَکُم تُؤَمِّلُونَ مَا لاَ تُدرِکُونَهُ وَ تَجمَعُونَ مَا لاَ تَأکُلُونَهُ وَ تَبنُونَ مَا لاَ تَسکِنُونَهُ؟ شما را چه شده است که چیزی را آرزو میکنید که به آن نمیرسید و چیزی را گِرد میآورید که نمیخورید؟ و چیزی را بنا میکنید که در آن سکونت نمیکنید؟» (آمدی، 1384، ج 1: 103).
گرچه آرزو مایه حیات و حرکت است، امّا اگر از حدّ متعارف بگذرد و به صورت آرزوی دور و دراز درآید، بدترین عامل انحراف و بدبختی است. در حدیث معروف امیرالمؤمنین (ع)آمده است: «إنَّما أَخَافُ عَلَیکُم اثنَانَ: اِتِّباعَ الهَوَی وَ طُولَ الأَمَلِ. أمَّا اتِّبَاعُ الهَوَی فَیَصُدُّ عَنِ الحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الأَمَلِ فَیُنسِی الآخِرَه» (نهجالبلاغه/ خ42)؛ یعنی من بر شما از دو چیز میترسم: پیروی از هوس و آرزویِ دراز؛ زیرا پیرویِ هوس، از حق باز میدارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد میبرد.
پیامبر خدا(ص) نیز میفرماید: «مَثَلُ الإِنسَانِ وَ الأَمَلِ وَالأَجَلِ فَمَثَلُ الأَجَلِ إِلَی جَانِبِهِ وَ الأَمَلُ أَمَامَهُ فَبَینَمَا هُوَ یَطلُبُ الأَمَلَ أَمَامَهُ أَتَاهُ الأَجَلُ فَاختَلَجَهُ: حکایت انسان، آرزو و اجل چنان است که اجل در کنار اوست و آرزو پیشاپیش او، در حالی که آرزو را پیش روی خود دنبال میکند ناگاه اجل فرامیرسد و او را درمیرباید» (ر.ک؛ المتّقی الهندی، ج3: 494؛ ح 7574). به راستی چه افراد شایسته و بااستعداد و لایق که بر اثر گرفتاری در دام آرزوی دراز به موجودات ضعیف و مسخشدهای مبدّل گشتند که نه تنها به درد جامعه خود نخوردند، بلکه منافع شخصی خود را نیز پایمال کردند و از هر گونه تکامل بازماندند، چنانکه در دعای کمیل میخوانیم: «وَحَبَسَنِی عَن نَفعِی بُعدُ أَمَلِی: آرزوهای دراز مرا از منافع واقعیاَم محروم ساخت» (حیدری نراقی، 1387: 608).
در سوره مبارکه فرقان آرزوی کافران با کلمه «لَیتَنِی» بیان شده است. آیات 21 تا 31 این سوره وصف حسرتی است که در مواجهه با حقیقت اعمال خویش دچار آن میشوند و دو دست خویش به دندان میگیرند. به همین دلیل، در چنین مواقعی آرزو میکند: ای کاش فلان کار که در اثر فوت او به چنین روزی دچار شدم، از من فوت نمیشد. از تعبیرات لطیف قرآن، یکی تعبیر﴿وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً﴾ (الفرقان/27) و دیگری تعبیر ﴿یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلاً﴾(همان/28) است.
در این تعبیرها در ندا و استغاثه، تدرّجی لطیف به کار رفته است. در آیه اوّل منادی حذف شده است و اشاره به این دارد که او نجاتدهندهای میخواهد که او را نجات دهد و آوردن کلمه «وَیل» میفهماند که برای او روشن شده که دیگر کسی نیست که او را از عذاب نجات دهد و جز هلاکت و فنا دادرسی ندارد (ر.ک؛ طباطبائی، 76،15/281).
در نشئه آخرت که ﴿الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ...﴾ (الفرقان/26) است. ملکها و مُلکهای اعتباری رخت برمیبندد و تنها مِلک و مُلک حقیقی ظهور میکند و انسان هر تلاشی که در جهت غیرترّقی و رشد درونی خویش کرده است، سرابی بیش نبوده است و ثمره واقعی اعمال آنان جز حسرت نیست، چراکه بر اساس ﴿وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ...﴾ (الأعراف/8) اعمال باطل و حبط شده دارای وزن و ارزشی نمیباشند، لذا آن میزانی که در قیامت اعمال با آن سنجیده میشود، همانا حق است.
به این معنا که هر قدر عمل مشتمل بر حق باشد، به همان اندازه اعتبار و وزن دارد و چون اعمال نیک مشتمل بر حق است، از این رو، دارای ثقل و سنگینی میباشند و بر عکس، عمل بد و سیّئه چون مشتمل بر هیچ حقّی نیست و باطل صرف میباشد. لذا دارای وزن و اعتبار نیست و وزن هر عمل به مقدار حقّی است که در آن وجود دارد (ر.ک؛ طباطبائی، 1376، ج 8: 11)، امّا امور دنیوی فانی و مصداق ﴿هَبَاءً مَّنثُورًا﴾ (الفرقان/23) هستند.
مراجع
قرآن کریم. ترجمه آیهالله ناصر مکارم.
ابنبابویه، محمّد بن علی. (1383). کمال الدّین و تمام النّعمه. جلد1. قم: مؤسّسه تحقیقات و نشر معارف اهلالبیت (ع).
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمّد. (1384). غُرَر الحِکَم و دُرَر الکلم. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
جوادی آملی، عبدالله. (1391). تسنیم. تهران: خانه کتاب.
ـــــــــــــــــــ . (1389). حیات حقیقی انسان درقرآن. قم: انتشارات تابان.
ـــــــــــــــــــ . (1378). مراحل اخلاق در قرآن.جلد یازدهم. قم: مرکز نشر اسراء.
ـــــــــــــــــــ . (1378) معاد در قرآن. قم: مرکز نشر اسراء.
شریفالرّضی، محمّد بن حسین. (1388). نهجالبلاغه. ترجمه محمّد دشتی. قم: نشر دیوان.
طباطبائی، محمّدحسین. (1376). المیزان. جلد پانزدهم. تهران: بنیاد علمی فرهنگی علاّمه طباطبائی.
قرائتی، محسن. (1375). پرتوی ازنور. تهران: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن.
کلینی، محمّدبن یعقوب بن اسحاق. (1390). اصول کافی. تهران: دارالثّقلین.
المتّقی الهندی، علیّ بن حسامالدّین. (1409ق.). کنز العمّال فی سُنَن الأقوال و الأفعال. بیروت: مؤسّسه الرّساله.
محمّدی ریشهری، محمّد. (1385). فرهنگنامه آرزو. قم: دارالحدیث.
ــــــــــــــــــــــــ . (1379). میزانالحکمه. قم: دارالحدیث.
مصطفوی، حسن. (1385). التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: مرکز نشر آثار علاّمه مصطفوی.
مطهّری، مرتضی. (1373). حکمتها و اندرزها. تهران: انتشارات صدرا.
ـــــــــــــــ . (1373). قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ. تهران: انتشارات صدرا.
مکارم شیرازی، ناصر. (1377). اخلاق در قرآن کریم. قم: انتشارات امام علی ابن أبیطالب (ع).
ــــــــــــــــــ . (1386). برگزیده تفسیر نمونه. تهران: دارالکتاب اسلامیّه.
مولوی، جلالالدّین محمّد. (1389). مثنوی معنوی. تهران: امیرکبیر.
موسوی لاری، مجتبی. (1376). رسالت اخلاق در تکامل انسان. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه.
نویسندگان:
جمال فرزند وحی: استادیار دانشگاه رازی، کرمانشاه
فاطمه سهرابیان: دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه رازی، کرمانشاه
فصلنامه سراج منیر شماره 14