امروزه دين مبين اسلام بخصوص مذهب تشيع تحت فشارهاي مختلفي از سوی جريانهاي مختلف سياسي، فرقههاي منحرف ديني و فكري و عواملي از اين قبيل قرار دارد. استكبار جهاني نيز كه در پي ايجاد شكاف در بين آحاد مسلمان و در نتيجه اسلام گريزي است، با حمايت از عوامل منحرف و افرادي كه به اين جريانات دامن ميزنند نقش اساسي در اين بين دارد.
هدف ازين كار خدشهدار كردن چهره واقعي اسلام ناب محمدي(ص) بخصوص مذهب شيعه و وارد كردن شبهاتي است كه موجب ايجاد تشنج و شك و ترديد در بين افراد جامعه عليالخصوص جوانان ميگردد و بدنبال آن معرفي اسلام به سبك و سياقی که خودشان ترسيم كردهاند.
نمونهاي از اين انحرافات و شبهات چاپ و نشر كتابي تحت عنوان بازگشت به اسلام به نگارش منصور هاشمي خراساني است كه در ظاهر ميخواهد اسلام اصيل را به همهي جوامع در سراسر جهان بشناساند. اما با اندكي تأمل در نوشتههاي كتاب فوق ميتوان دستهاي پشت پردهي دشمن را كه قصد تخريب وجههي واقعي اسلام و ترسيم دوبارهي آن بصورت نادرست و اشتباه را دارد مشاهده نمود.
ضرورت نگارش اين مقاله آگاهي امت اسلامي بخصوص مذهب تشيع و مسئوولين ذيربط از نظريات منحرف نگارنده كتاب و هوشياري بيشتر و جلوگيري از انتشار كتابهايي ازين قبيل است. در اين مقاله سعي شده است كتاب بازگشت به اسلام بطور اختصار از ابعاد كلامي، اصولي و سياسي مورد بررسي قرار گيرد و زواياي تاريك و پنهان آن بر مخاطبان روشن گردد.
1-) جنبهي سياسي
1-1) آنگونه كه روشن است نام و نشان نويسندهي كتاب جعلي بوده و فرد يا افرادي تحت پوشش اين نام جعلي سعي در انتشار افكار غلط و انحرافي خود ميباشند.
1-2 ) كتاب فوق فاقد مجوز نشر از وزارت ارشاد اسلامي و همچنين فاقد شابك كه از علائم انتشار قانوني كتاب در كشور ما هستند، ميباشد و با توجه به اينكه محل چاپ كتاب منطقهي بدخشان- پامير واقع در كشور افغانستان ذكر گرديده، در اين بين دو مطلب قابل تأمل است: اگر اين كتاب و اتحاد در كشور افغانستان به چاپ رسيده و در شهرهاي مختلف ايران به سهولت پخش گرديده است پس نقش نهادهاي امنيتي و انتظامي در شناسايي و كنترل عوامل پخش در داخل كشور بسيار مهم و مؤثر است.
و اگر اين كتاب در داخل ايران منتشر گرديده است پس نقش دستگاههاي نظارتي نیز در نظارت و کنترل بر امر نشر كتاب مهم و قابل تأمل است.
اگرچه هيچ اقدام اساسي جهت جلوگيري انتشار اين كتاب از طرف نهادهاي ذكر شده و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت نگرفته است و اين كتاب بسهولت بدست مردم ميرسد.
در ضمن علاوه بر كتاب، نويسنده داراي سايت اينترنتي اختصاصي ميباشد که در آن سایت به کار توهین به مقدسات اسلامی پرداخته و به آساني نظريات منحرف خود را آشكار و صريح در فضاي مجازي منتشر ميكند، كه لازم است مورد توجه مسئوولين اين امر قرار گيرد و اقدامات لازم جهت انسداد اين سايت بعمل آيد.
1-3) در قسمتي از كتاب ، نويسنده علت اشغال كشور افغانستان را وجود تعصبات قومي و مذهبي در سايه تنوع اقوام و مذاهب مختلف ذکر کرده و دخالت كشورهاي بيگانه و مداخلهگر كه با ورود خود به آن كشور اسلامي قصد تشديد اين اختلافات را دارند ناديده گرفته شده است.
2-) جنبهي كلامي:
2-1) با مطالعه احاديث معتبر شيعي آشكار ميشود در زمان غيبت و قريب بظهور حضرت مهدي (عج) شخصي هاشمي نسب با نام سيد خراساني از سرزمين خراسان جهت ياري رساندن به آن حضرت قيام خواهد كرد. در اين كتاب نيز نويسنده با فرصت طلبي نام خود را منصور هاشمي خراساني بيان كرده است كه با مطالعهي مطالب موجود در كتاب روشن ميشود كه نويسنده درصدد معرفي خود به همان سيد خراساني كه در احاديث وعدهي آن داده شده است ميباشد، اگرچه در هيچ جايي از كتاب صراحتاً به اين مطلب اشاره ننموده است.
2-2) در بخشي از كتاب در مورد مباحث تقليد و ولايت فقيه كه از مسائل مهم مذهب شيعه ميباشد سخن به ميان آمدهاند و با بيان مطالبي پوچ و بياساس مبحث فوق را (تقليد و ولايت فقيه) زير سوال برده است. نويسنده معتقد است بر هر فرد مسلماني لازم است كه در امورات احكام عملي خود مجتهد بوده و به رأي خود عمل كند و نيز ولايت فقيه را كه اساس نظام اسلامي شيعه ميباشد ناممكن ميشمارد. در حاليكه فقها و اصوليون ما (تشيع) با دلايل مستدل لزوم وجوب تقليد و همچنين وجود ولي فقيه را اثبات كردهاند كه در بخش بعدي بحث خواهد شد.
2-3) نويسنده در بخش دیگری از كتاب خود را اينگونه معرفي ميكند: من بطور حتم يك شيعه يا يك سني به معناي مصلح نيستم ولي نمونهاي از يك مسلمان حق گرايم كه بسوي اسلام دعوت ميكنم و در اين زمينه به ابراهيم (ع) اقدام ميورزم و آيه 5 سوره آل عمران را براي گفتههاي خود
دليل ميآورد كه در آن آيه شريف بيان نشده «ابراهيم نه يهودي و نه مسيحي بود ولي حق گراي مسلمان بود و از مشركان نبود» و در ادامه از حاكميت ظالمانه در كشورهاي اسلامي بخصوص كشورهاي عراق، ايران و سوريه سخن به ميان ميآورد.
نويسنده قصد دارد مشركان ياد شده در آيه شريفه را به مسلمانان اهل سنت و شيعه تعليم داده و متمسكين به اين مذاهب را مشرك بنامد در حالی که هیچ ادلهء معتبری را جهت اثبات سخن خود بیان نکرده و فقط میخواهد با این راه دشمنی خود با مذاهب مختلف اسلامی ، اعم از شیعه و سنی را ثابت کند.
3-) جنبه اصولي
پاسخگويي جزء به جزء به اين كتاب كه استدلالهاي غلط و بياساس در آن كم نیست، زمان زياد و مطالعات تفصيلي در اين زمينه را ميطلبد. بدين جهت جوابهاي كلي و مستدل جهت رد اين كتاب بيان ميگردد تا با اين راه بتوانيم نيت شوم نويسنده يا نويسندگان از نگارش اين كتاب كه بدون شك ايجاد شكاف و تفرقه بين آحاد جامعه اسلامي است را بر ملا كنيم.
دلايل مختلفي براي مشروعيت ولايت فقيه وجود دارد. از آن جمله ميتوانيم به قرآن ، احاديث و روايات ، استقرا ، برهان منطقي و علم كلام اشاره کرد.
3-1) پاسخ به شبهات وارد شده بر ولایت فقیه:
3-1-1) استناد به قرآن: خداوند در آيه 80 سوره نساء ميفرمايد «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولوالامر منكم...حاكميت خدا و رسول و اوالامر را بدون هيچ قيد و شرطي لازم ميداند. با توجه به آيه ، قرآن درصدد حل نزاعها ، مؤمنان را از ارجاع به غير باز ميدارد و دستور ميدهد مشكل نزاع را كه ريشه برانداز است با ارجاع به كتاب و رسول او برطرف كنند از اين رو بايد كساني درصدد امور
و حل نزاعها قرار گيرند كه نه تنها به كتاب خدا و سنت رسول از ديگران آگاهتر بوده بلكه فهمشان از قرآن و سنت معصومانهتر باشد.
3-1-2) روايات: اغلب فقهای عظام كه قائل به حجیت ولايت فقيه هستند با استناد به رواياتي كه از نظر متن و سند صحيح ميباشند به لزوم وجود ولايت فقيه معتقدند احاديث و روايات متعددي كه پيرامون اصل ولايت و حكومت اسلامي وارد شده است قابل توجه و اهميت است. تامالدلاله و السنه بودن احاديث كه فقها به آنها استناد نمودهاند و حجيت ولايت را از آن احاديث استخراج نموده اند آنچنان از درجه اعتبار برخوردار هستند که برای حجت بودن کافی می باشند.
مقبوله عمربن حنظله- توقيع شريف صادره از سوي امام عصر(ع)- مرسلهي شيخ صدوق از زبان پيامبر(ص)- روايت مشهوره ابن خديجه- صحيحه قداح از حضرت صادق (ع) روايت عليبن ابي حمزه بطائني از امام كاظم (ع) و رواياتي از اين قبيل در تأييد و لزوم وجود ولايت فقيه در صدر جامعهي اسلامي وارد گرديده است.
3-1-3) استقراء: اسلام ديني است منسجم كه تمامي اجزاي آن با هم مرتبطاند. احكام و دستورات با ارتباط و پيوند موجود، حكومت و دولتي مستقل و نيرومند را تشكيل ميدهد. مسئووليت اين اجتماع و حكومت و ولايت و سرپرستي آن به عهده فقيه است بعنوان ولي امر مسلمين و رهبر و آنان كه عهدهدار حفظ استقلال، وحدت، عزت و عظمت و حاكميت آنان است.
مراجعه به متون فقهي رسالههاي عمليه مراجع عظام نيز جهت اثبات اين واقعيت كافي است. براي نمونه فقط يكي از كتابهاي فتوايي به نام منهاج الصالحين (جلد 1و2) مطابق فتاواي مرحوم آيتالله خويي (قره) از باب تقليد و طهارت تا مباحث ارث، حدود يك صد مورد را نام برده است كه زمام امر آنها با زمامدار اسلام (حاكم شرع) است و چنانچه ابواب ديات مانند حدود و ديات و قصاص وتعزيرات و باب القضاء را نيز كه اصولاً از اختيارات حاكم و حكومت اسلامي است به موارد اشاره شده بيفزاييم جاي هيچگونه ترديد در ولايت مطلقه فقيه باقي نخواهد ماند.
3-1-4) برهان منطقي: در جامعه اسلامي مسائلي وجود دارد كه مطلقاً از وظايف افراد خارج بوده زيرا جز امور عمومي و اجتماعي هستند كه حفظ نظام منوط به آنهاست مانند قضاوت، سرپرستي اموال غائبان و نابالغان، حفظ انتظامات داخلي كشور، حفظ مرزها، زمان جهاد و دفاع.
دين اسلام تنها در عبادتهاي شرعي و احكام آن مقيد نميشود و سياست و كشورداري و پاسداري از مجتمع اسلامي هيچگاه در اسلام جداي از امور روحاني و شئون اسلامي نبوده بلكه زمام اين امور را شخص پيامبر(ص) و علي(ع) خود بدست داشته و اداره مينمودند و یا به وسيله نايبان و نمايندگان خود كه به بلاد اسلامي اعزام ميفرمودند اداره می گردید.
از اعتقادات مذهبي ما شيعيان آن است كه پيامبر اسلام و ائمه اطهار امت را پس از دوران نبوت و امامت بيسرپرست و زمامدار رها نكرده و حتي براي مسائل جزئي و فردي آنان نيز افرادي را از بزرگان اصحاب خود تعيين فرمودهاند تا مردم به دنبال آن افراد بوده و در عصر معصوم و در موارد عدم دسترسي مستقيم به ايشان به آن نمايندگان رجوع نمايند تا چه رسد براي زمان بعد خود نمايندهاي وجود نداشته باشد (عصر غيبت) پس از توجه تام و كامل به اين مقدمات، افرادي كه از طريق امامان معصوم شيعه براي مراجعه مردم به آنان در عصر غيبت تعيين شدهاند، تنها فقيهان عادل جامعالشرايط هستند، زيرا بايد گفت يا امامان فرد يا افرادي را منصوب نفرمودهاند كه اين نكته به شهادت عقل و نقل و تاريخ مردود است و يا افراد غيرفقيه را منصوب كرده كه اين را نيز هيچ كس نگفته و نپنداشته است و يا فقها را منصوب نموده است كه اين مطلوب و مقبول واقع ميگردد. زيرا بايد كساني در صدر امور قرار گيرند كه آگاهي فقهي و اجتماعي و سياسي كامل از زمان خود را داشته باشند.
3-1-5) از طريق علم كلام: تقرير بحث اين گونه است كه ملاحظه ميشود همان تعريفي كه متكلمان اسلام براي مقام امامت عاميانه بيان ميكنند و همان دليلي كه به آن اقامه ميفرمايند (قاعدهي لطف) عيناً به ولايت فقيه در دوره عدم حضور امام منطبق است، به گونهاي كه همان سان كه با توجه به خاتميت اسلام و بقاي ابدي آن، صامت بودن قرآن نيازمند وجود امام معصوم هستيم، با همان استدلال در عصر غيبت امام دوازدهم نيز نيازمند افرادي هستيم كه جامعه اسلامي را از انحراف و گناه بازداشته و از هلاكت و زبوني حفظ نموده و به سمت اطاعت از خدا و قرب به وي و كسب عزت و شرف و استقلال ، رهبري نمايد و اين استدلال به اندازهاي داراي استحكام است كه خواهيم ديد اگر نپذيريم بيگمان ولايت تشريعي ائمه اطهار را هم پذيرفتهايم هر چند به زبان هم دم از آن بزنيم.
3-2) پاسخگویی به شبهات وارده بر حجیت خبر واحد :
از مسایلی که باز در این کتاب زیر سوال رفته است ، حجیت خبر واحد می باشد که در علم اصول فقه به طرق مختلف به اثبات رسیده است از جمله ادله ای که اصولیون شیعه جهت اثبات حجیت خبر واحد به آن تمسک جسته اند : قرآن – خود خبر واحد و دلیل عقلی می باشد.
جهت روشن شدن مساله این دلایل را به اختصار بیان می نماییم.
3-2-1) حجیت خبر واحد از قران : آیات متعددی مانند آیه نبا ( سوره حجرات آیه 6) و آیه نفر ( سوره توبه آیه 123) و آیه حرمت کتمان ( سوره بقره آیه 159) .
آیه نبا نشانگر آن است که شان خبر چنین است که مردم آن را تصدیق کرده و به آن عمل کنند پس خداوند خواسته است توجه مومنان را جلب کند به این که شایسته نیست به هر خبری و از هر منبعی که باشد اعتماد کنند بلکه اگر شخص فاسق خبر آورد شایسته است که بدون بررسی و تامل به آن عمل نشود و وجوب بررسی در این مورد فقط به خاطر آن است که مبادا با یک قومی از روی حمایت برخورد کنند یعنی کاری انجام دهند که از روی سفاهت و عدم حکمت بوده و چه بسا به آن قوم زیان می رساند. بنابراین آیه با مفهوم خود دلالت می کند بر اینکه از خبر شخص عادل راست بودن انتظار می رود و در مورد آن احتیاط و بررسی از اینکه مبادا با یک قومی از روی حمایت برخورد شود لازم نیست و لازمه این امر آن است که خبر شخص عادل حجت است.
آیه شریفه نمونه ای از آیات مطرح شده فوق برای اثبات حجیت خبر واحد می باشد.
3-2-2) دلیل عقلی : بهترین دلیل برای اثبات حجیت خبر واحد بنای عقلاست که نیاز به چند مقدمه دارد.
الف: ) نسبت به قبول خبر واحد بین عقلا اتفاق نظر وجود دارد.
ب : ) این بنای عقلا کاشف از این است که شارع مقدس نیز با نظر آنها موافق است.
ج : ) پس بنابراین هر چیزی که سیره عقلا باشد شارع نیز از آن تبعیت خواهد کرد.
نتیجه این می شود که شارع مقدس نیز همچون عقلا نظر به مشروعیت خبر واحد دارد.
3-2-3) خود خبر واحد : دلیل بعدی برای اثبات حجیت خبر واحد ، خود خبر واحد است . اشکالی که پیش می آید این است که خبر واحد که خود ظنی است پس نمی تواند دلیل برای حجیت خبر واحد دیگر باشد اگر با خبر متواتر می توانستیم حجیت آن را ثابت کنیم قابل قبول بود.
ولی مرحوم نایینی و علامه مظفر در جواب این اشکال می فرمایند : ما با اشکال می خواهیم دلیل حجیت خبر واحد را ثابت کنیم.
الف: ) گفته شده است خبر واحدی را بگیرید که راوی آن اعدل و اصدق و ... باشد
ب: ) در بسیاری موارد امام (ع) مردم را به یاران خود که از آنها اسم می برد ارجاع می داد.
ج: ) طایفه سوم روایاتی است که دلالت می کند در زمان غیبت واجب است که اشخاص با ویژگیهای مخصوصی که امام تایید می کند مراجعه کرد.
د: ) اخبار متواتری وجود دارد که حفظ چهل سخن از معصوم را سفارش کرده است . لازمه حفظ و انتشار اینها پذیرش از طرف شنونده می باشد.
ه: ) تعداد کثیری از روایات است که دروغگویان حدیث و ساختگی را مذمت کرده و این حکم نشانه آن است که چون خبر واحد راست ارزش دارد پس خبر واحد دروغ ساخته می شود .
از مجموعه این اخبار لااقل تواتر معنوی حاصل می شود که خبر واحد عادل حجت است.
البته خبری که از طرف شخص مورد وثوق وارد شده باشد.
3-3) پاسخگویی بر شبهات وارده بر تقلید :
در کتاب بازگشت به اسلام مباحثی نیز در خصوص رد تقلید از مجتهدان بیان شده است که حقیقتا جز مسائل سطحی و برداشت ناصحیح از قرآن مطلب خاصی در بر ندارد. ما معتقدیم که در زمان غیبت امام عصر (عج) اجتهاد در مسائل احکام عملی بر هر مسلمانی واجب کفایی است. ولی اگر یک یا چند نفر از میان مسلمانان قیام کنند و مقام اجتهاد را کسب نمایند ، این وجوب از گردن دیگر مسلمین برداشته شده و بقیه مردم به وجود همین چند نفر اکتفا می کنند و در فروعیات دین اسلام از همین مجتهدین واجد الشرایط تقلید می نمایند.
اصولا تقلید مایه حیات دین اسلام و پویایی قوانین آن است و در پرتو اجتهاد بود که مسلمانان توانستند در طول 14 قرن ، جامعه اسلامی را از قوانین غیر اسلامی بی نیاز سازند.
حال دلایل حجیت تقلید را جهت اثبات این امر بزرگ بیان می کنیم:
3-3-1) روایات :
3-3-1-1) روایات متعددی در مورد حجیت تقلید بیان شده است. احادیثی که در آن امامان (ع) شیعیان را به راویان حدیث ارجاع داده اند. مانند توقیع امام عصر (عج).
3-3-1-2) یا روایاتی که در آن معصوم (ع) یاران خود را به فتوا دادن برای مردم ترغیب و یا فتوای آنها را تایید کرده اند.
3-3-2) اجماع : دلیل دیگر جواز تقلید اجماع انکار ناپذیر فقها بر جواز پرسش و یا استفتا در احکام شرعی است بدون آن که دلیل حکم سوال شود.
3-3-3) آیات قران مجید دلیل دیگر باری جواز تقلید است . از جمله آیه 7 سوره انبیا که سوال از عالمان و اهل ذکر را بر غیر عالمان لازم دانسته است. همچنین برخی آیه 122 سوره توبه را که بر وجوب سفر برای تفقه در امر دین دلالت دارد دلیل برای جواز تقلید از فقها دانسته اند.
نتیجه گیری
1: ) نویسنده با نشر مطالب و افکار غلط از دین مبین اسلام سعی در ایجاد تشنج و تفرقه در جامعه اسلامی را داشته و با اشکال تراشی واهی در فکر ایجاد شکاف بین مذاهب مختلف اسلامی بخصوص پیروان مذهب تشیع می باشد که این امر خواسته دشمنان اسلام بخصوص صهیونیسم و استکبار جهانی است.
2: ) نویسنده با القای خود به عنوان فردی که بر پا خواسته تا اسلام ناب را پیاده کند قصد فریب افکار امت مسلمان را دارد در حالی که هیچ یک از گفته های او سند قابل قبول نداشته و با این حال می خواهد مخاطب با حسن نیت به نوشته های او بیاندیشد .
3: ) باز نویسنده با رد مسائل مهم و اساسی جوامع اسلامی ، هیچ راهکار معقول و قابل قبولی را پیش پای مسلمانان قرار نداده و فقط با مطالبی پوچ و بی اساس ، سعی در تخریب عقاید شیعیان را دارد.
4: ) متن کتاب آنقدر سبک و سخیف است که هر خواننده ای که اندکی اطلاعات در مورد مسائل دینی خود داشته باشد ، کذب بودن مطالب موجود در آن را متوجه شده و از نقشه ی شوم دشمنان دین و عوامل سبک مغز آنها مطلع خواهد شد.
5: ) دلیل انقلاب ملت ایران و جان نثاری شهدای گرانقدر به منظور برپائی حکومت اسلامی بود که از جهات مختلف طبق احکام و قوانین اسلامی اداره شده و در صدر آن ولی فقیه قرار گیرد تا جامعه را از ابعاد مختلف سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... به هدف اصلی که همان اسلام ناب محمدی (ص) است رهنمون سازد.
ولی نگارنده کتاب نه تنها نافی ولایت فقیه بوده بلکه این اصل را مخالف با اسلام می داند که این حرف نویسنده نیز ریشه در دشمنی او با اساس جامعه اسلامی ، انقلاب و رهبری کشور ایران دارد.
6: ) بر همگان واضح و مبرهن است که غنای علمی و تحلیلی فقه شیعه از درجه بسیار بالایی برخوردار است و ما با استناد به دلایلی که حجیت آنها ثابت شده است پاسخهای مستند بر بخشی از شبهات کذب و ناصحیح این کتاب دادیم. البته به حمد الهی مردم آگاه و فهیم کشورمان با درک هدف اصلی انتشار این کتاب که جز گمراهی و ضلالت نیست بصیرت خود را به دشمنان نشان داده و هیچگاه تحت تاثیر اثرات منفی این کتاب قرار نمی گیرند ولی انتظار مردم از مسولین امر چاپ ، نشر و توزیع کتاب ، هوشیاری و نظارت دقیق تر است تا دیگر شاهد چاپ و توزیع کتابهای منحرف اینچنینی نباشیم.
محمد احمدیان هریس
کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی
منابع:
1- الحر العاملی،محمد بن الحسن،وسائل الشیعه، بیروتدار الاحیاء،1418
2- سبحانی،جعفر،راهنمای حقیقت،قم،انتشارات مشعر،،1389
3- غروی تبریزی،علی،التنقیح فی شرح العروة الوثقی،قم،انتشارات دار الهادی المطبوعات،1384
4- محمدبن مکی،شهید اول،ذکر الشیعه فی الاحکام الشرععیه،قم،موسسه آل البیت (ع)،1377
5- مظفر،محمدرضا،اصول فقه،قم،انتشارات پیام نو آور،چاپ سوم،1390
6- مظفر،محمدرضا،ویژگیهای فکری شیعه (عقائد الامامیه)،ترجمه زین العابدین کاظمی خلخالی،قم،موسسه حضور،1377