گلدزيهر ادعا میكند قرآن مجموعه الهامات پيامبر(ص) است و الهامات چيزی نيست جز برداشتهايی كه پيامبر(ص) از معارف دينی پيشينيان داشته است؛ در حالی كه اين مطلب كاملا اشتباه است و دلايل متقن عقلی و نقلی بر بطلان اين مطالب وجود دارد.
حجتالاسلام و المسلمين محمدحسين توانايی، عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد كرج در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به واكاوی انديشههای مستشرقين و به خصوص ايگناس گلدزيهر پرداخت و گفت: مهمترين بخش كتاب «گرايشهای تفسيری در ميان مسلمانها»، اثر گلدزيهر بخش تفسير در پرتو فرقههای دينی است كه در اين بخش آرائی را مطرح میكند كه به شدت در تعارض با آرای شيعه است.
عدم استفاده از منابع دست اول
وی اظهار كرد: گلدزيهر برداشتهای خود را از لابهلای كتابهای اهلسنت و برخی كتب تفسير شيعی كه از نظر خود شيعه چندان مورد وثوق نيست، به عنوان برداشتهای دست اول مطرح و در اين كتاب به آنها اشاره كرده است. اگر بخواهيم قدری دقيقتر مطالب اين كتاب را بازگو كنيم، بايد بدانيم كه اصلا غرب يك دوره طولانی را در درگيری و بحث با كشورهای اسلامی داشته كه جنگهای صليبی نشان از اين واقعيت دارد.
توانايی گفت: طبيعی است كه اين پيشينه سوءنيت برای افراد محقق خود را نشان میدهد و افراد محقق را تحت تاثير آن پيش داوریها قرار میدهند. نكته ديگری كه به عنوان واقعيت ترديدناپذير در تحقيقات و پژوهشهای مستشرقين میتوان از آن ياد كرد، مشكل فاصله فرهنگی و تفاوت بينشها است كه اين تفاوتها به شكلهای مختلف خود را نشان میدهد؛ مثلا گاهی در درج مطالب بیدقتی و تحريف صورت میگيرد.
اين پژوهشگر عرصه علوم قرآن و حديث در ادامه افزود: گاهی محققين بر روی يك مسئله خاص تكيه میكنند و يك مورد جزئی را به عموم تعميم میدهند و اگر اشكالی در متون پيدا بكنند، اين مشكل را به همه موارد تعميم میدهند. نكته بعدی كه در تحقيقات مستشرقين وجود دارد، آن است كه مبنای پژوهشهای آنها برگرفته از اعمال و رفتار مسلمانان است. آنها نگاه میكنند كه مسلمانان چه رفتارهايی در كشورهای مختلف دارند و گاهی همان رفتارها را مرجع تحقيقات خود قرار میدهند، در حالیكه میدانيم اين از نظر منطقی نوعی مغالطه است.
توجه مستشرقين به تشيع، موجب دوری از سوء داوری خواهدشد
وی ادامه داد: ما بايستی به اقوال و منابع آن دين توجه كنيم، نه به اينكه چه كسانی اين حرفها میزنند و الا ممكن است در دين اسلام هم كسانی حكومت را به دست گرفته باشند كه جائر باشند. مثل حكومتهای استبدادی كه در خاورميانه بودند كه يكی پس از ديگری در حال سرنگونی هستند. بهتر است كه مستشرقين به منابع اصيل دين اسلام و مخصوصا مذهب تشيع مراجعه كنند تا به اين سوء داوری دچار نشوند.
وی در ادامه گفت: اگر بخواهيم مشخصا در مورد جهتگيریهای فكری گلدزيهر به طور كلی مطالبی را عنوان كنيم، بايد بگوييم كه ايشان در آثار خود اسلام را دينی جاودانه نمیدانند و محتوای مطالب اسلام را در حقيقت دستاوردهای پيامبر(ص) و علمای اسلامی در طول تاريخ اسلام ارائه شده است، میداند.
توانايی در ادامه افزود: مطلب بعدی كه در مجموعه آثار ايشان به چشم میخورد، اين است كه ايشان تحت تاثير شخصيتهای يهودی و مسيحی بوده كه با آنها در ارتباط بوده است. به همين دليل، به عنوان مثال وحی را به نوعی الهام معنا میكند و میگويد وحی مجموعه الهاماتی بوده است كه بر پيامبر(ص) شده است و برداشتهايی كه پيامبر از معارف دينی داشته، از كتب پيشينيان آنها تحت عنوان الهام مطرح كرده است، در حالیكه اين مطلب كاملا اشتباه است و دلايل متقن عقلی و نقلی داريم كه بطلان اين مطلب را آشكار میكند.
معرفی چهره خشن از پيامبر(ص)
وی افزود: مطلب بعدی كه در مجموعه آثار گلدزيهر ديده میشود، آن است كه از پيامبر چهره بيمدهنده معرفی میكند؛ يعنی ايشان شخصی است كه دائما ياران خود را از غضب الهی بيم میدهد و خوبی و خوشی و خوشبختی را فقط در بهشت خلاصه میكند و میگويد كه در اين دنيا خوشی به طور كلی دستنيافتنی است، در حالیكه اين با واقعييت دين اسلام مغير است. در آيه شريفه «قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ؛ بگو به فضل و رحمت خداست كه [مؤمنان] بايد شاد شوند و اين از هر چه گرد میآورند بهتر است»(يونس/58)، خداوند مومنان را به شادی دستور میدهد و فرموده است كه مومن نبايد غمگين باشد و در مورد ديگر میفرمايد: «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش میيابد»(رعد/28)، آيات زيادی داريم كه تاكيد میكند كه انسانهای مومن بايد در همين دنيا آرامش خودشان را به دست بياورند كه تجلی آن در آخرت است.
وی خاطرنشان كرد: در مورد كتاب «گرايشهای تفسيری مسلمانان» به طور مستقل میتوان به چند مطلب اشاره كرد. در اين كتاب اشكلات محتوايی و مطالبی كه ناشی از توهم است، بسيار ديده میشود. ارائه اين دست مطالب در اين كتاب بسيار وجود دارد. يك مدل پارادوگس و تعارض عجيبی بين گفتههای گلدزيهر در اين كتاب مشاهده میشود؛ چنانكه در يك جا مطلبی را ثابت میكند و در جای ديگر همان مطلب را كه ثابت كرده است، انكار میكند.
توانايی گفت: گلدزيهر مطالب را به شكلی میآورد كه انگار دارد آن مطلب را انكار میكند؛ مثلا در جايی از كتاب میگويد آنچه از محمد(ص) رسيده، وحی است و در جای ديگر میگويد توهم و تعليمات و الهامات شخصی است. او در ابتدای كتاب میگويد قرآن از لحاظ نص و متن دچار پريشانی و اضطراب است، ولی در جای ديگر میگويد قرآن دارای استواری شگفتانگيزی است، در جايی میگويد شيعه اين قرآن را قبول ندارد و در جای ديگری میگويد شيعه همه تلاش خود را كرده تا بتواند عقايد دينی خود را با استناد به همين قرآن اثبات كند. از اين دست ابهامات به خصوص در اين كتاب گلدزيهر بسيار مشاهده میشود.