ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : شنبه 13 دي 1404
شنبه 13 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 27 مرداد 1392     |     کد : 58137

شرايط متصديان امر حكومت درقرآن/ ویژگی های مردان حکومت در داستان حضرت یوسف و داود (ع)

قرآن مجید در جریان ذکر داستان ها به ویژه سرنوشت پیامبران قبل برخی ویژگی های مهم متصدیان امر حکومت و قضاوت را ذکر کرده است که دقت و تامل در آنها خیلی مفید و لازم است.




قرآن مجید در جریان ذکر داستان ها به ویژه سرنوشت پیامبران قبل برخی ویژگی های مهم متصدیان امر حکومت و قضاوت را ذکر کرده است که دقت و تامل در آنها خیلی مفید و لازم است.



به گزارش خبرگزاری مهر، وظيفه مهم حكومت اجراي قانون است و همه متصديان حكومت بايد نسبت به قانون، آگاهي و دانايي كامل داشته باشند تا بتوانند آن را به خوبي اجرا كنند. هر كسي كه عملش به قوانين و نظام حقوقي معتبر جامعه بيشتر باشد، طبعا براي تصدي امور حكومت، صلاحيت بيشتري خواهد داشت.

دليل عقلي قطعي دلالت دارد بر ضرورت شرط مذكور براي متصديان امر حكومت، و لذا اثبات آن نيازي به تعبد ندارد. پس آنچه در كتاب و سنت در اين باره آمده است به اصطلاح بيانات ارشادي بوده كه مي تواند مويد دليل عقلي قطعي مذكور باشد که به برخي از آنها اشاره مي كنيم.

درآيات 43 تا 53 از سوره يوسف، داستان خواب ديدن پادشاه مصر را مي خوانيم كه همه خواب گزاران از تعبير خواب او ناتوان ماندند، ولي حضرت يوسف بيدرنگ روياي او را تعبير كرد. پس ازآنكه پادشاه، تعبير بسيار دقيق و زيباي حضرت يوسف(ع) را شنيد، دستور داد او را نزد من آوريد.

حضرت يوسف(ع) به فرستاده او گفت: نزد اربابت برگرد و از نيرنگ و فريب اتهام آميز زنان دربار كه دست خود را بريدند بپرس. فرستاده برگشت و جريان را باز گفت: پادشاه از زنان پرس و جو كرد. زنان، زبان به اعتراف گشودند و همگي پاكدامني، امانت و راستگويي حضرت يوسف(ع) شهادت دادند.

در اينجا بار ديگر پادشاه دستور خود را تكرار كرد. قرآن مي فرمايد: پادشاه گفت او را نزد من آوريد تا او را از خواص اصحاب خود سازم و چون با حضرت يوسف به سخن پرداخت، گفت تو امروز، نزد ما صاحب اختيار و اميني، يوسف فرمود: مرا سرپرست خزينه هاي اين سرزمين قرار ده كه بسيار نگهدارنده و آگاهم.

مي بينيم كه حضرت يوسف(ع) وقتي پيشنهاد مي كند كه پادشاه مصر او را بر خزينه هاي آن كشور بگمارد و تدبير و ادراه امور اقتصادي مملكت را بدو تفويض كند براي پيشنهاد خود دليل مي آورد كه من نگهدار و دانايم، يعني من هم مي دانم كه از مواهب گوناگون و متنوع الهي چگونه استفاده كرد و توليد و توزيع و مصرف آن چگونه بايد باشد و همچنان كه بايد باشد از اموال عمومي نگهداري مي كنم و درآن خيانت روا نمي دارم و من همه شرايط علمي و خلاقي را دارا هستم.

در سوره"ص" مي خوانيم كه خداوند متعال چون مي خواهد حضرت داوود (ع) را مقام و منصب قضا عطا فرمايد، نخست او را مي آزمايد. البته حضرت داوود صاحب مقام نبوت بود، بنابراين آگاهانه برخلاف احكام و قوانين الهي كاري نمي كرد و گامي بر نمي داشت، اما به مقتضاي طبع بشري و با صرف نظر از مقام عصمت، احتمال اين كه براي وي غفلتي پيش آيد وجود داشت از اين رو خداي متعال براي آن كه او را با وسائل عادي براي تصدي مقام قضا مهيا و آماده كند اوضاع و احوالي پيش مي آورد كه در لسان قرآن "فتنه" یعنی آزمايش نام گرفته است.

قرآن مي فرمايد؛ آيا داستان شاكيان هنگامي كه از محراب داوود بالا رفتند به تو رسيده است. درآن هنگام كه بي مقدمه بر او وارد شدند و او از ديدن آنها وحشت كرد گفتند؛ مترس دو نفر شاكي هستيم كه يكي از ما بر ديگري ستم كرده است، اكنون در ميان ما به حق داوري كن و ستم روا مدار و ما را به راه راست هدايت كن! اين برادر من است، نودو نه ميش دارد و من يك ميش دارم اما او اصرار مي كند كه اين يكي راهم به من واگذار و در گفتگو بر من غلبه كرده است. داوود گفت: مسلما او با درخواست يك ميش تو براي افزودن آن به ميش هايش، بر تو ستم روا داشته و بسياري از شريكان و دوستان به يكديگر ستم مي كنند مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند اما عده آنان كم است. داوود دانست كه ما او را با اين ماجرا آزموده ايم،از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد ما اين عمل را بر او بخشيديم؛و او نزد ما داراي مقامي والا و سرانجامي نيكوست.

ملاحظه مي شود كه مرافعه چنان صورت مي گيرد كه هر كسي داور بود درست مانند حضرت داوود حكم مي كرد. پس ازآن كه اهل دعوا رفتند حضرت داوود به خود آمد كه چرا در داوري شتاب كردم و بي درنگ و تامل حكم دادم. مي بايست ازآن ديگري هم مي خواستم كه سخن بگويد و اقامه دليل كند و اگر بر صحت ادعا خود شاهدي دارد بياورد تعجيل كردم، بدون اين كه قواعد و احكام قضاوت را رعايت كنم،بدون موشكافي داوري كردم. از اين رو از پروردگار خويش طلب آمرزش خواست و به ركوع افتاد و توبه و انابه كرده و بر حسب روايات چهل روز مي گريست و از خداي متعال طلب عفو و بخشايش مي كرد.

نتيجه مي گيريم كه متصدي مقام قضاوت بايد علاوه بر دانستن احكام و قوانين قضايي در كشف موضوع مخاصمه فراست و زيركي كافي داشته باشد و در داوري شتاب نورزد و جوانب امر را در نظر بگيرد و حكم صادر كند تا هريك از مترافعين به حق خود برسد و بر كسي ظلم نرسد.


نوشته شده در   يکشنبه 27 مرداد 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode