غلبه تجربهگرايی و تعارض آموزههای كليسا با علم و دانش روز و همچنين بیمعنا قلمداد شدن گزارههای دينی به خاطر تأمين نشدن معيارهای تأييدپذيری و ابطالپذيری در اين گزارهها، موجب طرح اين نظريه شد كه گزارههای دينی و كتابهای آسمانی ناظر به واقع نيستند، بلكه رمزی و نماديناند.
محمد محمدرضايی، استاد فلسفه پرديس قم دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به نقد و بررسی مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» پرداخت و ضمن تبيين اين مطلب كه وحی منحصر به طريق رؤيا نيست، قول به خوابنامه بودن قرآن را كه در اين مقاله مطرح شده فاقد دليل و استدلال و مستلزم عدم شفافيت قرآن و در نتيجه منجر به ساقط شدن وجه اعجازی و هدايتی آن و حتی نفی امكان فهم قرآن، خلاف معصومانه دانستن سخنان پيامبر(ص)، بیملاك شدن دعاوی پيامبر(ص)، بیوجهی تبعيت از ايشان و بیمعناشدن حبل الله بودن قرآن دانست.
محمدرضايی رمزآلود دانستن قرآن را اساساً برخلاف حكمت خداوند نيز دانست و عنوان كرد: اگر وجه نياز انسان به وحی را مورد توجه قرار دهيم، میبينيم كه نزول وحی به خاطر اين بوده است كه عقل و تجربه بشری نمیتواند از عالم غيب خبر دهد و در نتيجه نمیتواند مطالبی را كه برای سعادت همهجانبه انسان لازم است، تأمين كند. ما میخواهيم در اين دنيا به گونهای عمل كنيم كه سعادت ابدی خود را رقم بزنيم، اما هر كاری كه میخواهيم انجام دهيم، اين ترديد و شك را داريم كه شايد اين عمل در آخرت بازتاب خوبی نداشته باشد؛ چرا؟ به اين دليل كه علم ما علم نامتناهی نيست تا از اسرار همه امور و نسبتی كه اعمال من با آنها پيدا میكنند و در نتيجه از نتيجه عملم آگاه باشم؛ لذا اين خداوند است كه بايد بيان كند كه چه كارهايی درست و چه كارهايی نادرست است.
وی ادامه داد: خداوند بشر را خلق كرده است و عقل و دانش بشری او برای سعادتش كفايت نمیكند و بايد منابعی از طريق وحی در اختيارش قرار داده شود تا به سعادت برسد؛ خداوند در قرآن میفرمايد «وَیُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ؛ ما به شما چيزهايی تعليم داديم كه شما نمیتوانستيد بدانيد»(بقره/151). بنابراين اگر ضرورت وحی همان نياز ما به هدايت است، بايد آنچه كه در قرآن بيان شده و دستوراتی كه در آن آمده است، روشن و شفاف باشد و اگر كتاب وحی و هدايت مبهم و مهآلود و رمزآلود باشد، خلاف حكمت خداوند است.
محمدرضايی افزود: اگر كتاب وحی را هر كسی به شكلی تعبير كند، اين كتاب ديگر كتاب هدايت نخواهد بود و حكمت خداوند زير سؤال میرود؛ لذا حكمت خداوند و علم و قدرت نامتناهی خداوند اقتضا میكند كه كتاب هدايت او كتاب روشن و بلاغ مبين باشد؛ همانگونه كه قرآن خود را روشن و در عين حال روشنگر توصيف كرده است و نمیتواند مهآلود و رمزآلود باشد.
وی فهمپذيری قرآن را نافی ادعای سروش دانست و گفت: به خاطر همين فهمپذيری و همين روشنیبخشی مفاهيم قرآن بود كه مشركين از مردم اهل حجاز میخواستند كه به سخنان پيامبر(ص) و آموزههای وحيانی ايشان گوش ندهند و میگفتند گوشهايتان را بگيريد تا اين سخنان را نشنويد والا محمد(ص) شما را سحر میكند و اين بدين معناست كه قرآن را میفهميدهاند و تلقیای مهآلود و رمزآلود از آن نداشتهاند. بر همين اساس دعوت به تدبر در قرآن نيز بدين معناست كه میتوان قرآن را فهميد.
اين استاد دانشگاه تهران با اشاره به اين نكته كه قرآن، به تعبير خود آن، به زبان قوم نازل شده است، اين امر را نيز يكی ديگر از دلايل شفاف بودن قرآن دانست و بيان كرد: خداوند میفرمايد كه «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ؛ و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم»(ابراهيم/4) اين كه رسولان به زبان قوم برانگيخته شدهاند، برای اين است كه بتوانند برای بشر سخن بگويند، اما اگر آن سخن مهآلود و رمزآلود باشد، طبيعتاً آن غرض كه بتوانند به زبان قوم سخن بگويند، نقض شده است، چون نمیتوان گفت كه مردم به صورتی مبهم و رمزآلود با هم سخن میگويند و زبان قوم زبانی مهآلود است.
وی با اشاره به خاستگاههای رمزآلود دانستن كتابهای آسمانی كه انديشهها و مباحث مطرح در غرب و جهان مسيحيت بوده است، بيان كرد: با غلبه تجربهگرايی در جهان مسيحيت و بیمعنا قلمداد شدن گزارههای دينی به خاطر تأمين نشدن معيارهای تأييدپذيری و ابطالپذيری در اين گزارهها، برخی از متفكران دينی غربی برای اينكه در مقابل بیمعنا تلقی شدن گزارههای دينی بايستند، نظريهای را مطرح كردند و گفتند كه گزارههای دينی و گزارههای كتابهای آسمانی ناظر به واقع نيستند بلكه رمزی و نماديناند.
محمدرضايی با بيان اين كه طرح اين نظريه و مورد پذيرش قرار گرفتن آن در مورد كتاب مقدس به دليل تعارض آموزههای آن و آموزههای كليسا با دانش روز بوده است، اظهار كرد: در تحريفی كه در كتاب مقدس درباره داستان هبوط حضرت آدم صورت گرفته، ميوه ممنوعهای كه آدم و حوا از خوردن آن منع شدند ،ميوه معرفت گفته شده و بر اساس همين مورد در سنت غربی و مسيحی اين نتيجه گرفته شده است كه اگر انسان صاحب معرفت شود جای او در بهشت نيست و سعادت ابدی با معرفت ناسازگار است.
وی افزود: اين در حالی است كه اصول اساسی اسلام اصلاً عقلانی است و اسلام در پذيرفتن آنها افراد را به تعقل و تفكر فرامیخواند و بر اساس آن چه كه در اسلام ترسيم میشود. آن كه عقل دارد دارای دين است و آن كه دين دارد به بهشت وارد میشود.
محمدرضايی در اين مورد اظهار كرد: خداوند در قرآن میفرمايد: «سَنُرِيهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛ به زودى نشانههاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است» (فصلت/53) بنابراين خداوند از انسان میخواهد كه در جهان هستی و در جهان درون و انفس خود تعقل كند و اين دعوت از اين روست كه عقل انسان پيامبر(ص) باطنی دانسته میشود. همچنين در قرآن در مورد جهنميان آمده است كه «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛ و گويند اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقل كرده بوديم در [ميان] دوزخيان نبوديم» (ملك/10).
وی اضافه كرد: بنابراين در اسلام كسانی به بهشت میروند كه اهل تعقل و خردورزی باشند؛ اما راهكار غربيان كه در ميان اين دو معتقد به تعارض و تضاد بودند، اين بود كه بگويند گزارهای دينی ناظر به واقع نيست و آنها را مهآلود و رمزآلود بدانند.
وی با اشاره به نظرات يكی از انديشمندان غربی در اين زمينه، عنوان كرد: ويليام آلستون در بحث زبان دينی میگويد «ديرزمانی است كه تفسيرهای رمزی و سمبليك از آموزههای دينی امری مرسوم است و بسياری از متفكران مسيحی داستان طوفان نوح را نه گزارشی از اتفاقهای واقعی تاريخی، بلكه طريقهای رمزی و نمادين برای ارائه نكتههايی كه به لحاظ دينی مهم است، تلقی كردهاند».
محمدرضايی اظهار كرد: در اين مطلب آمده است كه رمزی دانستن آموزههای كتاب مقدس در جهان مسيحيت سابقه داشته است و البته قبل از آقای سروش هم برخی ديگر از متفكران نوانديش، تحت تأثير القائات متفكران جهان مسيحی، اين حرف را بر زبان راندهاند كه قرآن مجموعهای از رمزهاست و شفاف و گويا نيست؛ اين در حالی است كه خود قرآن در آياتی به صراحت اظهار میكند كه سخن من حق است و رمزی نيست و مشخص نيست كه ما با چه دليلی میتوانيم بر رمزی بودن آن اصرار كنيم.
وی با اشاره به برخی از آيات قرآن گفت: خدا در قرآن بيان میكند كه قصههايی را كه بيان میكند واقعی است و رمزآلود نيست؛ برای مثال در داستانی میفرمايد كه داستان درست حضرت مسيح همان چيزی است كه در قرآن بيان شده است؛ «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللّهُ وَإِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ آرى داستان درست [مسيح] همين است و معبودى جز خدا نيست و خداست كه در واقع همان شكستناپذير حكيم است» (آلعمران/62). در آيه ديگر درباره اصحاب كهف میفرمايد «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى؛ ما خبرشان را بر تو درست حكايت مىكنيم آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم» (كهف/13).
محمدرضايی در پايان اين بخش از اين گفتوگو اضافه كرد: بنابراين آقای سروش هيچ دليلی بر اين مسئله كه چگونه میتوان قرآن را رمزی دانست ارائه نكرده است؛ در صورتی كه در مقابل ايشان دلايل بسياری وجود دارد كه قرآن رمزی نيست.