تا قبل از صفويه مواجهه غالب غربیها با دنيای اسلام با قرائت اهل سنت يا قرائت فاطميان از اسلام است، نه گفتمان خالص شيعی؛ اما از زمان صفويه به بعد شناخت غربیها با شيعه بيشتر میشود و با انقلاب اسلامی پرشتابتر میشود و باعث میشود غربیها نسبت به تشيع تمركز بيشتری داشته باشند.
حجتالاسلام و المسلمين روحالله بهشتیپور، رئيس بنياد مهدی موعود(عج) در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان مطالبی در خصوص حوزه مطالعات مستشرقين پرداخت و در اينباره اظهاركرد: حوزههايی كه شرقشناسان روی آن كار كردهاند، موضوعاتی نظير مهدويت و عاشوراپژوهی است كه جای تامل و بحث دارد.
وی افزود: همانطور كه میداينم مطالعات اسلامی مستشرقين براساس منابع شيعی صورت نگرفته و شايد از قویترين كتابهايی كه مستشرقان در اين حوزه به منابع شيعی توجه داشتهاند، بتوانيم از ژوزف فان اس و ويلفرد مادلونگ ياد كنيم كه در بريتانيا به عنوان پدر مطالعات شيعی مدرن شناخته میشود. ولی با اين وجود وقتی كه آثار اين بزرگواران را مطالعه كنيم، به طور مثال همان كتاب «جانشينی محمد(ص)» را میبينيم كه عموم ارجاعها و منابعی كه میدهد، براساس كتابها و منابع اهل سنت است.
بهشتیپور گفت: در واقع تلقی كه از پيامبر(ص) و حضرت علی(ع) از اين كتاب ارائه شده، تلقی و رويكرد اهل تسنن دارد و براساس منابع اهل سنت گردآوری و تحليل شده است. آثار فان اس را اگر مقداری جلوتر از «جانشينی حضرت محمد(ص)» مادلونگ بدانيم، توجه بهتر و بيشتری نسبت به منابع شيعه دارد؛ اين هم بهخاطر اين است كه مستشرقان به منابع شيعی توجه نداشتند و شايد مهمترين دليلش اين است كه مواجههای كه مستشرقان با دنيای اسلام داشتند با جريانات و فرقههای از اسلام بود كه آنها غلبه داشتند.
وی افزود: برای مثال تا قبل از صفويه گفتمان غالب گفتمان اهل سنت است. مواجههای كه غربیها با دنيای اسلام دارند نهايتا با همين اهل سنت يا در غير اين صورت با قرائت فاطميان از اسلام است، نه گفتمان خالص شيعی. از زمان صفويه به بعد يك مقدار شناخت غربیها با شيعه بيشتر میشود و با انقلاب اسلامی پرشتابتر میشود و باعث میشود غربیها نسبت به تشيع تمركز بيشتری داشته باشند، ولی اصلش را اگر بخواهيم بگوييم كه از چه زمانی به صورت دقيقتر و جدیتر نسبت به مطالعات شيعی و شيعهشناسی پرداختهاند، میتوانيم بگوييم كه اين زمان بعد از تاسيس سلسله صفويه بودهاست.
بهشتیپور گفت: نكته ديگر اين كه مستشرقان فرق اسلامی را عموما از طريق آثار قضاعی، شهرستانی، عضدالدين ايجی و ابن حزم و امثال اينها گردآوری كردهاند و لذا اينها نيازی به مراجعه و پيدا كردن آثار شيعی اصلی در خودشان احساس نكردند. چون اين آثار كه در واقع شيعه را معرفی میكند با يك نگاه جانبدارانه نگاشته شده است و مستشرقين عموما در مراحل اوليه شايد بتوانيم بگوييم اين جانبداری را احساس نكردهاند.
اين پژوهشگر قرآن و حديث افزود: در عين حال در اين چند دهه اخير مخصوصا اين بيست سال اخير يك مقدار توجه مستشرقين به منابع و كتب اصلی شيعی بيشتر شده و در واقع اگر بخواهيم خلاصه بگوييم، آن چيزی كه مستشرقان تا الان از اسلام ارائه دادهاند، نسخه سنی اسلام است و در واقع با نسخه شيعی اسلام مواجهه مستقيمی نداشتهاند. ولی میتوانيم اين نويد را بدهيم كه حالا غربیها و مستشرقان غربی در خلال اين چندسال اخير آشنايی خوبی با منابع و كتب شيعی پيدا كردهاند.
وی در ادامه گفت: نكته ديگر اين است كه به نظر میرسد كه مستشرقان را بايد به دو دسته اصلی تقسيم كرد؛ يكی مستشرقان رسمی و دانشگاهی كه آثارشان در دست ما است و قابل مطالعه و ارزيابی است و يك سری مستشرقان ديگر هستند كه من اسم آن را مستشرقان اصلی حوزه غربشناسی میگذارم كه آثاری از آنها در دست نداريم و حتی اسم آنها را هم نمیدانيم.
بهشتیپور گفت: به نظر میرسد كه اين دسته از مستشرقان شناخت دقيقتر و ريشهایتری را نسبت به منابع اسلامی و حتی شيعی داشتند كه اگر بخواهيم برای اين مدعا شاهد بياوريم، طراحی فرقههايی مثل وهابيت و بهائيت و جريان اخير حسن علی امانی قابل ذكر است؛ زمانی كه شما اين فرقهها را مطالعه دقيق میكنيد، گويا چنين است كه حتما موسسين و طراحان اين فرق بايستی با منابع اسلامی در وهابيت اهل سنت و بهائيت و شيعه جريان حسنعلی امانی در روايات بحث آخر الزمان و مهدويت شيعی را بدانند تا بتوانند چنين فرقهای را طراحی و تاسيس بكند.
وی درپايان گفت: اطلاعاتی كه مستشرقان رسمی و دانشگاهی دارند، هنوز كه هنوز است به اين اندازه نيست كه ما براساس اين شناخت بگويم كه اين وهابيت و بهائيت و جريانهايی نظير حسن علی امانی ايجاد بشود و به نظر میرسد مستشرقان اصلیتری پرده به پرده حضور و وجود داشتهاند كه براساس مطالعات دقيق اينها جريانات وهابيت، بهائيت و امثال اينها كليد خورده و ايجاد شده. اين هم نكته بسيار مهمی است كه فكر میكنم در بحث مستشرقان بايد مدنظر قرار بگيرد.