سيديحيی يثربی:
تأويلگرايی نتيجه عزلت عقل از فهم قرآن است/رشد عقلی و حسی؛ لازمه قرب به وحی
تأويلگرايی و آشفتگی حاصل از آن نتيجه منعزل كردن عقل از فهم قرآن است و فاصلهای كه با متن قرآن احساس میشود، با رمزی دانستن آن يا با رؤيايی قلمداد كردن مفاد آن برداشته نخواهد شد، بلكه رفع اين فاصله و نزديك شدن به وحی نيازمند رشد عقلی و حسی لازم است.
سيديحيی يثربی، استاد برجسته فلسفه و عرفان اسلامی و مفسر قرآن، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی درباره زبان قرآن پرداخت و ضمن تأكيد بر مبين بودن زبان آن با استناد به اين كه قرآن همه مردم را خطاب قرار میدهد، گفت: قرآن با همه ما با يك زبان سخن میگويد و هيچ ابهامی ندارد و مفاهيم و مضامين آن نسبی يا رمزی نيست، اما استفاده از آن بستگی به سطح فهم و درك بشر از آن و اينكه ما با چه سؤالی به سراغ آن برويم، دارد.
قرآن همچون طبيعت/ تلقی علمی از زبان قرآن و مراجعه مسلهمحور به آن؛ كليد گشودن معانی كشفنشده قرآن
يثربی زبان قرآن را همچون زبان طبيعت دانست و گفت: قرآن همچون طبيعت چيزهای زيادی را در اختيار ما قرار داده است و همانگونه كه امور طبيعی رمزآلود نيستند، اما برای استفاده از آنها بايد استعداد استفاده از آن را در خود ايجاد كرد. برای بهره بردن از رهنمودهای قرآن نيز بايد ذهن را تعالی بخشيد و با مسئلههای مناسب به آن مراجعه كرد.
تفاوت لوازم «تعالی ذهن» با «تأويل خويشتن»
وی در مورد تعالی مورد نظر خود و تفاوت آن با آنچه كه در سنتهای عرفانی و باطنی بر آن تأكيد میشود، اظهار كرد: سخنی مشابه اين را گاه در اشعار مولوی میبينيم كه بر تأويل خويشتن به جای تأويل قرآن تأكيد میكند و میگويد كه تو بايد تغيير كنی و سعی نكن معنای يك تعبير يا مضمون قرآنی را تغيير دهی. اين تحول يك تحول سلوكی است كه در نتيجه انجام عملياتی يا پشت سر گذاشتن رياضتی يا عنايتی كه شامل حال يك فرد میشود، پديد میآيد، اما من میخواهم بگويم كه زبان قرآن مانند زبان فيزيك و شيمی و رياضی است و همانگونه كه هر انسانی میتواند اين علوم را بفهمد و برای مثال درك كند كه دو ضرب در دو میشود چهار و میتواند مسائل پيچيدهتری را هم با همين قواعد حل كند و جواب بگيرد، همه میتوانند زبان قرآن را بفهمند و از رهنمودهای آن برای حل مسائل پيچيده استفاده كنند.
آنهايی كه میخواهند قرآن را به تأويل و تعبير عرفانی بكشند میخواهند عقل اكثريت قريب به اتفاق بشر را بیاعتبار كنند و بگويند فقط ما میفهميم؛ مولوی میفهمد؛ ابنعربی میفهمد. اما قرآن آمده است و میگويد كه همه آن را میفهمند
دلالت عدم فهم علمی قرآن بر در اختيار نداشتن قواعد و مسائل درست و نه بر رمزی بودن زبان قرآن
اين مفسر قرآن افزود: در واقع همه میتوانند با همان قواعد و همان سؤال، همان جواب را بگيرند؛ اما كسی كه بيش از «دو ضرب در دو میشود چهار» نمیداند در همين حد میماند و اگر چنين فردی نمیتواند مطالب زيادی از قرآن را بفهمد، عدم فهم او به دليل رمزی بودن زبان قرآن نيست.
قرآن با دعوت همگان به فهم و تعقل، بر حق برابر انسانها در فهم تأكيد كرده است
يثربی ادامه داد: در عرفان و باطنگرايی آن چه همراه با آن تحول سلوكی مطرح میشود، اين است كه برای مثال قطب يا پاپ به دليل عنايتی كه به او شده است، میتواند قرآن را يا انجيل را بفهمد، اما ديگران حق ندارند. نتيجه استوار كردن فهم قرآن بر كشفهای شهودی كه میگويند مَطلع قرآن برای اهل شهود است، اين است كه پاپ يا قطبی را با اين ادعای او كه قرآن را میفهمد و ديگران نمیتوانند بفهمند، بر ديگران قدرت و برتری میدهد، در حالی كه قرآن با دعوت همگان به فهم و تعقل، بر برابری انسانها و بر حق اصلی و يكسان آنها در فهم تأكيد كرده و هيچ انسانی را از اينكه قرآن را بفهمد، محروم ندانسته است.
نويسنده «تفسير روز» افزود: تنها كسانی كه از نظر قرآن از فهم آن محرومند كسانی هستند كه تابع هوی و هوساند و نمیخواهند بفهمند. با اين دسته هم نمیشود كاری كرد، اما اگر يك نفر بخواهد میتواند قرآن را بفهمد. در اروپا هم گاليله دوربينی درست كرده بود و با آن ماه را نگاه میكرد، اما هيچ كس حاضر نبود از اين دوربين نگاه كند و میترسيدند آن چه كه میبينند فريب شيطان باشد. در صدر اسلام هم يك عده به دلايل سود و جاهطلبی نمیخواستند اسلام را قبول كنند و اجازه نمیدادند ساير مردم هم بفهمند.
فهم ابنعربی از قرآن بدترين نوع فهم از قرآن است
وی با بيان اين مطلب كه هيچ جای قرآن نيست كه كسی آن را نفهميده باشد و فرد ديگری توانسته باشد با مكاشفه از آن چيزی بفهمد، عنوان كرد: ما معتقديم كه ابنعربی يكی از شخصيتهای درجه يك عالم عرفان است، اما از قضا، فهمی كه او از قرآن داشته است، بدترين نوع فهم است؛ چرا كه زبان قرآن زبان عرفان نيست كه زبان اشاره باشد و چيزی بگويد و چيز ديگری را منظور كرده باشد و برای مثال اگر از خمر و مستی سخن گفت منظورش فنا باشد، بلكه منظور آن همين خمری است كه آن را رجس میخواند و میگويد از آن اجتناب كنيد. اين تأويلگرايی و اين آشفتگی نتيجه منعزل كردن عقل از فهم قرآن است.
قرآن همهاش مفهوم است اما اين گونه نيست كه همه آن امروزه برای من مفهوم باشد. اما آن چه كه امروز من نمیفهمم تو هم نمیفهمی و آن چه كه يك روز من بفهمم تو هم میفهمی
يثربی تصريح كرد: آنهايی كه میخواهند قرآن را به تأويل و تعبير عرفانی بكشند، میخواهند عقل اكثريت قريب به اتفاق بشر را بیاعتبار كنند و بگويند فقط ما میفهميم؛ مولوی میفهمد؛ ابنعربی میفهمد. اما قرآن آمده است و میگويد كه همه آن را میفهمند.
اين استاد بازنشسته فلسفه و عرفان دانشگاه علامه طباطبايی با اشاره به اين مطلب كه در اسلام نبود حق فهم بعضی مطالب نيز مطرح است، اظهار كرد: برای مثال پيروان مكتب اشعری كه اكثريت مسلمانان را هم تشكيل میدهند، معتقدند كه خدا بر روی عرش نشسته است، اما میگويند كه چگونگی آن را ما نمیفهميم. اگر از اين موارد بگذريم، كه بايد بگذريم، بقيه موارد را میتوانيم بفهميم و بايد بفهميم و اگر افرادی علاقهمند باشند میتوانند برای توضيح بيشتر اين مطلب به بحث مفصل من در مقدمه جلد اول تفسير روز و نيز مؤخره جلد هفتم اين تفسير (چاپ انتشارات اميركبير)، كه در آنجا بحث مفصلی درباره روشن بودن زبان قرآن مطرح كردهام و دلايل متعدد آن را در آنجا آوردهام، مراجعه كنند.
بايد به زبان قرآن اعتماد كنيم/ قابل فهم بودن همه قرآن برای همگان به معنای قابل فهم بودن همه آن در همين امروز نيست
وی در ادامه بيان كرد: بنابراين ما بايد به زبان قرآن اعتماد كنيم و آن را قابل فهم بدانيم؛ اما اينگونه نيست كه هر چه قابل فهم باشد، ما الان همه آنها را فهميده باشيم. برای مثال كانت، فيلسوف آلمانی، میگويد كه بعضی مسائل جدلی الطرفين هستند و هيچ وقت نمیشود درباره آنها حكمی صادر كرد؛ يكی از اين مسائل جدلی الطرفينی كه او مطرح میكند، اين مسئله است كه «جهان آغازی دارد يا ندارد؟». الان معلوم شده است كه حداقل همين مجموعه منظومه شمسی ما كه ارسطو و ابنسينا وقتی راجع به جهان سخن میگفتند، همين را در ذهن داشتند، آغازی دارد و كل جهان نيز از روی قرائن مشخص خواهد شد كه آغازی دارد يا ندارد، اما اين آغاز داشتن يا نداشتن به اين معنا نيست كه همين امروز من همه آن را بفهمم.
قرآن همچون طبيعت چيزهای زيادی را در اختيار ما قرار داده است و همان گونه كه امور طبيعی رمزآلود نيستند اما برای استفاده از آنها بايد استعداد استفاده از آن را در خود ايجاد كرد برای بهره بردن از رهنمودهای قرآن نيز بايد ذهن را تعالی بخشيد و با مسئلههای مناسب به آن مراجعه كرد
يثربی افزود: قرآن هم به نظر من همهاش مفهوم است، اما اينگونه نيست كه همه آن امروزه برای من مفهوم باشد. اما آنچه كه امروز من نمیفهمم، تو هم نمیفهمی و آن چه كه يك روز من بفهمم تو هم میفهمی؛ همان گونه كه ما تا ديروز نمیفهميديم كه شرك چه ارتباطی با ستم دارد، اما امروز هم من میفهمم و هم تو میفهمی و هم آن اروپايی كافری كه هنوز قرآن را قبول ندارد، میتواند بفهمد كه بهرهكشی و استثمار ريشه در تقديس قدرت دارد كه يك نوع شرك است. بنابراين زبان قرآن زبان رمز نيست.
ما نيازمند رشد عقلی و حسی هستيم و نه رشد سلوكی
اين مفسر قرآن با بيان اين كه اين فاصلهای كه با متن قرآن احساس میشود با رمزی دانستن آن يا با رؤيايی قلمداد كردن مفاد آن برداشته نخواهد شد، خاطرنشان كرد: برداشته شدن اين فاصله با متن قرآن و نزديك شدن به وحی نيازمند رشد عقلی و حسی لازم است. من معتقدم كه ما نيازمند رشد عقلی و حسی هستيم و نه رشد سلوكی. من قرآن را به گرو سلوك نمیبندم؛ چرا كه سلوك هميشه مركز حقهبازی است؛ يعنی اگر به قرآن را به سلوك ببنيدم الان يك آقا يا يك خانم 19 ساله میتواند بگويد كه من به سلوك رسيدم و از قرآن چيزهايی میتوانم بفهمم كه ديگران نمیفهمند.
وی در پايان گفت: من خودم كه از سلوك چيزی نديدم و اصلاً اگر سلوك واقعيت هم داشته باشد و بر فرض كه ما به سلوك و تحول باطنی هم نقشی بدهيم، اما منطق سهمی نخواهد داد؛ چرا كه تجربههای شهودی حجيتش به ديگران نيست و برای ديگران هم حجيت ندارد و به همين دليل همه میتوانند در اين زمينه ادعا كنند. اساساً شما بگرديد و شخصی را بيابيد كه با سلوك يك گزاره را كشف كرده باشد، و اين درحالی است كه اگر به اطراف خود نگاه كنيد، میتوانيد ببينيد كه علم ميليونها مسئله و مشكل را حل كرده است.