در نشست «ولايتپذيری عقل در قرآن» كه به همت بخش قرآن بنيان نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم برگزار شد، حجتالاسلام حسينيان از مقام «تحمل ابهام» به عنوان راه رسيدن به ايمان و شناخت حقيقت ياد كرد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، نشست «ولايتپذيری عقل در قرآن» به همت بخش قرآن بنيان نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم با حضور حجتالاسلام والمسلمين حسينيان، كارشناس امور مذهبی امشب، هفدهم تيرماه برگزار شد.
وی در ابتدای اين نشست عنوان كرد: بحث بر سر اين است كه آيا عقل به تنهايی میتواند به حقيقت اشيا برسد يا اينكه در شناخت خود بايد از عامل برتر ديگری كمك بگيرد و تحت ولايت او قرار گيرد. عقل از طرف خدا خلق شده و همه نحلههای فكری درباره ماهيت آن بحث كردند و همه بر فاخر بودن آن اذعان دارند حتی عقل از ساير اعضا مانند مغز و اعصاب نيز برتر است.
وی افزود: بر اين اساس دو ديدگاه وجود دارد و برخی از عرفا عقل را كنار میگذارند و كل را احساسات و عواطف انسان میدانند و برای شهود، عواطف و اشتياق به معبود را كافی میدانند مانند بايزيد بسطامی همچنين عدهای از عرفا مانند جنيد بغدادی يك مكتب عرفان ارائه میدهد كه در آن عقل نقش پررنگی دارد.
حجتالاسلام حسينيان گفت: در ديدگاه فلسفی عقل را يك موجود مجزا فرض میكنند و عقيده دارند كه اگر بر اساس ضوابط عقلانی و نظام منظم كه منطق نام دارد پيش برويم از خطا مصون خواهيم ماند. اما خود اين افراد هم میگويند كه اينگونه نيست كه عقل كاملا معصوم و بیخطا باشد زيرا اگر اينطور بود ما به وجود پيامبر معصوم(ص) نيازی نداشتيم.
وی بيان كرد: فلاسفه معتقد هستند كه عقل انسان به تنهايی میتواند به شناخت برسد و در اين حالت دين و قرآن تنها مويد و ارشاداتی برای احكام عقلانی هستند و مطلب جديدی ندارند. فلاسفه اعتقاد دارند كه مفاهيم وجود دارد به نام مفاهيم بديهی كه هيچ انسانی در آن شك نمیكند.
اين كارشناس مذهبی خاطرنشان كرد: حتی با اتكا به مفاهيم بديهی كه مورد شك و ترديد هيچ انسانی قرار نمیگيرد نيز نمیتوان نظامی ساخت كه مستغنی از پيامبر و معصوم و حجت بيرونی باشد. عقل مورد تاييد همه انسانها همان حجت درونی است كه نياز به حجت بيرون يعنی پيامبران دارد.
وی ادامه داد: در ديدگاه اسلامی عقل مورد خطاب و هدايت خداوند قرار میگيرد و از اين جنبه موجودی شريف است. ما با همين عقل به حقانيت دين میرسيم. عقل اين ظرفيت را دارد كه از جانب خداوند هدايت شود و در واقع شان و فضليت عقل نيز به همين خاطر است كه تسليم خداوند باشد با اينكه میتواند از دستورات خداوند نافرمانی كند.
حجتالاسلام حسينيان افزود: خدايی كه فلاسفه به تصوير میكشند خدايی است كه ابتدا از كانال ملاكهای خود گذراندهاند و سپس آن موجودی را كه باقی میماند خدا مینامند در حالی كه برای شناخت خدا بايد خود را به ولی خدا عرضه كرد تا حقيقت را فهميد و اين روند با تبديل مفاهيم جزيی به مفاهيم كلی ميسر نمیشود.
وی اضافه كرد: در ديگر سو خدايی كه عرفا برای خود ترسيم كردند دارای اين اصل است كه همه جهان را دارای كثرت میپندارند و سپس با ملاكهای خود موجودی را تصور میكنند كه دارای وحدت است. در هر دو مكتب فلسفی و عرفانی خدا محصول ذهن فلاسفه و عرفا است و اين ملاكها را از قبل تعيين كرده بودند تا هر موجود كه با اين سازگار شد و دارای آن ملاكها شد به او خدا بگويند.
اين محقق امور دينی يادآور شد: برای شناخت حقيقت بايد عقل را از جايگاه آن پايين بياوريم تا تسليم خداوند ولی او شود و در آنگاه است كه به حقيقت میرسيم. به عبارت ديگر برای شناخت هستی يك واسطه لازم است و ما جز از طريق ولايت الهی نمیتوانيم حقيقت را بشناسيم.
وی اظهار كرد: اين كار دشواری است كه انسان فهم و عقل خود را متواضعانه در محضر خداوند ولی او پايين بياورد. اين كار وقتی امكانپذير میشود كه شخص به مقام بالاتر از خود ايمان كامل بياورد و در دشواریها و ابهام تحمل كند. به عبارت ديگر مقام «تحمل ابهام» راه رسيدن به حقيقت است.
وی با اشاره به آيات سوره يوسف(ع) گفت: وقتی برادران يوسف(ع) به درگاه او رسيدند او را نشناختند و به توصيه حضرت يعقوب(ع) به جستجوی برادر خود پرداختند تا او را با حواس خود بيايند. اين آيه اين پيام را دارد كه هر كس كه در امور معنوی تشنگی يافتن خدا و هدايت را داشته باشد قطعا او را پيدا میكند.
حجتالاسلام حسينيان توضيح داد: فطرت همه انسانها ذاتا خداجو و حقطلب است و به دنبال پيدا كردن حقيقت است و اگر در مسير درست قرار بگيرد و طلب رسيدن به حقيقت را داشه باشد به آن میرسد. وظيفه حجت درونی يعنی عقل هم اين است كه تشنه يافتن حجت بيرونی باشد و در اين حالت اگر به آن برسد میتواند حقيقيت او را تشخيص دهد.
وی تاكيد كرد: اگر انسان از درون خود را در ولايت قرآن و خداوند ولی معصوم قرار ندهد ممكن است با ديدن حجت خداوند و معجزه هم باز از آنها روی برگرداند. ابوجهل هم در برابر تمام معجزات پيامبر(ص) و حتی شق القمر، مخالفت كرد و تحت اوامر اربابان يهود خود قرار گرفت و آن را منكر شد و به جادو و سحر نسبت داد.
حجتالاسلام حسينيان تصريح كرد: در داستان حضرت خضر و حضرت موسی(ع) نيز اين تفاوت را میبينيم كه حضرت موسی(ع) میخواهد با عقل خود مسائل را توجيه كند و خود را تسليم حضرت خضر نمیكند. از اين صبر درونی و تسليم بی چون و چرا به ايمان تعبير میكنند زيرا انسان از تصميمات مقام بالاتر خبری ندارد ولی به او اطمينان دارد.
وی گفت: اگر انسان از ابتدا به دنبال دليل و چون و چرا باشد در مواجه با ولی خدا نيز دچار شبهه میشود. اما اگر از ابتدا شوق رسيدن به ولی خدا را داشته باشد با يك نگاه دل به او میدهد و تابع او میشود.