ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 12 تير 1392     |     کد : 56007

كسب تشنگی بيشتر نسبت به معارف قرآن با مطالعه مسئله‌محور/ بيان روشن قرآن برای همه

قرآن با همه ما با يك زبان سخن می‌گويد و برای ما هزاران رهنمود سياسی، فلسفی، معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی دارد؛ چه اگر نداشته باشد متعلق به تمام عصرها نيست؛ اما برای فهم قرآن بايد گفت «آب كم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست» و اين تشنگی يعنی به دست آوردن مسئله.



قرآن با همه ما با يك زبان سخن می‌گويد و برای ما هزاران رهنمود سياسی، فلسفی، معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی دارد؛ چه اگر نداشته باشد متعلق به تمام عصرها نيست؛ اما برای فهم قرآن بايد گفت «آب كم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست» و اين تشنگی يعنی به دست آوردن مسئله.

سيديحيی يثربی، استاد برجسته فلسفه و عرفان اسلامی و مفسر قرآن، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی درباره زبان قرآن، ريشه‌های رويكرد تأويلی به قرآن، مشكلات روشی در استفاده و بهره‌مندی از قرآن و ضرورت مراجعه مسئله‌محور به قرآن پرداخت و با تأكيد بر اين‌كه جای هيچ شك و ترديدی نيست كه زبان قرآن زبانی مبين و روشن است، اظهار كرد: قرآن با تعبير «يا ايها الناس» همه مردم را خطاب قرار می‌دهد، بنابراين مخاطب آن، همه مردم هستند و قرار است كه همه مردم آن را بفهمند؛ حتی افراد بی‌سوادی كه اكثريت قريب به اتفاق مخاطبان زمان نزول آن را تشكيل می‌دادند.

يثربی با اشاره به تأكيد ده‌ها باره قرآن به مبين بودن خود، افزود: خداوند در همين قرآن می‌گويد كه ما هيچ پيغمبری را نمی‌فرستيم، جز اين كه با زبان خود اين مردم سخن بگويد، پس زبان قرآن زبان روشنی است و اين كه حتی احاديث و روايات معصومان(ع) را نيز بايد با قرآن سنجيد شاهد ديگری بر قابل فهم بودن زبان قرآن است.

ريشه‌های رويكرد تأويلی به قرآن

وی در مورد ريشه‌های رويكرد تأويل‌گرا كه در مخدوش شدن اين نگاه به قرآن نقش مهمی داشته است، عنوان كرد: پس از فتوحات اسلامی و گسترش اسلام در شرق و غرب، گرايشاتی هم از سوی هندوستان و نواحی افغانستان و خراسان كه تحت تأثير مكتب‌های هندی بودند و هم از سوی مسيحيت كه در نواحی شام و فلسطين حاكم بود و حضور داشت، وارد قلمرو اسلام شد و موجبات پديد آمدن رويكرد تأويل‌گرا در ميان مسلمانان را فراهم آورد.

همان گونه كه نمی‌گوئيم كه آن چيزی را كه امروز طبيعت در اختيار ما قرار داده و ما تونسته‌ايم از طبيعت به دست آوريم و پيش از اين نداشته‌ايم، توسط طبيعت پنهان شده بود، همان گونه كه اين را نمی‌گوئيم، بلكه معتقديم كه انسان 200 يا 400 سال پيش اين استعداد را در خود ايجاد نكرده بود كه بتواند از طبيعت آن بهره را ببرد بايد بگوئيم كه روش غلط و معرفت‌شناسی غلط است كه ما را در بهره گرفتن از قرآن ناتوان می‌كند

يثربی در باب منشأ اين نگاه‌ها در خود مسيحيت و اديان و مكاتب هندی نيز گفت: كليسا در مسيحيت اين گونه جا انداخته بود كه زبان انجيل زبان مبين نيست و بنابراين جز شورای كليسا و پاپ هيچ كس حق تفسير و فهم متون مقدس را ندارد كه اين انحصار فهم زمينه جدی‌ای بود در شكل‌گيری نگاه‌های تأويلی. اين گرايش در هندوستان نيز وجود داشته است و در اديان و مكتب‌های هندی، متون مقدس متونی نيستند كه همه از آن سر دربياورند؛ چرا كه زبان آن زبان رمز و زبان ايما و اشاره است و زبان رمز زبانی است كه در مقابل زبان مبين است؛ يعنی زبان مبين نيست.

اين استاد برجسته فلسفه و عرفان اسلامی افزود: اگر هرگونه انحصاری در فهم قرآن ايجاد كنيم، هميشه طبقه‌ای وجود خواهد داشت كه قرآن برای او حجت نخواهد شد و هميشه آن را از دست يك عده می‌گيريم؛ در حالی كه قرآن می گويد من برای همه نازل شده‌ام و مخاطب من همه مردم هستند.

يثربی در ادامه عنوان كرد: گرايشات وارد شده از مسيحيت و اديان هندی به اسلام، در اواسط قرن دوم هجری، در ميان اهل سنت با عنوان صوفيه و در ميان شيعه با عنوان شيعيان اسماعيلی و باطنی كه پيروان اسماعيل پسر امام جعفر صادق(ع) بودند، ظهور كرد و پياده شد.

وی اين دو گروه را مسئول رواج تأويل و تعبير قرآن در جهان اسلام، از قرن دوم به بعد دانست و گفت: برخی از اين‌ها معتقدند كه قرآن هفت يا 70 يا 7 هزار بطن دارد. يا عرفا در جهان اسلامی معتقد شدند كه قرآن حداقل چهار درجه دارد؛ «ظاهر» كه برای توده مردم است، «باطن» كه برای خواص است، «حد» كه برای آخرين درجات خواص است و «مَطلع» كه فقط در انحصار اقطاب و شخصيت‌های بزرگ عرفانی است؛ در حالی كه ما در بيان خود قرآن چنين چيزی را نمی‌بينيم و حتی اشاره‌ای هم به اين مطلب نشده است.

اين مفسر قرآن مقصود از تعبير «تأويل متشابهات» را نيز كه در قرآن به كار رفته است، به معنای انگيزه تكرار برخی مضامين و آيه‌ها دانست و گفت: منظور از «متشابه» مكررها هستند و در قرآن هر جا «متشابه» به كار رفته به معنای دو چيز شبيه به هم است و نه چيزی مبهم و رمزی. بر اين اساس تأويل متشابه يعنی بيان چرايی تكرار برخی موارد مشابه كه انگيزه آن را فقط خدا می‌داند و پای هيچ رمزی و هيچ امر رازآلودی در كار نيست.

قرآن با همه ما با يك زبان سخن می‌گويد

يثربی در مقابل اين رويكرد از زبان واحد قرآن سخن گفت و اظهار كرد: قرآن با همه ما با يك زبان سخن می‌گويد، اما در اين جا نكته‌ای هست و آن اين كه اگر يك نفر واقعاً پيغمبر باشد آن چه او به عنوان وحی بيان می‌كند، واقعيتی است همانند اكسيژن و آب و خاك. اما آيا زبان خاك و آب زبان رمز است؟ نه؛ خاك خاك است و آب آب است. اما چرا همين تلفن را ما در زمان صفويه نداشتيم؟ مگر نه اين كه تلفن هم از همين خاك و آب و عناصر گرفته شده است؟

اگر هر گونه انحصاری در فهم قرآن ايجاد كنيم هميشه طبقه‌ای وجود خواهد داشت كه قرآن برای او حجت نخواهد شد و هميشه آن را از دست يك عده می‌گيريم؛ در حالی كه قرآن می گويد من برای همه نازل شده‌ام و مخاطب من همه مردم هستند

وی در پاسخ اظهار كرد: واضح است كه اين بستگی به سطح فهم و درك بشر از آن آب و خاك دارد. در مورد وحی نيز همين‌گونه است؛ يعنی قرآن مبهم نيست يا مفاهيم آن نسبی نيست، بلكه بستگی به شعور بشر و اين كه ما با چه سؤالی به سراغ قرآن برويم. ما در بسياری از كشورهای اسلامی معنی حقوق بشر را نمی‌دانيم و لذا سؤال حقوق بشر را نمی‌توانيم به قرآن عرضه كنيم و جواب آن را بگيريم. اين به معنای اين نيست كه قرآن مبهم و ابهام‌آلود با ما سخن گفته است بلكه اين ما هستيم كه شعور آن را نداريم كه جواب آن سؤال را بگيريم.

استاد برجسته فلسفه و عرفان اسلامی با اشاره به جاودانگی قرآن گفت: اكنون هزار و 400 سال از نزول قرآن می‌گذرد و زمانی می‌آيد كه 14 هزار سال از نزول آن گذشته و زمانی عمر آن به بيش از يك ميليون سال می‌رسد. ما معتقديم كه قرآن قرآن همه دوره‌هاست و هر دوره‌ای بسته به سؤال خود، جواب می‌گيرد؛ نه اين كه قرآن رمز است، بلكه ذهن ما بايد تحول پيدا كند. انسان‌شناسی امروز دنيا با انسان‌شناسی 200 سال پيش فرق كرده است و ما می‌توانيم جواب‌های انسان‌شناسی امروز را از قرآن بگيريم، اما در زمان صفويه نمی‌توانستند؛ به دليل اين كه سؤال امروز ما را نداشتند.

وی برای توضيح اين مطلب مثالی بيان كرد و گفت: پيامبر(ص) نمی‌خواست كوچكترين امتيازی بر سايرين داشته باشد و حتی نمی‌خواست يك نفر جلويش بلند شود؛ اين رمز نيست و همه می‌فهمند كه اين يعنی پيغمبر(ص) نمی‌خواست كه ديگران جلوی پايش بلند شوند، اما اين يك معنی برای عربستانی آن روزی دارد ولی از نظر فلسفه سياسی دانشمندان امروز يك معنی ديگر دارد؛ اين معنا كه پيامبر(ص) می‌خواهد امتياز و قدرت را از خود حذف كند و خود را قاطی مردم كند كه ما نمی‌خواهيم مسئولان را قاطی مردم كنيم. ذهن امروزی ما از اين حركت روشن چيزی می‌فهمد كه ذهن هزار سال پيش نمی‌فهميد و ممكن است ذهن 2 هزار سال بعد از اين حركت چيزی بفهمد كه من نمی‌فهمم، اما اين به معنای اين نيست كه حركت مبهم است، بلكه من توانايی آن را ندارم كه بفهمم.

وی با ارائه مثالی ديگر بيان كرد: مباحث سياسی امروز می‌تواند اين مطلب را كه قرآن می‌گويد «شرك ستم بزرگی است» برای ما توضيح دهد. می‌دانيم كه شرك به معنای باور به بيش از يك خدا است. در اين جا ذهن قديم با گناه دانستن شرك از اين تعبير قرآن اين مطلب را می‌فهمد كه شرك ظلم به خويشتن است، اما دنيای امروز می‌فهمد و می‌تواند اين را توضيح دهد كه در طول تاريخ تمام استثمارها و بهره‌كشی‌ها به طور مستقيم و غيرمستقيم ريشه در شرك دارد و اين كه با در دست گرفتن اختيارات و امورات ديگران، به استثمار و بهره‌كشی از سايرين پرداخته‌اند و اين بهره‌كشی ريشه در چيزی جز شرك ندارد. اما اين مطلب را ذهن ساده عربستانی نمی‌توانست دريابد بلكه ذهن محقق امروزی است كه اين مطلب را درك می‌كند كه تقديس قدرت، شرك موجب استثمار است.

خداوند در همين قرآن می‌گويد كه ما هيچ پيغمبری را نمی‌فرستيم جز اين كه با زبان خود اين مردم سخن بگويد، پس زبان قرآن زبان روشنی است و اين كه حتی احاديث و روايات معصومان(ع) را نيز بايد با قرآن سنجيد شاهد ديگری بر قابل فهم بودن زبان قرآن است

قرآن مبهم نيست/ ذهن را بايد تعالی بخشيد

يثربی بيان كرد: بنابراين قرآن مبهم نيست و ذهن را بايد تعالی بخشيد. ما در قرآن رهنمودهايی داريم كه برای تحويل گرفتن آن‌ها بايد مسئله‌های مناسب خودش را داشته باشيم.

يثربی با اشاره به اين كه در معرفت‌شناسی قديم ذهن حكيم با عين برابر دانسته می‌شود، گفت: اين ديد ناقص معنی اين آيه قرآن را كه كه می‌گويد «وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمی‌دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد»(نحل/78) نمی‌تواند بفهمد؛ در حالی كه ذهن اروپايی امروز اگر اين قرآن را داشت معنای آن را خوب می‌فهميد. اين مدرنترين اكتشاف معرفت‌شناسی غرب است كه ما بدون تكيه بر حواسمان نمی‌توانيم عقل و ذهن داشته باشيم.

اين مفسر قرآن افزود: بنابراين در قرآن مدرن‌ترين رهنمودها برای معرفت‌شناسی انسان‌ها وجود دارد، اما به دليل اين كه ذهن ذهن هزار سال پيش است، نمی‌توانيم اين رهنمودها را متوجه شويم؛ نمی‌توانيم معنای اين آيه را بفهميم كه خدا به پيغمبر می‌گويد كه «قُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا؛ بگو پروردگارا بر دانشم بيفزاى»(طه/114) اگر كسی به شما بگويد علمت كم است، اگر كسی بگويد ملاصدرا مطلبی را نفهميده است، انگار كفر گفته است. اما در دنيای جديد می‌گويند كه هر شاگرد بايد يك قدم از استادش بالاتر رود، اما ما هنوز در اين مرحله زندگی می‌كنيم كه به قول يكی از بزرگان اگر شك كرديم كه ملاصدار اشتباه كرده است، بايد استغفار كنيم.

وی با تأكيد مجدد بر روشن بودن زبان قرآن گفت: اين‌كه درك درستی نداريم، خطای قرآن نيست. قرآن زبانش روشن است و با همين زبان روشن، همانند طبيعت خيلی چيزها را در اختيار ما گذاشته است و همان گونه كه نمی‌گوييم كه آن چيزی را كه امروز طبيعت در اختيار ما قرار داده و ما تونسته‌ايم از طبيعت به دست آوريم و پيش از اين نداشته‌ايم، توسط طبيعت پنهان شده بود، همان گونه كه اين را نمی‌گوييم، بلكه معتقديم كه انسان 200 يا 400 سال پيش اين استعداد را در خود ايجاد نكرده بود كه بتواند از طبيعت آن بهره را ببرد، بايد بگوييم كه روش غلط و معرفت‌شناسی غلط است كه ما را در بهره گرفتن از قرآن ناتوان می‌كند.

يثربی در پايان با تأكيد بر مراجعه مسئله‌محور به قرآن گفت: يك عده آمده‌اند و گفته‌اند به جنس و فصل ارسطو نچسب و بيا راه ديگری نشان دهيم و توانستند زبان طبيعت را بفهمند. قرآن هم برای ما هزاران رهنمود سياسی، فلسفی، معرفت‌شناسی و جامعه‌شناسی را دارد؛ چه اگر نداشته باشد قرآن نيست و برای تمام عصرها نيست، اما اگر نمی‌توانيم از اين رهنمودها بهره بگيريم نشان از اشكال ماست. همان گونه كه گفته‌اند «اسلام به ذات خود ندارد عيبی/ هر عيب كه هست از مسلمانی ماست» من هم می‌گويم كه «قرآن در زبان خود ندارد ابهامی و هر عيب كه هست در مراجعات ماست» بنابراين بايد گفت «آب كم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست» و اين تشنگی يعنی به دست آوردن مسئله.


نوشته شده در   چهارشنبه 12 تير 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode