لازمه مدعای سروش در «راوی روياهای رسولانه» اين است كه هيچ دليلی برای پذيرش قرآن از سوی عقلا وجود ندارد، زيرا مكاشفه هيچ اعتبار و حجيتی برای ديگران ندارد به تعبير ديگر اگر مكاشفهای برای شخصی حاصل شود، برای خود او حجت است، اما اگر آن را برای ديگری بيان كند، هيچ دليلی برای پذيرش آن وجود ندارد.
حجتالاسلام و المسلمين محمد علی اسدی نسب، استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی و مدير گروه قرآنپژوهی در گفتوگو با خبرگزاری بين المللی قرآن(ايكنا) به نقد مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» پرداخت و در اينباره تصريح كرد: آنچه كه سروش در اين نوشته در واقع سخن جديدی نگفته و در حقيقت نتيجه افكار گذشته خود ايشان است.
وی افزود: سروش در اين نوشته میخواهد بگويد كه پيامبر(ص) وحیای از طرف خداوند دريافت نكردهاند و در واقع ايشان پيامبر نيستند و طبق ادعای سروش، اگر خود پيامبر ادعای گرفتن وحی از جانب خدا را دارد، يا خيالپرداز است يا دروغگو است يا به شكلی توريه میكند، چرا كه طبق مدعای سروش او همانند ديگران خوابی بيش نديده است و اين ادعا كه در واقع خلاصهای از مدعای سروش است، لازمهاش اين است كه پيامبری ديگر معنا ندارد؛ چرا كه وی پيامبری است دارای مكاشفه رويايی.
اسدی نسب گفت: در واقع ايشان پيامبری را در حد مكاشفه رويايی نازل كرده و اين مكاشفه رويايی يعنی مكاشفهای كه در رويا به انسان دست میدهد و از دست هر كسی ساخته است. هر كس كه اهل خواب باشد و به اصطلاح خواب میبيند میتواند در خواب يك سری اطلاعاتی كسب كند و اين اطلاعات ممكن است درست باشد يا نادرست.
استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی و مدير گروه قرآن پژوهی ادامه داد: لازمه سوم مدعای سروش اين است كه هيچ دليلی برای پذيرش قرآن برای عقلا وجود نداشته، بهخاطر اينكه قرآن خوابی بيش نيست و خواب نزد عاقلان هيچ حجيتی ندارد. بنابراين هيچ لزومی ندارد كه قرآن را بهعنوان يك پيام آسمانی بپذيرد و حتی بهعنوان مكاشفه پيامبر(ص) يا شخصی كه ادعای پيامبری میكند، بپذيرد، چرا كه مكاشفه هيچ اعتبار و حجيتی برای ديگران ندارد به تعبير ديگر اگر همان مكاشفه برای شخص ديگری نيز حاصل شود، مكاشفه برای خود او حجت است، اما اگر اين مكاشفه برای فرد ديگری بيان بشود، هيچ دليلی برای پذيرش آن وجود ندارد.
وی ادامه داد: آقای سروش در جايی میگويد «قرآن بيانگر خواب پيامبر(ص) است و ارتباطی با خدا ندارد و وحی الهی نيست و پيامبر(ص) از خداوند چيزی نقل نكرده است» كه نتيجه اين سخن آن است كه ما اصلاً در واقع نيازی به پيامبر و وحی نخواهيم داشت، چرا كه هر كس میتواند خواب ببيند و حتی هيچ بعيد نيست، خوابی بهتر از خواب پيامبر(ص) ببيند كه از خواب او كاملتر باشد كه اشاراتی هم اتفاقاً به همين مطلب در لابه لای كلمات آقای سروش در همين نوشته و در نوشتههای قبلی او وجود دارد.
اين پژوهشگر عرصه قرآن و حديث افزود: لازمه پنجم اين است كه دين جزئی از خواب و خيال اعم از راست و باطل است؛ يعنی آقای سروش مدعی شده است كه در واقع دين جزئی برخواسته از خواب است كه خواب هم متشكل از باطل و راست است، چرا كه قوام دين به قرآن است و قرآن هم خواب است و خواب معجونی از حق و باطل. اين در واقع ماحصل گفته سروش و لازمه كلام ايشان است.
مولف مقاله «جاودانگی و جهانی بودن قرآن» گفت: سروش در متن اين مقاله میگويد كه پيامبر(ص) خواب ديده و ارتباطی با خدا نداشته. نزاع بحث در اين جا است كه پيامبر(ص) اگر واقعاً خواب ديده باشد، چرا خواب خود را به خداوند نسبت دادهاست و چرا هيچ كدام از اصحاب پيامبر(ص) اين مطلب را متوجه نشدهاند و حتی خود پيامبر(ص) يك بار هم با اشاره يا كنايه نگفتهاند كه به من وحی نشده و من اين مطالب را از طرف خودم بيان میكنم.
وی درادامه گفت: سروش در بخشی از مقاله خود وقتی كه جريان كلام حواريون به حضرت عيسی(ع) را میگويد: «آيا خدای تو میتواند مائدهای از آسمان برای ما بفرستد كه حضرت عيسی(ع) جواب میدهد از خدا شرم بداريد! گفتند میخواهيم از آن بخوريم تا دلمان آرام گيرد و يقين كنيم كه تو به ما راست گفتهای»، در ذيل همين داستان قرآنی میگويد: «گويی كه گويندهای به نام خدا پاك از صحنه غائب است و پيامبر(ص) خود حاضر و ناظر و گزارشگر و راوی آنهاست».
اسدی نسب گفت: يك جا خدا با عيسی (ع) سخن میگويد و عيسی(ع) جواب میدهد. ايشان چه میخواهد بگويد میخواهد بگويد خود پيامبر(ص) در واقع در خواب اين صحنه را ديده و اين صحنه برايش مجسم شده؟ مكاشفه شده اين صحنه برايش كه حواريون به حضرت عيسی(ع) آمدهاند و اين مطلب را درخواست كردهاند؟ ايشان از اين آيه اين استفاده میكند در حالی كه گوينده غائب نيست، بلكه آيه 112 در ادامه آيه 111 است و در اين آيه شريفه آمده است: « وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّين ...؛ و [ياد كن] هنگامى را كه به حواريون وحى كردم »(مائده/111).