تقسيم علوم مرتبط با دين به علوم دينی محض و علوم مستفيد، راهگشا است و مقصود از طرح اشكالات علوم انسانی اين نيست كه آن را بايد تماما از دين گرفت؛ بايد از نگاه افراطی پرهيز كرد و ضمن پای فشردن بر بهرهگيری ناگزير علوم انسانی از دين، نبايد گفت كه علوم انسانی به علوم محض دينی تبديل شود.
«حجتالاسلام احمد مبلغی، رئيس دانشگاه مذاهب اسلامی»
حجتالاسلام والمسلمين احمد مبلغی، رييس دانشگاه مذاهب اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، در باب فرصتها و آسيبهای دينشناسی علمی، ابتدا به گونهشناسی علوم از حيث نسبت داشتن با دين پرداخت و گفت: میتوان علوم را از حيث نسبت داشتن با دين و نوع اين نسبت به پنج دسته تقسيم كرد: دسته اول علم دينی تمام عيار، دسته دوم علم مستفيد از دين، دسته سوم علم بشری تمامعيار (هر چند مقيد به دين)، دسته چهارم علم متمركز بر دين به عنوان موضوع و دسته پايانی علم متمركز بر علم دينی به عنوان موضوع.
علم دينی تمام عيار و معيار آن
رييس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با اشاره به علم دينی تمام عيار و بيان اينكه مثال چنين علمی فقه است، گفت: معيار برای چنين علمی، اين است كه منابع آن علم را تنها، يعنی تماماً و انحصاراً، دين تشكيل بدهد.
مبلغی افزود: البته بايد توجه داشت كه اين «دينيت به صورت محض و انحصاری» در حوزه منابع علم اتفاق میافتد و ربطی به دو شأن «روش علم» و «فعاليت علمی در علم» ندارد؛ به اين خاطر كه روش در علم دينی، روشن است و لزومی ندارد همه عناصر آن، دينی باشد؛ بلكه ممكن است پارهای از اين عناصر روشی از خود دين مأخوذ باشد و پارهای هم از عقل يا عقلا. به تعبير ديگر عالمان در علم دينی با روشی مشخص به سراغ دين میروند و روش توليد گزاره براساس منابع را تعريف می كنند. در اين روش مشخص ممكن است برخی از عناصر آن را از خود دين برگيرند و برخی ديگر را از عقلا يا عقل. فی المثل در روش فقهی از قواعد مفاهمه عرفی و عقلايی استفاده میشود كه بسياری از آنها اگر بنا باشد از شرع باشند يا لازم باشد كه به امضاء شرع برسند، دور لازم میآيد.
وی در خصوص فعاليت علمی در علم دينی نيز گفت: فعاليت دانشی حتی در علوم دينی نيز از سوی بشر انجام میگيرد؛ زيرا معنا ندارد كه بگوييم خداوند يا معصوم فعاليت دانشی كردهاند و فقيه شدهاند. بنابراين علم دينی تمام عيار علمی است كه منابع آن را صرفاً منابع دينی ـ كتاب و سنت ـ يا منابع دست دوم كه نهايتاً راه به منابع دست اول میبرند، تشكيل میدهد.
احمد مبلغی:
اگر ما بپذيريم كه استفاده از دين در بسياری از شاخههای علوم انسانی امری گريزناپذير و قطعی است، آن گاه بايد در يك مطالعه بيرون از اين علوم انسانی، به سهم و ميزان نقش منابع دينی در اين علوم و يا نقش دين در تكوين مبانی آنها بپردازيم
علم مستفيد از دين
حجتالاسلام مبلغی در مورد قسم دوم يعنی علم مستفيد از دين بيان كرد: معيار شكلدهنده به اين دسته، وجود يكی از دو حالت «استفاده توأمان علم در منبع و مبنا از دين» و «استفاده تنها از مبنای دينی» است.
رييس دانشگاه مذاهب اسلامی گفت: استفاده اين دسته از منابع دينی به صورت موجبه جزئيه است؛ به اين معنا كه منابع اين دسته صرفاً دينی نيستند، بلكه پارهای از منابع آن، دينی (يعنی منابعی كه وحی را ارائه می كنند) و پارهای از آنها از غير وحی است؛ فی المثل دانش اصول فقه دانشی مستفيد از دين است.
وی در توضيح اين مدعی اظهار كرد: ما نمیتوانيم اصول فقه را يك دانش دينی به معنای محض مثل فقه بگيريم؛ چرا كه علاوه بر كتاب و سنت از منابع ديگری نيز بهره میگيرد؛ برای مثال، بنا بر يك نگاه، سيره عقلا يا به تعبير ديگر سيرهها و ارتكازات عقلائی نيز از منابع اين علم است. بايد به اين نكته توجه داشت كه بهرهگيری از ارتكازات و سيرهها در اين علم، غير از بهرهگيری از آنها در فقه است. در فقه ارتكازات و سيرههای عقلائی به عنوان دليل به كار گرفته میشوند و مادام كه شارع آن ارتكازات و سيرههای عقلائی را امضاء نكرده باشد، دليلیّت و اعتبار و حجيتی ندارند، اما در اصول كه متولی ارائه قواعد استنباط است، چنين نيست؛ زيرا عقلا يا دست كم، پارهای از قواعد عقلايی، در جايگاه منابع اصول نشستهاند و اگر غير از اين بينديشيم، دور لازم میآيد كه در جای خود قابل ارائه و اثبات است.
علوم انسانی در زمره علوم مستفيد از دين قرار میگیرند
حجتالاسلام مبلغی در مورد وابستگی علم مستفيد از دين در مبنا و زيرساختها به دين، آموزههای دينی و رويكردها و پيشفرضهای برگرفته شده از دين، عنوان كرد: به نظر میرسد كه بسياری از علوم انسانی در زمره علوم مستفيد از دين بايد جای گيرند. بر اين اساس ما نمیتوانيم علوم انسانی را در عداد فقه كه يك علم محضاً دينی است، به حساب بياوريم. علم محضاً دينی علمی است كه همه منابع آن از دين است و اگر عقل و اجماع نيز كه در زمره منابع فقه شمرده شده، نه به شكل مستقل بلكه با توجه به جنبه كاشفيت آنها از منابع دست اول دينی مطرح شدهاند؛ اما نقش اين مقولات در علوم انسانی و علم اصول كه نه علم محضاً دينی، بلكه در زمره علوم مستفيد از دين قرار میگيرند، نقش كاشفيت از منابع دينی نيست.
رييس مركز تحقيقات اسلامی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: بعضی از منابع علوم انسانی را ممكن است دين تشكيل دهد، اما پارهای از منابع اين علوم را بشر و تجارب بشری تشكيل میدهد. در اين چارچوب ما میتوانيم با توجه به استفادهای كه اين علوم در بخش مبانی و احياناً از منابع دينی میكنند، آنها را جزء علوم مستفيد از دين به حساب بياوريم.
احمد مبلغی:
بعضی از منابع علوم انسانی را ممكن است دين تشكيل دهد اما پارهای از منابع اين علوم را بشر و تجارب بشری تشكيل میدهد. در اين چارچوب ما میتوانيم با توجه به استفادهای كه اين علوم در بخش مبانی و احياناً از منابع دينی میكنند آنها را جزء علوم مستفيد از دين به حساب بياوريم
وی اين را البته به معنای رها و آزاد بودن اين علوم در قبال بهرهگيری از دين ندانست و گفت: اين مطلب مشخص میكند كه بهرهگيری بايستی براساس آن علم و طبعاً فلسفه علمی كه اين محدوده و حوزه استفاده از دين را مشخص میكند، پيشاپيش روشن شود و تعيين شود كه در چه مواردی بايد به سراغ چه بخشی از دين رفت؛ آيا در بخش جهانبينی يا در بخش منابع يا در چه قسمتهائی و در چه حوزههائی اين علوم از منابع بشری بهره میگيرند.
مبلغی اضافه كرد: اين نكته نيز گفتنی است كه وقتی ما در علوم دينی محض مانند فقه، مقوله رسيدن به روش و مقوله شناخت تفصيلی روش و مقوله توليد گزاره را امری بشری به حساب میآوريم، و دينی بودن آن را فقط از جهت سرچشمه گرفتن آن از منابع وحی لحاظ میكنيم، در علوم مستفيد از دين همان مقولهها يعنی مقوله تعيين روش ـ حداقل در ارتباط با بخشهائی از آن، شناخت روش و دست زدن به فعاليت دانشی، بشری هستند؛ يعنی خدای عالم مطلق دست به نظريهپردازی نمیزند.
اين استاد حوزه و دانشگاه تفكيك ميان دو دسته از علوم مرتبط با دين يعنی تقسيم آنها به علوم دينی محض و علوم مستفيد از دين را تقسيمی راهگشا دانست و بيان كرد: اگر ما بپذيريم كه استفاده از دين در بسياری از شاخههای علوم انسانی امری گريزناپذير و قطعی است، آن گاه بايد در يك مطالعه بيرون از اين علوم انسانی، به سهم و ميزان نقش منابع دينی در اين علوم و يا نقش دين در تكوين مبانی آنها بپردازيم.
وی پارهای از انتقادات به علوم انسانی را برخاسته از اين دانست كه شايد در اين علوم استفاده معقولی از منابع دينی انجام نگرفته است و در اين باره خاطرنشان كرد: نبايد اين گونه تلقی كرد كه وقتی گفته میشود كه علوم انسانی دارای اشكالاتی است، مقصود اين است كه اين علوم را بايد يكدست و يكسره و تماماً از دين گرفت. ما حتی علم اصول را نيز كه علمی است كه در لبالب علم دينی شدن قرار گرفته است، هنوز تماماً از دين نمیگيريم و دينی محض نمیدانيم، پس در اين شرايط چگونه انتظار میرود كه مباحث خود را در مسائل علوم انسانی تماماً از دين بگيريم. اين نگاه اشتباهی است. بايد از نگاه افراطی و تفريطی پرهيز كرد و هر چند بر بهرهگيری ناگزير علوم انسانی از دين بايد پای فشرد، اما نبايد گفت كه اين علوم به علومی محضاً دينی تبديل شوند.
حجتالاسلام مبلغی افزود: علاوه بر اين بايد توجه داشت كه نوع بهرهگيری از دين در شاخههای مختلف علوم انسانی متفاوت است و همه اين علوم را نبايد با يك نگاه كلی ديد و با يك شعار همه را يكسان و همسان تلقی كرد. بلكه در چارچوب فلسفه علم بايد فلسفه علوم دينی و علوم بهرهگيرنده از دين مشخص شود