ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 10 تير 1392     |     کد : 55911

جايگاه دين نزد حوزه‌های معرفتی غرب/ منفعت؛ معيار حقانيت دين در امريكا

در باب دين در اروپای متصل يك رويكرد وجود دارد و اروپای منفصل و امريكا نيز هر كدام صاحب نگاهی متفاوت هستند؛ گرايش اروپای متصل در اين مسئله به نقد دين است؛ در انگليس به عنوان امری پذيرفته شده در ساختار اجتماعی به دين نظر می‌شود و در آمريكا تنها معيار حقانيت دين منفعت داشتن است.

در باب دين در اروپای متصل يك رويكرد وجود دارد و اروپای منفصل و امريكا نيز هر كدام صاحب نگاهی متفاوت هستند؛ گرايش اروپای متصل در اين مسئله به نقد دين است؛ در انگليس به عنوان امری پذيرفته شده در ساختار اجتماعی به دين نظر می‌شود و در آمريكا تنها معيار حقانيت دين منفعت داشتن است.



ابراهيم فياض، دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه و عضو هيئت علمی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، در باب جايگاه مطالعاتی كه با عنوان دين‌شناسی علمی انجام می‌شود، برای تعيين جايگاه اين مطالعات، تفكيك حوزه‌های معرفتی مطرح در جهان در باب جايگاه دين را ضروری دانست و با اشاره به اين‌كه در كشور ما تفكيكی گويا ميان اين حوزه‌های معرفتی صورت نمی‌گيرد، بيان كرد: در اين مسئله در اروپای متصل كه آلمان و فرانسه محور اصلی آن هستند، يك رويكرد وجود دارد و اروپای منفصل و آمريكا نيز هر كدام صاحب نگاهی متفاوت هستند.



اروپای متصل و نقد فلسفی دين



فياض با اشاره به اين‌كه در اروپای متصل به تبع تأثير از كانت، بيشتر بر تقابل سوژه و ابژه تكيه و تأكيد شده و نوعی نقد فلسفی دين گسترش يافته است، عنوان كرد: نمونه‌های اين نقد فلسفی را در آراء فوئرباخ و ماركس تا بررسی‌های دين توسط افرادی مانند ماكس وبر می‌توان ديد. متأثر از اين مباحث، علم هم به تبع فلسفه به نقد دين گرايش پيدا می‌كند و برای مثال مردم‌شناسان اوليه غالباً با رويكردهای روانشناختی به نقد دين می‌پردازند و نسل اول اين نظريات دين‌شناختی را كه مدعی‌اند دين حاصل ترس انسان‌های اوليه يا توتم‌پرستی بوده است، مطرح می‌كنند. بنابراين در اروپای متصل نگاه انتقادی به دين از منظر فلسفه، به علم و از جمله علوم انسانی نيز سرايت پيدا می‌كند.



نتيجه نگاه آمريكايی به دين آن است كه دين به دليل اين كه به انسان آرامش می‌دهد حقيقت دارد. در اين جا عقل حقيقت‌گرای فلسفی و حكمی يا عقل خودبنياد اروپايی جايگاهی ندارد و تنها معيار حقيقت داشتن منفعت داشتن است



دين در انگليس؛ امری پذيرفته‌شده در ساختار اجتماعی



وی در مورد رويكرد اروپای منفصل در مورد دين، انگستان را حد ميانه اروپای متصل و آمريكا خواند و گفت: در انگليس مواجهه با دين تا حدی محافظه‌كارانه‌تر و غيرانتقادی‌تر صورت می‌گيرد؛ بدين نحو كه در قالب ساختارگرايی و كاركردگرايی غالب در مردم‌شناسی اجتماعی انگليس، دين نه به عنوان يك امر برساختی و لازم به نقادی، بلكه به عنوان يك ساختار اجتماعی ترسيم و پذيرفته می‌شود. در اين جا آن چنان كه در آمريكا مطرح است، بر بحث فايده تأكيد نمی‌شود اما دين به عنوان امری مؤثر در ساختار اجتماعی مورد توجه قرار می‌گيرد.



فياض با اشاره به قدرت كليسای كاتوليك و كاتوليسيسم در اروپای متصل و كشورهای محوری اين حوزه، گرايش به نقد دين توسط انديشمندان اين حوزه معرفتی را ناشی از مواجه بودن با كاتوليسيسم به عنوان ساختاری دينی دانست و در مقابل درباره عامل شكل‌گيری نوع نگاه به دين در اروپای منفصل گفت: تأسيس كليسای ملی در انگليس به نوعی دين را در ذيل مليت و ملی‌گرايی قرار داد و باعث توسعه نگاه كاركردی به دين در قالب رويكرد ساختارگرايانه شد كه اين نيز به نوبه خود باعث می‌شد كه كمتر به نقد دين بپردازند.



نگاه به دين در آمريكا؛ تركيبی از معنويت‌گرايی پروتستانی و كاركردگرایی پراگماتيستی



اين عضو هيئت علمی دانشگاه تهران تفاوت رويكرد آمريكايی و انگليسی به دين را در ميزان تأكيد بر كاربرد آن در جامعه عنوان كرد و گفت: در آمريكا مسئله كليسای ملی به عنوان يك ساختار در ساختار كلی جامعه مطرح نيست، بلكه آن چه مورد توجه است، اين است كه دين در جامعه كاربرد دارد و منافعی بر آن مترتب است، بنابراين بايد وجود داشته باشد. در اين نگاه اهميتی ندارد كه دين دارای حقيقتی هست يا نه و اين نگاه در آمريكا به شكلی افراطی‌تر از انگليس نهادينه شده است.



روشی كه غالباً در آمريكا، از جمله در باب دين به كار رفته نوعی منفعت‌گرايی و پراگماتيسم است كه به نحو پديدارشناختی به كار گرفته شده و به مطالعات تجربی نزديك شده است. در اين رويكرد دين با نگاهی كلان و در كل تاريخ مورد توجه نبوده، بلكه با نگاه خُرد و با روشی تجربی مورد پژوهش قرار گرفته است



فياض ادامه داد: جز ناحيه شمال شرقی آمريكا، در ساير نقاط اين كشور، وجود بيابان‌ها و دشت‌ها و فاصله زياد ميان مناطق شهری باعث غلبه نوعی روحيه روستايی مسلكی در آمريكا شده كه به خاطر نبود مدنيت فلسفی اروپايی، زمينه رشد نوعی دين معنوی كليسايی در آمريكا قرار گرفته است كه بيشتر از اين كه سازمان يافته و كاتوليسيستی باشد، پروتستانی است.



تقويت نگاه كاركردی به دين در آمريكا؛ نتيجه غلبه عقل پراكسيسی



اين عضو گروه انسان‌شناسی دانشگاه تهران نگاه به دين در آمريكا را تركيبی از پروتستانتيسم و معنويت‌گرايی پروتستانی و وجود نگاه كاركردی‌ای كه در قالب فلسفه پراگماتيستی آمريكايی تقويت شده دانست و بيان كرد: نتيجه اين نگاه آن است كه دين به دليل اين‌كه به انسان آرامش می‌دهد، حقيقت دارد. در اين جا عقل حقيقت‌گرای فلسفی و حكمی يا عقل خودبنياد اروپايی جايگاهی ندارد و تنها معيار حقيقت داشتن، منفعت داشتن است.



وی افزود: بر اين اساس غلبه عقل پراكسيسی و عمل‌گرا در آمريكا می‌گويد كه دين با فايده آن مهم است. افرادی مانند جان ديويی و ويليام جيمز كه اين مباحث بيشتر از هركسی به او تعلق دارد، كسانی هستند كه اين نگاه را در آمريكا نهادينه كرده‌اند.



دین‌شناسی تجربی؛ محصول رویکرد آمریکایی به دین



فياض با اشاره به تأثير عميق رگه‌هايی از فرهنگ و نگاه آلمانی در آمريكا، اين كشور را به نوعی يك انگليس با فرهنگی آلمانی خواند و گفت: روشی كه غالباً در آمريكا، از جمله در باب دين به كار رفته نوعی منفعت‌گرايی و پراگماتيسم است كه به نحو پديدارشناختی به كار گرفته شده و به مطالعات تجربی نزديك شده است. در اين رويكرد دين با نگاهی كلان و در كل تاريخ مورد توجه نبوده، بلكه با نگاه خُرد و با روشی تجربی مورد پژوهش قرار گرفته است.



در قالب ساختارگرايی و كاركردگرايی غالب در مردم‌شناسی اجتماعی انگليس، دين نه به عنوان يك امر برساختی و لازم به نقادی، بلكه به عنوان يك ساختار اجتماعی ترسيم و پذيرفته می‌شود. در اين جا آن چنان كه در آمريكا مطرح است، بر بحث فايده تأكيد نمی‌شود اما دين به عنوان امری مؤثر در ساختار اجتماعی مورد توجه قرار می‌گيرد



وی ادامه داد: در واقع قرار داشتن در كنار سرخپوستان و سياه‌پوستان، مطالعات دين‌شناختی در آمريكا را به سمت مطالعات جزئی‌تر در حوزه‌های جغرافيايی خاص و بررسی رفتارهای دينی سوق داده است. اين رويكرد باعث به وجود آمدن نوعی دين‌شناسی تجربی در جهان امروز شده كه از نقد فلسفی دين كه در اروپا به وجود آمده است دور شده و بيشتر به روش تجربی بها می‌دهد.



مذهب مدنی آمریکایی نتیجه مطالعات تجربی در باب دین



اين دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه با اشاره به اين كه بر همين اساس روانشناسی دين و جامعه‌شناسی دين در آمريكا به دنبال استخراج منفعت‌های دين و بسط آن هستند، اظهار كرد: آمريكايی‌ها در اين راه به يك مقوله بسيار مهم به نام مذهب مدنی رسيده‌اند؛ مذهبی كه مستقيم در سياست دخالت نمی‌كند، اما دخالت غيرمستقيم دارد. چنين رويكردی كه در واقع يك رويكرد سكولار و نه لائيك به مذهب است، جز در دوره حاكميت نئوكان‌ها (جناح نومحافظه‌كار حزب جمهوری‌خواه) و اونجليست‌ها، به خصوص در دوره فعلی، در آمريكا محور بوده است.



فياض در توضيح تفاوت سكولاريسم و لائيسيسم گفت: لائيسيسم به معنای نفی و انكار دين است، در حالی كه سكولاريسم به معنای اين است كه دين بر سياست حاكم نمی‌شود، بلكه اين دو به شكل تضاربی عمل می‌كنند؛ افراد شاخص اين رويكرد در جامعه‌شناسی، وبر و زيمل هستند كه به آمريكا رفتند و تفكر آنها در آمريكا گسترش يافت. بر همين اساس در ساختار فعلی آمريكا و در قانون اين كشور هر چند دين حاكم نيست، اما به دليل اين كه مفيد تشخيص داده شده، مورد حمايت است و اين امر محدود به مسيحيت نيست؛ در حالی كه در اروپا اين‌گونه نيست.



وی اضافه كرد: در آمريكا تمام ساختارهای علمی، چه در جامعه‌شناسی، مانند كارهای پارسونز، و چه در روانشناسی مانند كارهای ويليام جيمز و جان ديويی و ... همه بر منفعت داشتن دين تأكيد می‌كنند. بنابراين در اين جا برای مثال در حوزه روانشناسی، نگاه انتقادی فرويد به دين حاكم نيست، بلكه آن چه مشغله ذهنی صاحب‌نظران و پژوهشگران است روش به كار بردن دين در جامعه است.


نوشته شده در   دوشنبه 10 تير 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode