ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : دوشنبه 20 خرداد 1392     |     کد : 54991

گونه شناسي مشاركت سیاسی و اجتماعی/ مشارکت هدف است یا ابزار

مشاركت به آن دسته از فعاليت هاي ارادي دلالت دارد كه از طريق آنها اعضاي يك جامعه در امور محله، شهر و روستا شركت كرده و به صورت مستقيم يا غير مستقيم در شكل دادن به حيات اجتماعي مشاركت دارند.

مشاركت به آن دسته از فعاليت هاي ارادي دلالت دارد كه از طريق آنها اعضاي يك جامعه در امور محله، شهر و روستا شركت كرده و به صورت مستقيم يا غير مستقيم در شكل دادن به حيات اجتماعي مشاركت دارند.به گزارش خبرگزاری مهر، برخي از صاحبنظران در تعريف و تبيين فضاي مفهومي مشاركت به ويژگي هاي اساسي اين مفهوم تاكيد نموده اند. از جمله "رابرت اكسلرد" بر ويژگي داوطلبانه، اجتماعي و غير انتفاعي بودن اين فرآيند تاكيد دارند كه بر مبناي اين ويژگي ها مشاركت اجتماعي در شكل نهادي اش از نهادهايي چون مجتمع دولتي، نهاد خانواده و موسسات انتفاعي مجزا مي شود. مهمترين ويژگي فعاليت هاي مشاركتي داوطلبانه و ارادي بودن آنهاست.



در مجموع مشاركت اجتماعي به آن دسته از فعاليت هاي ارادي دلالت دارد كه از طريق آنها اعضاي يك جامعه در امور محله، شهر و روستا شركت كرده و به صورت مستقيم يا غير مستقيم در شكل دادن به حيات اجتماعي مشاركت دارند و انجمنهاي داوطلبانه مهمترين عرصه شكل گيري و سازماندهي فعاليت هاي مشاركتي در جامعه محسوب مي گردند. با اين نگاه مشاركت اجتماعي ارتباط تنگاتنگي با جامعه مدني دارد.



مشاركت به عنوان يك نظام كاركردي در سطوح كلان، مياني و خرد با كاركردهاي افزايش ثبات اجتماعي، تقويت روحيه همبستگي و كاهش تعارضات گروهي از بين بردن فرهنگ حاشيه نشيني و شكوفايي استعدادها و بروز خلاقیت، بسط ارزش هاي دموكراتيك، سهيم شدن در منابع قدرت و تقويت روحيه مسئوليت پذيري همراه است.



هدف يا ابزار بودن مشاركت



در عمل هيچگاه براي مشاركت به عنوان هدف بودن ارزش قائل نشده اند، مگر اينكه آن شايستگي ابزاري را به عنوان يك وسيله نمايان سازد. با اين وجود اين مهم است كه جايگاه مسلطي را به كيفيت غايت گرايانه يا ابزاري مشاركت بدهيم كه بر اين مبنا معيارهاي اندازه گيري و ارزيابي مختلفي مطرح مي شوند. در حالي كه ابزارگرايانه مشاركت را بر حسب مطلوبيت كه موجب بهتر شدن تصميم ها و كنش ها مي شود مورد قضاوت قرار مي دهند. غايت گرايان براي كارآيي مشاركت اهميت ثانويه قائل هستند و مشاركت براي آنها نوعي غايت و هدف است و آن را نوعي عمل فعال مي دانند.



در مواردي هم مشاركت را به عنوان يك واقعيت دو بعدي كه در بردارنده ابعاد ابزاري و نهادي است در نظر مي گيرند. "سی ری گولت" بر اين نكته تاكيد دارد كه مشاركت را يك واقعيت تركيبي مركب از هدف و وسيله بدانيم. به نظر او مشخصه دوگانه مشاركت به عنوان هدف و ابزار بيشتر مباحث توسعه را به خود اختصاص داده است.



صاحب نظراني نيز مشاركت را ابزاي براي ايجاد محيط هاي دموكراتيك است. به نظر هامفري عمل گرايان عمدتا مشاركت را به عنوان ابزار تلقي مي نمايند تا هدف و در نظر راديكال هاي دموكراتيك مشاركت يك شمشير دولبه مي باشد،كه مي تواند به عنوان ابزاري براي نيل به هدف مورد استفاده قرار گيرد و يا اينكه في نفسه خود هدف باشد.



بعد سازماني مشاركت



"سی ری گولت" براي گونه شناسي مشاركت بر حسب عامل سازماني از سه منبع سازمان دهنده مشاركت ياد مي كند كه عبارت اند از دولتمردان و كارشناسان عالي رتبه كه از بالا مردم را به مشاركت دعوت مي كنند، مردم عادي و غير ماهر كه از پايين مشاركت را شكل مي دهند و عامل بيروني كه در قالب سازمان هاي غير دولتي مردم را دعوت و ترغيب به مشاركت مي نمايند. به نظر تايلور و مكنزي عامل اصلي مشاركت از بالا دولت و كارگزاران دولتي هستند كه مشاركت را در قالب بسيج مطرح مي نمايند. آنها مشاركت را به عنوان روش نيل به اهدافشان مي بينند. توسعه از درون ندرتا بوسيله رويكرد بسيج بوجود مي آيد مگر اينكه ديدگاهها و نيازهاي اجتماعي محلي و اهداف دولت با يكديگر مطابقت و انطباق داشته باشد حتي در اين شرايط هم اگر مردم محلي قدرت تصميم گيري پيدا نكنند، توسعه از درون به معناي واقعي خود اتقاق نخواهد افتاد. اگرچه چنين مشاركتي به آسان ترويج و بسط پيدا مي كند ولي براي تبديل به مشاركت اصيل با مشكلات عديده اي مواجه مي باشد. مشاركت اصيل به اين معنا مي باشد كه قدرت تصميم گيري در اختیار مردم غير نخبه قرار گيرد و آنها از هر نوع كنترل ووابستگي آزاد كند مشاركت از پايين به بالا كليد توسعه درون زا است.



مشاركت ممكن است در قالب تمركز زدايي از ماشين حكومتي يا سازمانهاي دولتي تعبير مي شود كه در طي آن منابع تصميم گيري به سازمانهايي در سطوح پايين تر چون مقامات محلي، كميته هاي محلي و يا شوراهاي روستايي انتقال پيدا مي كنند. اگر چه اين فرآيند امكان تصميم گيري محلي را براي انتخاب، طراحي و اجراي فعاليت هاي توسعه اي فراهم مي كند ولي به معناي مشاركت واقعي از طرف توده هاي روستايي يا شهري نيست.در صورتي كه مشاركت واقعي به معناي تقويت قدرت توده هاي محروم است كه مشاركت در اين معنا نيازمند ايجاد سازمانهايي از فقرا است كه دموكراتيك، مستقل و خود اتكا باشند كه يكي از وجوه قدرت شريك شدن در منابع براي نيل به توان جمعي و مساوات در قدرت است و جنبه ديگر آن تقويت مهارت هاي فني و تحليلي، قابليت برنامه ريزي و مديريت مي باشد. از اين منظر مشاركت ارتباطي نزديكي با توسعه، در قالب ارتقا قابليتها و توانايي هاي انساني پيدا مي كند.



آسان و پيچيده بودن مشاركت



مشاركت را بر اساس آسان"ساده" و مشكل "پيچيده" بودن نيز مي توان طبقه بندي نمود. مشاركت آسان زماني وجود دارد كه از طريق قدرت حاكم و در سطح كلان مورد تشويق و ترغيب قرار گيرد، حكومت هاي قوي به آساني توده هاي عظيمي را براي حمايت از سياست ها يا رهبرانشان بسيچ مي نمايند. عناصر زور، تهديد و ارعاب در اينجا به صراحت ايفاي نقش مي نمايند.اگر چه اين نوع عمل به اصطلاح مشاركتي خيلي آسان صورت مي گيرد اما ارتقا آن به يك مشاركت اصيل بسيار مشكل است. مشاركت اصيل به معناي اعطاي قدرت تصميم گيري به مردم غير نخبه و آزاد نمودن آنها از تحت كنترل بودن و به همكاري پذيرفتن آنها است.



مشاركت آسان فعاليتي شبه مشاركتي است. غير ممكن است كه از آن بسيج به سطح سازماني كه متضمن توانمند سازي و بيداري مردم است ارتقا يابد. نوع پيچيده مشاركت كه تحقق و حمايت از آن براي توسعه واقعي ضروري است، مشاركتي است كه از پايين شروع مي شود و به سطح تصميم گيري ارتقا پيدا مي كند در واقع نوعي حركت از سطح خرد به سطح كلان است كه تحقق آن با مشكلات عديده اي همراه است.




نوشته شده در   دوشنبه 20 خرداد 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode