متاسفانه به بهانه ابهام سند و وجود اسرائيليات در بين روايات، به خصوص در تفسير به روايات بیمهری شده است، اما كتاب «التفسير الاثری الجامع» به قلم آيتالله معرفت مملو از احاديثی متعلق به اهل سنت است و در لابهلای اينها روايات شيعی را هم ببيند كه مذاهب غيرشيعی را با معارف شيعه آشنا میكند.
حجتالاسلام و المسلمين سيدمحمدحسن آيت، استاد حوزه علميه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بيان مطالبی در خصوص برخورد با احاديث با محوريت «التفسير الاثری الجامع» پرداخت و اظهار كرد: در طول تاريخ نسبت به روايات بیمهری زيادی شده است و به بهانه اينكه اين روايات معلوم نيست كه سندش صحيح است يا غيرصحيح و در بين روايات اسرائيليات زياد است، متاسفانه در تمام حوزههای علوم اسلامی به روايات بیمهری شده است؛ از جمله در تفسير قرآن اگر در افواه عمومی جامعه هم بررسی كنيد، میبينيد كه غالبا سخن مردم اين است كه نمیشود به روايات استناد كرد و اصل را بر عدم صحت روايات میگذارند.
آيت افزود: در مورد اين مسئله دو ديدگاه وجود دارد؛ يك وقت شما میگوييد اين روايت صحيح است «الا ما خرج بالدليل؛ مگر اينكه دليل بر رد داشته باشيم»، اما گاهی میگوييد روايت صحيح نيست «الا ما خرج بالدليل؛ الا اينكه روايت صحيح باشد». متاسفانه غالبا با ديدگاه دوم برخورد میكنيم؛ يعنی میگويند روايات صحيح ،نيست مگر اينكه ما دليلی بر صحت آن داشته باشيم. حتی سند را هم بيشتر توجه میكنند و در اين وسط به رواياتی هم كه سند دارد و معتبر هست نيز شك میكنند و البته به نظر میرسد كه اين فريبی از طرف شيطان و بخشی از وسوسههای شياطين است كه نمیخواهند آثار اهلبيت(ع) در بين مردم باشد.
اين استاد حوزه علميه با ذكر مثالی اضافه كرد: به عنوان نمونه بايد بگوييم كه برويد تحقيق كنيد كه اعتبار كتاب شريف «بحارالانوار» چقدر است. همانطور كه گفته شد ما فقط در تفسير روايی اين مشكل را نداريم. در بسياری از جاهای ديگر اين مشكل را داريم كه مردم با كتب روايی خوب برخورد نمیكنند، حتی در سطح افراد تحصيل كرده میبينيد كه اكثر مردم پيامشان اين است كه ما شنيدهايم كه علامه مجلسی كتاب «بحارالانوار» را جمعآوری كرده است و حديث صحيح و غيرصحيح همه را جمع كرده است و ايشان فرموده است كه علمای بعد از من انشاءالله میآيند و اين احاديث را مرتب و منقح میكنند و او ميخواسته است روايات از هم نپاشد. بعضی نيز تعابيری از علامه مجلسی نقل میكنند مثل اينكه من مثل ماهيگيری بودم كه تور بر دريا انداختم و همهچيزی در تور من آمد و ... خلاصه تعابير مختلف است.
آيت افزود: ببينيد كسی كه ادعا میكند من به خاطر اينكه روايات «بحارالانوار» سندش ضعيف است و «علامه مجلسی» اين حرف را زده است، پس خيلی به كتب روايی و روايات اعتماد نمیكنم و بيشتر دنبال دليل عقلی هستم، از ايشان سوال میكنيم شما كه آن قدر سند برايتان معتبر است، سند همين حرف كجا است؟ در نتيجه شما میبينيد كه گويندگان اين سخن از پاسخ درمیمانند، چون اصلا چنين كلامی از دهان علامه مجلسی خارج نشده است و اتفاقا برعكس اين قضيه، علامه مجلسی در سند كتاب «بحارالانوار» در همان مقدمه كتاب خود مطالبی را درج میكند و بعد مردم را دعوت میكند كه بياييد به سوی اين كتاب «خذوها بايدی الاذعان و اليقين وتمسكوا بها واثقين و لاتكونوا من الذين يقولون بافواههم مالايكون فی قلوبهم؛ بگيريد اين كتاب را با دست يقين و تمسك بجوييد به اين كتب با اطمينان و از كسانی نباشيد كه حرفی میزنند كه در دلشان نيست».
وی با اشاره به كنايههای علامهمجلسی به مخالفين، اظهار كرد: علامه ضمن بيان اين قبيل كنايهها، دوباره میگويد: «و يا بشری لكم ثم بشری لكم اخوانی بكتاب جامعه المقاصد طريفه الفوائد لم تاتی الدهور مثلها حسنا و بهائا؛ برادرانم بشارت باد برشما! من كتابی را به شما معرفی میكنم كه روزگار مثل اين كتاب را در حسن و ارزش به خود نديده است». علامه مجلسی اسم اين كتاب را «بحارالانوار الجامعه الدرر اخبار ائمه الاطهار» میگذارد و میگويد من دُرها را جمع كردم. كجا میشود چنين تناقضی در كلام علامه مجلسی به وجود بيايد كه نام كتاب را بگذارد «دُرّهای اخبار» و سپس بگويد من هرچه بوده است، جمع كردهام.
وی ادامه داد: متاسفانه مقدمه بحارالانوار را هيچكس نديده است، ولی از آن سو اين نظر شايع است كه علامه مجلسی همه احاديث را جمع كرده است و معلوم نيست صحت اين روايات چيست. وقتی متوجه بیمهری و عدم توجه خيلی از افراد را به روايات میشويم، ارزش «التفسير الاثری الجامع» تاليف آيتالله معرفت بر ما معلوم میشود. من يك بار از ايشان سوال كردم كه شما روايات را كه جمع كرديد، سند را چكار كرديد؟ ايشان يك نگاهی به من كردند و فرمودند اگر بخواهم اين كار را انجام بدهم، يعنی برخورد عوامانه با حديث داشته باشم، ديگر چيزی از احاديث باقی نخواهد ماند؛ در اينصورت ما میمانيم و قرآن.
آيت ادامه داد: به قولی كه پيامبر(ص) فرمود: «انی تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتی؛ من دو ثقل درميان شما میگذارم؛ كتاب خدا و عترتم. اين عبارت يعنی چه؟ ثقل اول كه قرآن است، اهلبيت كجا است؟ نمیگويم تمام روايات صحيح است، بيان من اين است كه ما به اين راحتی دست از روايات بر نداريم و اتفاقا بيان خود آيتالله معرفت هم همين بود كه آنهايی كه در حوزه علميه و در علم و معارف الهی استخوانی خورد كردهاند، به اين راحتی دست از روايات بر نمیدارند.
وی افزود: مطلب دوم اين است كه آيتالله معرفت هم نظرشان بر اين بود كه اين تفسير تفسيری باشد كه همانطوری كه «التفسير الاثری الجامع» است و عنوان ندارد كه مثلا از پيامبر(ص) است يا اهلبيت(ع)، اتفاقا اين بيان خود آيتالله معرفت بود كه من رواياتی را كه اهل سنت و بعضيا روايات خاصه شيعه را لابه لای روايات اهل سنت آوردهام، به خاطر اينكه روايات اين كتاب تفسير برای شيعه و سنی باشد؛ اين ديدگاه خيلی ديدگاه جمعی و بلندی است كه من يك كتاب برای يك قشر خاص ننويسم، بلكه كتابی بنويسم كه اهل سنت هم از آن بهره ببرند.
آيت همچنين اظهار كرد: اين رويكرد آيتالله معرفت باعث شده است كه وقتی عالمی سنی دست به اين كتاب میبرد، نگويد ايشان از علمای متعصب شيعی بوده است و كتابی نوشته است كه فقط میخواسته است كه برای شيعه نافع باشد و حتی گاهی بعضی موارد مستقيما و مستحكم عقايد و مبانی اهل سنت را كوبيده است. ايشان می گفت من كتاب را طوری نوشتم كه حتی در بعضی از مواضع رواياتی كه در منابع خود اهل سنت هست، اينها را هم بياورم و در كنار آن روايات شيعه را هم بياورم كه به بهانه اينكه يك محقق سنی میخواهد رواياتی را كه متعلق به كتابهای خودشان است، در اين كتاب ببيند.
وی افزود: چون اين كتاب مملو از احاديثی است كه متعلق خود اهل سنت است، وقتی كه اهل سنت اين را میبيند و در لابهلای روايات متعلق به مذهب خود، روايات شيعی را هم ببيند، اثر اين كار اين است كه اگر شخص استاد باشد و دقت فكری داشته باشد، وقتیكه چشمش با روايات شيعه آشنا میشود، در صورتی كه چه بسا ممكن است به خاطر تعصب حاضر نباشد كتب شيعی را بخواند، اما به واسطه اين كتاب كه روايات خود اهل سنت هم در آن وجود دارد، حاضر به خواندن آن میشود. لذا اين روايات به دستش میرسد و آرام آرام در فكر او اثر میگذارد و میگويد اگر آن روايت نقل شده است، اين روايت هم نقل شده است و وقتی میخواهد برآيند جمع روايات شيعه و سنی را نتيجه بگيرد، در بسياری از موارد نتيجهای جز اينكه نظر شيعه را تاييد كند، راهی نخواهد داشت.