اگر به عالم غيب اعتقاد داشته و معارف و احكامی را باور داشته باشيم كه در قالب دين از سوی خدا برای ما فرستاده شده و خداوند در مورد آنها به پيامبر(ص) فرموده است: «عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ»(نساء/113)، ديگر نمیتوانيم دينشناسی را به تجربه بشری محدود كنيم.
محمد محمدرضايی، عضو هيئت علمی و استاد پرديس قم دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به پرسشهايی درباره دينشناسی و دينپژوهی علمی و نسبت نتايج به دست آمده از پژوهشهای دينشناسانه با آموزههای دينی و ماهيت دين و همچنين فرصتها و تهديدهايی كه در پژوهشهايی وجود دارد كه از طريق علوم موجود در باب دين صورت میگيرد، پاسخ گفت.
بخش پيشين اين گفتوگو را در اين جا بخوانيد!
محمدرضائی در بخشی از اين گفتوگو عنوان كرد: وقتی كه از نظر علمی آموزههای دين را مورد بررسی قرار میدهيد و میگوئيد كه از نظر علم، اين دستورات ثابت شده است، گاه مقصود بررسی دين با ديدگاهی كاركردگرايانه است و در واقع از اين طريق میخواهيد به مردم بشناسانيد كه اين دين چه اثراتی دارد و نشان دهيد كه علم هم اين اثرات را ثابت كرده است و گاه برای تأييد برخی احكام هستیشناختی و باورهای دينی است كه عموماً از طريق علومی همچون فيزيك، زيستشناسی، نجوم و علومی از اين قبيل سعی در اثبات وجود خدا و برخی مسائل و مباحث مرتبط با آفرينش عالم میشود.
اگر به كار گرفتن روش علمی به اين معنا باشد كه تا حد الامكان آموزههای دين را از راه علم اثبات كنيم عيب ندارد اما نبايد آموزههای دينی را به آن چه كه میتواند در مباحث علمی اثبات شود، محدود كرد و يا اثبات علمی را شرط قبول آنها دانست
اين استاد دانشگاه تهران اظهار كرد: در مطالعات كاركردگرايانه، برای مثال در روانشناسی از تأثير دين و اعتقاد به وجود خدا بر آرامش روانی فردی و اجتماعی سخن به ميان میآيد. در مطالعات حقوقی، علاوه بر ورود دين اسلام به مباحث حقوقی، میتوان در بخش مباحث مبنائی علم حقوق، در باب تأثيرات پيشگيرانه احكام حقوقی اسلام و مواردی از اين دست به بحث پرداخت. در علوم پزشكی میتوان به مطالعه در باب بسياری از احكام و توصيههايی پرداخت كه در شرع و بيان پيشوايان دينی ما آمده و جنبههای بهداشتی و پزشكی دارد و از اين طريق بر حقانيت دين استدلال كرد و به دين رسيد.
آسيبزا بودن انحصار اثبات حقانيت دين به علم
محمدرضايی با بيان اينكه اين روش تا حدی میتواند درست باشد، اظهار كرد: اشكالی بر اين نيست كه ما از راههائی كه عقل بشر هم میتواند در آنها به نتيجه برسد، به نفع احكام و آموزههای دينی استدلالهائی كنيم، اما اين روش آفتی دارد و آن اين است كه بخواهيم اثبات حقانيت دين را به اين روش منحصر كنيم؛ چرا كه خداوند میفرمايد «وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً؛ و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است»(إسراء/85) بنابراين دشوار خواهد بود كه ما همه چيز را براساس تجربه بشری اثبات كنيم.
معرفت بشری ناقص است و تأثير و تأثرات مختلفی در جهان در كار است كه برخی از اين تأثير و تأثرات ممكن است در آينده دور و يا حتی در آخرت آشكار شود و اگر ما بخواهيم همه چيز را در صورت مشاهده كردن با چشمانمان بپذيريم، ممكن است به حقيقت و حقانيت دين دست نيابيم
وی ادامه داد: اگر ما دين را قبول كنيم و به عالم غيب و به تأثير عالم معنويت و متافيزيك بر عالم طبيعت و فيزيك اعتقاد داشته باشيم و اعمال و رفتار خود را دخيل در سرنوشتمان بدانيم، اگر ما اين عالم را يك نظام توحيدی بدانيم كه همه بخشهای آن با هم ارتباط دارند و در آن تمام اشياء احساس دارند و معتقد باشيم كه عمل سوء ما در زندگی ما تأثير گذار میشود و تقوی در زندگی ما و گشايش روزی ما اثر دارد، اگر به همه اين معارف و ديگر معارف و احكامی كه در قالب دين از سوی خدا برای ما فرستاده شده است و خداوند در مورد آنها به پيامبر(ص) گفته است كه «عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ؛ [خدا] آنچه را نمیدانستى به تو آموخت»(نساء/113)، باور داشته باشيم، نمیتوان دينشناسی را به تجربه بشری محدود كرد.
مجازبودن استفاده اقناعی از علم در اثبات آموزههای دینی
استاد پرديس قم دانشگاه تهران افزود: حال اگر بعضی از اين تعاليم را هم برای اقناع بيشتر از طريق علم اثبات كنيم، مفيد خواهد بود؛ چرا كه برخی از انسانها چنيناند كه اگر در تجربه بشری چيزی اثبات شود، يقينشان بيشتر میشود و اساساً اين امكان نيز گشوده است كه با رويكرد علمی و تا جائی كه در توان ما هست، برای اثبات گزارههای دينی از علم و تجربه بشری كمك گرفته شود.
محمدرضائی با تأكيد مجدد بر انحصار اثبات حقانيت دين به اين روش، به عنوان اصلیترين اشكال و آسيب احتمالی در اين روش گفت: اگر به كار گرفتن روش علمی به اين معنا باشد كه تا حد امكان آموزههای دين را از راه علم اثبات كنيم، عيب ندارد، اما نبايد آموزههای دينی را به آنچه كه میتواند در مباحث علمی اثبات شود، محدود كرد يا اثبات علمی را شرط قبول آنها دانست. چيزهای زيادی در دين وجود دارد كه نمیتوانيد آنها را از راه علم اثبات كنيد؛ چون معرفت بشری ناقص است و تأثير و تأثرات مختلفی در جهان در كار است كه برخی از اين تأثير و تأثرات ممكن است در آينده دور و يا حتی در آخرت آشكار شود و اگر ما بخواهيم همه چيز را در صورت مشاهده كردن با چشمانمان بپذيريم، ممكن است به آسيب مذكور گرفتار شويم و به حقيقت و حقانيت دين دست نيابيم.