در مكتب اهل سنت سخن همه صحابه قابل اتباع است و اين در حالی است كه صحيح دانستن بيانات صحابی، ما را دچار تناقض میكند و به همين جهت، در مكتب تشيع سخنان صحابه و تابعين مانند ساير مردم به محك و ارزيابی گذاشته میشود و تنها روايت تفسيری معصومين(ع) مورد وثوق است.
مصطفی عباسی مقدم، عضو هيئت علمی دانشگاه كاشان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بررسی تفاوتهای تفاسير روايی اهل سنت و شيعه پرداخت و گفت: يكی از روشها و مكاتب تفسيری در عالم اسلام، روش تفسير روايی، تفسير نقلی يا تفسير اثری است، اما نكتهای كه قابل بررسی است، بحث تفاوتهای دو مكتب تشيع و تسنن در ارتباط با نحوه تفسير روايی در مبانی آن است و اگر بخواهيم تفاوتها را مشخص كنيم، می توانيم به بحث در چند زمينه بپردازيم كه يكی از آنها، اعتبار و سنديت تفاسير روايی و منابع تفسير روايی است كه در اهل سنت و شيعه وجود دارد.
عباسی مقدم افزود: همانطور كه میدانيم در تفاسير اهل سنت و شيعه مهمترين تفاوت آن است كه در ميان شيعه، تفسير روايی فقط منحصر به فرمايشات پيامبر(ص) و معصومان (ع) است؛ به نظر اين مكتب فقط پيامبر(ص) و ائمه(ع) هستند كه میتوانند منبع روايات تفسيری باشند و در واقع تفسير روايی متشكل از سخنان و بيانات چهارده معصوم(ع) است و شرط مقام عصمت برای اينكه سخن افراد حجت باشد، مطرح است.
وی افزود: از آنجايی كه ما تنها سخن چهارده معصوم(ع) را حجت الهی میدانيم و سخنان ائمه(ع) را در ادامه سخنان پيامبر(ص) میدانيم و باعث نجات انسان و حجت غيرقابل انكار میدانيم، بر اين اساس تفسيرهايی را كه آنها از قرآن ارائه دادهاند، برای ما حجيت پيدا میكند و ما موظفيم كه به آنها عمل كنيم و در مقام يافتن رهنمودهای آنها بايد تلاش كنيم در ذيل روايات موجود، آن رواياتی را كه اعتبار و سنديت بالاتری دارند، بپذيريم و به آنها عمل كنيم تا ان شاءالله به وظيفه شرعی و عقلی خودمان عمل كرده باشيم. از طرف ديگر تفسيرهای روايی اهل سنت در درجه اول متكی به سخنان پيامبر(ص) است و بعد از آن سخنان صحابه و تابعين، چون از نظر آنها سخن صحابه و تابعين حجت است.
عباسی مقدم افزود: در مكتب اهل سنت همه صحابه عادل هستند و سخنانشان قابل اعتنا و اتباع است، در حالی كه ما در مكتب تشيع هرگونه سخن از صحابه و تابعين مطرح شود، مانند ساير مردم به محك و ارزيابی گذاشته میشود و آنها به مثابه يك راوی محسوب میشوند. اگر اين سخن مبنای صحيحی داشته باشد و به صحت و درستی از طرف اين صحابه و تابعين نقل شده باشد، آن وقت آن سخن قابل قبول است ولی اگر سخنشان از جانب خودشان يا از جانب كسانی مانند خودشان باشد و نه از جانب معصومين(ع)، در اين صورت، آن سخن فی نفسه بايد بر اساس آيات قرآن و سخنان پيامبر(ص) ارزيابی شود و به تنهايی قابل قبول نيست. اين يك تفاوت در مبنا و تعريفی است كه شيعه و سنی در مواجهه با روايات تفسيری دارند.
وی ادامه داد: وقتی كه ما قائل به عصمت اهل بيت(ع) در ادامه عصمت پيامبر(ص) هستيم، چون اين عصمت شامل عصمت علمی و عصمت اخلاقی است، يعنی هم در مقام علم و دانششان معصوم هستند و هم در مقام عمل از اشتباه به دور هستند، بنابر اين براساس اين اعتقاد ماسخنی كه از اهل بيت(ع) و چهارده معصوم(ع) در ارتباط باقرآن میشنويم، سخنی مبتنی بر منبع علم و عصمت است و بنابراين بالاترين اعتبار را خواهد داشت.
اين محقق علوم قرآن همچنين اظهار كرد: اگر روايتی از راويی نقل شده باشد كه آن راوی موثق باشد، در برابر چنين اعتباری ديگر جای هيچ ترديدی نيست، اما از طرف ديگر اعتبار روايات تفسيری طبقه صحابه و تابعين است كه با توجه به اينكه صحابه و تابعين در بسياری از موارد سخنان متفاوتی دارند، روايات متفاوت و گاهی متناقض از آنها نقل شده است.
وی افزود: اجتناب از همه روايات و اعتباربخشی به آنها نمیتواند ممكن باشد و ما را دچار مشكلاتی میكند؛ يعنی در عمل ما نمیتوانيم به روايات متناقض يا روايات متضاد كه از لحاظ مبنا با هم متضاد هستند، عمل كنيم. ما حتی در صورت وجود تناقض به روايات يك نفر از صحابه نمیتوانيم عمل كنيم، چه برسد به روايات كل اصحاب.
عباسی مقدم در ادامه افزود: بعضی از صحابه چنان كه قرآن میگويد و چنان كه در روايات آمده و تاريخ هم شهادت میدهد، دچار مشكلات سوء اخلاقی بودهاند و مرتكب گناهانی میشدند يا بعضی از آنها با هم درگير میشدند. ما حداقل از اين بابت میگوييم كه اگر بخواهيم به روايات تفسيری صحابه يا تابعين عمل كنيم و همه را حجت بدانيم، طبعاً در مقام عمل دچار مشكل خواهيم شد؛ يعنی امكان اينكه بهروايات مثلاً نقل شده از طريق سعيدبن جبير يا ابی بن كعب و ابن عباس عمل كنيم و در عين حال بخواهيم روايات نقل شده از ابوهريره از سدی از عطا را بخواهيم عمل بكنيم، دچار تناقضهای متعددی خواهيم شد.
وی ضمن بيان مثالی، خاطرنشان كرد: حتی مثلاً از يكی از بزرگان صحابه يعنی سدی دوم مواردی در تأييد توسل به پيامبر(ص) و توسل به ائمه اطهار(ع) نقل شده يا از بعضی ديگر از مفسرين ديدگاههای متفاوت يا متناقضی از ابو هريره نقل شده است كه چون تعداد رواياتش بسيار زياد است، ديدگاههای متفاوت و متناقض ديده میشود. پس اين نكته را بايد توجه داشت كه عمل به روايت اينها عملاً ناممكن میشود.
اين مدرس دانشگاه ادامه داد: درحالی كه ما معتقديم در ميان روايات تفسيری شيعه و ديدگاههای ائمه(ع) ديدگاههای هماهنگی وجود دارد و تناقض در روايات آنها هرچند متعلق به زمانهای متعدد هستند، بعضی در زمان صحابه بودند و بعضی در زمان تابعين میزيستهاند، اما ديدگاه هماهنگی دارند. اگر هم جايی در نگاه بعضی تفاوتی ديده بشود با بررسی دقيقتر صورت گيرد، هماهنگی ايجاد میشود.
وی افزود: به همين دليل است كه مشكل اعتبار و مشكل ارزيابی در مورد آرای تفسيری اهل سنت وجود دارد ؛ دو ديدگاه در بين علمای اهل سنت درباره ارتباط با ارزيابی روايت تفسيری مطرحشده است؛ يك ديدگاه متعادلی كه میگويد روايات صحابی و تابعين را تماماً حجت میدانند چه اينكه حرف از پيامبر(ص) باشد يا نظر شخصی خودشان يا میخواهد به نقل از كعبالاحبار باشد يا از هر منبع ديگری باشد. چنين سخن تفسيری چون از صحابه و تابعين نقل شده است، آن را حجت میدانند و بهاصطلاح سعی میكنند به آن عمل كنند.
وی ادامه داد: نظر دوم كمی متعادلتراست. اين نظر میگويد مابه اقوالی كه از صحابه و تابعين در تفسير قرآن آمده است، به عنوان روايت مرفوع نگاه میكنيم. حديث مرفوع يعنی اگر اينها در تفسير، نظر خودشان را آورده باشند يا از پيامبر(ص) گفته باشند؛ در اين صورت تفسيرشان مورد قبول است و ما آنها را به عنوان راويت میپذيريم و به آن عمل میكنيم.
عباسی مقدم گفت: اگر از كتابی نقل كنند كه میگوييم سخنشان حجت است يا میخواهند از پيامبر(ص) يا از صحابی نظير اميرالمومنين(ع) يا ابن عباس نقل كنند، معتقد هستند تفسير اميرالمؤمنين(ع) از نظر هر دو مذهب حجت است يا از ابن عباس يا از كسانی كه مطمئن باشند كه او از پيامبر نقل كرده، به اين صورت نظرش قابل قبول است، ولی تعدادی از احاديث هست كه در واقع آن را بدون نقل سند، بدون استناد به پيامبر(ص) يا ديگران از صحابه و تابعين نقل كردهاند كه در اين صورت با روايت ما به عنوان روايت مرفوع برخورد میشود و طبعاً مقداری بررسی و ارزيابی محتوايی لازم است.