ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : جمعه 12 دي 1404
جمعه 12 دي 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 28 ارديبهشت 1392     |     کد : 54008

نكاتی پیرامون عشق در عرفان اسلامی

در تمدن اسلامی عشق را بیشتر در ساحت عرفان می‌توان مورد نظر قرار داد، به نوعی كه باقی حوزه‌ها هم از جمله فلسفه...


از زمین به آسمان
در تمدن اسلامی عشق را بیشتر در ساحت عرفان می‌توان مورد نظر قرار داد، به نوعی كه باقی حوزه‌ها هم از جمله فلسفه و كلام در این مقوله متأثر از عرفان بوده‌اند. حتی فیلسوفان عقل‌گرایی چون ابن‌سینا وقتی به ساحت عشق رسیدند از دریچه سلوكی عارفانه هر چند با صورت‌بندی و تبیینی منطقی به نظریه‌پردازی پرداختند.
رساله ای در باب عشق اخوان الصفا اولین متنی است كه در عالم اسلامی به این موضوع پرداخته و امروز در دسترس ماست.

اخوان الصفا تحت تأثیر نوافلاطونیان بر این عقیده بود كه عشق جوهره و اصل اساسی همه موجودات است، چه جاندار باشند، چه غیرجاندار. برای عشق بیشترین تعریفی كه گفته شده، افراط در محبت است. در واقع شدت در علاقه و تمایل برای یكی شدن با یك موجود خاص، شور عاشقانه را می سازد.

ابن سینا در رساله ای در باب عشق چند پیش فرض را بنا می نهد تا از طریق آنها واژه فرار عشق را محدود به تعریف كند.

او می گوید الف) همه موجودات به استثنای خداوند تحت سلطه و محكوم اند، ب)هر موجود زنده ای به حسب غریزه می كوشد به كمال برسد ج) این كمال از سوی خیر محض به او داده شده است د)هر موجودی از نقص دوری می كند؛ و) این نقصان همان شیطان است؛ ه) شیاطین از عدم به وجود می آیند.

از این مقدمات ابن سینا به این نتیجه می رسد كه هر موجودی عشق ذاتی و فطری دارد كه این علت وجود اوست. عشق در این نظام فكری به معنای دوستدار خوب و مناسب بودن است.

عشق ماهیتاً خیر را می پسندد و به سمت خیر میل می كند. در این نقطه است كه می توان به سادگی نتیجه گرفت كه خیر و نیكی مقدم و پیش شرط ظهور عشق هستند. خیر به مثابه كمالی مفروض كه انسان در جدال با شیطان، عاشقانه به سمت آن در حال سیر و سلوك است. حال با توجه به این نگاه بدیهی است كه از آن جهت كه خداوند خیر اعلی و خوبی محض است و كمال مطلق، هدف والاترین نوع عشق هم قرار می گیرد. می توان این گونه برداشت كرد كه عشق چون به نهایت رسد متعلقی جز خدا نمی تواند داشته باشد.

عشق در سنت اسلامی و در آرای متكلمان بیشتر تحت معنای ایمان، فهم و تبیین شده است به این معنا كه ایمان یعنی عشق محض به خداوند. نقل شده است كه در پاسخ به پرسش ایمان چیست؟ رسول الله فرموده اند: ایمان به این معناست كه خداوند و پیامبرانش را بیش از همه چیز دوست داشته باشیم. معنای دیگری كه از عشق در قرآن می توان فهمید توان این احساس برای نهراسیدن از مرگ است یعنی عشق سبب می شود كه عاشق از مرگ نترسد به شوق دیدن پروردگار و راز هستی. داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن یادآور همین معنا از عشق الهی است.

در سنت عرفان اسلامی از عشق انسان به انسان به عنوان عشق مجازی یاد شده است، در برابر عشق حقیقی كه عشق انسان به خداست. در واقع عارفان عشق واقعی را عشق الهی و آسمانی دانسته اند، اما عارف عاشق پیشه ای چون روزبهان بقلی از روی عمد از به كار بردن واژه اصطلاح عشق مجازی اجتناب كرد و از همان اصطلاح عشق انسانی استفاده كرد، چرا كه تجربه عشق انسانی را برای رسیدن به عشق الهی الزامی می دانست.

روزبهان متفاوت با فلاسفه مانند اغلب عرفا در روایت خود از عشق و سپس گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به نوعی خود را در جایگاه عاشق سالك قرار می دهد، به این معنا كه آنچه از زبان او بیان می شود نه یك مقوله انتزاعی بلكه تجربه ای زیسته است.

در این وادی بیشتر عارفان مكتب خراسانی، از عطار و مولانا، تا خرقانی و ابوالخیر و... كاری جز نگارش شرح حال خود نكردند. اما در گذار از عشق انسانی به عشق الهی پارادایم ها و الگوهای مختلفی وجود دارد. روزبهان جزو آن دسته بود كه عشق انسانی را برای گذار به عشق الهی الزامی می دانست. او عشق انسانی را نمایانگر زیبایی و راهی برای آشكار شدن زیبایی هستی می داند.

نزد بیشتر عارفان عبور از عشق مجازی یا آنچه روزبهان عشق انسانی می خواند، به عشق الهی در تغییر متعلق عشق رخ می دهد؛ یعنی حركت از انسان به خدا، حركت از عشق ورزیدن به موجودات و اشیای دنیوی به ذات یگانه الهی.

در این میان اما برای روزبهان این تغییر، تغییر متعلق عشق نیست تغییر حال عاشق است. این به آن معناست كه عشق الهی ثمره استحاله و دگردیسی عامل عشق یا همان عاشق است. در اینجا با مفهوم بزرگ عرفان روزبهان یعنی تجلی روبه رو می شویم.

روزبهان زیبایی انسانی را چیزی جز جمال الهی نمی داند كه در انسان متجلی شده است به مانند حكمت خداوند كه در زبان انسانی و متون ما متجلی گشته و به مدد تأویل ما معنای اصلی را در آن درمی یابیم.

به همین طریق شاید تأویل زیبایی انسانی را بتوان راه تحول عاشق برای یافتن زیبایی ازلی و ابدی كه همان زیبایی خداوند و سرانجام عشق به اوست دانست كه این متفاوت از تغییر متعلق عشق است همچنان عاشق انسانی هستیم كه خداوند و زیبایی های او در آن تجلی یافته.

روزبهان در ابهرالعاشقین می گوید مرید در سرگذشت عشق انسانی شراب وجد كه از محض عشق ربانی برخیزد، در اقداح عشق انسانی خورده است. با همین جمله روشن است كه عشق ربانی شرابی است كه جز در قدح عشق انسانی نوشیده نمی شود.

كرامت یافتن و زلال یافتن عشق انسانی امری است متمایز در تفكر روزبهان و نگرشش به ظهور خداوند در عالم خاكی همچون وجودی مدام است كه عاشق را در هر لحظه مست می دارد.


نوشته شده در   شنبه 28 ارديبهشت 1392  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode