رجبی دوانی عنوان كرد:
تأثير بیتوجهی قرآنيون به محتوای قرآن در تثبيت دولتهای جائر تاريخ اسلام
با نگاه به سرنوشت گروهی از قاريان و حافظان صدر اسلام میبينيم كه اين افراد فقط به قرائت و صوت زيبا و حفظ بدون توجه به محتوای قرآن پرداختند؛ اين گروه «لاينفع و لايضر» در حقيقت مردم را به توقف در ظاهر قرآن سوق دادهاند و اين همان چيزی بود كه دولتهای جائر اموی و عباسی میخواستند.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، پنجمين پيشنشست همايش «جامعه قرآنی، بصيرت؛ رسالتها و آسيبها» تحت عنوان «جامعه قرآنی در گذر تاريخ؛ راهبردهايی برای امروز»، با سخنرانی محمدحسين رجبیدوانی، عضو هيئت علمی دانشگاه امام حسين(ع) و پژوهشگر تاريخ اسلام در خبرگزاری ايكنا برگزار شد.
بخش پيشين اين نشست را اينجا بخوانيد!
بنا بر اين گزارش، رجبی دوانی پس از ارائه گزارشی از احوالات قراء اصحاب اميرالمؤمنين(ع) و نقش قاريان بیبصيرت در شكلگيری فتنههای جمل و نهروان به نقش قاريان در دوره امام حسن(ع)، در قيام امام حسين(ع)، در قيام زيد فرزند امام سجاد(ع) و ديگر جريانهای نيمه دوم و اواخر قرن اول هجری پرداخت.
نقش قاريان در زمان امام حسن(ع)
وی با اشاره به يكی از موارد حضور و ايفای نقش قاريان در زمان امام حسن(ع)، گفت: زمانی كه امام حسن(ع) مجبور به مقابله با معاويه شد، 12 هزار نفر را انتخاب كرد و فرماندهی آنان را به قيس بن سعد عباده داد و فرمود اينها بهترين ياران پدرم و قاريان مشهور كوفه و قهرمانان عرب هستند. اين تعبير و اين كه امام حسن(ع) اين قاريان را به عنوان پيشقراول به مقابله با معاويه اعزام میدارد، نشان دهنده آن است كه حضرت به قاريان بيشتر از هر كس ديگری اعتماد داشت.
رجبی دوانی افزود: نكته قابل توجه در مورد اين افراد اين است كه اتفاقاً برخلاف سپاه اصلی امام مجتبی(ع) كه خيانت كردند و سر به شورش برداشتند، اين پيشقراولان كه از قاريان قرآن بودند، خوب عمل كردند؛ در نهايت نيز زمانی كه امام(ع) در سابات مدائن مجبور به صلح شد اين افراد هم بازگشتند.
حضور قاريان در قيام حضرت اباعبدالله(ع)
وی در مورد حضور قاريان در قيام حضرت اباعبدالله(ع) گفت: شخصيت بزرگ و برجستهای كه در اين جا بايد از او نام برد بُرير بن خضير همدانی است كه به سيد القراء معروف است و پيرمردی صاحب معنويت و بزرگ بود كه اين معنويت از چهره نورانی و تابناك او میباريد.
اين محقق و پژوهشگر تاريخ اسلام با تأكيد بر كامل نبود شناخت موجود از شهدای كربلا، گفت: من معتقدم كه شهدای كربلا درجهبندی دارند و در حالی كه غير از اهل بيت(ع)، بيش از همه از حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و ... نام برده میشود، اما به نظر من برخی از ديگر ياران امام حسين(ع) در كربلا، از اين افراد بالاترند و از بصيرت بالاتری برخوردار هستند؛ عابس بن ابیشبيب شاكری كه او هم قاری و زاهد بزرگ كوفه بود، بُرير بن خضير كه به او سيد القراء میگفتند و نافع بن هلال جملی از قاريان برجسته كوفه، اينها از كسانی هستند كه در سپاه امام حسين(ع) حضور داشتند و بصيرت اينها بالاتر از بقيه است.
وی افزود: حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه با همه بزرگیشان در كوفه مانده بودند تا امام(ع) زمانشان بر آنها وارد شود، ولی اين قاريان صالح يعنی عابس، برير و نافع در كوفه نماندند؛ بلكه به استقبال امام(ع) رفتند. برير در مكه خود را به امام(ع) رساند، نافع بن هلال در بين راه خود را رساند و اينها نشان میدهد كه از بصيرت بالاتری به خاطر مأنوس بودن بيشتر با قرآن برخوردار بودهاند كه در كوفه نماندند و خود را به امام(ع) رساندند و در محضر امام(ع) با دشمن مقابله كردند و به شهادت رسيدند.
پيوستن قاريان به قيام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث بن قيس و كشتار آنان
رجبی دوانی از حضور قاريان در يكی ديگر از مقاطع مهم در عرصه سياسی ياد كرد و گفت: ما در مقطع مهم ديگری نيز يعنی در قيام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث بن قيس، نام بعضی قاريان را در عرصه سياسی میبينيم. خاندان اشعث خاندانی پليد و منفور است؛ پسران او يعنی قيس بن اشعث و محمد بن اشعث، جزء جنايتكاران كربلا هستند و نوه او يعنی عبدالرحمان بن محمد بن اشعث كسی است كه باعث شهادت مسلم بن عقيل شد. بدين شكل كه مسلم در خانه زنی به نام طوعه پنهان شده بود و بلال پسر آن زن، مخفيگاه مسلم را به همين عبدالرحمان گفت و عبدالرحمان نيز به پدرش و او نيز نزد عبيدالله گفت و همين باعث دستگيری و شهادت مسلم شد. بنابراين مشخص است كه فرد پليدی است.
وی در مورد اين شخص افزود: عبدالرحمان بعداً بر ضد مختار به مصعب بن زبير میپيوندد و بعد هم كه امويان بر زبيريان غلبه پيدا كردند به بنیاميه پيوست و از طرف حجاج بن يوسف ثقفی، سفاك معروف، فرمانروای سيستان شد؛ يعنی مورد اعتماد بنیاميه هم قرار گرفت. اما در ادامه بر سر قدرت و منصب با حجاج درگير شد و بر ضد او شورش كرد و بسياری از قاريان عراق به قيام عبدالرحمان بن محمد بن اشعث پيوستند و البته اين نشان دهنده شدت سفاك بودن حجاج است كه اين قاريان ديدند كه اگر با عبدالرحمان بر ضد حجاج همراهی كنند، به صلاح است. عبدالرحمان نيز در آغاز موفق به شكست حجاج شد و حتی عبدالملك مروان میخواست حجاج را بردارد و خود عبدالرحمان را به عنوان حاكم عراق قرار بدهد تا فتنهها بخوابد؛ منتها حجاج به قدری پايداری كرد تا توانست از پس عبدالرحمان بربيايد. اين قيام شكست خورد و عبدالرحمان كشته شد و قاريان زيادی را كشتند.
اين مدرس دانشگاه اضافه كرد: كميل بن زياد نخعی از اصحاب اميرالمؤمنين(ع) و از قاريان، از جمله كسانی بود كه به قيام عبدالرحمان پيوسته بود. سعيد بن جبير، قاری معروف عصر و چهرههای برجسته ديگری نيز به اين قيام پيوسته بودند، اما پس از شكست عبدالرحمان توسط حجاج، حدود 500 نفر قاری اسير و بعد اعدام شدند كه ضربه مهلكی به قاريان بود.
حضور قاريان شيعه و اهل سنت در قيام زيد فرزند امام سجاد(ع)
رجبی دوانی همچنين به قيام زيد فرزند امام سجاد(ع) اشاره كرد و گفت: در قيام زيد بن علی(ع) بن الحسين(ع) بر ضد بنیاميه، گروه كثيری از قاريان كوفه به ايشان پيوستند. البته به دليل اين كه زيد ديدگاهی معتدل نسبت به خلفای اول و دوم داشت، شيعيانِ محكم حاضر به همراهی او نشدند و در مقابل بسياری از اهل تسنن به قيام او پيوستند؛ لذا در ميان قاريانی كه به زيد پيوستند، بسياری قاريان از اهل عامه بودند. ابوحنيفه كسی بود كه فتوا داد كه با قيام زيد همراه شويد و خود او هم در اين قيام نقش داشت. يعنی قيام او مورد توجه برخی از شيعه و برخی از اهل تسنن واقع شد و قاريان كوفه او را در اين قيام همراهی كردند.
اين پژوهشگر تاريخ اسلام عنوان كرد: ما از اين به بعد نقش فعالی را از قاريان در عرصههای سياسی نمیبينيم. هرچند ممكن است يك نفر شخصاً در موقعيتی نقشی داشته باشد، ولی به صورت گروهی و جمعی ما ديگر موردی راجع به قاريان مشاهده نمیكنيم.
نتيجهگيری/ سه گونه سرنوشت قاريان و حافظان و كاتبان وحی در صدر اسلام
وی به عنوان نتيجهگيری از مباحث خود گفت: قاريان، حافظان و كاتبان در تاريخ صدر اسلام اين گونه از خود سابقه به جا گذاشتند كه گروهی به پيروی از اهلبيت(ع) بعد از رحلت پيغمبر(ص) ادامه دادند و اينها افرادی بودند كه سعادت دنيا و آخرت را حاصل كردند و مورد احترام ما هستند. از ديگر افرادی كه از آنها نام برده نشد و میتوان از آنها هم ياد كرد میتوان به حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی اشاره كرد. اين افراد نيز از قاريان و حفاظ قرآن بودند كه و پيرو اهل بيت(ع) بودند و توسط معاويه لعنت الله عليه به شهادت رسيدند.
وی در مورد سرنوشت گروه دوم از قاريان بيان كرد: گروهی از قاريان، حافظان و كاتبان دچار اعوجاج شدند و هر چند در عرصههای سياسی وارد شده بودند، اما در برابر اهل بيت(ع) قرار گرفته بودند و خلفاء و حكام غاصب را ياری و همراهی كردند. شبث بن ربعی كه به او اشاره شد و حافظ قرآن بود يكی از اين افراد است كه در فاجعه كربلا فرمانده پيادگان عمر سعد است و بعد از اين فاجعه به شكرانه قتل امام حسين(ع) مسجد خود را در كوفه تجديد بنا كرد. جالب است كه مسجد كه مقدسترين مكان است به خاطر اين حافظ و قاری خائن فاسد لعنت میشود و امام صادق(ع) میفرمايد در كوفه مساجد ملعونه هست و از جمله مسجد شبث بن ربعی را نام میبرد و مسجد ديگری كه امام(ع) از آن به عنوان مسجد ملعونه نام میبرد مسجد اشعث بن قيس است. بنابراين میبينيد كه اعوجاج تا كجا میتواند ادامه يابد كه شبث بن ربعی حافظ و قاری قرآن كه دارای مسجد است، مسجد او از زبان امام صادق(ع) ملعونه خطاب میشود.
رجبی دوانی با اشاره به گروهی كه فقط به ظاهر قرآن بسنده كردند، عنوان كرد: اين گروه سوم كه به قرائت، صوت زيبا، آموزش قرآن و حفظ بدون توجه به محتوای قرآن پرداختند و در حقيقت «لاينفع و لا يضر»، نه برای اسلام نفعی داشتند و نه ضرر آنچنانی، در دسته ديگری قرار میگيرند.
وی موضع اين گروه را در نهايت به ضرر اسلام دانست و اظهار كرد: در واقع اين گروه مردم را به اين سمت سوق دادهاند كه فقط به ظاهر قرآن توجه كنند و اين همان چيزی است كه دولتهای جائر اموی و عباسی میخواستند. امروزه هم ما در ممالك عربی میبينيم افرادی را كه قرآن را زيبا قرائت میكنند اما به دليل اين كه برای حاكمان جور خطری نداشتند از سوی آنان مورد تشويق هم قرار میگرفتند و به نظر شخصی من ما اشتباه میكرديم و میكنيم كه قاريان مثلاً برجسته را از مصر میآوريم تا قرآن را زيبا قرائت كنند؛ چرا كه پرداختن ظاهری به قرآن و قرائت و حفظ، بدون توجه به محتوای قرآن فايدهای ندارد.
قرآن برنامه زندگی، برنامه سياست، برنامه هدايت و مقابله با ظلم و استبداد و جور است
اين محقق و پژوهشگر با اشاره به آمار يك ميليونی حافظان قرآن كريم در كشور شش ميليون نفری ليبی گفت: در حالی كه نسبت حافظان قرآن كريم به كل جمعيت در كشور ما بسيار پائينتر است اما میبينيد كه به لطف الهی، مردم ما به محتوای قرآن اعتقاد داشتهاند و با عمل به آن نتيجه گرفتهاند و انقلاب كرده و اسلام را احياء كردهاند. بيچارگانی كه تحت حاكميت امثال قزافی بودهاند و حالا نيز به اين دلخوشند كه از جور قزافی نجات يافتهاند، الان حتی بعد از انقلاب خود و در حالی كه كشور آنها به پايگاهی برای آمريكا تبديل شده، باب ميل آمريكا عمل میكنند؛ يعنی آن قرآن خواندنها و حفظ كردنهايی كه با توجه به محتوای قرآن همراه نيست، اثری هم برای هدايت جامعه و خود آنها نداشته و نخواهد داشت.
وی در پايان اضافه كرد: انشاء الله ما با بهرهگيری از حوادث صدر اسلام و عملكرد قاريان صاحبنام به گونهای عمل كنيم و قرآن را به شكلی ترويج كنيم كه قرآن در عرصه زندگی سياسی و اجتماعی ما حرف اول را بزند و مطابق با رهنمودهای قرآن پيش برويم؛ در عين اين كه بايد قرآن را زيبا تلاوت كرد، قرآن را حفظ كرد؛ اما قرآن فقط برای تلاوت زيبا و حفظ نيامده است؛ بلكه قرآن برنامه زندگی، برنامه سياست، برنامه هدايت و مقابله با ظلم و استبداد و جور است.