حتما شما هم شنیدهاید كه میگویند فلانی كلاس اجتماعی ندارد یا از آداب معاشرت چیزی نمیداند، همه ما در اجتماع زندگی میكنیم و در روابطمان ناگزیر از ارتباط با سایر انسانها هستیم و آداب اجتماعی ازجمله اصولی است كه باید از آن آگاهی داشته باشیم و ندانستن این اصول و فنون در جامعه مدرن امروزی میتواند مشكلات زیادی را در رابطه با سایر انسانها برایمان ایجاد كند.
اما این اصول و آداب چه چیزهایی هستند؟ آیا این اصول از كشوری به كشوری دیگر متفاوت است؟ چطور میتوانیم این اصول را یاد بگیریم و... همه این سوالها و پرسشهایی از این دست، ما را بر آن داشت تا به سراغ ستار افزا، جامعهشناس و كارشناس اجتماعی برویم و با او به واكاوی این موضوع بپردازیم.
آداب اجتماعی همان آداب معاشرت است؟
آداب معاشرت در واقع جزئی از آداب اجتماعی است.
تفاوتشان در چه چیزی است؟
آداب اجتماعی كلیتر است. معاشرت میتواند فقط منشها را در بر داشته باشد، اما آداب اجتماعی فقط منشها نیست میتواند خیلی چیزهای دیگر را هم در بر بگیرد مثلا كنشها و واكنشها را هم در بر بگیرد. در واقع یكی از مشتركات تمام فرهنگها الگوهای «آداب معاشرت» است. آداب معاشرت عبارت است از هنجارهای گفتاری و رفتاری كه تعیین میكند فرد در موقعیت خاص اجتماعی چگونه به نحو قابل قبولی «خود» را ارائه و با «دیگری» ارتباط برقرار كند. در نتیجه، آداب معاشرت نوعی «الگوی ارتباط اجتماعی» است كه در چارچوب آن افراد با یكدیگر به تعامل میپردازند.
حتما آداب معاشرت هم در كشورهای مختلف متفاوت است اگر بله دلیلش چیست؟
از آنجا كه تعامل اجتماعی انسانها حول تامین مجموعه نیازهای زیستی و اجتماعی مشترك صورت میگیرد، میان تمام فرهنگها الگوهای ثابت و مشتركی در زمینه آداب معاشرت وجود دارد. اما در عین حال، چگونگی این الگوها در هر فرهنگی تابع نظام ارزشها و باورهای خاص آن است. از این رو، گرچه همه جوامع برخی رفتارها را «مودبانه» و برخی دیگر را «خارج از نزاكت» میشمارند، اما اینكه چه چیزی مودبانه است یا نیست تنها به وسیله فرهنگ هر جامعه تعریف میشود
آیا آداب اجتماعی ما ایرانیها ویژگیهای خاصی دارد؟
همانطور كه گفتم، این مساله زیاد در جامعهشناسی مطرح نمیشود و بیشتر به مردمشناسی مربوط است؛ اما آنچه من از زبان توریستهای مختلف شنیدهام، مهماننوازی و تعارف بیش از حد ما ایرانیهاست! میگویند ایرانیها خیلی تعارفی هستند من از یك توریست شنیدم كه میگفت ایرانیها صبح زود وقتی هنوز كسی كاری انجام نداده میگویند خسته نباشید. یا اگر با كسی اختلافی دارند سعی میكنند در برابرش پنهان كنند و جلوی روی فرد تعارف بیجا میكنند.
به تعارف كردن و مهماننوازی اشاره كردید. این خصوصیات در ذات بسیاری از ما ایرانیها جای گرفته و از آن راضی هستیم، آیا مهم است كه دیگران در مورد ما چه فكری میكنند؟
تعارف كردن یكی از هنجارهای جامعهماست. همه وقتی میخواهیم از جایی خارج شویم یا اینكه وارد جایی شویم به هم تعارف میكنیم یا حق تقدم را به بزرگتر میدهیم. اجرای این رسم اخلاقی رضایت ما را جلب میكند. رعایت هنجار جامعه تنها ناشی از وجود پاداش یا مجازات نیست. ما در اجرای این قواعد نیاز به تذكر دیگران نداریم. این قواعد نزاكت جزئی از وجود ماست و به نحوی با آن آشنا هستیم و خود را موظف به اجرای آن میدانیم كه به كار نبستن آنها در مواردی ما را دچار احساس گناه میكند.
افراد از همان آغاز كودكی و تشكیل شخصیت از طریق خانواده، پدر و مادر، دوستان و خویشاوندان خود بتدریج هنجارهای اجتماعی را فرا میگیرند و آن را جزئی از شخصیت خود میسازند و میآموزند آنچه را كه هنجار اجتماعی است، به كار بندند و آنچه را كه خلاف هنجار اجتماعی است، به كار نبندند.
این كه ما بدانیم در چه جامعهای با چه فرهنگی زندگی میكنیم و براساس آن فرهنگ رفتار كنیم كه اعتبار اجتماعیمان زیر سوال نرود، مهم است و باید اطلاع داشته باشیم. اگر بخواهیم مثلا به ژاپن برویم وقتی این آداب را بدانیم ارتباط بهتری با افراد برقرار میكنیم و بهتر به اهدافمان میرسیم.
نقاط ضعف و قوت آداب اجتماعی ایرانی را میتوانید بگویید؟
آداب اجتماعی ما سازمان داده نشده است. آداب اجتماعی ما هیچ مشكلی ندارد. آداب اجتماعی جوامع دیگر هم مشكلی ندارد و هر جامعهای آداب خاص خود را دارد، اما آدابی كه در كشور ما هست دچار تهاجم فرهنگی بوده و سازماندهی نشده است. اگر بتوانیم همین داشتههایمان را سازماندهی كنیم، مشكلاتمان هم رفع میشود اما اگر بخواهیم جزئی بررسی كنیم، فكر میكنم كنشهای ما یا همان آداب اجتماعی ما از نوع كنشهای سنتی احساسی و عاطفی است اما به نظر من از نوع كنش سنتی خودش را كنده و چون نتوانستهایم كنشهای عقلانی را جایگزین آن كنیم، در مرحله كنشهای احساساتی و عاطفی قرار گرفته و این كنشهای احساسی خیلی زود شعله ور میشود و خیلی زود فروكش میكند. به نظرم این یكی از مسائلی است كه مشاركتهای اجتماعی در جامعه كاهش پیدا میكند.
اصلا من به عنوان یك فرد میتوانم رفتارهای احساسی را كنار بگذارم و منطقی رفتار كنم؟
در اولین مرحله باید آگاهیمان را بالا ببریم. درصد مطالعه در كشور ما خیلی پایین است، ما خیلی راحت هر چیزی را میپذیریم بدون این كه حتی به مفهوم آن پی برده باشیم این باعث میشود كه احساسی برخورد كنیم. مثلا شما افرادی را تصور كنید كه در جایی منتظر تاكسی ایستادهاند كه تابلو ندارد و همه درهم و برهم ایستاده اند اگر یكی از راه برسد و بگوید بهتر است به صف بایستیم همه به صف میایستند! هیچكس هم به این فكر نمیكند كه اگر با چند تابلو مسیرها مشخص بود خب هركسی براحتی در مسیر خودش به صف میایستاد! نظم خوب است اما باید میزانی وجود داشته باشد تا این نظم را نگه دارد ما میتوانیم منظم باشیم اما باید شرایطی هم باشد كه آن نظم را نگه دارد، باید نگهدارندههای نظم را هم در جامعه داشته باشیم. ما شرایط نگهداری این نظم را نداشتیم. در مورد كنشها و رفتارهای اجتماعیمان هم وضع به همین صورت است، ما ایجادكننده و نگهدارنده اصول و روابط اجتماعی را در جامعه نداریم. زمانی ارزشهای سنتی داشتیم و براساس آنها رفتار میكردیم چه خوب و چه بد؛ اما آن ارزشهای سنتی را از دست دادیم و ارزشهای مدرن را هم جایگزین آن نكردیم.
به نظر شما رفتار مطلوب یك شخص در محیط اجتماعی باید چگونه باشد؟
همواره ادب در رفتار و گفتار به عنوان یك معیار مهم در ارتباطات اجتماعی مطرح است. بررسی واژه ادب و كاربردهای آن نشان میدهد كه آداب به نوعی دربرگیرنده همه فعالیتهای اجتماعی انسان از گفتار، كردار، كنش، منش و واكنشهای اوست. از اینرو، فعالیتی نیست كه از نظر اجتماع معیار ویژه به عنوان ادب بر آن صدق نكند؛ زیرا ادب چیزی جز ظرافتهای رفتاری نیست؛ به این معنا كه عمل هنگامی ظریف و زیبا جلوه میكند كه نخست از نظر اجتماعی قانونی بوده و هیچ منع قانونی نداشته باشد؛ این قانون میتواند احكام و دستورهای دینی باشد، یا سنتهای اجتماعی یا قوانین رسمی حكومتی؛ بنابراین ظلم، دروغ، خیانت و دیگر كارهای ناپسند و زشت كه موانعی از این دست دارند، نمیتواند در عنوان ادب جای گیرد. شرط دیگر این است كه رفتار اجتماعی شخص باید از آن دسته رفتارهایی باشد كه اختیاری است و فرد بتواند آن را به اشكال مختلفی ارائه یا انجام دهد؛ بنابراین اگر امكان تعدد رفتاری فراهم نباشد؛ نمیتوان عمل را مصداقی از ادب یا بیادبی دانست و معیار زشت و خوب، پسند و ناپسند را درباره آن؛ به كار برد.
راهكارهای تقویت آداب اجتماعی چیست و چطور میتوانیم این آداب را به فرزندانمان آموزش دهیم؟
چند نوع نظام داریم نظام اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. نظام فرهنگی شامل مدارس و موسسات آموزشی و فرهنگی میشود و نظام اجتماعی هم شامل خانواده و... میشود. این دو نظام میتوانند آداب اجتماعی را كه در جامعه ماست، ارتقا دهند؛ هر چقدر یك خانواده تلاش كند كه آداب اجتماعی را در فرزندش ارتقا دهد، اما چون در معرض تهاجم گسترده قرار میگیرد، روی آن بچه تاثیر میگذارد. ما باید اول جامعه را از بحران هویت نجات دهیم، بعد انتظار داشته باشیم آنچه را كه به فرزندانمان انتقال میدهیم، بپذیرند و جامعه پذیر شوند.
از طرف دیگر از آنجا كه جامعه ما یك جامعه اسلامی است، اسلام و قرآن نیز هستی شناختی خاص خود را دارد و برای زندگی افراد جامعه اهدافی را مشخص ساخته است كه باعث میشود در مجموعه رفتاری انسانهای مومن تأثیرگذار باشد. از اینرو، آداب اجتماعی به عنوان یك زیر مجموعه رفتار عموم مسلمانان معنا و مفهوم مییابد و معیارهای خاص خود را میطلبد، اگر به آیات و روایات اسلامی رجوع كنید، میبینید كه اسلام برای همه شئون انسان مسلمان برنامهریزی كرده و سر تا پای او را به ظرافتهای عملی توجه داده است.
هیچ عملی از اعمال زندگی یك مسلمان جدا از ظرافتهایی نیست كه برخاسته از اصل بنیادین توحید نباشد. قرآن در داستانها و حكایتهایی كه درباره چگونگی رفتار پیامبران بیان میكند، بخوبی آداب اجتماعی ـ قرآنی را به انسانها میآموزد. در برخورد حضرت آدم(ع) پس از ارتكاب معصیت و خوردن از میوه درخت ممنوعه نشان میدهد كه چگونه انسان گناهكار میتواند برخورد درست و نیكویی داشته باشد و با ظرافت از بخشی از پیامدهای عمل نابهنجارش رهایی پیدا كند.
در گفتوگوی پیامبران با خدا مانند گفتوگوی حضرت موسی(ع) با خدا یا مباحث و گفتوگوهایی كه میان پیامبران با افراد اجتماع خود داشتهاند، همواره به این ظرافت و حسن رفتار توجه داشتهاند. بیان این نمونههای عینی و ملموس از ادب قرآنی- اسلامی میتواند بهترین راه شناسایی معیارهای ارتباط اجتماعی در قرآن باشد. از جمله آداب قرآن میتوان به مسأله تحیت و سلام اشاره كرد.
قرآن ادب را در این میبیند كه كسی اگر سلام گفت ادب آن است كه به نحو بهتری پاسخگویی تحیت او باشید؛ خداوند میفرماید: «هنگامی كه به شما سلام میكنند پس به بهتر از آن پاسخ دهید یا همان را در پاسخ آنان بگویید.» (نساء 86 ) یا حضرت علی(ع) میفرمایند «بهترین ادب آن است كه از خودت شروع كنی» همه اینها میتواند میزانی برای عمل و رفتار ما در اجتماع باشد.
آداب اجتماعی در قانون كشور ما چه جایگاهی دارد مثلا من شنیدهام انداختن آب دهان در برخی كشورها جریمه دارد، ما قوانینی در این زمینه داریم؟
كنترلهای اجتماعی در هر جامعهای باید وجود داشته باشد. متاسفانه این كنترلهای اجتماعی در جامعه وجود ندارد، كنترلهایی كه عقلانی باشند، ولی مثلا در گذشته ما این كنترلها را داشتیم مثلا اگر در گذشته كسی كاری خلاف عرف و هنجارهای جامعه انجام میداد، توسط ریش سفیدان یا بزرگان جامعه كنترل میشد یا بهصورت تلویحی یا بهصورت نگاه خاص، خلاصه راهكارهایی وجود داشت، اما اكنون آن كنترلها هم وجود ندارد، چون ارزشهای سنتیمان را هم از دست داده ایم، با خلأ قانونی روبهرو میشویم.
هر چند اخیرا در برخی زمینهها مثل بستن كمربند ایمنی اقداماتی انجام شده كه تاثیرگذار هم بوده، ولی در برخی زمینهها هنوز هیچ كنترل و پیگیری نیست. مثل انداختن آب دهان، بیرون ریختن زباله و..... من بارها دیدهام كه شهروندان با عصبانیت تماس میگیرند كه فلان جا زباله ریختهاند، من از این افراد تشكر میكنم چون یك شهروند احساس مسئولیت كرده و مشاركت میكند. درست است كه وظیفه شهرداری است اما مشاركت شهروندان هم خودش ارتقای آداب اجتماعی است. میتوانیم قوانین تشویقی برای شهروندانی كه مشاركت میكنند، در نظر بگیریم و این میتواند مشاركت در جامعه را بیشتر میكند.
میزان سواد و طبقه اجتماعی در آداب اجتماعی تاثیر دارد؟
خیلیها معتقدند كه تاثیر دارد، ولی به نظر من تاثیر زیادی ندارد، چرا كه خیلی اوقات كسانی كه سواد پایینتری دارند یا به لحاظ اجتماعی طبقه پایینتری دارند؛ خیلی بهتر از افراد تحصیلكرده رفتار میكنند و گاه نكات و آدابی را در روابط اجتماعیشان رعایت میكنند كه موجب تعجب میشود. بنابراین به تحصیلات و وضع اقتصادی ربطی ندارد همه این موارد به خانواده و گروه همسالانی كه رفتار فرد در میانشان شكل گرفته و میزان مطالعه فرد برمیگردد. البته منظورم مطالعه علمی و آكادمیك نیست منظورم در جریان اوضاع جامعه بودن است؛ این كه افراد در رفتارشان چقدر به اطرافشان دقت میكنند و براساس آن رفتارشان را شكل میدهند.
گاهی ورود فرهنگ ها و آداب دیگر جوامع چالش هایی به وجود می آورد، در اینگونه موارد راهكار چیست؟
متاسفانه ما همیشه روش دافعه را در پیش گرفتهایم. این روش بیشتر افراد را كنجكاو میكند كه ببینند در فرهنگهای دیگر چه چیزهایی وجود دارد. اگر روش دافعه را حذف كنیم باید همانند گذشته جوامع فرهنگی مختلف را بپذیریم؛ اما در مقابلشان عناصر فرهنگی خودمان را قرار دهیم و در تقابل اینها با همدیگر چیز جدیدی به وجود بیاوریم. مشكل این است كه فرهنگها در مقابل هم قرار میگیرند؛ اما چیز جدیدی به وجود نمیآید؛ بنابراین همیشه این درگیری بین فرهنگهای مختلف وجود دارد. اگر دقت كرده باشید، فرهنگها و خرده فرهنگهای مختلفی در جامعه ما به وجود آمده بدون این كه سازماندهی شوند و حتی خودشان هم نمیدانند مثلا انواع مدل مو ممكن است یك مدل مو در غرب معنای خاصی داشته باشد، اما وقتی وارد جامعه ما میشود براحتی تقلید شده و پذیرفته میشود بدون اینكه معنای آن را بدانیم، بیشتر اختلافات بین پدر و مادرها و فرزندانشان هم به دلیل این مساله است میگویند بچهها حرف شنو نیستند؛ در حالی كه به نظر من مقصر همه ما هستیم نه بچههایمان.
سمیه افشینفر - جامجم