در معناشناسی مفاهيم قرآن، ارتباطی كه بين دو واژه وجود دارد و مسير ارتباطی آنها ترسيم میشود؛ اين روش كمترين بستگی را به فرد و جهانبينی شخصی او در تبيين مطلب دارد و به واسطه همين روش میتوان به شكلی جامع، گام به گام، قابل آموزش و قابل نقد به رأی صواب در تفسير قرآن نزديك شد.
مرتضی سلماننژاد، پژوهشگر گروه مطالعات قرآنی مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع)، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به طرح مباحثی درباره رويكردهای جديد تفسيری، مباحث جديد در حوزه تفسير قرآن در پرتو تحولات علوم تحليلی، تفسيری و زبانی، كاركرد علم معناشناسی(Semantics) در تفسير قرآن و چالشهای پيش رو در اين عرصه پرداخت.
سلماننژاد با اشاره به ريشههای شكلگيری مباحث جديد در حوزه تفسير اظهار كرد: اين مباحث عموماً در نتيجه پيوند مطالعات كتاب مقدس با علومی مانند زبانشناسی، معناشناسی، انسانشناسی، هرمنوتيك و حوزههای مشابه شكل گرفتهاند و اولين بار توسط انديشمندان غربی و در تفسير كتاب مقدس به كار گرفته شده و اكنون نيز چندين دهه است كه در كشور ما و ساير كشورها، پژوهشهايی با همين رويكردها درباره قرآن انجام میگيرد.
مرتضی سلماننژاد:
يكی از مسائل در روششناسی تفسير اين است كه تفسيری را كه يك مفسر ارائه میدهد چگونه بايد نقد كرد و صحت و سقم آن را مورد بررسی قرار داد اما ما میبينيم كه تفاسير سنتی ما در اين زمينه ساكتند و روششناسیای برای خود ارائه نمیكنند كه همزمان امكان نقد و بررسی و صحت و سقم آنها را هم فراهم كند
آفتهای مباحث جدید در حوزه تفسیر
وی با اشاره به اين كه در كشور ما مباحث تفسيری اغلب در قالب سنتی و توسط متخصصين علوم قرآن و حديث ارائه میشود، عنوان كرد: با توجه به اينكه مطالعات جديد در حوزه تفسير تقريباً دو يا سه دهه است كه در كشور ما توسط افرادی كه متخصص در علوم جديد هستند، مطرح شده و از عمر آن چندان نمیگذرد، اين مطالعات گاه با آفتهايی همراه بوده و همين باعث شده است كه كارهای انجام شده از سوی افراد صاحبنظر مورد نقد و اشكال قرار گيرد.
سلماننژاد اظهار كرد: يكی از آفتهايی كه اين مباحث در كشور ما پيدا كرده، اين است كه افراد غيرمتخصص در علوم جديد صرفاً به خاطر جديد بودن و جذاب بودن اين مباحث به سمت آنها میروند و اصطلاحات آنها را در غير جای خود به كار میبرند. برای مثال، گاهی واژه و عنوان معناشناسی را برای همان مفهومشناسی سنتی به كار میگيرند و حاصل كار خود را به عنوان يك مطالعه معناشناختی از قرآن ارائه میكنند كه راه را برای خطاها و آسيبهای بعدی باز خواهد كرد.
اين محقق و پژوهشگر با تأكيد بر شناخت حدود و روش هر كدام از اين علوم، از تفاوت مفهومشناسی و معناشناسی سخن گفت و خاطرنشان كرد: مفهومشناسی كاری است كه در فضای سنتی تفسير انجام میشود و مفسر جوانب معنايی برشمرده شده برای يك واژه را بيان میكند، اما وقتی صحبت از معناشناسی میكنيم، صحبت از علمی است كه 200 سال است پديد آمده و مشخصاً به مطالعه علمی معنا میپردازد و برای خود روشها و مفاهيمی خاص دارد كه آن را به بررسی روشمند و ارائه نظاممند نتايج توانا میكند.
وی افزود: محققی كه مشخصاً از علم سمانتيك يا معناشناسی استفاده میكند، نظريههای معناشناسی را مطالعه و روشهای آنها را استخراج كرده و تا حدی كه برای او مقدور بوده، اين روشها را در فضای مطالعات اسلامی بومی كرده و لذا وقتی پژوهشی انجام میدهد، پژوهش او روشمند است و به دليل اين كه مسير تحليل او مشخص است، روش او قابل آموزش و مباحثش قابل نقد خواهد بود.
تفسير سنتی فقط نتيجه كار را به خواننده و مخاطب ارائه میكند
سلماننژاد با بيان اينكه سيستم تفسير سنتی فقط نتيجه كار را به خواننده و مخاطب ارائه میكند، عنوان كرد: يكی از مسائل در روششناسی تفسير اين است كه تفسيری را كه يك مفسر ارائه میدهد، چگونه بايد نقد كرد و صحت و سقم آن را مورد بررسی قرار داد، اما میبينيم كه تفاسير سنتی ما در اين زمينه ساكتند و روششناسیای برای خود ارائه نمیكنند كه همزمان امكان نقد و بررسی و صحت و سقم آنها را هم فراهم كند و در اين شرايط شما يا بايد قبول كنيد و يا قبول نكنيد يا اين كه اساساً بايد به شكل روشمند به تفسير روی بياوريم.
وی با اشاره به روشمندی علوم جديد و گرايش محققان و پژوهشگران در اين حوزههای دانش به مطالعات روشمند، گفت: به نظر میرسد كه نمیتوان در اصل موضوع اين علوم بحث كرد و خود آنها را محل ترديد قرار داد؛ چرا كه فايل مباحث آنها باز است و مادامی كه اين علوم رشد میكنند و روشهای آنها قابل استفاده است، ما میتوانيم با بومی كردن اين علوم و روشها، تا جايی كه امكان دارد، برای فهم قرآن از آنها استفاده كنيم.
مرتضی سلماننژاد:
اگر ما به دنبال نزديكتر شدن به مقصود شارع و بيانكننده قرآن هستيم بايد به جای ارتباطهائی كه مفسران از نزد خود برقرار میكنند و چه بسا در اين جا امكان تفسير به رأی وجود خواهد داشت، بيائيم و به شكل كاملاً روشمند تعريف كنيم كه در خود قرآن مفاهيم چگونه با هم ارتباط برقرار میكنند
پژوهشگر گروه مطالعات قرآنی مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق(ع) برای تبيين امكان استفاده از اين روشها در تفسير قرآن، با اشاره به پروژهای كه در راستای مبناسازی تفسير روشمند قرآن با عنوان «نظامواره شبكه معنائی قرآن كريم» در دانشگاه امام صادق(ع) در حال انجام است، بيان كرد: كاری كه ما در پروژه «نظامواره شبكه معنايی قرآن كريم» در حال انجام آن هستيم، برگرفته از همين مدلهای زبانشناسی و معناشناسی است و با بومیسازی و نوآوری و خلاقيتی كه در روشهای اين علوم صورت گرفته، به دنبال كشف و ارائه نظامواره معنايی كل قرآن هستيم.
وی اضافه كرد: شايد تنها نمونهای كه بتوان آن را با اين كار مقايسه كرد، «معجم المفهرس»، تأليف فؤاد عبدالباقی باشد كه با كاری كه در پروژه «نظامواره شبكه معنائی قرآن كريم» در حال انجام است، بسيار فاصله دارد؛ چرا كه روشی قابل قبول نداشته و عملاً كارايی لازم را ندارد.
عدم ابتنای پژوهشهای معناشناختی بر نظام جهانبينی يك فرد خاص
سلماننژاد با تأكيد مجدد بر روشمندی پژوهشهای معناشناختی گفت: مهمترين مشخصه اين پژوهشها و برای مثال پژوهش «نظامواره شبكه معنائی قرآن» اين است كه وقتی ما میگوئيم كه بين دو واژه ارتباط وجود دارد، اين ارتباط صرفاً براساس نظام جهانبينی يك فرد خاص طرح نمیشود.
وی اظهار كرد: در تفاسير يا فرهنگهای موضوعی قرآن يا معجمها ممكن است خود مفسر يا پژوهشگر به مطلبی رسيده باشد، اما در بهترين حالت فقط امكان بيان چيزی را دارد كه خود يافته است و شما فقط به دليل اينكه به آن فرد اعتماد میكنيد، سخن او را میپذيريد. اما در روشی كه در معناشناسی به كار گرفته میشود، ارتباطی كه بين دو واژه وجود دارد و مسير ارتباط ترسيم میشود و اگر كسی آن ارتباط را نمیپذيرد بايد ضمن ارائه دليل خود برای نپذيرفتن آن ارتباط، استدلالی جايگزين ارائه كند.
تفسير جامع، گام به گام، قابل آموزش و قابل نقد، با تعريف روشمند ارتباط مفاهيم قرآن
وی افزود: اين روش كمترين بستگی را به فرد و جهانبينی شخصی او در تبيين مطلب دارد، بنابراين میتواند به شكلی بنيادين به تحليل مفاهيم و مطالب بپردازد و مهمتر اين كه ميزان خطای اين روش نيز بسيار پايين خواهد بود و نتيجهای كه از آن به دست میآيد نيز دقيقتر و درصد اشتباه آن پايينتر خواهد بود و بر همين اساس به نظر میرسد كه اگر ما به دنبال نزديكتر شدن به مقصود شارع و بيانكننده قرآن هستيم، بايد به جای ارتباطهايی كه مفسران از نزد خود برقرار میكنند و چه بسا در اينجا امكان تفسير به رأی وجود خواهد داشت، بياييم و به شكل كاملاً روشمند تعريف كنيم كه در خود مفاهيم قرآن چگونه با هم ارتباط برقرار میكنند. در اين صورت میتوانيم به شكلی جامع، گام به گام، قابل آموزش و قابل نقد به رأی صواب در تفسير قرآن نزديك شويم.