مادر عباس سلام علیک/
ام البنین(س) آنکه فاطمه دوم علی(ع) شد/ برپاگر مجلس عزای سیدالشهدا(ع)
ام البنین(س)هر روز برای فرزندش عباس (ع) نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبیدالله را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند.آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود.به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت علی (ع) تا زمانی که حضرت فاطمه(س) در قید حیات بود، با کس دیگری پیمان زناشویی نبست. امیرالمؤمنین(ع) پس از وفات فاطمه و بنا به وصیت آن حضرت، با امامه دختر ابو العاص بن ربیع بن عبد العزی بن عبد شمس که فرزند زینب دختر پیغمبر(ص) بود ازدواج کرد و پس از او با فاطمه دختر حزام بن دارم کلابیه(ام البنین) عقد همسری بست. ام البنین(س) در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود . پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .
افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند. بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود. ام البنين داراى چهار پسر به نامهاى عباس، عبدالله، جعفر و عثمان گرديد كه سرور همه آنان حضرت عباس(ع) مى باشد. اين بانوى بزرگوار، بعد از اميرالمؤمنين على (ع) مدتى طولانى زنده بود و با كسى نيز ازدواج نكرد؛ همچنانكه امامه و اسماء بنت عميس و ليلى نهشيله چنين نمودند و اين چهار زن آزاده، كمال وفادارى را در حق شوى و سرورشان اميرالمؤمنين على (ع) انجام دادند. حتى يك بار مغيرة ين نوفل و يك بار نيز ابوهياج بن سفيان از امامه خواستگارى كردند، اما او امتناع ورزيد و حديثى از على (ع) نقل كرد كه همسران پيامبر و جانشينش بعد از مرگ ايشان نبايد به همسرى كسى درآيند، بر پايه اين سفارش، زنان وارسته مزبور، تن به ازدواج با كسى ندادند.
در باب عظمت مقام و علو معرفت حضرت ام البنين(س) به مقام و موقعيت اهل بيت (ع) همين بس نوشته اند: چون به ازدواج اميرالمؤمنان (ع) در آمد، امام حسن و امام حسين عليهما السلام بيمار بودند، و او بسان مادرى دلسوز و پرستارى مهربان به مراقبت و دلنوازى از آنان پرداخت؛ و چنين امرى از همسر سرور اهل ايمان، كه از انوار معارف حضرتش بهره ها گرفته، در بوستان علوى تربيت يافته و به آداب و اخلاق مولاى متقيان عليه السلام مؤ دب متخلق شده، شگفت نيست.
فرزندان ام البنين (س)
اول از همه ، قمر بنى هاشم (ع) متولد گرديد، و بعد بترتيب عبدالله و جعفر و عثمان گام به جهان هستى گذاشتند. فرزندان ام البنين همگی در زمين كربلا شهيد شدند و نسل ام البنين(س)از طريق عبيدالله بن قمر بنى هاشم بسيار مى باشند. چون بشير به فرمان امام زين العابدين (ع) وارد مدينه شد تا مردم را از ماجراى كربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد در راه ام البنين او را ملاقات كرد و فرمود: اى بشير، از حسين (ع) چه خبر دارى؟ بشير گفت : اى ام البني ، خداى تعالى ترا صبر دهد كه عباس تو كشته گرديد. ام البنين فرمود: از حسين(ع) مرا خبر ده. بدينگونه، بشير خبر قتل يك يك فرزندانش را به او خبر داد اما ام البنين پياپى از امام حسين (ع) خبر مى گرفت وى گفت : فرزندان من و آنچه در زير آسمان است، فداى حسينم باد! و چون بشير خبر قتل آن حضرت را به او داد صيحه اى كشيد و گفت: اى بشير، رگ قلبم را پاره كردى! و صدا به ناله و شيون بلند كرد.
مامقانى گويد: اين شدت علاقه، كاشف از بلندى مرتبه او در ايمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است كه شهادت چهار جوان خود را كه نظير ندارند در راه دفاع از امام زمان خويش سهل مى شمارد.
به نوشته علامه سماوى در ابصارالعين: ام البنين(س)همه روزه به بقيع مى رفت و مرثيه مى خواند، به نوعى كه مروان - با آن قساوت قلب - از ناله و گريه ام البنين (س) به گريه مى افتاد و اشكهاى خود را با دستمال پاك مى كرد. نيز هنگامى كه زنها او را با عنوان ام البنين خطاب كرده و به وى تسليت مى داده اند اين ابيات را سرود:
لا تدعونى و يك ام البنين
تذكرنى بليوث العرين
كانت بنون لى ادعى بهم
و اليوم اصبحت و لا من بنين
اربعه مثل نسور الربى
قد واصلوا الموت بقطع الوتين
تنازع الخرصان اشلائهم
فكلهم امسوا صريعا طعين
يا ليت شعرى اكما اخبروا
بان عباسا مقطوع اليدين
يعنى: " اى زنان مدينه ، ديگر ام البنين نخوانيد و مادر شيران شكارى ندانيد، مرا فرزندانى بود كه به سبب آنها ام البنينم مى گفتند، ولى اكنون ديگر براى من فرزندى نمانده همه را از دست داده ام . آرى، من چهار باز شكارى داشتم كه آنها را هدف تير قرار دادند و رگ گردن آنها را قطع نمودند و دشمنان با نيزه هاى خود ابدان طيبه آنها را از هم متلاشى كردند و در حالى كه روز را به پايان بردند كه همه آنها با جسد چاك چاك بر روى زمين افتاده بودند. اى كاش مى دانستم آيا اين خبر درست است كه دستهاى فرزندم قمر بنى هاشم(ع)را از تن جدا كردند؟!" به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.
وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید ا… را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.
وفات حضرت ام البنین(س)
ام البنين (س) از زنان با فضيلت و عارف به حق اهل بيت (ع) بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان كرده بود. آنان نيز براى او جايگاهى والا و موقعيتى ارزنده قائل بودند. زينب كبرى (س) پس از رسيدن به مدينه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسليت گفت . چنانكه در اعياد نيز، براى اداى احترام ، به محضرش مشرف مى شد. رفتن نواده رسول گرامى اسلام (ص) ، شريك نهضت حسينى و قلب طپنده قيام امام حسين (ع)يعنى زينب كبرى (س) ، نزد ام البنين (س) و تسليت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنين (س) نزد اهل بيت (ع) است. بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .نسل ام البنین(س) از فرزند حضرت عباس(عبیدالله) گسترش یافت. نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابوعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در «حله» معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند .