متوکلان به خداوند وارث زمین می شوند
در نوشتههای موجود از دین یهودیّت به عنوان یکی از دینهای بزرگ و مطرح الهی با وجود آنکه از دست تحریفگران در امان نمانده است به موارد فراوانی برمیخوریم که به ظهور یک منجی و مصلح در آخرالزمان اشاره کردهاند.
مهدویت و امید به ظهور منجی جزء تکفیک ناپذیر اعتقادات ادیان الهی و غیر الهی است. این اعتقاد و باور در کتب اکثر ادیان و مکاتب آمده است، هرچند در نحوه باورداشت این مطلب اختلافات بسیاری بین ادیان وجود دارد، اما همه در اصل وجود منجی اتفاق نظر دارند. از این رو برای بررسی این باور در دین یهود و مسیح به عنوان ادیان الهی، یادداشتی از حجت الاسلام سلیمیان از منظر فرهیختگان می گذرد.
آیا در دین یهود به منجی بشارت داده شده است؟ درچه کتابهایی؟
در نوشتههای موجود از دین یهودیّت به عنوان یکی از دینهای بزرگ و مطرح الهی با وجود آنکه از دست تحریفگران در امان نمانده است به موارد فراوانی برمیخوریم که به ظهور یک منجی و مصلح در آخرالزمان اشاره کردهاند.
از آنجائی که یهودیان، به حضرت مسیح7 ایمان نیاوردند، به طبع، موعود آنان هنوز ظهور نکرده است. و بنابراین باید در برابر مسئله موعود و انتظار، بیش از پیروان دیگر ادیان حساس و نگران باشند، و باید از این همه اشارات و بشارات، که در کتابها و آیات خودشان آمده است، به سادگی و غفلت نگذرند.
آنان باید از دیگر منتظران، منتظرتر باشند.
برخی از کتابهای یهودیّت و عهدعتیق، که سخنانی درباره موعود نقل کرده و بخشهای موردنظر از این قرار است:[1]
الف) کتاب دانیال پیامبر؛
در این کتاب چنین آمده است: «(1) در آن وقت سرور بزرگ میکائیلی که از جانب پسران قومت قائم است خواهد ایستاد و زمان تنگنائی که از بودن طوائف تا به این زمان نبوده است واقع خواهد شد و در آن زمان قوم تو هرکسی که در کتاب مکتوب شده است نجات خواهد یافت(2) و از خوابندگان در خاک زمین بسیاری بیدار خواهند شد بعضی جهت حیات ابدی و بعضی از برای شرمساری و حقارت ابدی(3) ...».[2]
ب) کتاب حگی.
«(6) زیرا خداوند لشکرها چنین میفرماید که هنوز وقت قلیلی است که من آسمانها و زمین و بحر و خشکی را به هیجان میآورم(7)
بلکه تمامی طوائف را به هیجان میآورم و مرغوب تمامی طوائف خواهد آمد و خداوند لشکرها میفرماید که این خانه را مملو از جلال خواهم کرد(8) ...».[3]
ج) کتاب صفنیاه پیامبر.
«خداوند در اندرون آن عادل است بی انصافی نمینماید هر صبح بینقصان حکم خود را به روشنائی برمیآورد اما عاصی انفعال را نمیداند(6) طوائف را منقطع نمودم برجهای ایشان ویراناند کوچهای ایشان را خراب کردم بهحدی که عبور کننده نیست و شهرهای ایشان بدون آدمی و ساکنی ویراناند (7)
و گفتم که شاید از من ترسیده تأدیب را قبول نمائی تا آنکه مسکن ایشان منقطع نشود اما هرقدر که ایشان را عقوبت نمودم ایشان سحرخیزی نموده تمامی اعمال خویشتن را فاسد گردانیدند(8) ...».[4]
د) کتاب اِشَعْیای پیامبر.
«(1) و نهالی از تنه یشی برآمده شاخه از ریشههایش قد خواهد کشید(2) و روح خدا که روح حکمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم وخشیت از خداوند است بر آن خواهد آرمید(3)
و او را در خشیت خداوند تیزهوش گردانیده موافق منظور نظرش حکم و مطابق مسموع گوشهایش تنبیه نخواهد فرمود(4)
بلکه ذلیلان را به عدالت حکم و برای مسکینان زمین به راستی تنبیه خواهد نمود و زمین را به عصای دهانش زده به روح لبهایش شریر را خواهد کشت (5) ... «.[5]
هـ) همچنین در کتاب زبور حضرت داود7 نیز، در این باره، مطالبی ذکر شده است، چنان که «قرآن کریم»، از «زبور» و ذکر، غلبه صالحان در آن، سخن گفته است: وَلقَدْ کَتَبْنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّکْرِ أنّ الارضَ یرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ؛[6] «و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.»
با مراجعه به زبور میتوان ـ به رغم تحریفهای صورت گرفته ـ این بشارت را این گونه بیان کرد: «(9) زیرا که شریران منقطع میشوند اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد(10) اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد(12)...».[7]
پی نوشت ها:
[1] . یادآوری: نقلهای کتاب مقدس بهطور مستقیم از کتاب مزبور تقدیم شده است.
[2] . کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانی، کتاب دانیال، ص 1567، فصل دوازدهم، بندهای 1ـ3.
[3] . همان، کتاب حگی، ص1632، فصل دوم ، بندهای 6 ـ 8 .
[4] . همان، کتاب صفنیای نبی، ص1629، فصل سوم، بندهای 5 ـ 8.
[5] . همان، کتاب اشعیاه نبی، ص1220، فصل یازده، بند 1ـ10 .
[6] . سوره انبیاء( 21 )، آیه105.
[7] . کتاب مقدس، مزامیر داود، مزمور سیوهفتم، بندهای 9ـ 37.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی