يك پژوهشگر عرفان با تأكيد بر ضرورت تشخيص و حفظ مرزهای هستیشناسی اسلامی، خاطرنشان كرد: بايد با ترسيم مرز ميان هستیشناسی اسلامی و ديگر هستیشناسیها از افتادن در دام التقاط و يا تطبيق غيرمنطقی پيشگيری و به اين وسيله عرفان اسلامی را معرفی كنيم.
حجتالاسلام و المسلمين رسول رضوی، عضو هيئت علمی دانشگاه قرآن و حديث، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، عرفان اسلام را عرفانی كامل و شفاف خواند كه غايت آن براساس صريح آيات و روايات، شناخت خداوند برای عبادت اوست و افزود: اشتباهی كه برخی از افراد مرتكب میشوند و موجب گمراهی آنها میشود اين است كه به دنبال راه ميانبر هستند؛ در حالی كه هيچ راه ميانبری وجود ندارد.
وحدت وجود و وسوسه رسيدن به خدا از راههای ميانبر
رضوی افزود: برای مثال در اسلام گفته میشود كه اگر انسان به تمام واجبات عمل كند و منهيات را ترك كند، بنده صالح خدا میشود، اما در عرفان مبتنی بر هستیشناسی گِنوسی گفته میشود كه اگر فرد برخی اعمال را انجام دهد، خود خدا خواهد شد. اين باوری است كه وسوسهای خيلی بزرگ را پيش روی فرد قرار میدهد و فرد با توجه به اين میگويد وقتی من بتوانم با چند ذكر خود خدا شوم، چرا به اعمالی تن دهم كه در نهايت، با همه آنها، بنده خدا خواهم بود.
در حالی كه راه ميانبری وجود ندارد و بايستی براساس واجبات و مستحبات و مكروهات و محرمات عمل كرد، بعضی افراد را به راههای ديگری دعوت میكنند و به ظاهر مقصد را نزديكتر مینمايند، اما در عمل، اگر كسی در آن راه برود، میبيند كه دورترين و غيرواقعبينانهترين و سرمايه بر باددهترين راهها و راهكارها هستند و تا به حال نيز هيچ كس از اين راهها به مقصد نرسيده است
اين محقق و پژوهشگر عرفان مشكل اين گونه گرايشات را در مبنای فكری آنها دانست، و اظهار كرد: پذيرفتن وحدت وجود، وسوسه رسيدن به خدا از راههای ميانبر را ايجاد كرده است. اين افراد به نوعی همهخدايی در جهان قائل میشوند و در نتيجه راه رسيدن به خدا را در گفتن چند ذكر و انجام بعضی كارهای خاص میدانند؛ در حالی كه اگر به چنين مبنايی معتقد نباشند، مسلماً اين راهكارها و راهها برايشان پوچ و بیمعنا خواهد شد.
وی با ارائه مثالی گفت: در اقتصاد، بانكداری يا نظام گردش مالی وجود دارد كه با قوانين و قواعد خاص خود، عمل میكند، اما گاه در كنار اين سيستم معقول، شركتهای هرمی پيدا میشوند؛ كه به دنبال اين هستند و چنين ادعا میكنند كه با شيوهها و راههای ميانبر، افراد را به ثروت میرسانند و عدهای نيز فريب اين جريانها را میخورند. در حالی كه هر انسان عاقلی میداند كه در جامعه و در اقتصاد سالم، راهكارهای اقتصادی مشخص است و راه ميانبری وجود ندارد. اما همين شركتهای هرمی با وعدههای فريبندهای كه براساس توصيفهای غلط از فعاليت اقتصادی و مالی میدهند، عدهای را به سوی خود جذب میكنند.
رضوی اضافه كرد: همان گونه كه جذب شدن عدهای به شركتهای اقتصادی هرمی دليلی بر حقانيت راههای اقتصادی آنها نيست و نتايج حاصل از اين گونه فعاليتها، فقط میتواند دليلی بر دروغگويی و غيرواقعنگر بودن متوليان اين شركتها باشد، همين اتفاق در عرفان هم میافتد و در حالی كه راه ميانبری وجود ندارد و بايستی براساس واجبات و مستحبات و مكروهات و محرمات عمل كرد، بعضی افراد را به راههای ديگری دعوت میكنند و به ظاهر مقصد را نزديكتر مینمايند، اما در عمل، اگر كسی در آن راه برود، میبيند كه دورترين و غيرواقعبينانهترين و سرمايه بر باددهترين راهها و راهكارها هستند و تا به حال نيز هيچ كس از اين راهها به مقصد نرسيده است.
ضرورت پرداختن به مباحث هستیشناسانه
عضو هيئت علمی دانشگاه قرآن و حديث با بيان اين كه برای معرفی عرفان اسلامی حتماً بايد بر مباحث هستیشناسانه كار بيشتری صورت گيرد، اظهار كرد: ما ابتدا بايد تصوير دقيقی از هستی به مخاطبمان ارائه دهيم و در مرحله بعد از راهكارها سخن بگوئيم.
هستیشناسی گنوسی و بوديسم بر اسلام سابقند و پيش از اسلام نيز با هم در معارضه بودند؛ لذا با پيدايش اسلام زمينهساز شكلگيری جريان عظيمی به نام صوفيه در جامعه اسلامی شدند و البته هيچ گاه نيز از بين نرفتند و هميشه در جامعه ما حضور داشتهاند. بنابراين نبايد گمان كرد كه اين مسائل و آسيبهايی كه ما با آنها مواجهيم، مسائلی جديد است
مهمترين بحث قرآن و روايات، معرفی هستیشناسی است/ نمیتوان يك مكتب واحد را به عنوان فلسفه اسلامی مطرح كرد
وی در پاسخ به اين پرسش كه اصول و چارچوب اين هستیشناسی را در صورتی كه نتوان در الگوهای متعارف فلسفه، كلام و يا عرفان كلاسيك جويا شد، در كجا بايد سراغ گرفت؟ عنوان كرد: اسلام خود اين هستیشناسی را معرفی میكند و اتفاقاً مهمترين بحث قرآن و روايات، معرفی هستیشناسی است. نبايد به فلسفه يا عرفان نظری و اينها مراجعه كرد؛ به دليل اين كه فلسفه مكاتب مختلفی دارد و فلسفه اسلامی نيز مكاتب و قرائتهای مختلفی را شامل میشود؛ هم فلسفه اسلامی مشاء وجود دارد و هم فلسفه اسلامی متعاليه. هم مكتب حكمت متعاليه را داريد و هم مكتب ملارجبعلی تبريزی را؛ و هر دو ادعای اسلامی بودن را دارند. بنابراين نمیتوان يك مشرب و مكتب واحد را به عنوان فلسفه اسلامی مطرح كرد و نمیتوان گفت فلان مكتب است كه هستیشناسی اسلامی را ارائه میدهد.
ضرورت مشخص كردن و حفظ مرزها، برای پيشگيری از التقاط و تطبيق غيرمنطقی
رضوی بيان كرد: دليل اين امر اين است كه وقتی اسلام در خاورميانه ظهور كرد، پيش از آن، جريانهای ديگری نيز در اين منطقه وجود داشتند و در زمينه عرفان هستیشناسی گنوسی و بوديسم بر اسلام سابقند و پيش از اسلام نيز با هم در معارضه بودند؛ لذا با پيدايش اسلام زمينهساز شكلگيری جريانعظيمی به نام صوفيه در جامعه اسلامی شدند و البته هيچ گاه نيز از بين نرفتند و هميشه در جامعه ما حضور داشتهاند. بنابراين نبايد گمان كرد كه اين مسائل و آسيبهايی كه ما با آنها مواجهيم، مسائلی جديد است و به تازگی رخ داده؛ بلكه اين چالشی است كه از ابتدا وجود داشته و امروز هم وجود دارد و شايد تا ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) نيز همچنان ادامه داشته باشد.
وی با تأكيد بر اين كه آن چه مهم است مشخص كردن و حفظ مرزهاست، خاطرنشان كرد: ما بايد بتوانيم با توجه به تقابلهای موجود، مرز ميان هستیشناسی اسلامی و ديگر هستیشناسیها را ترسيم كنيم تا بتوانيم از افتادن در دام التقاط و يا تطبيق غيرمنطقی پيشگيری و به اين وسيله عرفان اسلامی را معرفی كنيم.