ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 17 شهريور 1405
سه شنبه 17 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 3 ارديبهشت 1391     |     کد : 35679

فارابی اجتماعي‌شدن را رسيدن به سعادت مي‌داند

فارابی به‌عنوان بنيانگذار فلسفه سياسی و اجتماعی در اسلام، انسان را طبعاً و فطرتاً اجتماعی دانسته و ضرورت اجتماعي‌شدن را رسيدن به سعادت مي‌داند و سعادت را بدون وجود تعاون و همكاری دست‌نايافتنی.

 فارابی به‌عنوان بنيانگذار فلسفه سياسی و اجتماعی در اسلام، انسان را طبعاً و فطرتاً اجتماعی دانسته و ضرورت اجتماعي‌شدن را رسيدن به سعادت مي‌داند و سعادت را بدون وجود تعاون و همكاری دست‌نايافتنی.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، سحر كاوندی، عضو هيئت علمی دانشگاه زنجان، درباره سياست مدن نزد فارابی و ملاصدرا گفت: از جمله مسائل مهمی كه همواره مورد توجه حكما بخصوص فلاسفه اجتماعی بوده، تحليل و بررسی مسائل و انديشه‌های اجتماعی به شيوه استدلالی و تعقلی و به تعبيری ديگر، تبيين ضرورت اجتماعی بودن انسان، چگونگی شكل‌گيری جوامع و نهادهای اجتماعی، علل قوام و بقای آنها و ... بوده است.

صدرا را گرچه نمي‌توان به‌عنوان فيلسوف سياسی و اجتماعی نام برد، اما اهتمام وی برای تبيين و تحكيم مبانی نظری الهيات مبتنی بر تشيع، امروزه افقهای روشنی را برای ارائه نظريات و آراء جديد در زمينه سياست و حكمت مدنی گشوده است.

وی افزود: فارابی به عنوان بنيانگذار فلسفه سياسی و اجتماعی در اسلام، برای رسيدن به جامعه آرمانی با تمهيد مقدمات نظری آن به تبيين مسائل سياسی و اجتماعی پرداخته و همچون ارسطو، انسان را طبعاً و فطرتاً اجتماعی دانسته و ضرورت اجتماعي‌شدن را رسيدن به سعادت مي‌داند و سعادت را بدون وجود تعاون و همكاری دست‌نايافتنی.

كاوندی اضافه كرد: صدرالمتألهين را گرچه نمي‌توان به‌عنوان فيلسوف سياسی و اجتماعی نام برد، اما اهتمام وی برای تبيين و تحكيم مبانی نظری الهيات مبتنی بر تشيع، امروزه افقهای روشنی را برای ارائه نظريات و آراء جديد در زمينه سياست و حكمت مدنی گشوده است.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: در واقع، مي‌توان با بررسی جايگاه «سياست مدن» در تقسيم بندی علوم از ديدگاه فارابی و ملاصدرا، به اهميت اين موضوع در ساختار نظام فلسفی آنها پي‌برد و سپس ضرورت نظام اجتماعی و سياسی و نگاه معرفت‌شناختی به آن و علل وجود تضاد و تزاحم در سطح خرد و كلان در جوامع مختلف و تقسيم جماعات انسانی براساس معيار كمی و كيفی و در پی آن طرح جامعه آرمانی و مدينه فاضله بر مبنای ديدگاه جهان‌شناختی و معرفت‌شناختی و ويژگي‌های رئيس آن مدينه را از منظر هر دو فيلسوف مطرح و مورد مقايسه قرار داد.



نوشته شده در   يکشنبه 3 ارديبهشت 1391  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode