ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 28 بهمن 1404
سه شنبه 28 بهمن 1404
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 28 بهمن 1404     |     کد : 208469

یک پژوهشگر دینی مطرح کرد

نشاط اجتماعی در گروی اصلاح روان جمعی و توسعه متوازن

اعیاد ملی و مذهبی در فرهنگ ایرانی-اسلامی، گنجینه‌ای غنی برای ایجاد نشاط اجتماعی و همبستگی هستند، اما پرسش اساسی آن است که چگونه می‌توان از این ظرفیت عظیم برای دستیابی به شادی پایدار و معنادار بهره برد.

 اعیاد ملی و مذهبی در فرهنگ ایرانی-اسلامی، گنجینه‌ای غنی برای ایجاد نشاط اجتماعی و همبستگی هستند، اما پرسش اساسی آن است که چگونه می‌توان از این ظرفیت عظیم برای دستیابی به شادی پایدار و معنادار بهره برد.

نشاط اجتماعی در گروی اصلاح روان جمعی و توسعه متوازنتحقیقات اجتماعی و تجربه تاریخی نشان می‌دهد که نشاط جامعه فقط با رفاه اقتصادی یا سرگرمی‌های گذرا حاصل نمی‌شود، بلکه هنگامی که رفتارها و مناسک فرهنگی با ارزش‌های اخلاقی و معنوی پیوند می‌خورند، جامعه قادر است از منابع معنوی خود بهره برده و شادی پایدار و امیدواری را تجربه کند. این ظرفیت شامل کوچکترین جلوه‌های محبت اجتماعی مانند کمک به همسایه یا تبادل هدیه در خانواده تا بزرگترین مناسبت‌های جمعی و ملی است و می‌تواند در هر لحظه از زندگی روزمره به بستری برای نشاط و همدلی تبدیل شود. 

از این منظر، توجه به مناسبت‌های مذهبی نه به عنوان یک آیین صرف، بلکه به مثابه یک فرصت راهبردی برای ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی، ضروری است. این مناسبت‌ها با ترکیب نوآوری، ابتکار فرهنگی و مشارکت فعال مردم به ویژه نسل جوان می‌توانند به ابزار مؤثری برای تبلیغ دین به زبان روز، گسترش فضایل اخلاقی و تقویت تعلق اجتماعی تبدیل شوند و نشان دهند که شادی، همسو با معنویت و اخلاق، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسانی است.

ایکنا در راستای بررسی چگونگی بهره‌مندی از ظرفیت‌های مناسبت‌های مذهبی برای ایجاد نشاط اجتماعی در میان جامعه به گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سیدمحمدمسعود معصومی، استاد حوزه و دانشگاه پرداخته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.
ایکنا ـ با توجه به تقویم غنی ملی و مذهبی ایران، چه الگوی مدیریتی یکپارچه‌ای می‌تواند زنجیره‌ای پیوسته، متنوع و جذاب از رویدادهای نشاط‌آور جمعی را در طول سال شکل دهد؛ به‌گونه‌ای که از تکرار و فرسودگی قالب‌ها جلوگیری شود و در عین حال، مشارکت پایدار مردم حفظ شود؟ 

در پاسخ به این پرسش، به نظر می‌رسد که مبنای طرح مسئله نیازمند بازنگری و اصلاح است؛ چراکه اگر موضوع صرفا بر عمل‌گرایی و طراحی رفتارهای جمعی متمرکز شود، ممکن است از لایه‌های عمیق‌تر مسئله غفلت شود. پیش از اصلاح رفتار اجتماعی، باید به اصلاح «روان اجتماعی» توجه داشت. تجربه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که در صورت اصلاح روان جامعه، رفتارهای اجتماعی نیز به‌صورت طبیعی اصلاح خواهند شد. شاد زیستن و شادمان بودن اگرچه در رفتارهای بیرونی نمود می‌یابد، اما این رفتارها علت تامه و نهایی شادی نیستند؛ چه‌بسا رفتارهایی که ظاهرا شادی‌آفرین هستند، اما در نهایت به غم و فرسودگی می‌انجامند و در مقابل، سختی‌ها و اندوه‌هایی که در بطن خود آرامش، عزت و رضایت پایدار را به همراه دارند. 

از منظر تاریخی و اجتماعی نمونه‌های روشنی وجود دارد؛ از جمله تجربه جنگ تحمیلی و دفاع مقدس که جامعه ایران در عین تحمل فقدان‌ها و اندوه‌های سنگین به سرمایه‌ای عظیم از استقلال، عزت و آرامش دست یافت. این تجربه نشان می‌دهد که غم و شادی همواره در نسبت ساده و خطی با یکدیگر قرار ندارند. بر این اساس، اگر قرار است سیاست‌های کلان برای نشاط اجتماعی تدوین شود، تمرکز اصلی باید بر تقویت و اصلاح روان جمعی جامعه باشد.  یکی از محورهای اساسی در این زمینه هماهنگ‌سازی انتظارات و نیازهای ادراک‌شده جامعه با واقعیت‌های موجود است. جامعه‌ای که همواره بیش از داشته‌های خود مطالبه می‌کند، حتی از دارایی‌های بالفعل خویش نیز لذت نخواهد برد و دائما در معرض احساس ناکامی و غم قرار می‌گیرد. 

تورم در انتظارات و آرزوهای دور و دراز، گاه آثار مخرب‌تری از فشارهای اقتصادی عینی دارد. برگزاری جشن‌ها و نمایش‌های ظاهری شادی در صورتی که با احساس محرومیت درونی همراه باشد، نمی‌تواند به نشاط پایدار منجر شود.  در فرهنگ دینی و روایی نیز بر این معنا تأکید شده است. در روایات اسلامی قناعت به‌عنوان یکی از بزرگترین سرمایه‌ها معرفی می‌شود. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي طُولُ الْأَمَلِ؛ بیشترین چیزی که بر امتم از آن بیم دارم، آرزوهای طولانی است». آرزوهای بلند و نامتناسب با واقعیت، انسان و جامعه را از توجه به داشته‌ها غافل می‌کند و زمینه غم‌زدگی دائمی را فراهم می‌سازد.  از این رو، یکی از سیاست‌های مؤثر در مدیریت نشاط اجتماعی آگاه‌سازی جامعه نسبت به داشته‌ها و ظرفیت‌های بالفعل آن است؛ همان مفهومی که در ادبیات رسمی از آن به «تبیین» یاد می‌شود. 

    اگر ریشه‌های روانی و معنایی شادی اصلاح نشود، این برنامه‌ها ممکن است تنها خنده‌های زودگذر و حتی غم‌های عمیق‌تری را در پی داشته باشند. حتی دیدگاه‌هایی که رفاه اقتصادی را شرط اصلی شادی می‌دانند، امروزه در میان اندیشمندان معاصر از جمله در غرب مورد تردید جدی قرار گرفته است

جامعه‌ای که از داشته‌های خود آگاه باشد و آن‌ها را بشناسد، حتی در کنار کاستی‌ها احساس رضایت و امید بیشتری خواهد داشت. تجربه نشان می‌دهد که افراد و جوامع در شمارش نداشته‌ها بسیار تواناتر از شمارش دارایی‌ها هستند و این ناآگاهی خود یکی از ریشه‌های اصلی ناامیدی اجتماعی است.  در کنار این امر توجه به آینده روشن و باورهای امیدآفرین از جمله اعتقاد به مهدویت، پیروزی نهایی حق و آینده مطلوب جامعه انسانی نقش مهمی در ایجاد شوق و نشاط درونی ایفا می‌کند. این باورها انسان را به‌گونه‌ای تربیت می‌کنند که حتی نفس کشیدن روزمره خود را گامی به‌سوی آینده‌ای روشن‌تر تلقی کند و از زندگی لذت معنوی ببرد. 

بر این اساس، نشاط اجتماعی صرفا محصول رفتارهای مقطعی مانند برگزاری جشن‌ها یا برنامه‌های سرگرم‌کننده نیست؛ هرچند این اقدامات در جای خود لازم‌ هستند. اگر ریشه‌های روانی و معنایی شادی اصلاح نشود، این برنامه‌ها ممکن است تنها خنده‌های زودگذر و حتی غم‌های عمیق‌تری را در پی داشته باشند. حتی دیدگاه‌هایی که رفاه اقتصادی را شرط اصلی شادی می‌دانند، امروزه در میان اندیشمندان معاصر از جمله در غرب مورد تردید جدی قرار گرفته است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که لزوما مرفه‌ترین جوامع، شادترین جوامع نیستند و گاه رفاه افراطی خود به احساس پوچی و ناامیدی می‌انجامد.  در نگاه دینی و اجتماعی عنصر «عشق» و «تعلق اجتماعی» نقشی کلیدی در شاد زیستن ایفا می‌کند. گسترش پیوند میان مردم با یکدیگر و میان مردم و حاکمیت می‌تواند سختی‌های زندگی را شیرین و معنادار سازد؛ همان‌گونه که رنج‌های یک مادر در تربیت فرزند با وجود دشواری برای او سرشار از رضایت و شادی است. تجربه دفاع مقدس نیز نمونه‌ای روشن از این حقیقت است که چگونه سخت‌ترین شرایط، در پرتو عشق، ایمان و تعلق اجتماعی به یکی از شیرین‌ترین و ماندگارترین خاطرات جمعی تبدیل می‌شود.

در همین چارچوب، امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «اَلْعَقْلُ حُسْنُ الْمُعَاشَرَةِ؛ عقل در نیکو معاشرت کردن با دیگران است». بر اساس این بیان، هر اندازه روابط میان مردم و میان مردم و نظام اجتماعی بر پایه احترام، مهربانی و حسن معاشرت استوارتر باشد، زمینه عقلانیت و در نتیجه، نشاط و رضایت اجتماعی بیشتر فراهم خواهد شد.  در جمع‌بندی می‌توان گفت که اگر قرار است الگوی مدیریتی یکپارچه‌ای برای ایجاد نشاط پایدار اجتماعی طراحی شود، این الگو باید بیش از تمرکز صرف بر رفتارهای نمایشی، بر تقویت روان اجتماعی، افزایش آگاهی نسبت به داشته‌ها، تعمیق تعلقات اجتماعی، ترویج امید به آینده و نهادینه‌سازی حسن معاشرت در سطوح مختلف جامعه استوار باشد. در چنین بستری رویدادها و مناسبت‌های ملی و مذهبی نیز می‌توانند به‌طور طبیعی به زنجیره‌ای زنده، معنادار و مشارکت‌برانگیز از نشاط جمعی تبدیل شوند.
ایکنا ـ‌ بزرگترین ضعف یا مصداق نامدیریتی در بهره‌برداری از گنجینه مناسبت‌های ملی و مذهبی برای ایجاد نشاط پایدار اجتماعی چیست؟ آیا این ضعف را باید در کلیشه‌ای شدن محتوا، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت، سلیقه‌ای عمل کردن دستگاه‌ها، عدم شناخت دقیق مخاطب، یا غلبه نگاه امنیتی ـ کنترلی بر رویکرد فرصت‌محور و جشن‌محور جست‌وجو کرد؟ 

در پاسخ به این پرسش پیش از هر چیز لازم است زاویه نگاه اصلاح شود. مسئله اصلی را نباید صرفا در گنجینه مناسبت‌ها جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در نحوه رفتارها و سیاست‌گذاری‌ها و چگونگی مدیریت این مناسبت‌ها دید. مناسبت‌ها به‌خودی خود ظرفیت‌آفرین‌ هستند، اما رفتارهای نامتوازن و سیاست‌های ناهماهنگ می‌توانند این ظرفیت را به ضد خود تبدیل کنند و به جای ایجاد نشاط، نشانه‌هایی از نارضایتی و بی‌اثری اجتماعی به‌جا بگذارند. به بیان دیگر مناسبت‌های ملی و مذهبی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ذاتا حامل معنا، هویت، خاطره جمعی و امکان پیوند اجتماعی هستند. این مناسبت‌ها می‌توانند به بستری برای امید، همدلی، مشارکت و نشاط عمومی تبدیل شوند، اما در صورتی که مدیریت آن‌ها مبتنی بر فهم عمیق اجتماعی و سیاست‌گذاری منسجم باشد. در غیر این صورت، حتی غنی‌ترین تقویم مناسبتی نیز کارکرد خود را از دست می‌دهد و به مجموعه‌ای از برنامه‌های تکراری، کم‌اثر و گاه حتی دل‌زده‌کننده بدل می‌شود. 

در این میان شاید بتوان مهمترین ضعف را عدم توسعه و پیشرفت متوازن دانست. برای نمونه، در فرآیندهای بودجه‌ریزی گاه سهم حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی به‌شدت ناچیز است؛ به‌گونه‌ای که در مقایسه با سایر بخش‌ها درصدی بسیار اندک از منابع به این عرصه‌ها اختصاص می‌یابد. این در حالی است که انتظار می‌رود همین حوزه‌ها نقش اصلی را در ایجاد نشاط اجتماعی، تقویت رضایت عمومی و ارتقای آگاهی جامعه نسبت به داشته‌ها و ظرفیت‌های موجود ایفا کنند. وقتی از توسعه متوازن سخن گفته می‌شود، منظور صرفا افزایش کمی منابع نیست، بلکه هماهنگی و تناسب میان ابعاد مختلف توسعه است، یعنی اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، آموزش، رسانه و سیاست عمومی باید در یک مسیر هم‌افزا حرکت کنند. در شرایطی که فشارهای اقتصادی وجود دارد، اگر سرمایه‌گذاری فرهنگی و اجتماعی به حاشیه رانده شود، پیامد آن تضعیف روان جمعی، کاهش امید اجتماعی و افزایش احساس نابرابری خواهد بود؛ امری که مستقیما بر امکان ایجاد نشاط پایدار تأثیر منفی می‌گذارد.

    جامعه‌ای که احساس کند برخی حوزه‌ها یا گروه‌ها به‌طور نامتوازن مورد توجه قرار گرفته‌اند، حتی در صورت برخورداری نسبی دچار فرسایش روانی، بی‌اعتمادی و کاهش مشارکت اجتماعی خواهد شد

مسئله این نیست که همه بخش‌ها باید سهمی کاملا برابر از منابع داشته باشند، بلکه اشکال اساسی در فقدان توازن است. جامعه زمانی می‌تواند به آرامش روانی و رضایت نسبی دست یابد که احساس کند توسعه، عادلانه و متوازن در حال تحقق است. در چنین شرایطی حتی اگر کاستی‌ها و محدودیت‌هایی وجود داشته باشد، احساس بی‌عدالتی به وجود نمی‌آید و همین امر خود عاملی مهم در کاهش نارضایتی و افزایش تاب‌آوری اجتماعی است.  در واقع، ادراک عدالت اجتماعی نقشی کلیدی در شکل‌گیری احساس شادی و رضایت دارد. افراد و گروه‌های اجتماعی صرفا بر اساس میزان داشته‌های خود قضاوت نمی‌کنند، بلکه آنچه بیش از همه بر روان آنان اثر می‌گذارد، احساس انصاف، توزیع عادلانه فرصت‌ها و دیده‌شدن در سیاست‌های کلان است. اگر فرد یا جامعه‌ای احساس کند که با وجود محدودیت‌ها، عدالت در حال اجراست، سطح تحمل و رضایت او افزایش می‌یابد و فشارهای روانی کاهش پیدا می‌کند. 

در مقابل، اگر وفور نسبی امکانات با احساس تبعیض و نابرابری همراه شود، همان داشته‌ها نیز به منبع نارضایتی تبدیل خواهند شد. به بیان روشن‌تر، نابرابری ادراک‌شده می‌تواند اثر منفی بیشتری از کمبود واقعی داشته باشد. جامعه‌ای که احساس کند برخی حوزه‌ها یا گروه‌ها به‌طور نامتوازن مورد توجه قرار گرفته‌اند، حتی در صورت برخورداری نسبی دچار فرسایش روانی، بی‌اعتمادی و کاهش مشارکت اجتماعی خواهد شد. از این رو، می‌توان گفت که ایجاد نشاط پایدار اجتماعی، بیش از آنکه به تنوع مناسبت‌ها یا شکل ظاهری برنامه‌ها وابسته باشد، به جهت‌گیری کلان نظام برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری بازمی‌گردد. اگر نگاه حاکم بر مدیریت مناسبت‌ها، نگاهی مقطعی، سلیقه‌ای و فاقد پیوست اجتماعی باشد، نتیجه آن برنامه‌هایی خواهد بود که تنها در سطح ظاهر باقی می‌مانند و تأثیر عمیقی بر روان جامعه نمی‌گذارند.

در مقابل، اگر توسعه متوازن در برنامه‌ریزی‌ها، تخصیص بودجه، اجرا و حتی در رفتار نهادهای مختلف اعم از دولت، نظام اداری و کنشگران اجتماعی رعایت شود، بخش قابل توجهی از مشکلات موجود در حوزه نشاط اجتماعی برطرف خواهد شد. چنین رویکردی می‌تواند مناسبت‌های ملی و مذهبی را از قالب‌های تکراری خارج کرده و آن‌ها را به فرصت‌هایی واقعی برای تقویت امید، همبستگی و رضایت اجتماعی تبدیل کند. هرچند نباید انتظار داشت که همه افراد جامعه به یک شکل بیندیشند یا واکنشی یکسان به سیاست‌ها و برنامه‌ها نشان دهند، اما دست‌کم می‌توان با یک جهت‌گیری روشن، عادلانه و متوازن، بستر آرامش روانی و رضایت عمومی را در سطح جامعه تقویت کرد. در چنین بستری نشاط اجتماعی نه به‌عنوان امری تحمیلی یا نمایشی، بلکه به‌عنوان نتیجه طبیعی عدالت، توازن و عقلانیت در سیاست‌گذاری در جامعه شکل خواهد گرفت و تداوم خواهد یافت.
ایکنا ـ برای اجرای برنامه‌های فرهنگی مؤثر در مناسبت‌های مذهبی که به نشاط اجتماعی منجر شود، وظیفه و مرز مسئولیت نهادهای مختلف چگونه باید تعریف شود تا هم‌افزایی میان دستگاه‌ها شکل بگیرد و در عین حال از موازی‌کاری و تداخل وظایف جلوگیری شود؟ 

در پاسخ به این پرسش باید تأکید کرد که موضوع هم‌افزایی و جلوگیری از موازی‌کاری در امتداد همان بحث پیشین درباره نگاه کلان و متوازن به مدیریت فرهنگی و اجتماعی جامعه قرار می‌گیرد. در حال حاضر نهادها و دستگاه‌های متعددی در عرصه‌های مختلف اجتماعی، اجرایی و آموزشی فعال هستند؛ از وزارتخانه‌های اجرایی و خدماتی گرفته تا نهادهای آموزشی مانند آموزش‌وپرورش و وزارت علوم. هر یک از این دستگاه‌ها به‌نحوی در شکل‌دهی فرهنگ عمومی و سبک زندگی جامعه نقش ایفا می‌کنند. نکته اساسی آن است که عرصه فرهنگ را نباید محدود و منحصر به نهادهای خاصی همچون حوزه‌های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی یا سازمان اوقاف و امور خیریه دانست. فرهنگ پدیده‌ای فراگیر و جاری در تمام ساحت‌های زندگی اجتماعی است. فعالیت فرهنگی از نخستین لحظات تولد انسان در خانواده آغاز می‌شود و در تمام مراحل رشد و زیست او ادامه می‌یابد؛ از نظام آموزشی و محیط مدرسه و دانشگاه گرفته تا فضای کار، صنعت، رسانه، خیابان و حتی نحوه اداره اقتصاد و مدیریت شهری. 

بنابراین، فرهنگ امری نیست که در قالب برنامه‌های مناسبتی یا تبلیغی خلاصه شود، بلکه در رفتارها، تصمیمات و سیاست‌های روزمره همه نهادها حضور دارد. از این منظر، اگر هدف اجرای برنامه‌های فرهنگی مؤثر و نشاط‌آفرین در مناسبت‌های مذهبی است، لازم است هر نهاد و دستگاهی نقش و وظیفه خود را به‌درستی بشناسد و همان نقش را به بهترین شکل ایفا کند. اقتصاددان باید وظیفه خود را در طراحی و اجرای صحیح سیاست‌های اقتصادی، برنامه‌ریزی منسجم، پیشگیری از تخلفات و ایجاد احساس عدالت اقتصادی انجام دهد. نهادهای آموزشی باید در تربیت نیروی انسانی آگاه، مسئولیت‌پذیر و امیدوار نقش‌آفرینی کنند. دستگاه‌های تبلیغی و رسانه‌ای نیز باید مأموریت خود را در اطلاع‌رسانی، تبیین و گسترش ارزش‌ها و معانی فرهنگی به‌درستی انجام دهند. در چنین شرایطی، فرهنگ به‌صورت طبیعی و یکپارچه در جامعه جاری می‌شود. 

    یکی از ویژگی‌های جوامع برخوردار از نشاط پایدار آن است که کنش‌های اجتماعی و نهادی آن‌ها مبتنی بر یک عقیده و وحدت رویه مشترک انجام می‌شود

در واقع، پرسش از مرز مسئولیت نهادها، به کل نظام حکمرانی فرهنگی بازمی‌گردد. مرز هر نهاد همان وظایف قانونی و مأموریت‌های تعریف‌شده برای آن است. اگرچه این مرزها الزاما به معنای دستورالعمل‌های جزئی و اجرایی برای تک‌تک اقدامات نیست، اما چارچوب حرکت و جهت‌گیری کلی هر دستگاه را مشخص می‌کند. هر نهاد باید برنامه‌ریزی و طراحی اقدامات خود را براساس روح قانون، اهداف کلان و غایات تعیین‌شده در سیاست‌های عمومی کشور انجام دهد، نه به‌صورت جزیره‌ای و منفک از سایر بخش‌ها.

یکی از ویژگی‌های جوامع برخوردار از نشاط پایدار آن است که کنش‌های اجتماعی و نهادی آن‌ها مبتنی بر یک عقیده و وحدت رویه مشترک انجام می‌شود. اگر همه دستگاه‌ها و نهادهایی که برای آن‌ها وظایفی تعریف شده است، بر اساس سیاست‌های کلان ابلاغی و با درک مشترک از اهداف فرهنگی و اجتماعی عمل کنند، بخش قابل توجهی از مشکلات ناشی از تداخل، موازی‌کاری و ناهماهنگی برطرف خواهد شد. 

بسیاری از چالش‌های موجود نه از فقدان قانون یا سیاست، بلکه از اجرا نشدن دقیق و هماهنگ همان سیاست‌های مصوب یا اجرای بخشی و جزیره‌ای آن‌ها ناشی می‌شود. بر این اساس، هم‌افزایی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که هر نهاد وظیفه خود را به‌درستی، هدفمند و در هماهنگی با سایر بخش‌ها انجام دهد. در چنین حالتی نه‌تنها از موازی‌کاری جلوگیری می‌شود، بلکه مجموعه اقدامات فرهنگی به‌ویژه در مناسبت‌های مذهبی می‌تواند به‌صورت طبیعی و پایدار به افزایش آرامش روانی، امید اجتماعی و نشاط عمومی در جامعه منجر شود.
ایکنا ـ قالب‌های رایج جشن‌ها و برنامه‌های مناسبتی، مانند چراغانی، سخنرانی و نمایشگاه، تا حدی دچار تکرار شده‌اند. برای جذب حداکثری مخاطبان، به‌ویژه نسل جوان چه قالب‌های نوین و مشارکت‌محوری را می‌توان برای دسته‌های مختلف مناسبت‌ها پیشنهاد داد؟ 

در پاسخ به این پرسش ابتدا باید توجه داشت که این گفت‌وگو مجال ارائه طرح‌های اجرایی جزئی، مشخص و نسخه‌های از پیش‌طراحی‌شده نیست؛ نه یک طرح، نه دو طرح و نه حتی ده‌ها طرح آماده. با این حال خود طرح چنین پرسشی بسیار حائز اهمیت است، زیرا به یک مسئله بنیادین اشاره دارد و آن چگونگی انتقال مفاهیم به مخاطب و ارتقای روانی جامعه متناسب با سطح فهم، ظرفیت‌ها و شرایط اوست. پیام‌رسانی فرهنگی که لزوما به معنای سخنرانی کلاسیک نیست باید همواره با درک مخاطب، اقتضائات زمانی و ابزارهای مؤثر ارتباطی انجام شود. امروزه بخش قابل توجهی از تأثیرپذیری اجتماعی در عرصه فضای مجازی و رسانه‌های نوین شکل می‌گیرد. در این فضا نیز اصل سخنرانی یا انتقال مستقیم پیام فی‌نفسه از کار افتاده یا بی‌اثر نشده است. همان‌گونه که در طول تاریخ، نصیحت، تعلیم و تذکر همواره وجود داشته و هرگز به دلیل تکرار، از اعتبار ساقط نشده است. 

بنابراین، نباید صرفا به این دلیل که برخی قالب‌ها سابقه طولانی دارند، آن‌ها را ناکارآمد یا منسوخ تلقی کرد. مسئله اصلی نه اصل قالب‌ها، بلکه شیوه، محتوا، کیفیت و انحصار در استفاده از آن‌هاست.  در عین حال، نوآوری و ابتکار روح زنده فعالیت‌های فرهنگی است. اگر نوآوری از عرصه فرهنگ حذف شود، این حوزه دچار ایستایی خواهد شد و برنامه‌ها از به‌روز بودن فاصله می‌گیرند. به همین دلیل نیز همواره بر ضرورت پیوست فرهنگی برای همه فعالیت‌های کلان حتی فعالیت‌های اقتصادی تأکید شده است؛ چراکه هر اقدام اقتصادی و اجتماعی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم آثار فرهنگی بر جامعه برجای می‌گذارد. در این چارچوب یک پرسش کلیدی وجود دارد که می‌توان آن را پرسش توسعه و پیشرفت نامید و هر نهاد فرهنگی اگر آن را به‌صورت مستمر در کنار برنامه‌ریزی‌های خود قرار دهد، ناگزیر به سمت نوآوری حرکت خواهد کرد. 

آن پرسش این است که آیا پس از طراحی و تصویب برنامه‌ها، کار دیگری هم می‌توان انجام داد؟ طرح مداوم این سؤال ذهن مدیران و برنامه‌ریزان را از توقف و تکرار می‌رهاند و زمینه‌ساز تولید ایده‌های تازه و ابتکارات نو می‌شود.  در عین حال، نباید دچار این خطا شد که تصور کنیم قالب‌هایی مانند سخنرانی، جشن، نمایشگاه یا گردهمایی‌های عمومی ذاتاً کهنه یا ناکارآمد شده‌اند. سخنرانی، در بسیاری از موقعیت‌ها همچنان بسیار اثرگذار است و نمی‌توان آن را صرفا به دلیل تکرار کنار گذاشت. نمایشگاه‌ها و آیین‌های جشن نیز از جمله قالب‌هایی هستند که اصل آن‌ها تکراری نمی‌شود، بلکه این شیوه اجرا و میزان تنوع در محتواست که می‌تواند موجب جذابیت یا ملال شود. همان‌گونه که در زندگی روزمره بسیاری از رفتارها تکرار می‌شوند، اما به خودی خود ملال‌آور نیستند.  آنچه اهمیت دارد، پرهیز از انحصار و یکنواختی است. 

    اگر جهت‌گیری فرهنگی جامعه بر پایه اخلاق، محبت، عدالت، دگرخواهی و رفتار نیکو استوار باشد، ذهن‌ها به‌طور طبیعی به سمت نوآوری در قالب‌ها حرکت خواهند کرد

اگر برنامه‌های فرهنگی تنها به یک نوع سخنرانی یا یک الگوی ثابت از اجرا محدود شوند، ممکن است برای بخشی از مخاطبان به‌ویژه نسل جوان، خسته‌کننده جلوه کنند. در مقابل، ترکیب قالب‌های سنتی با ابتکارات جدید مانند گسترش جشن‌های مردمی و خیابانی، مشارکت‌دادن فعال مخاطبان، استفاده از ظرفیت هنر، رسانه‌های نوین و فعالیت‌های جمعی می‌تواند روح تازه‌ای به مناسبت‌ها ببخشد؛ امری که در سال‌های اخیر نیز نشانه‌هایی از تحقق آن دیده می‌شود. در این میان، نهادهایی که مأموریت مستقیم فرهنگی دارند از جمله حوزه‌های علمیه، آموزش‌وپرورش، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف و دیگر مراکز فرهنگی وظیفه مضاعفی بر عهده دارند تا نوآوری و ابتکار را به‌عنوان یک سیاست الزام‌آور در انتقال مفاهیم فرهنگی به مخاطب دنبال کنند. به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند گسترش محبت اجتماعی، ترویج فضایل اخلاقی، مهربانی، گذشت، حسن معاشرت، کنترل خشم و مقابله با ظلم ظرفیت‌های فراوانی برای طراحی قالب‌های متنوع و اثرگذار وجود دارد. 

تجربه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که گسترش فرهنگ گذشت، صلح و سازش پیش از آنکه موجب شادی دیگران شود، خود فرد را به رضایت و آرامش درونی می‌رساند و در سطح کلان نشاط اجتماعی را افزایش می‌دهد. اقداماتی مانند ترویج صلح و مصالحه در جامعه که بخشی از آن در قالب برنامه‌های رسمی و بخشی دیگر در رفتارهای فردی و جمعی شکل می‌گیرد، نمونه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی عمیق و شادی‌آفرین است. از سوی دیگر، فرهنگ غنی اسلامی سرشار از آموزه‌های اخلاقی و دستورالعمل‌هایی است که در صورت اجرا، به‌طور طبیعی به کاهش تنش‌ها و افزایش شادی در خانواده و جامعه منجر می‌شود. روابط خانوادگی مبتنی بر اخلاق، ایثار و دگرخواهی، نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که بسیاری از تعارض‌ها و نارضایتی‌ها نه از کمبود امکانات بلکه از ضعف در رفتارها و اخلاق اجتماعی ناشی می‌شود. گسترش این الگوها در سطح جامعه می‌تواند تأثیری عمیق‌تر از هر قالب ظاهری و مقطعی بر نشاط اجتماعی داشته باشد.

در نهایت، می‌توان گفت که مسئله اصلی در جذب مخاطب و به‌ویژه نسل جوان صرفا یافتن قالب‌های جدید نیست، بلکه تعیین جهت فعالیت‌های فرهنگی است. اگر جهت‌گیری فرهنگی جامعه بر پایه اخلاق، محبت، عدالت، دگرخواهی و رفتار نیکو استوار باشد، ذهن‌ها به‌طور طبیعی به سمت نوآوری در قالب‌ها حرکت خواهند کرد. در این میان، شاید نخستین و مؤثرترین گام آن باشد که کنشگران فرهنگی و اجتماعی خود در رفتار فردی و جمعی الگوی عملی این ارزش‌ها باشند؛ چراکه رفتارهای انسانی، بیش از هر قالب و برنامه‌ای الهام‌بخش و اثرگذارند.
ایکنا ـ چگونه می‌توان از ظرفیت مناسبت‌های شاد مذهبی برای تبلیغ دین به زبان روز استفاده کرد، به نحوی که هم نشاط اجتماعی ایجاد شود و هم نسل جوان به‌صورت مؤثر جذب آموزه‌های دینی شود؟ 

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بر یک اصل بنیادین تأکید کرد که اهتمام به مراسم شاد و نشاط‌آفرین به همان میزان اهمیت دارد که به مراسم عزاداری و سوگواری اختصاص می‌دهیم. در منابع اسلامی و شیعی شادی و نشاط اهل بیت(ع) و نیز غم و اندوه آنان هر دو دارای پیام و اثرگذاری روانی و اجتماعی هستند؛ شادی، نشاط‌آور و محرک روحیه و آرامش و غم عاملی برای هشیاری اخلاقی و عاطفی جامعه به شمار می‌آید. بنابراین، نگاه دینی به نشاط نه به‌عنوان امری سطحی، بلکه به‌مثابه ابزاری برای توازن روانی، اخلاقی و اجتماعی تلقی می‌شود.  این رویکرد ضرورت دارد که هم در مناسبت‌های ملی و هم مناسبت‌های مذهبی اهتمام جدی به ایجاد برنامه‌های شاد و نشاط‌آفرین داشته باشیم. 

    می‌توان هر عمل نیک و کمک به دیگری را در قالبی شاد و نشاط‌آور تلقی کرد؛ از کوچک‌ترین اقدامات مانند دادن شکلات به کودکان یا کمک به یک سالمند گرفته تا بزرگترین مناسبت‌ها مانند ولادت ائمه اطهار(ع) و رسول گرامی اسلام(ص)

این بدان معناست که جشن‌های ملی مانند اعیاد نوروز یا جشن‌های اخلاقی و خانوادگی به‌مثابه فرصت‌هایی برای ترویج رفتارهای دگرخواهانه و محبت اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال، صله رحم و برگزاری دورهمی‌های خانوادگی یا دوستانه که در آن افراد برای یکدیگر هزینه می‌کنند، شیرینی یا هدیه می‌آورند و محبت اجتماعی را گسترش می‌دهند، به‌طور طبیعی نقش جشن و نشاط را ایفا می‌کنند و در عین حال پیام دینی دگرخواهی و توجه به همنوع را منتقل می‌کنند. نمونه‌های تاریخی نیز این نگاه را تأیید می‌کنند. روایت است که سلمان فارسی در یکی از اعیاد نوروز حلوا آماده کرد و خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) عرضه کرد؛ وقتی حضرت علت را پرسیدند، سلمان فرمود که ایرانیان نوروز را جشن می‌گیرند. پاسخ حکیمانه حضرت نشان می‌دهد که ذات عید نه محدود به تاریخ یا مناسبت مشخص، بلکه در همان عمل به شادی، کمک و توجه به دیگران نهفته است. امام(ع) فرمودند که اگر هدف از عید، شیرینی دادن و ایجاد خوشحالی برای دیگران است، چرا آن را محدود به یک روز کنیم؟ این پیام، به وضوح نشان می‌دهد که همه عرصه‌های زندگی فرصت‌هایی برای جشن و نشاط اجتماعی هستند. 

بر این اساس، می‌توان هر عمل نیک و کمک به دیگری را در قالبی شاد و نشاط‌آور تلقی کرد؛ از کوچک‌ترین اقدامات مانند دادن شکلات به کودکان یا کمک به یک سالمند گرفته تا بزرگترین مناسبت‌ها مانند ولادت ائمه اطهار(ع) و رسول گرامی اسلام(ص). این نگاه ظرفیت مناسبت‌های شاد مذهبی را از محدودیت‌های رسمی فراتر می‌برد و اجازه می‌دهد پیام دینی، اخلاقی و اجتماعی به زبان روز با ابزارهای ملموس و قابل فهم برای نسل جوان منتقل شود.  در نتیجه، برنامه‌ریزی برای نشاط اجتماعی در مناسبت‌های مذهبی نباید صرفا محدود به مراسم و آیین‌های رسمی باشد، بلکه باید تمامی ابعاد زندگی اجتماعی، از خانواده و مدرسه تا محیط کار و جامعه، را دربرگیرد. با این رویکرد، جشن و شادی نه تنها وسیله‌ای برای ایجاد خوشی، بلکه ابزاری برای تبلیغ دین، تقویت اخلاق اجتماعی و پرورش نسل جوان متعهد و دگرخواه خواهد بود.


نوشته شده در   سه شنبه 28 بهمن 1404  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode