خلع يد غارتگران انگليسي از صنعت نفت ايران و روز خلع يد (1330 ش)
پس از تصويب قانون ملي شدن صنعت نفت ايران در 29 اسفند 1329، هيئتي متشكل از كارشناسان ايراني، اداره امور اجرايي شركت ملي نفت ايران را به عهده گرفت. با تشكيل اين هيئت، بنا به پيشنهاد آيتاللَّه كاشاني و دكتر مصدق و تصويب مجالس شوراي ملي و سناي ايران، از شركت نفت انگليس خلع يد شد. بدين ترتيب در 29 خرداد ماه 1330، اين روز، روز خلع يد از شركت نفت انگليس نام گرفت. در اين روز، مردم مسلمان ايران پس از مبارزه و فداكاري بسيار به يك پيروزي درخشان دست يافتند و استعمار خارجي و استبداد داخلي را وادار به عقب نشيني كردند. در پي خلع يد از شركت نفت انگليس، كاركنان خارجي اين شركت كه بيش از چهار هزار و پانصد نفر بودند، به طور دست جمعي از ايران خارج شدند. در پي آن، دولت انگليس، دست به اقدامات سياسي وسيعي زد و ايران را تهديد نظامي كرد.
درگذشت انديشمند مسلمان "دكتر علي شريعتي" (1356 ش)
دكتر علي شريعتي در سال 1312 شمسي در شهرستان مزينان در استان خراسان متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه، راهي پاريس شد و در آنجا موفق به اخذ دكتراي جامعهشناسي گرديد. او در ضمن تحصيل در فرانسه، جهت آزادي كشور مسلماننشين الجزاير نيز كوششهاي چشمگيري داشت. دكتر در سال 1343 به ايران بازگشت و بلافاصله به خاطر مبارزاتي كه عليه رژيم ستمشاهي انجام داده بود دستگير و روانه زندان شد. پس از آزادي از زندان ضمن اشتغال به تدريس، به سخنرانيهاي روشنگرانه همت گماشت. در اين زمان، شريعتي مبارزات خود را با برگزاري جلسات سخنراني و بحث، در حسينيه ارشاد تهران ادامه داد. او در كنار استادان و متفكراني نظير استاد شهيد مرتضي مطهري و باهنر، حسينيه ارشاد را به پايگاهي جهت تغذيه فكري نسل جوان تبديل نمودند. دكتر شريعتي به امام خميني(ره) علاقمند بود و محققي فعال به شمار ميرفت، به طوري كه در طول زندگي كوتاه خود، بيش از 200 اثر به صورت كتاب، جزوه و مجموعه نوار سخنراني از خود به جاي گذاشت. فعاليتهاي فرهنگي دكتر شريعتي، سبب دستگيري مجدد او گرديد و پس از آزادي، در تاريخ 16 ارديبهشت 1356 به لندن مسافرت كرد و در 29 خرداد همان سال در آن شهر به طرز مشكوكي درگذشت. بدنش را پس از چند روز به سوريه منتقل كرده و در زينبيه به خاك سپردند. برخي سخنان و نوشتههاي وي در عين داشتن نكات بديع و احساس برانگيز، در خور تأمل و نقد ميباشند.
سقوط منطقه مهران توسط منافقين و با پشتيباني ارتش عراق در اواخر جنگ (1367ش)
منطقه استراتژيك مهران، يكي از جبهههاي مهم ايران در استان ايلام بود كه طي دوران جنگ، چندين بار از جانب دو طرف، دست به دست شد. عراق كه در اواخر جنگ با پشتيباني بسيار غرب و به ويژه آمريكا، به پيشرفتهترين تسليحات نظامي مجهز شده بود، تصميم گرفت تا بار ديگر اين منطقه را اشغال نمايد. از اين رو، ارتش عراق در اقدامي مشترك با منافقين، در 29 خرداد 67 به مهران حمله كرد و اين شهر را به اشغال خود درآوردند. پس از آن نيروهاي منافقين با برخورداري از حمايت يگانهاي دشمن، وارد شهر مهران شدند.
شهادت آيت اللَّه "ميرزا علي غروي تبريزي" توسط دژخيمان بعث عراق در كربلا (1377 ش)
آيت اللَّه ميرزا علي غروي تبريزي در سال 1309 ش (1349 ق) در تبريز به دنيا آمد. وي علي رغم از دست دادن پدر در طفوليت، در چهارده سالگي وارد حوزه علميه قم شد. آيتاللَّه غروي پس از پنج سال اقامت در قم، جهت اخذ دانش بيشتر و ارتباط با باب علم، رهسپار نجف گرديد و از استاداني همچون آيت اللَّه سيد ابوالقاسم خويي و ميرزا باقر زنجاني بهره برد. او در عين تحصيل، به تدريس نيز ميپرداخت و پس از چندي، حوزه مستقلي براي تدريس خارج تأسيس نمود. آيتاللَّه غروي داراي بياني روشن و قلمي گويا بود و سختترين و سنگينترين مطالب فقهي را با روشنترين عبارات تبيين ميكرد. از اين فقيه برجسته آثار متعددي بر جاي مانده است كه التَّنْقيح در دوازده جلد شامل تقرير درس آيت اللَّه خويي، شرح استدلالي مكاسب، رسالهاي در قاعده طهارت و رسالهاي در قاعده قضا از آن جمله است. سرانجام اين عالم بزرگوار در حالي كه كمتر از دو ماه از شهادت آيتاللَّه شيخ مرتضي بروجردي توسط دژخيمان بعث عراق ميگذشت در 29 خرداد 1377 برابر با 24 صفر 1419 ق در حالي كه از زيارت حرم امام حسين(ع) مراجعت مينمود مورد هدف مزدوران خونآشام بعث قرار گرفت و به همراه جمعي از ياران، در 68 سالگي به فيض شهادت نائل آمد.
رحلت فقيه، محدث و متكلم شهير "قطب الدين راوندي" (573 ق)
امام قطب الدين ابوالحسن سعيد بن هبة اللَّه بن حسين راوندي پس از تحصيل مقدمات به سرعت مدارج علمي را طي نمود. وي از شاگردان خاص علامه طبرسي صاحب تفسير مجمع البيان و ديگر اساتيد عصر بود. ابن شهر آشوب، علي بن محمد المدائني و دو فرزندش حسين و محمد از شاگردان قطب و فقهاي زمان بودهاند. قطب الدين راوندي در تفسير، نهج البلاغه، كلام، فلسفه، فقه، حديث، تاريخ، اصول فقه و شعر و ادب استاد زمانه بود و در هر كدام داراي تاليفاتي ميباشد. كه اُمّ القُرآن، تفسيرالقرآن، الاختلافات، رسالةُالفقها، فِقهُ القرآن و... از آن جملهاند. اين عالم بزرگ و اين فقيه رباني سرانجام در سال 573 ق در شهر مقدس قم جان به جان آفرين تسليم كرد و در جوار حرم مطهر حضرت معصومه به خاك سپرده شد. روزي كه پس از هشتصد سال، قصد بازسازي صحن مبارك را داشتند، با پيكر سالم و سيماي نوراني اين عارف باللَّه مواجه شدند و حسب الامر حضرت آيت اللَّه مرعشي نجفي، سنگ قبر بلندي بر فراز مزارش نصب كردند.
تولد "بِلْز پاسكال" فيلسوف و رياضيدان مشهور فرانسوي (1623م)
بِلْزْ پاسكال دانشمند و رياضيدان فرانسوي در 19 ژوئن 1623م در ناحيه كِلِرمون فرانسه به دنيا آمد. وي از كودكي علاقه زيادي به رياضيات داشت به طوري كه در 12 سالگي، پس از شنيدن صدايى كه از برخورد كارد و بشقاب چيني به وجود آمد، مشغول تهيه كتابي درباره مبحث صوت گرديد. وي در همين سال، مسائل و قضاياي هندسه اقليدس را بدون كمك از كتاب، حل كرد. پاسكال در سالهاي بعد تحقيقات مهمي در رياضي و فيزيك به انجام رساند كه تنظيم قوانين فشار و تعادل مايعات با نام خود او، از شهرت جهاني برخوردار است. وي در 31 سالگي به همراه يكي از رياضيدانان زمان، حساب احتمالات را كه امروزه در فيزيك از اهميت خاصي برخوردار است به وجود آورد. او همچنين 180 درجه بودن مجموع زاواياي مثلث را اثبات كرد ودر 18 سالگي نوعي ماشين حساب ساخت. پاسكال در جواني مسير تحقيقاتي خود را از مسائل فيزيك به جانب فلسفه سوق داد و بقيه عمر خود را در اين علم صرف نمود، زيرا چنانكه ميگفت دل نيز براي خودش دلايلي دارد كه مغز قادر به فهم آنها نيست. او به عنوان يك فيلسوف معتقد به تسامح و التقاط افكار بود و تلاش، كوشش و مناظره براي اثبات صحّت نظرات خود و بطلان نظريات را قبول نداشت. پاسكال معتقد بودكه مقام و ثروت، نه حق الهي است نه حق طبيعي، بلكه صرفاً زاده تصادف ميباشد. پاسكال با آنكه خود از هواخوهان مسيحيت بود، با اين حال با هرگونه اقدام جابرانهاي براي مسيحي كردن ديگران مخالفت ميكرد. او در اواخر عمر به مذهب گراييد وكتابهاي نامههاي ولايتي و افكار خود را در اين باره نگاشت كه شهرت فراواني يافتند و مهارت او را در نويسندگي نيز به نمايش گذاشتند. بِلْزْ پاسكال سرانجام در 19 اوت 1662م، در 39 سالگي درگذشت.
آزمايش پرواز اولين بالگرد جهان (1877م)
اولين وسيله پرنده كه قادر بود بدون نياز به باند پرواز، به طور عمودي از زمين پرواز كند و فرود آيد و يا در هوا ثابت بماند، بالگرد نام گرفت. اين وسيله براي اولين بار توسط انريكو فورلانيني مهندس ايتاليايي در نوزدهم ژوئن 1877م در بندر اسكندريه مصر آزمايش شد. اين بالگرد ابتدايي مدتي بعد توسط سيكورسكي، كارشناس امريكايي لهستاني الاصل تكميل و اين اختراع به نام وي ثبت گرديد. (ر.ك: 29 مه)