ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 24 شهريور 1405
سه شنبه 24 شهريور 1405
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : يکشنبه 13 فروردين 1396     |     کد : 176662

آنچه از نحسي 13 نمي دانيد!

در گذر زمان، ۱۳ فروردين با مطالبي پيوند خورد تا روزي باشد که بايد آن را به در کرد و از شر بلاهايش به طبيعت پناه برد.

در گذر زمان، ۱۳ فروردين با مطالبي پيوند خورد تا روزي باشد که بايد آن را به در کرد و از شر بلاهايش به طبيعت پناه برد. حتي نحسي سيزده تا آنجا بالا گرفت که تا چند دهه قبل، کسي حق نداشت روز سيزده بدر براي ديد و بازديد جايي برود؛ مگر اين که خودش را براي شنيدن لقب نحس و بديمن آماده مي کرد. ديد و بازديد رفتن در روز ۱۳ فروردين در تهران قديم به معني نحوست بردن به خانه ديگري بود و هنوز هم در بعضي از شهرهاي کوچک گفته مي شود که تمام بلاهاي يک سال در روز سيزده فروردين نازل مي شود و مهمان ناخوانده اين روز، کسي است که بلاها با قدم او به خانه ميزبان مي آيند!

13 در ديگر ملل دنيا
نحوست عدد ۱۳ فقط به مرزهاي ايران محدود نمي شود. سيزده در بسياري از کشورها عدد بديمني است. به همين دليل، مسيحيان هيچ وقت سيزده نفري سر يک ميز غذا نمي خورند. خرافاتي هاي امريکا مبتکر عدد ۱۲+۱ بوده اند و مردم سوئد، اگر تعطيلات آخر هفته شان به سيزدهم بيفتد مي گويند هفته نحسي در راه دارند. خرافات درباره نحسي ۱۳ تا جايي بالا گرفته است که در بعضي از خطوط هواپيمايي، صندلي شماره سيزده وجود ندارد و بعد از صندلي ۱۲ هواپيما، صندلي ۱۴قرار دارد!

13 و مسيحيان
برخي از محققان عقيده دارند که اعتقاد به نحوست عدد سيزده اثري است که از ارتباط و مجاورت با عالم مسيحيت به زرتشتيان و بعد از آنان مسلمانان انتقال پيدا کرد. چون يهوداي اسخريوطي يکي از دوازده حواري مسيح، نقشه کشيد تا مسيح را تسليم مخالفانش کند و او سيزدهمين فردي بود که به جرگه مسيح و يازده شاگرد ديگرش در آمده بود، مسيحيان سيزده را نحس دانستند. چون با سيزده نفره شدن جمع مسيح و يارانش، مسيح گرفتار و محاکمه و به دار آويخته شد.

13 و يهوديان؛ جشن ايران‌کشي!
بر مبناي کتاب استر، «هدسه يا استر» به همراه عده‌اي از زنان زيبا در روز جشن تاجگذاري خشايار شاه به قصر آمده تا با همکاري پسر عمويش مردخاي که قيم او نيز هست هامان وزير خشايار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخاي را جانشين وي مي‌کنند. آنها سپس از خشايار شاه اجازه کشتن دشمنان يهود را در 3 روز متوالي مي‌گيرند. خشايار شاه به خواست يهوديان دستور قتل ايرانيان را مي دهد.
اين جمع در اين 3 روز 70 هزار نفر از ايرانيان که در ميانشان زنان و کودکان نيز قرار داشتند, با بي‌رحمي تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت مي‌برند.
گفتني است يهوديان هنوز هم با گذشت 26 قرن به مناسبت اين پيروزي و قتل عام بي‌سابقه تاريخي جشن مي‌گيرند. آنها در اين روز لباس‌هايي شبيه شخصيت‌هاي داستان پوشيده و با بازي‌ کردن نقش‌هاي آنها اين جنايت بزرگ را تجديد خاطره مي‌کنند. اين نسل‌کشي بي‌سابقه مطابق با روز 13 فروردين بوده است. اين نحسي 13 که برخي از آن اسم مي برند مرتبط با پوريم و اين نسل کشي است که ايرانيان را وادار کرد در اين روز سراسيمه از خانه و کاشانه‌شان فرار کنند و سر به کوه و صحرا بگذارند.
اين نسل‌کشي را مي‌توان نوعي هولوکاست به حساب آورد. هولوکاستي که در طي 3 روز 70 هزار ايراني به قتل رسيد. هولوکاستي که تبديل به يکي از بزرگترين جشن‌هاي آييني يهوديان شده است. يهوديان در اين روز براي شکرگزاري به درگاه خدا روزه گرفته و به رقص و پايکوبي مي‌پردازند. جشن پوريم که در برخي از نقاط اروپا و آمريکا برگزار مي‌شود به جشن ايران‌کشي نيز مشهور است. اين جشن براساس داستاني در تورات است .
استر نام آخرين دفتر از کتاب تورات است. اين کتاب در اواخر عهد هخامنشي و يا پس از آن نوشته شده است. بنابر نوشته بسياري از مورخين و کارشناسان تاريخ, مطالب کتاب استر تماما در خدمت مصالح رباخواران حاکم بر جهان ، يعني صهيونيست ها و فراماسون ها است. اين کتاب عمق نفرت و انزجار تند برخي يهوديان نسبت به غير يهوديان به ويژه ايرانيان را نشان مي دهد. شدت و تندي نفرت بحدي است که خاخام ها و فقيهان قوم يهود در سده اول ميلادي مطمئن و متفق القول نبودند که آيا بايد کتاب استر را در کتاب مقدس بياورند يا نه؟
اين جشن گرفتن يهويان در تمام دنيا در حالي صورت مي‌گيرد که کشته شدن به ناحق حتي يک انسان جنايتي بزرگ محسوب مي‌شود. اين جنايت چيزي جز نژاد پرستي و بي‌ارزشي يک قوم نيست. يهودياني که, هيتلر را متهم به يهودي سوزي (هولوکاست) نموده‌اند, بايد به پيشينه سياه تاريخي خود برگردند و هولو کاست واقعي را در تاريخ اقوام خود جستجو کنند. در جنگ جهاني دوم يهوديان, ميليون‌ها مسيحي را کشتند و در ادامه, راه کشتار در فلسطين را در پيش گرفتند و هزاران تن از مسلمانان و مسيحيان به دست صهيونيست‌ها قتل عام مي‌شوند.

13 و ماجراي اصحاب الرس
در رابطه با سيزده، ميتوان به ماجرايي نيز اشاره کرد که در تفسير نمونه جلد 15 صفحه 93و94 ذيل آيات مربوط به اصحاب الرس(فرقان/38 – ق/12) آمده است. در عيون اخبار الرضا از امام علي بن موسي الرضا (عليهماالسلام) از اميرمؤمنان حديثي طولاني درباره اصحاب رس نقل شده که فشرده آن چنين است: آنها قومي بودند که درخت صنوبري را مي پرستيدند و به آن شاه درخت مي گفتند، و آن درختي بود که يافث فرزند نوح بعد از طوفان در کناره اي به نام روشن آب غرس کرده بود آنها دوازده شهر آباد داشتند که بر کنار نهري به نام رس بود، اين شهرها به نامهاي: آبان، آذر، دي، بهمن، اسفندار فروردين، ارديبهشت، خرداد تير، مرداد و شهريور و مهر نام داشت که ايرانيان نامهاي ماههاي سال خود را از آنها گرفته اند. آنها به خاطر احترامي که به آن درخت صنوبر مي گذاشتند، بذر آن را در مناطق ديگر کاشتند و نهري براي آبياري آن اختصاص دادند به گونه اي که نوشيدن آب آن نهر را بر خود و چهارپايانشان ممنوع کرده بودند، حتي اگر کسي از آن ميخورد او را به قتل مي رساندند، و مي گفتند اين مايه حيات خدايان ما است و شايسته نيست کسي از آن چيزي کم کند!
آنها در هر ماه از سال، روزي را در يکي از اين شهرهاي آباد عيد مي گرفتند و به کنار درخت صنوبري که در خارج شهر بود مي رفتند، قربانيها براي آن مي کردند و حيواناتي سر مي بريدند و سپس آنها را به آتش مي افکندند، هنگامي که دود از آنها به آسمان برمي خاست در برابر درخت به سجده مي افتادند و گريه و زاري سرمي دادند! عادت و سنت آنها در همه اين شهرها چنين بود تا اينکه نوبت به شهر بزرگي که پايتخت پادشاهشان بود و نام اسفندار داشت مي رسيد، تمامي اهل آباديها همه در آن جمع مي شدند و دوازده روز پشت سر هم عيد مي گرفتند و [روز سيزده به بيرون شهر و نزد آن صنوبر مي رفتند و] آنچه در توان داشتند قرباني مي کردند و در برابر درخت سجده مي نمودند.
هنگامي که آنها در کفر و بت پرستي فرو رفتند، خداوند پيامبري از بني اسرائيل به سوي آنها فرستاد تا آنها را به عبادت خداوند يگانه و ترک شرک دعوت کند، اما آنها ايمان نياوردند، پيامبر براي قلع ماده فساد از خدا تقاضا کرد، آن درخت بزرگ خشکيد، آنها هنگامي که چنين ديدند سخت ناراحت شدند و گفتند اين مرد خدايان ما را سحر کرده! بعضي ديگر گفتند: خدايان به خاطر اين مرد که ما را دعوت به کفر ميکند بر ما غضب کردند!.
و به دنبال اين بحثها همگي تصميم بر کشتن آن پيامبر گرفتند، چاهي عميق کندند و او را در آن افکندند و سر آن را بستند و بر بالاي آن نشستند و پيوسته ناله او را شنيدند تا جان سپرد، خداوند به خاطر اين اعمال زشت، و اين ظلم و ستمها آنها را به عذاب شديدي گرفتار کرد و نابود ساخت. (عيون اخبار الرضا(ع) طبق نقل و تلخيص تفسير الميزان ج 15 ص 237)

13 و امام علي(ع)
در کتب تاريخي نيز آمده است که بني اميه در جهت تخريب شخصيت شيعه و به خصوص حضرت علي (ع) اقدامات گسترده اي را انجام داده بود که خيلي از آنها هنوز هم در فرهنگ محاوره اي و ضرب المثلهاي ما باقي مانده است .يک نمونه بارز اين مطلب نحسي عدد 13 بود. آنها13 رجب روز ميلاد حضرت علي (ع) را عدد نحس و بديمن بين مردم رواج دادند در حاليکه اين عدد براي شيعيان مبارکترين عدد است.
حضرت علي (ع) در 13 رجب متولد شدند و اگر چنين روزي روز نحس مي بود، خداوند متعال اميرالمومنين(ع) را با آن همه عظمت در خانه خود کعبه، به دنيا نميفرستاد!
از اين منظر بايد شايسته است که بگوييم قطعا سيزده نحس است، اما نه براي مؤمنان، بلکه براي کافران و ظالمان و دشمنان عدالت پيشگيِ الهيِ اميرالمومنين امام علي(ع). بيگمان، حيدر کرار(ع)، ميلادش براي همه جباران عالم همراه با نحوست و بديُمني است، چرا که او و نسل طاهرينش تا امام عصر(عج) و دوستداران حقيقي شان قطعا نگذاشته و نخواهند گذاشت، که آب خوش از گلوي دشمنان خدا پايين برود.

13 و حقيقتي قابل تأمل!
اعداد نيز مانند حروف (صداها) خلقت خداوند متعال هستند و خداوند عليم و حکيم هيچ مخلوق نحسي نيافريده است. از هستي و خير محض، به جز خير صادر نمي‌گردد. پس نحس بودن عدد 13 يا روز 13 و ساير موارد بيان شده، همه چيزي جز خرافه نيست.
ضمن آنکه اگر قرار بود عدد 13 نحس باشد، دليلي نيست که فقط 13 فروردين نحس باشد، بلکه بايد روز سيزدهم همه‌ي ماه‌ها نيز نحس باشد. لذا چنان چه بيان شد نه عدد نحسي وجود دارد و نه روز نحس.
در قرآن کريم آيات مرتبط با سرنوشت و عذاب سخت قوم عاد با تعبير نحوست همراه است. همانطور که در قرآن کريم مي‎خوانيم که قرآن در شب مبارکي نازل شده (انّا انزلناه في ليلة مبارکة / دخان،3) درباره روزهايي که قوم عاد عذاب شدند هم تعبير يوم نحس مستمر يا ايام نحسات در دو آيه (فصلت،16 و قمر،19) بيان شده است. نحس عنوان شدن روزهايي که قوم عاد در آنها عذاب شده‎اند يا مبارک دانستن شبي که در آن قرآن کريم نازل گشته نشان دهنده آن است که روزها به خودي خود (ذاتاً) نحس نيستند بلکه وقايع و رخدادها آنها را به اين صفت مشهور مي‎سازد. (ترجمه الميزان، ج19، ص117)
پس نحسي برخي از روزها که در قرآن کريم نيز تحت عناوين «أَيَّامٍ نَحِسات‏» و يا «يَوْمِ نَحْس» از آن ياد شده است، به عملکرد منحوس يک قوم بر مي‌گردد که نتيجه‌اش نزول بلا در آن روز (يا ايام) به آن قوم بوده است و براي آنان که معذب شده‌اند روز نحسي شد.
شهيد بزرگوار علامه مطهري نيز در اينباره مي گويد: «دو خاصيتي که در بشر هست سبب پيدايش فکر نحوست در اشياء و اعداد شده است. يکي اينکه بشر به طور کامل خودخواه است... يعني نمي خواهد مسئله شکستهاي خودش را متوجه خودش بکند. هميشه دنبال اين مي گردد يک چيز ديگري پيدا کند و بگويد اين بدي، اين شکست، اين بدبختي که پيدا شد؛ اين من نبودم؛ اين فکر من نبود ... بشر براي اينکه از تقبل مسئوليتها فرار کند آمده است براي اشياء براي چهارشنبه براي 13 براي ... نحوست قائل شده است... خاصيت ديگر روح تنبلي است که در انسان مي باشد. انسان وقتي بخواهد علت قضايا را بفهمد بايد از طريق علمي و عقلي کاوش و تفکر و جستجو و تفحص کند تا علت واقعي اشياء را درک کند. ولي با خيال همه قضايا را زود مي شود حل کرد... با يک کلمه خودمان را راحت مي کنيم مي گوييم علت اينکه ما در اين جنگ شکست خورديم اين بود که مثلا در روز چهارشنبه شروع کرديم يا روز 13 بود... علامه مطهري مخالف بودن اين عقيده را با قرآن بيان مي کند که: قرآن کريم در آيات زيادي با کمال صراحت اين مطلب را مي گويد که منشأ فال بد هر شومي و نحوستي که وجود دارد خارج از وجود خود بشر نيست.
يعني بشر ممکن است فکر و عقيده اش، فکر و عقيده شومي باشد، وقتي که فکر و عقبده اش سراسر خرافه و جهالت است شومي در جهالت است. شومي جز در اخلاق فاسد در جاي ديگري نيست. شومي جز در اعمال پليد در چيزي نيست. استاد بعد از دليل قرآني روايتي در اين باب نقل مي کنند: پيغمبر اکرم در کمال صراحت فرمود: رفع عن امّتي الطيره. (بحار، ج2، ص280) در امت من تطير و فال بد وجود ندارد. خود پيغمبر اکرم اشياء را به فال نيک مي گرفت و هرگز فال بد نمي زد و از فال بد منع مي کرد. فرمود هر وقت به دلت بد آمد با آمدن چيزي دلت چرکين شد اعتنا نکن مخصوصا برو.» (ورام، ج1، ص127) (پانزده گفتار، مطهري، صص 163 تا 166)
«بحث ما درباره‎ دفاع از 13 است. اين عددي که بدون ارتکاب هيچ جرم و جنايتي و بدون هيچ سابقه سوئي، اين بشر ظالم ستمگر و اين بشر جَهول ظَلوم - به تعبير قرآن کريم - او را محکوم کرده و براي آن نحوست و شئامت قائل شده است ... در ميان همه اشيائي که بشر براي آنها شئامت و نحوست قائل است اعداد سهم بيشتري دارند. حال روي چه حسابي چه عرض کنم ولي در مجموع بشر در اين مسئله بيشتر پاپيچ اعداد شده است و در ميان اعداد هم از همه مظلوم‌تر و بيچاره‎تر و توسري‎خورتر، عدد 13 بوده است... 13 چه گناهي دارد؟ ... بدانيد اين مسائل مال اسلام نيست. ابداً، نه 13 ماه صَفر نه غير صَفر. من حتي به تمام مدارک و اخبارش مراجعه کردم... هر روزي که مردمي به کيفر اعمال خودشان گرفتار شدند و در عقوبت اعمال خودشان دست و پا زدند بدانند در روز نحسي گرفتارند.» (مجموعه آثار شهيد مطهري، ج 25، ص 401)

سخن را با اين جمله حکيمانه به پايان مي بريم که:
«سيزده بدر واقعي ما اين است که از خانه هاي تنگ و تاريک افکار خرافي خودمان به صحراي دانش و بينش خارج شويم.» (مطهري، يادداشتها، ج6، ص131)



 


نوشته شده در   يکشنبه 13 فروردين 1396  توسط   کاربر 1   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
Refresh
SecurityCode