ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 27 ارديبهشت 1401
سه شنبه 27 ارديبهشت 1401
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
 قصه ها
کلمه کلیدی
:
از
calendar
تا
calendar
جستجو

خر دانا

خر دانا يک روز يک مرد روستايي يک کوله بار روي خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود. ..
يکشنبه 17 خرداد 1388

خود کرده را تدبر نیست

خود کرده را تدبر نیست يک روستايي يک خر و يک گاو داشت که آنها را با هم در طويله مي بست خر را براي سواري نگاه مي داشت ...
يکشنبه 17 خرداد 1388

خورشيد كوچولو

  خورشيد كوچولو در زمانهاي بسيار دور و سرزميني بسيار دورتر،دختركي به نام خورشيد كوچولو با يك فرشته ي مهربون زندگي مي كرد...
چهارشنبه 13 خرداد 1388

پیشی ریزه ، گربه ی سر به هوا

پیشی ریزه ، گربه ی سر به هوا خانم و آقای گربه، یک پسر خوشگل داشتند که خیلی کوچولو بود.برای همین اسمش را پیشی ریزه گذاشته بودند...
چهارشنبه 13 خرداد 1388

سیاره ی سرد

سیاره ی سرد هزاران مایل دور از زمین، آنطرف دنیا سیاره كوچكی بنام فلیپتون قرار داشت. این سیاره خیلی تاریك و سرد بود،بخاطر اینكه خیلی از خورشید دور بود و یك سیاره بزرگ هم جلوی نور خورشید را گرفته بود. در این سیاره موجودات عجیب سبز رنگی زندگی می كردند...
دوشنبه 11 خرداد 1388

قار... قور... قار... قور

قار... قور... قار... قور   اميد كنار باغچه نشسته بود، دستش را روي دلش گذاشته بود و ناله مي كرد. خاله كلاغه از راه رسيد. دور سر اميد چرخيد و چرخيد...
دوشنبه 11 خرداد 1388

روباه و صابون و كلاغ

روباه و صابون و كلاغ روزي از روز هاي روزگار، روباه تر و تميزي از صحرا مي گذشت. يك مرتبه چيز آشنايي ديد. كلاغ سياهي بر شاخة درختي نشسته بود ...
دوشنبه 11 خرداد 1388

بشو و نشو

بشو و نشو کوچه خواب بود. با همة خانه‌ها و آدم‌ها و گربه‌هایش. خروس که خواند: - قوقولی قوقو! کوچه از خواب بیدارشد، با همه خانه‌ها و آدم‌ها و گربه‌ها و گنجشك‌هایش. کاری به کار آدم‌ها و خانه‌های کوچه نداریم...
دوشنبه 11 خرداد 1388