ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 3 بهمن 1398
پنجشنبه 3 بهمن 1398
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1388     |     کد : 3224

خانواده ومقام زن از نگاه ولایت

روز زن، یعنى نگاه درست و مبتنى بر منطق به زنان، که نیمى از جمعیت بشر را تشکیل مى‏دهند؛ آن هم نیمى که اگر نگاه کاوشگر انسان بخواهد ...

                   

روز زن، یعنى نگاه درست و مبتنى بر منطق به زنان، که نیمى از جمعیت بشر را تشکیل مى‏دهند؛ آن هم نیمى که اگر نگاه کاوشگر انسان بخواهد نقش آن را با نقش‏هاى دیگر مقایسه کند، خواهد دید که نقش این نیم، حساس‏ترین، ظریف‏ترین، ماندگارترین و مؤثرترین نقش‏ها در حرکت تاریخ انسان و در سیر بشریت به سوى کمال است. خدا زن را این‏گونه آفریده. اگر بناى آفرینش انسان و جهان را به دو بخشِ کارهاى ظریف و ریزه‏کارى و بخشِ کارهاى مستحکم - و به تعبیر سازندگان بناها، سفتکارى - بگذاریم، بخش اول که ظریف‏کارى‏ها و ریزه‏کارى‏ها و رشته رشته پروردن احساسات و عواطف بشر است، در اختیار زن است. گناه بزرگ تمدن مادى، تضعیف و گاهى به فراموشى سپردن این نقش است. هرجا سخن از تضعیف خانواده است، نقش این بخشِ مهم نادیده گرفته شده. هرجا سخن از بى‏اعتنایى به هنر مادرى و هنر تربیت فرزند در آغوش پُر مهر و محبت مادر است، این نقش نادیده گرفته شده. دنیاى غرب این جرم بزرگ را دارد که این نقش را تضعیف کرده و در مواردى نادیده گرفته است. بخشى از بزرگىِ این گناه به این مربوط است که این حرکت فاجعه‏آمیز را با نام «حمایت از زن» انجام مى‏دهد؛ در حالى‏که این حمایت از زن نیست؛ این خیانت به زن و خیانت به انسان است. نقش مادر از دوران حمل و باردارى شروع مى‏شود و تا آخر زندگى انسان ادامه دارد. مردى که به دوران جوانى رسیده یا از دوران جوانى هم عبور کرده، باز تحت تأثیر عطوفت و محبت و شیوه‏هاى خاص مادرانه‏ى مادر است. اگر زنان ما از لحاظ رتبه‏ى معرفتى و بینش و معلومات، سطح خود را ارتقاء دهند، این نقش با هیچ نقش دیگرى، با هیچ مؤثر دیگرى از مؤثرات فرهنگى و اخلاقى تا آخر قابل مقایسه نیست. یک وقت مادرى از لحاظ معرفت سطح‏اش پایین است؛ البته این نمى‏تواند در دوران بزرگى اثرگذارى کند؛ این گناهِ کم بودن معلومات یک انسان است؛ این نقصِ تأثیر مادرى نیست. مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن و ویژگى‏هاى اخلاقىِ یک قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خُلق خود و با رفتارِ خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل مى‏کند.

همه تحت تأثیر مادران هستند. آن که بهشتى مى‏شود، پایه‏ى بهشتى شدنش از مادر است؛ که «الجنة تحت اقدام الأمهات». البته نقش زن به عنوان همسر هم داستان بسیار طولانىِ دیگرى است. دنیایى که زن را از داخل خانواده جدا مى‏کند و با وعده‏هاى توهم‏آمیز بیرون مى‏کشد و او را در مقابل نگاه و حرکت هرزه‏ى جامعه، بى‏پناه و بى‏دفاع مى‏کند و میدان را براى تعرض به حقوق او باز مى‏کند، هم زن را تضعیف مى‏کند، هم خانواده را نابود مى‏کند، هم نسل‏هاى آینده را به خطر مى‏اندازد. هر تمدن و هر فرهنگى که این منطق را داشته باشد، دارد فاجعه ایجاد مى‏کند؛ و این امروز در دنیا اتفاق افتاده است و روزبه‏روز هم دارد بیشتر مى‏شود. و به شما عرض کنم؛ این از آن سیل‏هاى خطرناکى است که آثار تخریبى آن در بلندمدت ظاهر مى‏شود و بناى تمدن غرب را در هم خواهد کوبید و فرو خواهد ریخت. در کوتاه مدت چیزى فهمیده نمى‏شود؛ اینها چیزهایى است که صد ساله و دویست ساله خودش را نشان مى‏دهد؛ و نشانه‏هاى این بحران‏هاى اخلاقى در غرب الان دارد بروز مى‏کند.                                                                                                 

اسلام به معناى واقعى زن را تکریم کرده است. اگر روى نقش مادر و حرمت مادر در درون خانواده تکیه مى‏کند، یا روى نقش زن و تأثیر زن و حقوق زن و وظایف و محدودیت‏هاى زن در داخل خانواده تکیه مى‏کند، به‏هیچ‏وجه به معناى این نیست که زن را از شرکت در مسائل اجتماعى و دخالت در مبارزات و فعالیت‏هاى عمومى مردم منع کند. عده‏یى بد و یا کج فهمیدند؛ یک عده‏ى مغرض هم از این کج‏فهمى استفاده کردند؛ کأنّه یا باید زن، مادر خوب و همسر خوبى باشد یا باید در تلاش‏ها و فعالیت‏هاى اجتماعى شرکت کند؛ قضیه این‏طورى نیست؛ هم باید مادرِ خوب و همسر خوبى باشد، هم در فعالیت اجتماعى شرکت کند. فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) مظهر چنین جمعى است؛ جمع بین شؤون مختلف. زینب کبرى‏ نمونه‏ى دیگر است. زن‏هاى معروف صدر اسلام و زن‏هاى برجسته، نمونه‏هاى دیگرند؛ اینها در جامعه بودند و حضور داشتند. نفهمیدنِ مفهوم تکریم زن در اسلام، همراه شده است با بدآموزى‏هاى القاء شده‏ى به عنوان تکریم زن در تمدن غرب؛ اینها با هم آمیخته شده و یک جریان غلط ذهنى و فکرى به‏وجود آورده. زن در داخل خانواده، عزیز و مکرّم و محور مدیریت درونى خانواده است؛ شمع جمع افراد خانواده است؛ مایه‏ى انس و سکینه و آرامش است. کانون خانواده - که حوضچه‏ى آرامش زندگىِ پُرچالش و پُرتلاش هر انسانى است - به وجود زن آرام مى‏گیرد و سکینه و اطمینان پیدا مى‏کند. آن وقت نقش او به عنوان همسر، به عنوان مادر، به عنوان دختر خانواده، هر کدام یک فصل طولانى در تکریم دارد. بنابراین حقیقتاً باید در زمینه‏ى ارزش و کرامت زن در نظر اسلام، بازنویسى و بازگویى و بازبینى کرد.

 

مطلب دیگر این است که ما این بزرگوار را با زبان‏هاى ناقصِ خودمان توصیف مى‏کنیم. امروز هم شعراى عزیز ما همین مضمون را بارها تکرار کردند، که ما با این بیان ناقص و با این دید قاصر، فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) را توصیف مى‏کنیم. این دید، ناظر به آن مقامات معنوى نیست. چون به آنها دسترسى نداریم، آنها را نمى‏فهمیم و درک نمى‏کنیم. گاهى تعبیراتى گفته مى‏شود که خیلى هم دقیق نیست. مثلاً «عرش خدا زیر پاى تو» یعنى چه؟ عرش خدا چیست؟ اینها خیلى روشن نیست؛ همین‏طور یک تعبیرى است. چون مى‏خواهند تکریم و تعظیم کنند، اما واقعیت مطلب در ذهن کوچک ما نمى‏گنجد، از چنین تعبیراتى استفاده مى‏شود؛ گاهى خوب است، گاهى هم خوب نیست؛ گاهى درست است، گاهى هم درست نیست.

بخشى از قضیه براى ما قابل فهم است. من مى‏خواهم روى نکته‏ى کوتاهى از این بخش تکیه کنم. مى‏خواهم عرض کنم که ارزش فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) به عبودیت و بندگى خداست. اگر بندگى خدا در فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) نبود، او صدیقه‏ى کبرى‏ نبود. صدّیق یعنى چه؟ صدّیق کسى است که آنچه را مى‏اندیشد و مى‏گوید، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه این صدق بیشتر باشد، ارزش انسان بیشتر است؛ مى‏شود صدّیق؛ «اولئک مع الذین انعم اللَّه علیهم من النبیین و الصدیقین». «صدّیقین» پشت سر «نبیین»اند. این بزرگوار صدیقه کبرى‏ است؛ یعنى برترین زن صدیق. این صدیق بودن به بندگى خداست. اگر بندگى خدا نمى‏کرد، صدّیقه‏ى کبرى‏ نمى‏شد. اساس، بندگى خداست. نه فقط فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها)، بلکه پدر فاطمه هم - که مبدأ و سرچشمه‏ى فضائل همه‏ى معصومین اوست و امیرالمؤمنین و فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) قطره‏هایى هستند از دریاى وجود پیغمبر - ارزشش پیش خدا به خاطر عبودیت است؛ «اشهد ان محمداً عبده و رسوله»؛ اول، عبودیت اوست؛ بعد رسالت او. اصلاً رسالت - این منصب والا - به او داده شد، به خاطر عبودیت؛ چون خدا صنیعِ دست و مخلوقِ خود را مى‏شناسد. مگر در زیارت حضرت زهرا عرض نمى‏کنیم: «امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک»؟ در علم خداى متعال معلوم است که عمل من و شما چیست. ما در مقابل گناه و هوس و پول و نام نیک قرار مى‏گیریم؛ آیا به‏خاطر به‏دست آوردن اینها حاضریم از شرف و ایمان و تکلیفِ خود و امر و نهى الهى درباره‏ى خود صرف‏نظر کنیم یا نه؟ این اختیار ماست. چه راهى را انتخاب خواهیم کرد؟ وقتى گفتن سخنى براى انسان ضرر مادى دارد، وقتى حرکتى هوس‏هاى گناه‏آلود انسان را برآورده مى‏کند، ما سر دو راهى قرار مى‏گیریم. کدام راه را انتخاب خواهیم کرد؟ راه هوس و گناه و پول را، یا راه پاکدامنى و تقوا و بندگى خدا را؛ یکى از این دو را انتخاب خواهیم کرد. انتخاب و اختیارِ ماست، اما خداى متعال مى‏داند که ما چه راهى را اختیار خواهیم کرد؛ این در علم الهى هست. اگر شما انسانى هستید که این قدرت در شما وجود دارد که در مقابل کوهى از ارزش‏هاى مادى و برآورنده‏ى هوس‏ها محکم بایستید و تکان نخورید، خداوند براى شما شایستگى‏هایى در نظر مى‏گیرد. «و مریم ابنة عمران التى احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا»؛ خداى متعال بیهوده به مریم این‏قدر لطف نمى‏کند. این، کلام قرآن است. او با همه‏ى وجود پاکدامنى خود را حفظ کرد، لذا شایسته‏ى این شد که مادر عیسى‏ شود. حضرت یوسف در عین جمال و جوانى و برخوردارى از عزت مادى در خانه‏ى عزیز مصر، روى هوس خود پا گذاشت؛ لذا شایسته‏ى مقام والایى شد که خدا به او داد؛ یعنى پیغمبرى. خدا این را مى‏داند که این بنده چنین جوهرى دارد و این‏چنین اراده‏ى خود را صرف راه او خواهد کرد؛ لذا براى او مسؤولیت‏هاى بزرگ و سنگین دیگرى - که هر کدام باز به نوبه‏ى خود اجرهاى بزرگى دارد - در نظر مى‏گیرد. «امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنک صابرة»؛ خداى متعال مى‏داند که فاطمه‏ى زهرا در دوران زندگى چگونه انتخاب و اختیار خواهد کرد و چگونه قدم خواهد برداشت. عبودیت خدا معیار است. این شد براى ما خط روشن.                                                                             

برادران و خواهران عزیز! من و شما باید دنبال عبودیت خدا باشیم. تمجید از فاطمه‏ى زهرا نتیجه‏اش باید این باشد. شما برادران عزیز مداح کسانى هستید که از زبان و حنجره‏ى شما امواج نورانى و معطر مدیحه‏ى دختر پیغمبر و ائمه‏ى هدى‏ (علیهم‏السلام) ساطع مى‏شود و در دل مخاطبانتان مى‏نشیند؛ این خیلى ارزش است. الان بیست‏وچند سال است که ما این جلسه را با همین دوستان آقاى سازگار و بقیه‏ى دوستان داریم؛ به نظرم از سال 62 و 63 این جلسه هر سال در چنین روزى برقرار است. من بارها این مطلب را به شما عرض کرده‏ام که رتبت مداحى و منبر مداحى یکى از باشرافت‏ترین رتبه‏ها و منبرهاست. در این زمینه ما خیلى صحبت کرده‏ایم، که دیگر نمى‏خواهیم تکرار کنیم. امروز هم بحمداللَّه اقبال مردم و جوان‏ها به نواى مداحان، اقبال خوبى است. مى‏بینید مردم، استقبال مى‏کنند، علاقه نشان مى‏دهند، اجتماع مى‏کنند، صحبت مى‏کنند، پول مى‏دهند؛ این یک موقعیت است. موقعیت وقتى حساس شد، وظیفه حساس و خطیر مى‏شود. اول جلسه، قارى عزیزمان آیاتى را تلاوت کردند که خیلى مهم است و من چند آیه قبل از آن را عرض مى‏کنم. «یا نساء النبى من یأت منکنّ بفاحشة مبیّنة یضاعف لها العذاب ضعفین» - خطاب به زنان پیغمبر است - هر که از شما گناه کند، عذابش دو برابر است.چرا؟ زن پیغمبر چون زن پیغمبر است، اگر گناه کرد، عذابش دو برابر است. «و کان ذلک على اللَّه یسیرا». «و من یقنُت منکنّ للَّه و رسوله و تعمل صالحا نؤتها اجرها مرّتین»؛ آن طرف قضیه هم همین‏طور است: اگر عبادت کردید، اگر کار خوب کردید، اگر عمل صالح انجام دادید، دو برابر مردمِ دیگر به شما اجر مى‏دهیم. یعنى نماز زن پیغمبر به‏طور معمولى دو برابر نماز دیگران اجر دارد؛ عبادتش دو برابر عبادت دیگران اجر دارد. اگر هم خداى نکرده غیبت کسى را بکند، غیبتش دو برابر غیبت دیگران گناه دارد. بعد، آیه‏یى که این قارى خواندند، از این‏جا شروع مى‏شود: «یا نساء النّبى لستنّ کأحد من النّساء اِن اتّقیتن»؛ شما اگر تقوا پیشه کنید، مثل دیگر زنها نیستید؛ از بقیه‏ى زنهاى دیگر امتیاز دارید. آن وقت بعد دنباله‏اش مى‏فرماید: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الّذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا». این، خطاب به زنهاى پیغمبر است. اما زنهاى پیغمبر خصوصیتى ندارند؛ خصوصیت زنهاى پیغمبر، انتصاب به پیغمبر است. من و شما هر کدام انتصاب بیشتر و موقعیت خطیر و ممتازى در جامعه داشته باشیم، همین خصوصیت در ما هم هست. البته نمى‏گویم دو برابر - این را ادعا نمى‏کنم - اما با دیگر مردم فرق داریم، و من از شما بیشتر. اگر ما خطایى انجام دهیم، خطاى ما مثل خطاى مردمِ عادى نیست؛ سنگین‏تر و سخت‏تر است. اگر ما خداى نکرده کسى را به وادى ضلالت و گمراهى انداختیم، با عمل مشابهِ دیگرى تفاوت دارد. مداح‏ها بدانند چه مى‏خوانند و چه مى‏گویند. صداى خوش، آهنگ قشنگ، موقعیت ممتاز، تریبون خوب، اقبال فراوان؛ امروز هم که جوانها بحمداللَّه جامعه و کشور ما را با صفاى دلِ خودشان مصفا کرده‏اند - این همه جوان در این کشور وجود دارد - همه متوجه شماست. شما چه مى‏خواهید به مردم بدهید؟ این‏که من همیشه روى آنچه مى‏خوانید و آن‏چنان که مى‏خوانید - در جلسه‏ى مداح‏ها و با افراد گوناگون - تأکید مى‏کنم، به‏خاطر این حساسیت است

 

خانواده ومقام زن از نگاه مقام معظم رهبری


نوشته شده در   چهارشنبه 27 خرداد 1388  توسط   مدیر پرتال   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode