ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : شنبه 16 فروردين 1399
شنبه 16 فروردين 1399
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1398     |     کد : 191081

حماسه بانویی شگرف / نگاهی به اوصاف حضرت ام‌البنین(س)

نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی(ع) با کنیه‏ «امُّ‌البنین» (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بنی‌کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد(ص) و دارای صفات خانوادگی مشترک بودند.

 نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی(ع) با کنیه‏ «امُّ‌البنین» (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بنی‌کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد(ص) و دارای صفات خانوادگی مشترک بودند.

در جغرافیایی به اندازه سرزمین كربلا، نبرد خون با شمشیر، در عصر روز عاشورا به پایان رسید. البته پیروزی نهایی، تام و تمام از آن خون بود كه اكنون در رگ‌های نسل‌های انقلابی جریان دارد و هر آن كه جز این گوید مرگش باد.

به یقین، یزیدبن معاویه در این نبردِ نابرابر با شكستی مفتضحانه و در همه سطوح و تا همیشه تاریخ روبه‌رو گردید، حتی حكومت و سلطنت خود را، دو سال پس از این فاجعه از دست داد و اینگونه بود كه پیروزی خون بر شمشیر حسین بن علی(ع) پیوسته و مستمر در قلب میلیون‌ها انسان‌، در شرق و غرب عالم وارد شد.

امّا در مورد امّ‌البنین(س)، در این برهه از زمان، كافی است بدانیم كه او در طول زندگی‌اش غم و اندوه و رنج و ناراحتی اسلام را بر دل داشت و با دیدن ستمدیدگان و مظلومان آل محمد(ص) جامه سوگ به تن می‌كرد و جام غصه می‌نوشید و راهی جز اشک نداشت. بی‌شک مواضع اعجاب‌انگیز بانوی قهرمان(امّ‌البنین) در قبول ولایت اهل‌بیت(ع) آن هم تا این حد خالصانه، به خصوص نسبت به سیدالشهدا(ع) کاری انفعالی یا شتابزده و تصادفی نبود، بلكه علل و عوامل مختلفی باعث آن شد كه رفته رفته او را به قلّه ایمان و اخلاص رساند و منتهی به چنین حالات و اوصاف شد.

مهم‌ترین شاخصه‌های آن حضرت در چهار محور

۱.درس‌آموزی اُمّ‌البنین در مكتب امیرمؤمنان علی؛ تا آنجا كه داودی صاحب كتاب «العمده» در كتاب خود، از ایشان با صفت «عالمه» یاد می‌كند. با توجه به این‌كه در آن زمان هیچ زنی جز حضرت زینب(س) به این صفت متصف نشده بود. این بانو بزرگوار (امّ البنین) به درجات عالی نایل شد و لیاقت و شایستگی آن را یافت كه به بسیاری از علوم غیبی و اسرار پیچیده، كه جبرئیل به پیامبر اسلام(ص) رساند و ایشان به پسر عمویش، علی سپرد و از طریق امیر المؤمنین به بقیه معصومین(ع) و افراد شایسته رسید. در همین رهگذر می‌توان به ماجرای اطلاع ایشان از حوادث عاشورا و كربلا و آنچه بر فرزندش عباس پیش خواهد آمد، اشاره كرد.

مشهور است وقتی حضرت ابو‌الفضل(ع) به دنیا آمد، علی دستان او را زیر و رو می‌کرد و آن‌ها را می‌بوسید و می‌گریست و وقتی امّ‌البنین از علت آن می‌پرسد، به او خبر بریدن دستانش را در روز عاشورا می‌دهد. در حالی كه تلاش می‌کرد به خیمگاه آب برساند و فرزندان پیامبر خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم‌) را سیراب كند؛ بنابراین، اگر امّ‌البنین را جزو خاندان عصمت و طهارت بدانیم‌، آنگاه بر ما فرض و واجب است نسبت به او و دیگران آگاهی‌، معرفت، مودّت و پیروی داشته باشیم‌. به خصوص كه پیامبر گرامی اسلام نیز در همین رابطه فرموده است‌: «هركه به ما مهر بورزد و با این حال به دیدار خدا رود‌، از طریق شفاعت ما وارد بهشت می‌شود. «‌سوگند به آن كه جانم در دست اوست در روز قیامت هیچ بنده‌ای از عمل خود سودی نمی‌برد‌، مگر این كه نسبت به حقّ ما معرفت داشته باشد».

لیاقت و شایستگی روحی و روانی

۲. لیاقت و شایستگی روحی و روانی امّ‌البنین. چنانكه فلاسفه می‌گویند، هر كاری در عالم خارج تحقّق پیدا نمی‌كند، جز از طریق تحقّق دو مسأله فعل و انفعال‌؛ یعنی فعل مورد نظر در عمل انجام گیرد و دیگر این كه قابلیت آن فعل را داشته باشد؛ برای مثال، وقتی بخواهیم جامی را بشكنیم ، به دو امر نیازمندیم جام قابل شکستن باشد و اقدام برای شکستن. پس اگر در عمل برای شكستن آن جام اقدام نكنیم ، بدیهی است كه نمی‌شكند و از سوی دیگر اگر اقدام كنیم، امّا آن جام بلورین و یا شیشه‌ای نباشد، بلكه جامی باشد از آهن، معلوم است كه قابلیت شكستن را ندارد و لذا موضوع شكستن منتفی است. همین مسأله در مورد انسان چه مرد و چه زن صادق است، یعنی اگر انتظار داشته باشیم كه او انسانی عالم، دانا، باگذشت، سخاوتمند و در راه خدمت به اهل‌بیت(ع) ایثارگر باشد، لازم است دو امر یكی فعل؛ یعنی ابتدا باید به او تعلیم دهی و تربیتش كنی و مبانی از خود گذشتگی و جهاد را در روح و روان او وارد نمایی و نیز ولایت و محبت اهل‌بیت(علیهم السلام) را از همان اوان كودكی ، به قلب و گوشت و پوست او تزریق كنی. دیگری انفعال؛ بدین معنی كه او استعداد و شایستگی و قابلیت این امر را داشته باشد؛ یعنی هرگاه به او آموزش داده شد، آموزش پذیر باشد و یا اگر به تربیت او پرداختند، استعداد تربیت را داشته باشد، امّا اگر مثلا فردی مجنون باشد صد البته كه تعلیم و تربیت در او اثری نخواهد داشت.

لذا این موضوع از جهت فعل و انفعال بر شخصیت شخیص امّ البنین كاملاً انطباق دارد و همین امر ، او را به مقام رفیع و منزلت والا رساند، به خصوص وقتی شخصی به نام « بَشیر بن حَذْلَم‌» به‌سوی او آمد و خواست برای شهادت چهار فرزندش به او تسلیت بگوید و دلداری‌اش دهد‌، و این در حالی است كه امّ‌البنین آنان را بسیار دوست می‌داشت و به آن‌ها عشق می‌ورزید، با این همه، رو به او كرد و با قلبی آهنین و معرفتی بی‌نظیر نسبت به اهل‌بیت(ع) گفت: «پاره‌های قلبم تكه تكه شدند، امّا باكی نیست. فرزندانم و هر آنكه زیر این گنبد كبود زیست می‌کند، فدای سرورم و آقایم ابا عبدالله الحسین(ع) باد! من از تو در مورد پسرانم نپرسیدم‌، امّا مشتاقم بدانم كه فرزندم حسین زنده است یا به شهادت رسید».

آری او شبانه روز بر حسین(ع) می‌گریست و از فرط حزن و اندوه، خواب به چشمانش راه نداشت و اینگونه بود تا از دنیای فانی رخت بربست، البته این جایگاه ارزشی برای خانم ام‌البنین(س) به دست نمی‌آمد، مگر به جهت تحقق فعل و انفعال؛ چرا كه او از علم و دانش امیرمؤمنان روشنایی گرفت و نزد او معارف متعالیه را آموخت و آنچه را كه بیشتر مردم از آن اطلاع ندارند از همسرش فراگرفت. افزون بر این نباید اصالت و ژرفای ایمان و عمق شرافت حسب و نسب او را از یاد برد.

محیط خانوادگی خوب و تربیت شایسته

۳.محیط خانوادگی خوب و تربیت شایسته. بانو امّ‌البنین پرستنده و عابد و دوستار خیر و نیكی بود، امر به معروف می‌كرد و خود معروف را انجام می‌داد، نهی از منكر می‌کرد؛ چراكه او از سلاله‌ای پاک و ارجمند و محیطی نیكو برخوردار بود و اجداد و نیاكانش نیز به مكارم اخلاق و خصال پسندیده معروف بودند. از همه این موارد گذشته، او تحت حمایت و سرپرستی پدر و مادری جلیل‌القدر و گرانمایه و با ادب تربیت یافت و همین امر باعث شد تا او از همان اوان كودكی به عفت، عفاف، حجاب و حُسن رفتار و دیگر صفات نیكو و پسندیده متصف شود و این ویژگی‌ها ایشان را به درجه‌ای رساند كه در عشق نسبت به حسین و فداكاری در راه او و تقدیم چهارپاره وجودش برای حمایت از او ، به مرحله ذوب شدن در حبّ حسین نائل آید.

البته عكس این مطلب نیز صادق است، تا آنجا كه محیط نا‌مناسب و ناهنجار خانوادگی می‌تواند آدمی را به یک حیوان درنده و خوک صفت مبدّل سازد و به مادون انسانیت تنزل دهد. نمونه روشن آن‌، عملكرد یزید بن معاویة بن ابو سفیان نسبت به امام حسین و یارانش بود كه آن ها را به‌صورت فجیعی به شهادت رسانید و جامه از تن سرور جوانان بهشت به در آورد و دختران و پسران خردسال و زنان اهل‌بیت(ع) را به اسیری گرفت و از تمامی اینها گستاخانه‌تر این كه سر از تن مبارک او جدا ساخت.

موضع اسلام در این‌باره (محیط سالم و ناسالم خانوادگی)، این است كه باید در امر ازدواج حساس بود و برای نسل آینده خود همسری از خانواده سالم و اصیل برگزید و تنها فریب جمال ظاهری را نخورد؛ ازاین رو پیامبر خدا(ص) فرمودند؛ «إِیَّاكُمْ وَخَضْرَاءَ الدِّمَنِ ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا خَضْرَاءُ الدِّمَنِ ؟ قَالَ : الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِی مَنْبِتِ السَّوْءِ؛ برحذر باشید از خضراء دمن (گُل روییده در مزبله) ، یاران گفتند‌: پیامبر خدا‌! منظور از خضراء دمن چیست‌؟ فرمود‌: همان زن زیباست كه در محیط فاسد بار آمده باشد» پیداست امّ‌البنین نمونه اعلا و الگوی والا كرامت و اصالت خانوادگی بود كه امیرمؤمنان این بانوی ارجمند را، از آن خاندان دلاور پرور و نجیب به همسری بر می‌گزیند.

احساس مسئولیت، ولایتمداری و مکلف در مقابل دین خدا

۴.احساس مسئولیت، ولایتمداری و مکلف در مقابل دین خدا یكی از دلایلی كه باعث شد امّ‌البنین در عشق به حسین بن علی(ع) ذوب شود و با تمام وجود پیرو اهل‌بیت(ع) شود و به رفیع‌ترین درجات ایثار و فداكاری در این راه نایل آید و از خود و فرزندانش و هرآنچه دارد، شمع هایی بسازد تا گِرد وجود نازنین جگر گوشه‌های حضرت فاطمه(س) بسوزند و بسازند تا از او حمایت و دفاع كنند، احساس مسئولیت ایشان در برابر اهل‌بیت(علیهم السلام) اینگونه بود.

در همین مبنا، حضرت امام جواد(ع) فرمود: «مؤمن به سه خصلت نیاز دارد: توفیق الهی‌، واعظ درونی و ناصح بیرون». باید گفت این بانوی گرامی(امّ البنین) هر سه خصلت یاد شده را داشت، بدین معنی كه او هم از توفیق و مدد الهی دراین مسیر بهره برد و هم از واعظ درونی در ارتباط با احساس مسئولیت نسبت به خاندان پیامبربرخوردار شد و هم از ارشاد و راهنمایی‌های همسرش‌، علی‌بن ابیطالب به‌عنوان ناصح بیرونی استفاده كرد و با این خصلت‌ها برتر از دیگر زنان شد.

یادداشت از علی عقیلی؛ کارشناس ارشد الهیات


نوشته شده در   شنبه 19 بهمن 1398  توسط   کاربر کلانتری   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode