ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 8 اسفند 1398
پنجشنبه 8 اسفند 1398
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1398     |     کد : 189684

خلافت عثمان بن عفان

هنگامى که عمر بن خطاب (دومین خلیفه مسلمین) بدست «فیروز ابولؤلؤ» در مدینه زخمى گردید و به مرگ خود اطمینان پیدا کرد، عبدالرحمن بن عوف (یکى از صحابه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم) را فراخواند ...

تشکیل شورای 6 نفره
هنگامى که عمر بن خطاب (دومین خلیفه مسلمین) بدست «فیروز ابولؤلؤ» در مدینه زخمى گردید و به مرگ خود اطمینان پیدا کرد، عبدالرحمن بن عوف (یکى از صحابه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم) را فراخواند و نخست به وى پیشنهاد نمود که جانشینى وى را بپذیرد. اما عبدالرحمان آن را فراتر از توانایى خویش دید و از پذیرفتن مسئولیت سنگین آن، خوددارى کرد. آنگاه عمر بن خطاب به وى دستور داد تا پنج تن از بزرگان صحابه را گرد آورد و با خود، یک شوراى شش نفرى تشکیل دهد و از میان آنان، یک نفر به عنوان خلیفه مسلمانان برگزیده شده و سایرین با او بیعت نمایند.
 
اعضای شورای 6 نفره
اعضاى شورا عبارت بودند از: عبدالرحمن بن عوف، امام على بن ابى طالب علیه السلام، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، طلحة بن عبیدالله و سعد بن ابى وقاص.
همچنین عمر بن خطاب دستور داد فرزندش عبدالله و دو شخصیت منتسب به خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، یعنى امام حسن مجتبى علیه السلام و عبدالله بن عباس، بدون این که حق راى داشته باشند به عنوان ناظر در جلسه حضور داشته باشند.[۱]
 
چگونگی انتخاب خلیفه
عمر بن خطاب به اعضاى شورا، سه روز فرصت داد تا با بررسى جهات و جوانب حکومت و اوصاف و شایستگى هاى افراد، یک تن را برگزینند. وى، «ابى طلحه انصارى» را با 50 نفر نیروى مسلح، مامور تشکیل جلسه و توافق نهایى اعضاء و اجراى مصوبات آن نمود. او به ابى طلحه دستور داد که آراى اقل باید تابع آراى اکثر باشد و اگر طرفین، مساوى (سه به سه) شدند، ترجیح با طرفى است که عبدالرحمن بن عوف در آن باشد. هر که با تصمیمات آن مخالفت ورزد، با شمشیر سرش را از بدن جدا کند.
 
آنچه در شوری گذشت
جلسه اعضاى شورا آغاز گردید و به بحث و تبادل نظر پرداختند. آنان سه روز را در اتاقى در بسته گفتگو کردند و سرانجام، سه تن از آنان ، راى خود را به دو نفر واگذار کردند و به این صورت که زبیر بن عوام، راى خود را به امام على بن ابى طالب علیه السلام واگذار کرد و عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص، هم به على علیه السلام و هم به عثمان بن عفان راضى بودند. طلحة بن عبیدالله در آن هنگام که در سفر بود، نتوانست در جلسه شورا حاضر گردد. وى پس از بیعت با عثمان از سفر برگشت و به این امر رضایت داد.

به هر حال، دو نفر از میان اعضاى شورا، نامزد خلافت شدند. یعنى حضرت على علیه السلام و عثمان بن عفان. سه روز به پایان رسید و همه چشم انتظار معرفى خلیفه تازه بودند. عبدالرحمن در این هنگام، غیر از گفتگوهاى فردى و جلسه اى با امام على علیه السلام و عثمان بن عفان، با برخى از بزرگان صحابه نیز مشورت هایى مى کرد و نظرات آنان را جویا مى شد.

عبدالرحمن به پیروى از عمر بن خطاب، تمایل باطنى به خلافت امام على علیه السلام نداشت و انتخاب آن حضرت براى عضویت در شورا را، تنها براى مشروعیت بخشیدن ظاهرى کار انتقال خلافت مى دانست و در حقیقت، نیت آنان انتخاب عثمان بن عفان بود. عبدالرحمن به دنبال گریزگاهى مى گشت که عثمان را به تخت خلافت بنشاند ولى با هر کسى گفتگو مى کرد، آنان على بن ابى طالب علیه السلام را بخاطر کمالات نفسانى، سبقت در اسلام و خویشاوندى با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم، بر عثمان ترجیح مى دادند.

شاید منظور عبدالرحمن در گفتگو با بزرگان صحابه، راضى کردن آنان به خلافت عثمان بود و از این راه، زمینه را براى پذیرش عمومى فراهم مى کرد.

روز چهارم فرارسید و مسلمانان در مسجدالنبى صلى الله علیه و آله و سلم گرد آمده تا به خلیفه سوم بیعت کنند. عبدالرحمن، در آغاز از تشکیل جلسه شورا و روند آن گزارشى داد و نهایى شدن نامزدى حضرت على علیه السلام و عثمان بن عفان را اعلان کرد.

آنگاه از مردم، درباره انتخاب یکى از این دو نظرخواهى کرد. مردم دو دسته شدند. تعدادى از صحابه و یاران نزدیک رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم، به على علیه السلام و تعدادى دیگر به عثمان راى دادند و در نتیجه، پراکندگى آرا و دودستگى به وجود آمد.

عبدالرحمن براى پایان کار، نخست حضرت على علیه السلام را به پیش فراخواند و به وى گفت: اى ابوالحسن علیه السلام آیا با خدا پیمان مى بندى که به کتاب الله، سنت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و سیره دو خلیفه پیشین عمل نمایى؟

حضرت على علیه السلام بدون هیچ گونه ظاهرسازى و با طمانینه کامل فرمود: پیمان مى بندم که به کتاب خدا و سنت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم و به علم خود عمل کنم.

سپس عبدالرحمن به عثمان، گفت: اى عثمان، آیا با خدا پیمان مى بندى که به کتابش و سنت پیامبرش و سیره دو خلیفه پیشین عمل کنى؟ عثمان، بدون هیچ گونه تاملى گفت: مى پذیرم. من پیمان مى بندم که به کتاب خدا، سنت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم و سیره شیخین عمل کنم!

عبدالرحمن که خود سازنده این صحنه نمایش بود، دست روى دست خود زد و گفت: تمام شد. سپس با عثمان بیعت کرد و مردم نیز با عثمان بیعت کردند. طلحة بن عبیدالله که پس از این ماجرا به مدینه برگشته بود، چون دید همگان با عثمان بیعت کردند، او نیز به ناچار با وى بیعت کرد.

لازم به یادآورى است که کشته شدن عمر بن خطاب، سه روز مانده به آخر ذى الحجه سال 23 هجرى واقع شد و انتخاب عثمان به خلافت، در چهارمین روز درگذشت عمر که مصادف با روز یکشنبه، اول ماه محرم سال 24 هجرى قمرى بود، به وقوع پیوست.[۲]

اما جلال الدین سیوطى در تاریخ الخلفاء گفته است: عمر بن خطاب در روز چهارشنبه، چهار روز باقى مانده به آخر ذى الحجه زخمى گردید و در روز یکشنبه اول ماه محرم، دفن شد. آنگاه در صفحات دیگر گفت: انتخاب عثمان بن عفان، سه روز پس از دفن عمر بن خطاب واقع گردید.[۳]

پی‌نوشت‌ها:
1. تحلیلى از زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، ص 126.
2. نک: تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 554؛ تاریخ الیعقوبى، ج 2، ص 162 و معالم المدرستین، ج 1، ص 171.
3. پرش به بالا↑ تاریخ الخلفاء، ص 151 و 171.

منبع: روز شمار تاریخ اسلام، سید تقى واردى، جلد اول، ماه محرم


نوشته شده در   سه شنبه 23 مهر 1398  توسط   کاربر کلانتری   
PDF چاپ چاپ بازگشت
نظرات شما :
 
Refresh
SecurityCode