ترکی | فارسی | العربیة | English | اردو | Türkçe | Français | Deutsch
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 28 اسفند 1397
سه شنبه 28 اسفند 1397
 لینک ورود به سایت
 
  جستجو در سایت
 
 لینکهای بالای آگهی متحرک سمت راست
 
 لینکهای پایین آگهی متحرک سمت راست
 
اوقات شرعی 
 
تاریخ : جمعه 21 دي 1397     |     کد : 186290

روز شمار تاريخ

جمعه21دی1397-5جمادی الاول1440-11ژانویه 2019

ولادت با سعادت عقيله ‏ي بني هاشم حضرت زينب (س) دختر امام علي(ع)(5 ق)

زينب در لغت به معناي درخت نيكو منظر آمده و گاهي به معناي زينت پدر مي‏باشد. حضرت علي(ع) دو يا سه دختر به نام زينب داشته و دختر بزرگ آن حضرت، زينب كبري است و اوست كه در واقعه‏ي عاشوراي سال 61 هجري به همراه امام حسين(ع) بوده است. حضرت زينب(س) از زنان فاضله، عالمه و شجاع تاريخ است و فضايل آن بانو و جلالت شأنش بسيار والاست. آن حضرت، همسر پسرعمويش عبداللَّه بن جعفر بن ابي‏طالب بود و پنج فرزند داشت. حضرت زينب به هنگام عزيمت امام حسين(ع) به عراق، برادر را همراهي كرد و در واقعه‏ي كربلا دو پسرِ آن بانو به نام‏هاي محمد و عَون به شهادت رسيدند. ايشان از سوي حضرت امام حسين(ع) سرپرستي اهل‏بيتِ آن حضرت و حفظ و نگهداريِ مقام ولايت كبري، امام سجاد(ع)، را در هنگام بيماري برعهده داشت. شيرزن كربلا با روحيه‏اي قوي و شهامت زايد الوصف خود توانست آن امانت بزرگ را در آن شرايط سخت و سنگين اسارت به درستي و شايستگي به منزل رساند. خطبه‏هاي مردانه و رسواكننده‏ي حضرت زينب(س) در مجلسِ ستم عُبيداللَّه بن زياد در كوفه و يزيد بن معاويه در شام كه كاخ ظلم و جورِ فرعون زمان را به لرزه در آورد، شهره‏ي تاريخ است.

روز پرستار و بهورز

به پاس زحمات شبانه روزي پرستاران و بهورزاني كه در مراكز بهداري، وظيفه‏ي نگهداري، مراقبت و درمان بيماران را برعهده دارند و با تأسي به بانوي بزرگوار اسلام، حضرت زينب كبري(س) كه از بيمار كربلا، حضرت امام سجاد(ع) و كودكان، مراقبت مي‏كرد، پنجم جمادي الاول برابر با زاد روز آن اسوه‏ي صبر و شكيبايى به عنوان روز پرستار و بهورز در نظام جمهوري اسلامي ايران نامگذاري شده است. اين روز، ضمن يادآوري رشادت‏هاي دختر بزرگوار اميرالمؤمنين(ع) در صحنه‏هاي خطر و رويارويي با سختي‏هاي زمان، زمينه‏اي براي سپاسگزاري و ارج نهادن به مقام پرستاران و تقدير از بهورزانِ اين مرز و بوم است كه خاطره‏ي شيرزن كربلا را فراموش نخواهند كرد.

پيروزي نيروهاي اسلام بر "يزدگرد سوم" و انقراض سلطنت ساساني (642م)

ساسانيان كه بيش از 400 سال بر ايران حكومت كرده بودند در روزگار پس از قتل خسروپرويز به دست فرزندش، به دلائل گوناگوني در سراشيبي سقوط و انحطاط قرار گرفتند. در همين هنگام آشفتگي بسياري در اوضاع ايران پديد آمد و در طي چهار سال بيش از 10 نفر به سلطنت رسيدند، تا سرانجام يزدگرد سوم بر تخت سلطنت نشست. در زمان وي دولت ساساني در اوج ضعف و درماندگي خود بود و خوش‏گذراني امرا و ظلم و ستم بيش از حد پادشاهان، فشار زيادي بر مردم محروم وارد مي‏آورد. استبداد پادشاهان، قدرت بي‏حساب مُغان يا مقامات مذهبي، عدم تساوي اجتماعي، نظام غلط طبقاتي، اخذ ماليات‏هاي سنگين و شكل‏گيري يك نوع بردگي فكري از جمله دلائلي بودند كه باعث شد هرگونه نداي اصلاح‏طلبي و جنبش آزادي خواهي مورد استقبال عمومي مردم ستم‏ديده ايران واقع شود. از سوي ديگر اسلام به عنوان ديني مطرح گرديد كه اعتقادات آن با مباني عقلي و فكري منطبق بود و جاي‏گزيني توحيد و يكتاپرستي به جاي دو خدايى و پذيرش احكام و عمل به آن، براي ايرانيان كه خواهان خروج از سخت‏گيري‏هاي موبدان زرتشتي بودند به عنوان مائده‏اي آسماني تلقي گرديد. آنان با پذيرش دين اسلام، مساوات، برابري و برادري ميان ضعيف و قوي و رهايى از جامعه طبقاتي ساسانيان را به دست مي‏آوردند. هم‏چنين مدارا و عدم سخت‏گيري اوليه مسلمانان و آزادي در عقيده و مذهب بدون تعرض، از عواملي بود كه به سقوط ساسانيان وحاكميت مسلمانان انجاميد. در اين اوضاع و احوال بود كه سپاهيان اسلام در زمان خليفه دوم به ايران حمله كردند و در طي جنگ‏هاي قادسيه و نهاوند، ارتش مجهز ايران را شكست داده و اسلام را در آن نواحي منتشر ساختند. عقب‏نشيني برخي امرا و اشراف و دهقانان ايراني و حتي موبدان در برابر امواج هجوم نيروهاي اسلام، نارضايتي از حكومت ساسانيان و اسلام آوردن ايرانيان و همدلي با مسلمانان از عوامل مهم سقوط و اسلامي شدن تدريجي ايران بود و مقاومت‏ها و شورش‏هاي ضدعربي كه در خلال فتح و پس از آن، در شهرها رخ مي‏داد، مانعي جدي دربرابر گسترش اسلام نبود. همدلي برخي از اشراف و امراي ايراني با مسلمانان باعث شد كه بر جان و مال خود ايمن شوند و حتي از عطاياي اسلامي بهره‏مند گردند و گاه موقعيت اجتماعي و سياسي خود را نيز حفظ كنند.
 


نوشته شده توسط   کاربر کلانتری   
PDF چاپ